گاو
الذهاب إلى القناة على Telegram
Nerd @prophe_t پیغمبری که خدایش او را از خویش رانده @Calibannashenasbot ناشناس
إظهار المزيد603
المشتركون
+124 ساعات
+27 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
جاري تحميل البيانات...
القنوات المماثلة
سحابة العلامات
الإشارات الواردة والصادرة
---
---
---
---
---
---
جذب المشتركين
سبتمبر '26
سبتمبر '26
+15
في 0 قنوات
أغسطس '26
+34
في 1 قنوات
Get PRO
يوليو '26
+56
في 2 قنوات
Get PRO
يونيو '26
+54
في 1 قنوات
Get PRO
مايو '26
+15
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '26
+4
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '26
+2
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+31
في 2 قنوات
Get PRO
يناير '26
+34
في 3 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+49
في 3 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+23
في 1 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+38
في 2 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+27
في 1 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+37
في 1 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+35
في 2 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+32
في 2 قنوات
Get PRO
مايو '25
+39
في 2 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+52
في 1 قنوات
Get PRO
مارس '25
+26
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+40
في 1 قنوات
Get PRO
يناير '25
+47
في 2 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+27
في 3 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+67
في 2 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+86
في 4 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+55
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+42
في 1 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+185
في 1 قنوات
Get PRO
يونيو '240
في 3 قنوات
Get PRO
مايو '240
في 1 قنوات
Get PRO
أبريل '240
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '240
في 1 قنوات
Get PRO
فبراير '24
+30
في 0 قنوات
| التاريخ | نمو المشتركين | الإشارات | القنوات | |
| 18 سبتمبر | +1 | |||
| 17 سبتمبر | +1 | |||
| 16 سبتمبر | 0 | |||
| 15 سبتمبر | 0 | |||
| 14 سبتمبر | +2 | |||
| 13 سبتمبر | +2 | |||
| 12 سبتمبر | 0 | |||
| 11 سبتمبر | +1 | |||
| 10 سبتمبر | +1 | |||
| 09 سبتمبر | 0 | |||
| 08 سبتمبر | +1 | |||
| 07 سبتمبر | +2 | |||
| 06 سبتمبر | +1 | |||
| 05 سبتمبر | 0 | |||
| 04 سبتمبر | +3 | |||
| 03 سبتمبر | 0 | |||
| 02 سبتمبر | 0 | |||
| 01 سبتمبر | 0 |
منشورات القناة
من اسم این ژانر رو میذارم موسیقیِ تجربی، که این گروه استادشه
تجربی ازین بابت که حین شنیدنش وارد یک عملیات اجرایی میشین و از یک شنوندهی منفعل، تبدیل میشین به کسی که با تک تک نتها یک رسالت خاص رو بجا میارین.
@hello_to_all_cows
| 2 | کسی آخرین توجّه، آخرین حرکت یا واپسین نگاه را جدّی نمیگیرد. آدم هیچوقت نمیداند این آخرینها کی فرامیرسند، کسی حواسش به آنها نیست، لحظهها بر ما میلغزند و میگریزند. امّا وقتی آخرین لحظه منجمد میشود، وقتی یقین داری که واژهی «آخرین» را بر خود دارد، آن لحظه بازمیگردد و در ناخودآگاهت رخنه میکند. ای کاش میدانستم...
فریاد در ویرانهها
الکساندرا کوزلیک
@hello_to_all_cows | 137 |
| 3 | @hello_to_all_cows | 160 |
| 4 | غذا رو بخاطر کسایی که باهاشون همصحبت میشم دوست دارم
و ظرفها همزمان با “ما” خالی میشن.
این صحنه شاید برخلاف رویهی رایج باشه که عکسهای پر زرقوبرق رو منتشر میکنن ولی برای من تا ابد موردعلاقهس. | 171 |
| 5 | غذا رو بخاطر کسایی که باهاشون همصحبت میشم دوست دارم
و ظرفها همزمان با “ما” خالی میشن.
