ar
Feedback
"سوکورو تازاکی بی‌رنگ"

"سوکورو تازاکی بی‌رنگ"

الذهاب إلى القناة على Telegram

✨روزمره‌ی یه پسر معمولی 25 ساله✨ لینک ناشناس جدید: https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-Ts1z7BQxoV

إظهار المزيد
541
المشتركون
-224 ساعات
+77 أيام
+1330 أيام
أرشيف المشاركات
Mohsen Namjoo - Lobatakan.mp311.75 MB

شاید فکر کنید چقدر زندگی بی‌معنا و پوچی دارم که برای رابطه با طوطی‌ام گریه میکنم. ولی من عمیقا احساس میکنم این‌ها همه راه‌های فراری‌ست که برای خودم می‌سازم تا با زندگی در این دیار کنار بیایم.

واقعا برای سوشال مدیا متاسفم. در این ده روز کاری کرد که من جوجه‌طوطی سه ماهه‌ی خودم، آذر که هنوز ده روز شده آمده خانه‌ام را با طوطی های بالغ دیگران مقایسه کنم و بابت اینکه دوستم ندارد یا صاحب بدی هستم گریه کنم. افول بشریت است این سوشال مدیا. نفرین بر سازندگانش.

05 Bengar Be Jahan_1330597237_539916820.m4a10.25 MB

پرنده‌ داشتن به عنوان پت، تا اینجای کار خیلی هم گران نبوده. فارغ از هزینه ی خود آذر، غذا و اسباب بازی و سبزیجات روزانه تقریبا به اندازه ی یک دهم یک انسان است.

امروز روز دهمی بود که آذر اینجاست. احساس عجیبی ست این که موجودی زندگی‌اش به تو وصل است. اینکه باید مسئولیت موجود دیگری را هم بر عهده بگیری. آذر هنوز دوستم ندارد. یا دارد و نشان نمی‌دهد. اما من عمیقا دوستش دارم. لحظه هایی که خانه نیستم دلم برای خوابیدن و لم دادن تنگ نمی‌شود، برای آذر تنگ می‌شود. امیدوارم آذر هم زودتر دوستم داشته باشد.

Hayedeh – Nameh.mp35.02 MB

سردمداران شبیه اکس‌های تاکسیک رفتار می‌کنند. کج‌دار و مریز.

این وضعیت نه جنگ نه صلح روانم را می‌آزارد. شفافیت حتی در شرایط جنگی هم بهتر است. اگر بدانم جنگ در حال انجام است زندگی آرام‌تری خواهم داشت، تا این وضعیت این بزن آن بزن.

با آمدن آذر وارد مرحله ی عجیبی از مسئولیت پذیری شده ام. منی که همیشه به زور ساعت ده میرفتم سر کار، امروز ساعت هشت بیدار شدم رفتم برای آذر فلفل دلمه‌ای خریدم. عجیب!

04 Tasavor Kon.mp3

Hayede Yeki Ra Doost Midaram.mp324.44 MB

Michael Jackson Beat It.mp310.03 MB

Mohsen Namjoo - Mazaar-e Shadi.mp312.48 MB

ایرج-مهدیان-هر-چی-غمه-مال-منه_15324.mp35.13 MB

07 Biya Ta Gol Barafshanim.mp39.51 MB

Artoosh - Bihoodeh Eshgh (320).mp311.11 MB

05 - Aabi.mp38.38 MB

در این لحظه هیچ اضطرابی بابت جنگ احتمالی ندارم. آب از سر ما گذشته. فقط نگران آذرم که تازه دارد به ما عادت می‌کند و قرار است سر و صدای انفجار بشنود و بترسد.