ar
Feedback
آدم کوچولوها🌱

آدم کوچولوها🌱

قناة بسيطة

برای درک کامل هر چیز ناچارم آنها را بنویسم. 🐳 نازنینی که مریمه📚🌱 ناشناس:https://t.me/HarfChatBot?start=945a4bc17bb9 My playlist🎵: @Music_0nl https://t.me/liliy00m

إظهار المزيد
247
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+17 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
شهر گربه ها | هاروکی موراکامی چنین صحنه ای واقعی به نظر نمی رسید. با این حال میدانست که واقعیت میتواند بعضی اوقات به شدت غیر واقعی جلوه کند. #book

شهر گربه ها | هاروکی موراکامی از کتابهای قطور و به ویژه از کتابهایی که برای فهمیدنشان میبایست چندین مرتبه بازخوانیشان کند خوشش می آمد. #book

دنیا به آدم های بنفش بیشتری نیاز دارد.
+8
دنیا به آدم های بنفش بیشتری نیاز دارد.

ارتباطش از اونجا میاد که هر دو به یک ظرفیت شناختی زیربنایی نیاز دارن: توانایی نگه‌داشتن دو تا واقعیت هم‌زمان در ذهن — «این یک چیز است» و «این یک چیز دیگر هم می‌تواند باشد». وقتی کودک تظاهر می‌کند موز، تلفنه، داره دقیقاً همون کاری رو می‌کنه که تو شوخ‌طبعی اتفاق می‌افته: یک معنای انتظاری رو نگه می‌داره و هم‌زمان یک معنای غیرمنتظره رو روش سوار می‌کنه. این همون چیزیه که پیاژه بهش "decentration" می‌گفت — خروج از یک چارچوب معنایی ثابت. نکته جالب‌تر اینه که Berk این رو به همدلی هم وصل می‌کنه، و اون پل هم از همین ظرفیت رد می‌شه: بازی نقش (role-play) یعنی کودک باید موقتاً دیدگاه خودش رو کنار بذاره و دیدگاه پلیس یا پزشک رو "امتحان" کنه. شوخ‌طبعی، همدلی، و نقش‌بازی — هر سه زیرشاخه‌ی یک مهارت‌اند: توانایی گرفتن یک چارچوب معنایی و تصور کردن یک چارچوب جایگزین بدون از دست دادن چارچوب اول. سوالی که ارزش فکر کردن داره: اگه این ظرفیت در ۴ سالگی شکل می‌گیره، چرا بعضی بزرگسالان شوخ‌طبعی یا همدلی محدودی دارن؟ آیا رشد نکرده، یا سرکوب شده؟
#claude

اع نمیدونستم شوخ طبعی با تخیل ارتباط داره

در این سن تخیل کودک رشد میکند. تخیل دو ویژگی جدید به کودک اضافه میکند: شوخ طبعی و همدلی با دیگران در چهار سالگی کودکان وقت بسیاری را صرف بازیهای تخیلی میکنند. آنها دوست دارند نقش افراد مختلف از پدر و مادر تا پلیس و پزشک و .... را بازی کنند. هدف این نوع بازیها فهمیدن نقش بزرگسالان در زندگی واقعی است. #book

یعنی به صورت مستقیم دخالت نکنیم، بلکه کلمات و ابزاری رو در اختیارش قرار بدیم که خودش مسئله رو حل کنه.

در سه سالگی کودکان آمادگی فراوانی برای ارتباطات اجتماعی دارند. این کودکان وقتی در موقعیتهای اجتماعی قرار میگیرند به طور طبیعی به بازی گروهی تمایل نشان میدهند نقش والدین این است که وقتی کودک در تعاملات اجتماعی به کمک نیاز دارد او را هدایت کنند والدین باید برای پیوستن به بازی همسالان واژگان مورد نیاز را در اختیار کودک قرار دهند و هنگام بروز تعارض راهکارهایی برای حل آن به کودک پیشنهاد کنند شروع آموزش این مهارتها باعث تقویت اعتماد به نفس و ایجاد حس خوب در آنها درباره ی بازی با کودکان دیگر میشود. #book

احساسات کودک من چگونه مدیریت احساسات را به کودکان خود بیاموزیم| فاطمه غنی پور ۳ تا ۵ سالگی در این دوره مهمترین افراد زندگی کودک خانواده ی او هستند کودک دوست دارد دیگران را خوشحال کند. کودک در این سن به کسب تأیید، اطمینان و توجه مداوم نیاز دارد #book

وجود روال منظم و قابل پیش بینی برای فعالیتهای روزانه به منظور شکل گیری احساس امنیت در کودک ضروری است #book

