868
订阅者
+124 小时
+127 天
+10030 天
帖子存档
867
آدمیزاد تا عزیزی رو از دست نده نمیفهمه چرا این همه انسان در طول تاریخ دوست داشتن باور کنن که دنیای بعد از مرگی هم وجود داره
867
کاش این زندگی مادرجنده یهجوری رفتار کنه که اجازه بده دو دقیقه این کیرم رو از توش دربیارم. خسته شدم بخدا
867
Repost from SUT Twitter
📃 رشته توییت:
🔹 با یه کِرِم صورت تو دستش رو به دوربین میگه «خیلی خری اگه پارتنرت فلان کارها رو باهات کرد و تیپپا از رابطه ننداختیش بیرون.»
شرم دادن و تحقیر کردن آدمها در نقطهی آسیب پذیریشون، میتونه نوعی پاسخ به صدای شرمِ درونی شده باشه. مثلاً فرض کنین:
🔹 در کودکی، مادری داریم که با هرچیزی که ما دوست داریم، به اسم اینکه صلاحِ ما رو بهتر میدونه مخالفت میکنه. اگر هم اعتراض کنیم، تبدیل میشیم به یه بچهی قدرنشناس و بیعقل.
پس به مرور در ما یه ادراکی شکل میگیره که اگر چیزی رو دوست داریم که به صلاحمون نیست، خیلی خریم و شرم بر ما.
🔹 و خب این درد خیلی عمیقه. برای همین هرجا فرصت پیدا کنیم، فشارِ این درد و خشمِ نهانی که از مادر داریم رو روی بقیه خالی میکنیم. مثلا اگر آدمهایی رو میبینیم که به چیزی علاقه دارن که به صلاحشون نیست، بهشون میگیم خیلی بیعقل و خرین. همون کاری که مادر با ما کرده.
🔹 قبل از تولید محتوا، برید پیشِ یک متخصص امن و حال این شرم عمیقِ درونی شده رو خوب کنین که لحظه به لحظه روی فالوئرهاتون سر ریز نشه.
شرم دادن به آدمها در دردهاشون، شده بهانه جذب فالوئر. بیرون گود میشینیم و بدون اینکه از تاریخچهی درد آدمها خبر داشته باشیم، به این و اون میگیم خر.
🔹 روانشناس در اتاق درمان خیلی وقتها با فردی در ارتباطه که میدونه چی براش خوبه و چی بده ولی احساسِ قدرت نمیکنه تا بر اساسش عمل کنه. اینجا روانشناس دنبال زخم میگرده. برای مثال:
🔹 دختری که پارتنرش وسط اتوبان از ماشین پرتش میکنه بیرون ولی هنوز پیگیرِ پسره است، یه زخمی درونش سرباز کرده و قطعا در رابطه با هر کسی، یه جورِ خاصی خونریزی میکنه. با پدر یه جور، با پارتنر یه جور.
این دختر، همینجوریش درگیر شرمه. بیشتر شرم دادن بهش چه کمکی میکنه؟
🔹 اگر به اسم خیر و صلاحِ بقیه، بهشون شرم میدین، شما توی همون چرخهی آسیبین، فقط اون تعداد فالوئر، نمیذاره زخمتون رو ببینین.
«Javad Foroozan»
@sut_tw
867
بنده، خطاب به ایگناسیو وارگا، پس از تماشای قسمت سه فصل شش بترکال سال:
(عزادار هستم و تا چهل روز هم مشکی رو از تنم در نمیارم)
867
پول دادن به عنوان کادوی تولد به دانشجو یعنی بیا عزیزم با کادوت برا خودت پیاز سیبزمینی و دستمال کاغذی و مایع لباسشویی بخر
867
زنده بودن برای من خالی از معناست، خالی از هر معنایی که میتونه بهم جون ببخشه و از کف این زمین سرد بلندم کنه. مثل مرد میانسالیام که تو پیج فیکی که با عکس زنهای توپر و سفید درست شده و تو کپشن نوشته شده «خیلی تنهام»، شمارهش رو کامنت میکنه و عکس پروفایلش هم یه سلفی از خودش رو مبل خونشونه.
867
هروقت احساس کردی زشت هستی و نیاز داری یه آدم زشت ببینی تا احساس بهتری پیدا کنی برو جلو آینه
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