این صحنه شاید برخلاف رویهی رایج که عکسهای پر زرقوبرق رو منتشر میکنن باشه ولی برای من تا ابد موردعلاقهس. | 1 |
| 6 | این فیلم میخوره به زمان بیکاری من که با یک خانم آلمانی زندگی میکردم که در دفتر لوفت هانزا کار میکرد. و یادمه سر میز صبحانه یک مقداری تربچه هم گذاشته بود. بعد طوری اینها رو با سر و صدا میخورد که من روی کاغذ نوشتم: «من زنی را میشناسم که طوری تربچه میخورد که انگار هزاران سرباز از روی خردهشیشه رژه میروند.» گفت چی داری مینویسی؟ گفتم هیچی. الان تموم میشه. این زن قهوه که میخورد هورت میکشید طوری که یکدفعه من گفتم «چی گفتی؟» و این صحنه رو هم گذاشتم توی فیلم. وقتی این زن در شب افتتاح، این فیلم رو دید، زنی که بزرگترین لذت زندگیش خوردن یک گیلاس شراب سفید بود، یک بغلی ویسکی خریده بود و رفته بود تو پارک و تنهایی بغلی رو خالی کرده بود. روز بعدش به من تلفن کرد و گفت سهراب این زنه منم؟ گفتم نه. کی گفته؟ گفت آخه خیلی چیزهاش شبیه منه. گفتم تقصیر من چیه؟
Ordnung (Sohrab Shahid-Saless, 1980)
@hello_to_all_cows | 188 |
| 7 | گاه از خودم میپرسم: کجا هستم؟ روی سرهی کوههای بختیاری که تا چشم کار میکند، تا آنطرف آسمان، کوه در کوه است: «سفیدکوه»، «سیاهکوه». بلندیهای «کوهرنگ» و سرچشمهی «زایندهرود»... یا در پستوی دکانی، در کنار چاه حیاط خلوتی تاریک با دیوارهای بلند؟ میگویی با خودم چکار کنم، روحم را به کدام دیاری فرار بدهم؟
گفتوگو در باغ
شاهرخ مسکوب
@hello_to_all_cows | 196 |
| 8 | @hello_to_all_cows | 291 |
| 9 | عزیز من، به گفتههایت بیتوجه نیستم. از کودکی، به لطف تلاشهای تو، با کتاب مقدس آشنا شدهام. قدرت ایمان را حس کردهام. و سپس، همهی لذتهای هستی را تجربه کردهام. در هالهای از شکوه، با ذهنهای والا همنشین بودهام. تمام آنچه زندگی داشت که نشان دهد را دیدهام. با فرومایگان و ثروتمندان، با مردان وارسته در فقرشان و با دنیاپرستان در جبروتشان زیستهام. از جامی که هر دو شیوه به لبم نزدیک کردند نوشیدهام، و در این لحظه برایت سوگند میخورم که تنها یک لحظه تجربهی عمیق قلبی، ارزشش از همه هستیای که دنیاپرستان روی این دنیا هوار میکنند، و آنهایی که ذهنشان را مشغول امور اخروی کردهاند، بیشتر است.
رابرت ماتورین
ملموث سرگردان
@hello_to_all_cows | 314 |
| 10 | @hello_to_all_cows | 258 |
| 11 | مرد: «موناکو، بیست و هشت درجه گرما در سایهگاه،
باورنکردنی و ورای طاقتِ ماست.
ما تنها آدمهای دنیا هستیم.
همه جا آبی و همهچیز محشر است.
چشمانت را که کمی بر هم بگذاری، خورشید به اوج آسمان رسیده است.
من پاهایت را نوازش میکنم،
دستم پوستِ تنت را داغ میکند.»
زن: «هیچی نگو!
هر زمان دوست داشتی، مرا ببوس.
حس بینظیری دارم،
عشق در همینجا، درست در کنار تو است.»
مرد: «چه حس خوبی!»
مرد: «موناکو، بیست و هشت درجه گرما در سایهگاه،
سیگارم را خاموش میکنم،
هوا دارد گرمتر میشود.
لبانت مزهی میوههای وحشی را میدهد
و در همانحال چونان موجی زرین مرا در خود فرو میبری.»
زن: «هیچی نگو!
عشق تمام مرا فرا گرفته است.»
@hello_to_all_cows | 242 |
| 12 | برای تکملهی صحبتام:
@hello_to_all_cows | 281 |
| 13 | با این آهنگ به عکس بالا خیره شدم،
به آدمهایی که اونجا زندگی میکنن و چیزهای سادهای که توی خونههاشون دارن فکر میکنم
تصور میکنم چه زندگیهای ساده و بیتکلفی دارن
و ما در خاورمیانه به اندازهی چندین زندگی کار میکنیم و جون میکنیم که دقیقا به اون نقطهی ساده و بیتکلف برسیم.
و این برای میلیاردها آدم آرزو نیست بلکه بخشی از روزمرهشون هست.
امان از ایران و جبر جغرافیایی…@hello_to_all_cows | 334 |
| 14 | @hello_to_all_cows | 328 |
| 15 | لطیف و دلنشین🤍
@hello_to_all_cows | 278 |
| 16 | شب را نوشیدهام
و بر این شاخههای شکسته میگریم.
مرا تنها گذار ای چشمِ تبدار سرگردان!
مرا با رنجِ بودن تنها گذار.
مگذار خوابِ وجودم را پرپر کنم.
مگذار از بالشِ تاریک تنهایی سر بردارم
و به دامن بیتار و پودِ رویاها بیاویزم.
سپیدیهای فریب روی ستونهای بیسایه رجز میخوانند.
طلسم شکستهی خوابم را بنگر
بیهوده به زنجیر مروارید چشمم آویخته.
او را بگو
تپشِ جهنّمی مست!
او را بگو: نسیمِ سیاه چشمانت را نوشیدهام.
نوشیدهام که پیوسته بیآرامم.
جهنّم سرگردان!
مرا تنها گذار.
سهراب سپهری
@hello_to_all_cows | 335 |
| 17 | @hello_to_all_cows | 372 |
| 18 | برگها در سقوطاند، تو گویی از ارتفاعی بلند.
انگار درختزاران در فضای تهیِ آسمان در کشاکشِ مردناند.
هر برگ چنان میافتد انگار علامت داده باشد «نه».
و امشب زمین سنگدلانه افول میکند.
میرمد از ستارگان در تنهایی خود.
میافتیم. پایین میآید این دستِ من.
و این یکی دست نیز. در همهی اینها سقوط هست.
عجب اما، که هنوز کسی هست که دستهایش در نهایتِ آرامیاند.
کسی که سقوط را میگیرد که نیافتد.
ریلکه
@hello_to_all_cows | 338 |
| 19 | بوس به صدات جنتلمن❤️
@hello_to_all_cows | 477 |
| 20 | در این روزهای منتهی به آزمون، از خودم فراموش کردم
امشب به دوستی میگفتم دلم برای اون سینایی که جلسه برگزار میکرد و راجع به فیلمها و کتابها صحبت میکرد تنگ شده...
سینایی که میل به کشف و ارتباط داشت؛
اما حالا فقط کسی هستم که درسش خوب است و حقوق مدنی را ۸۰ درصد میزند اما خالی از امید.
کجاست آنجای خوب؟ کجاست آنجا که سر بنهم بر آن و لَختی آسوده بخواب روم؟
کجایند نشاط و شور زندگی؟
اما حالا همهچیز خلاصه شده در دویدن و خواندن و نگرانی بابت آزمونی که تضمینی بابت خوشبختی و خوشحالی من نمیده و شاید حتی ابتدای بدبختیهام باشه.
به هرحال دلم خواست حالا که وقت گیر آوردم از آنچه که بر این تن و جسم و روحِ کهنسال داره میاد بگم.
روزهای سخت، خیلی سخت.
بامداد ۱۹ شهریور | 440 |
