آدم کوچولوها🌱
Yopiq kanal
برای درک کامل هر چیز ناچارم آنها را بنویسم. 🐳 نازنینی که مریمه📚🌱 ناشناس:https://t.me/HarfChatBot?start=945a4bc17bb9 My playlist🎵: @Music_0nl https://t.me/liliy00m
Ko'proq ko'rsatish247
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-37 kun
-130 kun
Postlar arxiv
گاهی حس میکنم هیچ منبع دیگه ایی نیاز ندارم، همینکه دوره های کورسرا رو بگذرونم و تجربه کنم کافیه!
دیگه حتی مانع ترجمه و زبان رو ندارم با trancy و Ai
حالا میتونم بدون ترجمه آزمون های کورسرا رو انجام بدم و ۱۰۰ بگیرم.
هورا!
پ. ن: یه دستاورد کوچولو
جستارهایی درباره زن | سوزان سانتاگ
ژان کوکتو گفته است برتری های زیبایی بی شمار است. با اطمینان میتوان گفت زیبایی شکلی از قدرت است و قدرت با زیبایی مناسبت دارد تأسف آور است که اغلب زنان تنها برای جست وجوی این شکل از قدرت تشویق میشوند؛ قدرتی که همواره در نسبت با مردان تجسم میشود نه قدرت انجام کار بلکه قدرت جذب جنس مخالف در واقع قدرتی که خود را نفی میکند؛ زیرا دست کم زنان نمیتوانند آن را آزادانه انتخاب کنند یا بدون سرزنش اجتماعی از آن دست بکشند.
#book
جستارهایی درباره زن | سوزان سانتاگ
ظاهر خوب برای مردان کلیت است و در نگاه کلی سنجیده میشود کسی مرد را به تقسیم بندی ویژگیهای ظاهرش تشویق نمیکند و نیازی به تأیید از روی اندازه گیری اندام مختلف بدن نیست این برای کمال مردانه بی اهمیت و بیشتر غیرمردانه تلقی میشود. شگفتا که برای داشتن ظاهر خوب مردانه حتی نقص یا آسیب خوشایند و مقبول است. برای مثال براساس نظر یکی از منتقدان فیلم (زن) و از طرفداران رابرت ردفورد داشتن خالهای گوشتی روی گونۀ ردفورد فقط به زیبایی ظاهر صورتش افزوده است. حال این نظر را با خودکم بینی زنان و قضاوت مدام درباره زیبایی زن مقایسه کنید.
#book
جستارهایی درباره زن | سوزان سانتاگ
البته اشتیاق برای زیبایی خطا نیست؛ اجبار و تقلا برای زیبا شدن خطاست. پذیرش ایدئال خوشایند موجب میشود زنان از آنچه هستند یا در جریان رشد و به طور طبیعی به آن تبدیل میشوند، احساس حقارت کنند از این رو ایدئال زیبایی به صورت سرکوب خود جلوه میکند زنان یاد میگیرند بدنشان را به قسمتهای مختلف تقسیم کنند و هر قسمت را جداگانه ارزیابی کنند. صورت ،بینی ،مو چشم ها، پاها گردن باسن بالاتنه و ... . هر یک از آنها به نوبه خود تابع موشکافی اضطراب آور نگران کننده و اغلب نومید کننده میشوند، هر اندازه برخی اندام ها تأیید شده باشند برخی دیگر همواره نقص دارند زنان به کمتر از کمال رضایت نمیدهند.
#book
جستارهایی درباره زن | سوزان سانتاگ
تصور میشود صفت زیبا برای شخصیت و علایق زنان ضروری است،( برخلاف مردان که باید قوی اثرگذار یا شایسته باشند) لزومی ندارد کسی در آستانه آگاهی پیشرفته فمینیستی متوجه شود شیوه آموزش زنان در ارتباط با زیبایی مشوق خودشیفتگی است و وابستگی و نابالغی را تقویت میکند این را هر کسی مرد و زن میداند؛ زیرا هر کسی کل ،جامعه زنانگی را تنها با اهمیت دادن به ظاهر تعریف میکند. برعکس مردانگی با اهمیت دادن به اینکه شخص چه کسی است و چه کاری انجام میدهد، تعریف میشود و اگر لازم باشد تنها در مرحله بعد به شکل ظاهر توجه میشود با در نظر گرفتن این کلیشه ها تعجبی ندارد که اعتبار زیبایی در بهترین حالت درهم و برهم است.
