ar
Feedback
سپیدگاه

سپیدگاه

الذهاب إلى القناة على Telegram

کلمه‌ها نجات‌دهنده‌اند. سپیده بیگدلی

إظهار المزيد
1 787
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+67 أيام
+1430 أيام
أرشيف المشاركات
از لعنت ابدی چه باک دارد کسی که در ثانیه‌ای به لذت لایتناهی دست یافته؟ شارل بودلر
از لعنت ابدی چه باک دارد کسی که در ثانیه‌ای به لذت لایتناهی دست یافته؟ شارل بودلر

به آدم‌ها نگاه می‌کنم، به عزیزانم، به دوست‌هام، به همکارهام، به آدم‌های غریبه‌ی توی مترو و تاکسی و با خودم فکر می‌کنم کاش بعدها یکی باشه قصه‌ی آدم‌هایی رو بنویسه که روی زمین لغزان این روزگار، تو‌‌ کشمکش جنگ و صلح، وقتی حتی زنده موندن جون کندن می‌خواست، رویاهاشون رو دنبال کردن و لبخند زدن و به دیگران خوبی کردن و خوبی رو زنده نگه داشتن و تاریکی رو به سخره گرفتن.

ما آدم‌ها رو فراموش کردیم. زندگی ارزشش رو از دست داده، ولی بی‌ارزش نیست. این زندگی لعنتی چیز خیلی باارزشیه. منظورم اینه که زندگی از این فیش حقوقی به اون فیش حقوقی رسیدن نیست، بلکه شرافت و غرور و نظمه که ارزش موندن آدم رو نشون می‌ده و آدم رو باارزش می‌کنه. این چیزیه که باید دوباره یادش بگیریم. شاید یاد گرفتن دوباره‌ش برای ما خیلی سخت باشه، خیلی سخت.‌‌.. حومه، ویلیام فاکنر

«به رنج بگو عجب! بردن تو چرا تمام نمی‌شود؟»

CR7 عزیز عزیزم من امشب برای تو غصه نخوردم؛ قصه‌ی تو که تموم نمی‌شه، درخشان بودی و درخشان خواهی بود. برای سال‌های جوونی خودمون
CR7 عزیز عزیزم من امشب برای تو غصه نخوردم؛ قصه‌ی تو که تموم نمی‌شه، درخشان بودی و درخشان خواهی بود. برای سال‌های جوونی خودمون غصه خوردم؛ از وقتی بچه بودیم و دیدن بازی‌هات رو شروع کردیم تا امروز که با حضور پررنگت خداحافظی کردیم چقدر گذشته؟ زمان خیلی پرزور و بی‌رحمه. خیلی ترسناکه که جوونی انقدر برگشت‌ناپذیر و لغزانه.

به همه‌ی اون‌هایی که در جنگ‌های نامرئی در حال جنگ‌اند؛ هرروز و همیشه.
به همه‌ی اون‌هایی که در جنگ‌های نامرئی در حال جنگ‌اند؛ هرروز و همیشه.

این کامنت رو یکی از مامان‌ها پای قصه‌م توی آی‌قصه گذاشته بود؛ حالا می‌فهمم چرا بعد تجربه‌ی نوشتن برای بچه‌ها پام گیر کرد و مو
این کامنت رو یکی از مامان‌ها پای قصه‌م توی آی‌قصه گذاشته بود؛ حالا می‌فهمم چرا بعد تجربه‌ی نوشتن برای بچه‌ها پام گیر کرد و موندگار شدم تو اون دنیا.

کاتب: هر روز آبستنِ دردی است که باید داروی همان را جُست. در این دنیای دمدمیِ بیمار، این جهان هردَم‌وار، تو چطور پیِ درمانی همیشگی می‌گردی؟ هشتمین سفر سندباد، بهرام بیضایی

photo content

آدمیزاد که خیک ماست نیستش انگشت بزنیم توش، جای انگشت هَم بیاد. ‏جای انگشت درد و فقر و رنج و بلا و تنهایی و بی‌پناهی و این‌ها در آدم می‌مونه و ادبیات به‌ هرحال اگر نتونه شکل این رد انگشتان بلا رو در درون انسان کشف کنه، پس چکاره‌ست؟ ‏محمد مختاری

من خیلی زود یاد گرفتم که در فوتبال توپ هیچ‌گاه از سمتی که انتظارش را می‌کشید، نمی‌آید. این بعدها در زندگی خیلی کمکم کرد. ‏⁧ آلبر کامو⁩

خیلی خوشم میاد که زندگی انقدر سمجه. درها رو به روش می‌بندی و تصمیم می‌گیری در تاریکی بمونی، اما باز یک روزنه‌ی خیلی خیلی کوچیک هم که شده پیدا می‌کنه و میاد سراغت و می‌زنه رو شونه‌ت که یادت نره زنده‌ای.

ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﯽ ﺁﻥﻗﺪﺭ ﺧﺴﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺍﺏ ﺭﺍ، ﮐﻪ ﮐﺎﺑﻮﺱ ﺭﺍ حتی ﻣﺮﮒ ﺭﺍ ، ﭘﺲ ﺑﺰﻧﯽ ