مصدع اوقات
الذهاب إلى القناة على Telegram
880
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+147 أيام
+8630 أيام
أرشيف المشاركات
880
Repost from توییتر دانشگاه تهرانی ها
این طبقاتیترین تهرانی بود که امروز دیدم، یه سری واقعاً برف دیدن ولی ما حتی بارون هم ندیدیم.
•farbod•
@uttweet
880
یک عمر توی دفتر خاطراتمون نوشتیم و دفتر رو هم کردیم تو کونمون که یهوقت کسی نخونه بعد ملت میان چنل دیلی میزنن بقیه رو هم به زور اد میکنن توش. واقعا زمانه عوض شده آقا جان.
880
اون موقعی میفهمی واقعا از درسهات عقبی که تسلیم میشی و با خودت میگی ای کاش حداقل این خوشگل بودن برامون نون و آب میشد
880
شاید فکر کنید مبالغه میکنم ولی دیدن خانمهای خوشگلی که به خودشون میرسن واقعا حالم رو خوب میکنه
880
مادرقحبهها به جشنهای ایرانی که میرسه دنبال دلیل فلسفی میگردن و از بیمعنی بودن تمام مناسبتهای تقویم حرف میزنن اما فقط کافیه که یکی از طرف مسیحیها بگوزه. یهو تمام مناسبتها مهم میشن و دیگه اصلا دلیل و فلسفه مهم نیست، مهم بهانهای برای شادیه.
880
Repost from هرزعلف
مشکل اصلیم با این زندگی اینه که چرا مدلش باید جوری باشه که بیشتر وقتمون با فکر کردن درمورد آینده و عاقبت تصمیماتمون بگذره، همش باید درحال پیشبینی تاثیر مهرهای که میخوای حرکت بدی باشی، جامعه هم جوریه که باید به فکر تاثیراتی که روی افکار اطرافیان میذاری هم باشی. من حتی وقتی تو پروسه پیشرفت و رشد کردن هم هستم خسته میشم، یهو وسط راه میشینم روی جدول و به این فکر میکنم که اصلا پیشرفت و رشد چیه؟ دارم واسه بهدست آوردن چهچیزی اینقدر اذیت میکنم خودمو؟ اصلا چه کاری انجام بدم اذیت نمیشم؟ وسط یه شطرنج گیر کردم که نمیدونم مهره منم یا بازیکن، سفیدم یا سیاه، باید کیو با چه حرکتی شکست بدم؟ همهچی روم سنگینی میکنه، اهداف کوچیکترین کارها مثل آب خوردن هم برام بیارزش شدن. چیزی که ازش مطمئنم اینه که تا ابد تو این مبارزه میمونم و فقط فضای رینگ قراره عوض بشه، وقت کردی بهم سر بزن.
880
آدمیزاد تا عزیزی رو از دست نده نمیفهمه چرا این همه انسان در طول تاریخ دوست داشتن باور کنن که دنیای بعد از مرگی هم وجود داره
880
کاش این زندگی مادرجنده یهجوری رفتار کنه که اجازه بده دو دقیقه این کیرم رو از توش دربیارم. خسته شدم بخدا
880
Repost from SUT Twitter
📃 رشته توییت:
🔹 با یه کِرِم صورت تو دستش رو به دوربین میگه «خیلی خری اگه پارتنرت فلان کارها رو باهات کرد و تیپپا از رابطه ننداختیش بیرون.»
شرم دادن و تحقیر کردن آدمها در نقطهی آسیب پذیریشون، میتونه نوعی پاسخ به صدای شرمِ درونی شده باشه. مثلاً فرض کنین:
🔹 در کودکی، مادری داریم که با هرچیزی که ما دوست داریم، به اسم اینکه صلاحِ ما رو بهتر میدونه مخالفت میکنه. اگر هم اعتراض کنیم، تبدیل میشیم به یه بچهی قدرنشناس و بیعقل.
پس به مرور در ما یه ادراکی شکل میگیره که اگر چیزی رو دوست داریم که به صلاحمون نیست، خیلی خریم و شرم بر ما.
🔹 و خب این درد خیلی عمیقه. برای همین هرجا فرصت پیدا کنیم، فشارِ این درد و خشمِ نهانی که از مادر داریم رو روی بقیه خالی میکنیم. مثلا اگر آدمهایی رو میبینیم که به چیزی علاقه دارن که به صلاحشون نیست، بهشون میگیم خیلی بیعقل و خرین. همون کاری که مادر با ما کرده.
🔹 قبل از تولید محتوا، برید پیشِ یک متخصص امن و حال این شرم عمیقِ درونی شده رو خوب کنین که لحظه به لحظه روی فالوئرهاتون سر ریز نشه.
شرم دادن به آدمها در دردهاشون، شده بهانه جذب فالوئر. بیرون گود میشینیم و بدون اینکه از تاریخچهی درد آدمها خبر داشته باشیم، به این و اون میگیم خر.
🔹 روانشناس در اتاق درمان خیلی وقتها با فردی در ارتباطه که میدونه چی براش خوبه و چی بده ولی احساسِ قدرت نمیکنه تا بر اساسش عمل کنه. اینجا روانشناس دنبال زخم میگرده. برای مثال:
🔹 دختری که پارتنرش وسط اتوبان از ماشین پرتش میکنه بیرون ولی هنوز پیگیرِ پسره است، یه زخمی درونش سرباز کرده و قطعا در رابطه با هر کسی، یه جورِ خاصی خونریزی میکنه. با پدر یه جور، با پارتنر یه جور.
این دختر، همینجوریش درگیر شرمه. بیشتر شرم دادن بهش چه کمکی میکنه؟
🔹 اگر به اسم خیر و صلاحِ بقیه، بهشون شرم میدین، شما توی همون چرخهی آسیبین، فقط اون تعداد فالوئر، نمیذاره زخمتون رو ببینین.
«Javad Foroozan»
@sut_tw
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