احساسات کودک من چگونه مدیریت احساسات را به کودکان خود بیاموزیم| فاطمه غنی پور ۱۲ تا ۳۶ ماهگی کودک در این سن خود را کانون جهان میداند و بسیار مالکیت خواه میشود. «نه» کلمه ی مورد علاقه ی او و راهی برای نشان دادن استقلالش است. کودک در این سن می تواند راه برود. این توانایی جدید استقلال بیشتری برای او به ارمغان می آورد. وقتی نمی تواند کاری را انجام دهد به سرعت ناامید شده، دستخوش احساسات شدید اما زودگذر میشود. آگاهی کودک نسبت به خود و مالکیت افزایش می یابد؛ این به معنی استقلال و خودکفایی است خودکنترلی از این سن شروع می شود و در سال دوم رشد میکند. کودک از بازی کردن با خود و کنار کودکان دیگر نه الزاماً با آنها لذت می برد. صحبت کردن درباره ی شریک شدن با دیگران و احساسات اطرافیان خوب است اما نباید انتظار داشت کودک احساسات دیگران را درک کند. این توانایی در سالهای بعد به دست می آید. حفظ استقلال کودک مهم است اما تعیین محدودیت ها و قوانین نیز ضرورت دارد. آزادی کودک نامحدود نیست اما در محدوده ی از پیش تعیین شده ای آزادی عمل دارد. طبیعی است که کودک محدوده ی خود و استواری والدین برای حفظ آن را محک بزند. بسیاری از والدین نگران لوس شدن کودک در نتیجه ی استقلال بیش از حد هستند. کودک یک ساله ی استقلال طلب لوس نیست. بچه ی‌لوس کودکی است که محدوده ی خود را نمیشناسد. ایجاد چارچوبی برای کودک که بداند در انتظار چه چیزی باشد و محدوده ی خود را بشناسد به کودک کمک میکند تا نشانه های اجتماعی را درک کرده روابط بهتری برقرار کند. #book

۲ تا ۳ سالگی: از بزرگسالان و کودکان تقلید میکند. به همبازیهایش ابراز احساسات میکند. در برابر تغییرات اساسی در برنامه ی روزانه مقاومت میکند. از والدین راحت تر جدا میشود. نوبت کودکان دیگر را رعایت میکند اگرچه این رفتار دائمی نیست. ۳ تا ۵ سالگی رفتارهای تهاجمی از خود نشان میدهد که ممکن است تا پنج سالگی کاهش یابد. کم کم تعداد دوستان خود را افزایش میدهد. با دیگران همکاری میکند. بیشتر اوقات با دیگران سهیم میشود. به تجربه های جدید علاقه مند میشود. توانایی بیشتری برای پیروی از قوانین به دست می آورد. ممکن است اشیای ناآشنا را به شکل هیولا ببیند. در بازی های تخیلی جزئیات بیشتری را وارد میکند. در بازیهای تخیلی ممکن است نقش مادر یا پدر را بازی کند. از آواز خواندن رقصیدن و نمایش اجرا کردن لذت میبرد. دوست دارد دیگران را خوشحال کند. #book

این دقیقاً همون چیزیه که در روانشناسی behavioral activation بهش میگن: تمرکز از «نتیجه‌ی نهایی» به «واحد عمل» ببره. #claude

اگه هر کلمه، هر جابه‌جایی جمله رو مثل همون کش عضله حس کنی — یه واحد پیشرفت مستقل، نه بخشی از یه امتحان بزرگ — مغز فریز نمی‌کنه، چون هر واحد کوچیک خودش یه بردِ کامله. #claude

تفاوت اصلی بین ورزش و درس‌خوندن دقیقاً همینه: در ورزش پیشرفت رو حس بدنی می‌کنی — چند ثانیه بیشتر، یه کش بیشتر. ملموسه. اما در نوشتن/خوندن، پیشرفت معمولاً نامرئیه چون منتظر یه محصول «کامل» در آخریم، نه لحظه‌به‌لحظه. #claude

اینجوریه که مغزم فریز نمیشه

هر کلمه ایی که میخونم مینویسم جابه جا میکنم نوعی پیشرفته

هر جمله، هر اضافه کردن، هر پیشرفت رو حس کنم.

باید کاری که می‌خوام انجام بدم رو اینجوری ببینم.

برعکس درس خوندن، ورزش کردن به آدم احساس پیشرفت میده. همین‌که هربار میتونم چند ثانیه بیشتر بدنم رو بالا نگه دارم، عضلاتم رو کش بیارم بدنم رو بکشم، حرکت رو بهتر انجام بدم، آستانه تحملم افزایش پیدا میکنه، جدا از لذتِ درد کشش عضلات، از پیشرفتی که حس‌میکنم لذت می‌برم.