ar
Feedback
⌊اِغـمٰـاء⌉

⌊اِغـمٰـاء⌉

الذهاب إلى القناة على Telegram

پشتِ هیچستانم، آدم اینجا تنهاست. http://t.me/HidenChat_Bot?start=864851695 لطفا دستنوشته های منو کپی نکنید🌱 (N.j)

إظهار المزيد
673
المشتركون
-324 ساعات
-107 أيام
+1730 أيام
أرشيف المشاركات
عشق یعنی که خیابان به خیابان همه را رد کنی، ناگهان بر سر یک‌ کوچه کمی مکث کنی...

وقتی زیادی غمگین هستم، گریه‌ام می‌گیرد. و وقتی زیادی گریه‌ام می‌گیرد، به سرفه می‌افتم آن‌قدر که انگار بدنم می‌خواهد چیزی را که از هضمش ناتوان است، بالا بیاورد. N.j

وقتی زیادی غمگین هستم گریه ام میگیرد و وقتی زیادی گریه ام میگیرد به سرفه می افتم به قدری که انگار بدنم قصد دارد چیزی که از هضم آن ناتوان است را بالا بیاورد. N.j

وقتی زیادی غمگین هستم گریه ام میگیرد و وقتی زیادی گریه ام میگیرد به سرفه می افتم به قدری که انگار بدنم قصد دارد چیزی که از هضم آن ناتوان است را بالا بیاورد. N.j

گاهی به گذشته نگاه میکنی به بعضی خاطرات به بعضی لحظات و جملات... چند ثانیه مکث میکنی و با خود میگویی چرا باید این بلا سر آن چیزهای قشنگ می آمد؟ چرا ؟ N.j

شده ام مثل ابر بهاری ای که گه گاهی با هر بهانه میبارد N.j

من قرار نیست خودم را بکشم. اما میتوانم بگویم وقتی پیاده از کنار یک ساختمان رد میشوم، اگر یک پیانو از بالا سقوط کند، برای کنار رفتن عجله نمیکنم.

فرض کن کسی، فقط برای اینکه کمی گرمش شود، یک جنگل را به آتش بکشد. بعضی آدم‌ها، همین کار را با روابط، شخصیت، و زندگی‌شان میکنند. N.j

فرض کن کسی، فقط برای اینکه کمی گرمش شود، یک جنگل را به آتش بکشد. بعضی آدم‌ها، همین کار را با روابط، شخصیت، و با زندگی‌شان میکنند. N.j

انسان ها به قدری دروغگو، به قدری دسیسه گر به قدری مکار و حیله گر، به قدری مشتاق به سود خود و به قدری بی توجه به سود دیگران هستند که اگر کمتر آنها را باور کنید و کمتر به آنها اعتماد کنید اشتباه نکرده اید _آلن دوباتن

من از اینکه همش باید بپذیرم واقعا خسته شدم! بپذیرم نمیشه بپذیرم نخواست بپذیرم نشد بپذیرم شرایط بده

4_5845912181660454177.mp32.43 MB

هیچ وزنه ای سنگین تر از بلند کردن خودت در روزهای ناامیدی و افسردگی نیست.

آدمیزاد، موجودِ عجیبی‌ست. می‌توانی وقتی در پیدا کردنِ شغلِ موردِ علاقه‌ات شکست خوردی، آرام بمانی. وقتی ماه‌هاست آن دندانِ لعنتیِ پر دردسرت درد می‌کند، باز هم آرام بمانی. همیشه تنها بیرون روی و بدانی هیچ دوستِ نزدیکی نداری، اما باز هم خم به ابرو نیاوری. اما ناگهان، در یک لحظه، به خاطرِ گم کردنِ یک شیءِ بی‌ارزش، از ته دل زار زار شروع به گریستن کنی و شکِ همه را تبدیل به یقین کنی که دیوانه شده‌ای. N.j

«من کسی‌ هستم که درونم تقریباً مرده، اما هنوز کمی امید به چیزی خارق‌العاده دارم، که همان‌طور که گفتم، این بدترین نوع انسان است، چون یعنی میدانم همه چیز مزخرف و بی‌معناست، ولی در خفا امیدوارم روزی برسد که شاید این‌طور نباشد» ...!

Bi_To_Man_Kasi_Nadaram.mp312.08 MB

این و بپذیر که هیچکس قرار نیست برای تو بمونه و با اون بخش از وجودت که دنبال عشق میگشت تا ابد خداحافظی کن... N.j

بدتر از گریه کردن این است که ندانی داری بابتِ چه چیزی گریه می‌کنی. شاید هم جایی در اعماقِ وجودت بدانی چرا، اما نمی‌توانی انگشتت را روی آن بگذاری. فقط می‌دانی تکه‌ای از جانت درد می‌کند. همین. N.j

ابتدا گمان می‌کردم از زندگی بیزارم. اما گاهی فکر میکنم شاید من شیفته‌ی زندگی هستم. من عاجزانه در پیِ لحظاتی‌ام که در آن، زندگی جریان دارد؛ و عمیقاً غبطه می‌خورم وقتی موجودی را در حالِ تجربه‌ی چیزی ناب و واقعی می‌بینم. و این احساس، همان زمزمه‌ی بی‌صدایی‌ست که می‌گوید: «ای کاش من هم می‌توانستم» N.j