#book
جستارهایی درباره زن | سوزان سانتاگ
در زبان انگلیسی میگوییم زن زیبا اما مرد خوش قیافه خوش قیافه معادل مردانه و امتناع از تمجیدی است که با اختصاص ویژه آن برای زنان لحنی تحقیر آمیز دارد اینکه میتوان مردی را به زبان فرانسوی و ایتالیایی زیبا نامید حاکی از وجود رد و نشان تحسین باستانی از زیبایی در کشورهای کاتولیک برخلاف کشورهای پروتستان است؛ اما اگر تفاوتی وجود داشته باشد در میزان و شدت آن است. در هر کشور مدرن مسیحی یا پسا مسیحی زنان جنس زیبا هستند. این به زیان زیبایی در معنا و منزلت و به زبان زنان در سوء برداشت و تمایل به زیبایی
ظاهری است.
#book
جستارهایی درباره زن | سوزان سانتاگ
برای یونانی ها زیبایی فضیلت بود نوعی برتری و تعالی؛ صفاتی که مردم آن دوران به آن متعهد بودند و ما امروز با عجز و غبطه آنها را انسانهای کامل مینامیم. اگرچه یونانی ها تفاوتی بین ظاهر و باطن شخص نمی گذاشتند انتظار داشتند زیبایی درون با هر نوع زیبایی دیگری هماهنگ ..باشد جوانان خوش اقبال آتن که دور سقراط جمع میشدند، با تناقضی تمام عيار مواجه بودند؛ زیرا قهرمان آنها سقراط بسیار زیرک ،شجاع افتخار برانگیز، مسحور کننده و در عین حال بسیار زشت و بدقیافه بود. به واقع یکی از درسهای آموزشی سقراط، زشت بودن و آموزش این نکته به شاگردان معصوم و بی تردید خوش چهره اش بود که زندگی تا چه اندازه میتواند مملو از تناقضها باشد.
#book
شما به منزله زنی آزاد شده رفتار مردان را با خود چگونه تجربه می کنید؟
هرگز خودم را زنی آزاد شده توصیف نمیکنم البته، همه چیز به این سادگی نیست. من همیشه فمینیست بوده ام.
وقتی پنج ساله بودم درباره تخصص بیوشیمی و بردن جایزه نوبل رویاپردازی می کردم زیرا زندگی نامه مادام کوری را خوانده بودم. تا ده سالگی درگیر یادگیری شیمی بودم تا اینکه تصمیم گرفتم دکتر بشوم. در پانزده سالگی فهمیدم می خواهم نویسنده باشم میتوان گفت هرگز به ذهنم خطور نکرد که چون زن به دنیا آمده ام، از انجام کارهایی در این دنیا منع میشوم. شاید به دلیل اینکه بیشتر دوره کودکی ام به خواندن کتاب و در آزمایشگاه شیمی در گاراژ خالی سپری شد، در شهرستانی در ایالات متحده بزرگ شدم و با یک خانواده کوچک هسته ای زندگی کردم از این رو بسیار معصوم و کنجکاو به دنبال چالش و ماجراجویی بودم. وقتی در پانزده سالگی خانه را برای رفتن به دانشگاه ترک کردم و به مشاغل مختلف پرداختم روابطم با مردان در زندگی حرفه ای ام، به جز چند استثنا، صمیمی و بی دردسر بود. بنابراین این طور درک کردم که مشکلی وجود ندارد.
در واقع، نمی دانستم فمینیست هستم که البته در آن زمان مد نبود. وقتی در هفده سالگی ازدواج کردم نام خانوادگی خود را حفظ کردم. به نظرم این تصمیمی اخلاقی و شخصی بود که هفت سال بعد از همسرم جدا شدم و با عصبانیت پیشنهاد وکیلم برای نفقه را رد کردم با وجودی که در آن لحظه آس و پاس بی خانمان و بیکار بودم و فرزند شش ساله ای تحت تکفل داشتم.
#book
جستارهایی درباره زن | سوزان سانتاگ
اولین مسئولیت زن آزاد شده برخورداری از کامل ترین آزادترین و تخیلی ترین زندگی ممکن است. مسئولیت دوم همبستگی او با زنان دیگر است. چه بسا با مردان زندگی کند کار کند و به آنها عشق بورزد؛ اما حق ندارد وضعیت خود را ساده تر یا سهل تر یا با سازشکاری کمتر از آنچه واقعاً وجود دارد نشان دهد. روابط خوب او با مردان نباید به قیمت خیانت به خواهرانش خریداری شود.
#book
جستارهایی درباره زن | سوزان سانتاگ
اولین مسئولیت زن آزاد شده برخورداری از کامل ترین آزادترین و تخیلی ترین زندگی ممکن است. مسئولیت دوم همبستگی او با زنان دیگر است. چه بسا با مردان زندگی کند کار کند و به آنها عشق بورزد؛ اما حق ندارد وضعیت خود را ساده تر یا سهل تر یا با سازشکاری کمتر از آنچه واقعاً وجود دارد نشان دهد. روابط خوب او با مردان نباید به قیمت خیانت به خواهرانش خریداری شود.
#book
