روح هزاران زن در یک بدن
前往频道在 Telegram
کشیده شده به سمت جزییات و عمق.
显示更多未指定国家未指定类别
233
订阅者
-124 小时
-37 天
+1430 天
帖子存档
اگر شعر بیان سوختن آدمیزاد نباشه و بقایای سوختن دل یک آدم باشه چی؟!
هیچی. با بغض این شعر فروغ رو زمزمه میکنم:
میروم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانهٔ خویش
به خدا میبرم از شهر شما
دل شوریده و دیوانهٔ خویش
«من همون یه تصویر رو شعر نوشتم تا خواب ابد
این یکیام میکارم تو صخرهی سینم از آغاز ابد»
«من همون یه تصویر رو شعر نوشتم تا خواب ابد
این یکیام میکارم تو صخرهی سینم از آغاز ابد»
یعنی میخوای بگی سرنوشت دلم مثل شمع هست؟!
روشن موندن؟! سوختن؟!گریه کردن؟! کوتاه شدن و در نهایت رسیدن به خاموشی؟!
نتیجه خاموشی چیه؟!
رفتن.
