من
الذهاب إلى القناة على Telegram
9 449
المشتركون
-824 ساعات
-317 أيام
-16330 أيام
أرشيف المشاركات
9 450
Repost from من
بالاخره گروه ورزش رو زدم و قراره در ادامه لینکش رو براتون بذارم تا با هم ورزش کنیم. فقط چند نکته برای کنار هم ورزش کردن بگم و بریم برای یک عادت ورزشی زیبا تو این دنیای سخت:
۱. باید حداقل دو روز در هفته ورزش کنید.
۲. اکانتتون عکس داشته باشه و حقیقی باشه.
۳. چه ورزشی میکنید مهم نیست.
۴. حرفهای ورزشی بزنید.
۵. به همدیگه انگیزه بدیم.
۶. ظرفیت گروه خیلی محدود و کمه و قراره شرمنده خیلیها بشم.
۷. اگر باتجربه هستید میتونید افتخار بدید و به ما آماتورها نکتههایی رو گوشزد کنید.
*این گروه برای وقتایی زده شده که حال نداری از جات بلند شی و بری باشگاه و ورزش کنی. شاید یه انگیزه کوچیکی باشه برای مستمر ادامه دادن.
https://t.me/+31jWb1xj4VgwODJk
9 450
بابا وقتی جوان بود این عطر رو میزد. دیگه داره میشه ده سال که من تلاش میکنم این عطر رو بزنم و هر بار سردرد عجیبی میگیرم. دوست داشتم بوی بابا رو بگیرم. دارم تلاش میکنم اما نمیشه انگار. شاید سال بعد سردردم خوب شد. ایران که بودم سخت گیر میومد اما اینجا ارزون و در دسترسه اما باز! یک نه وسط نشدنها اتفاق میوفته.
9 450
این حتی درخت نیست. یک گیاه بومی چند ساله با شکوفایی چند هفتهایه اما از دور انگار وقار و ابهتی داره. با پسزمینه دریا و رنگ شفق.
9 450
Please forgive; too many mind. Mind the sword, mind the people watch, mind enemy. Too many mind... No mind."
Last Samurai
9 450
امروز بابا زنگ زد و برام کاری کرده بود، بهش گفتم: خدا خیرت بده. گفت خدا منو خیر بده؟ خیر من شمایید. سهم امروزم رو از زندگی گرفتم.
9 450
Repost from 「ڪافه عین ڪاف」
دوستان عزیز
اگر لطف کردید و واریزی داشتید
ممنون میشم به این آیدی بفرستید
ممنون دارتون هستم
@alireza_kmr
9 450
Repost from 「ڪافه عین ڪاف」
سلام امیدوارم حالتون خوب باشه
و مهمتر از هرچیز سلامت باشید همیشه
تیر ماه ۴۰۲ بود که متوجه بیماری مادرم شدیم
سرطان سینه که بدخیم و مهاجم بود
پیشروی کرده بود
و به بافت های مجاورش حمله کرده بود
و ما تقریبا به موقع متوجه شدیم
اما متاسفانه تا جواب پاتولوژی آماده بشه
غدد تعریق و لنفاوی رو درگیر کرده بود
به همین خاطر مجبور شدیم که
غدد لنفاوی و سینه رو تخلیه کنیم
برای پروسه درمان هم
۱۸ جلسه شیمی درمانی و ۲۵جلسه
پرتو درمانی انجام دادیم که
از نظر دکتر ریسک بالایی داشت
چون به خیلی از بافت های سالم هم آسیب میزد
یکی از عوارض پرتو این بود که
کارکردن با دست ها مطلقا ممنوع میشد
و باید برای تزریق، دستگاهی به اسم پورت
توی شاهرگ گذاشته میشد
و همین شد که
روی دست و پا تاثیر خیلی بدی گذاشت
به حدی که الان مامان نمیتونه راه بره
و بادست هاش کار کنه
و همیشه بی حس و لمسه
یه مرکز هست که اینجور مریض هایی
که درگیر عوارض بعد شیمی درمانی هستن
رو تحت نظر میگیره
و من چون تازه خدمتم رو تموم کردم
شرایط مالی خوبی ندارم
و تنهایی از پس هزینه هاش برنمیام
میخواستم از شما عزیزان بخوام
اگر شرایطش رو دارید و براتون ممکنه
هرچقدر که در حد توان تون بود
تو این روند درمان کمکم باشید
تا بتونم دوباره مادرم رو سرپا ببینم
اگر هم شرایط نداشتین
این پیام رو شیر کنین
ممنون تون میشم
این شماره کارت مادرم هستش
5022291540822143
نجیمه بابا
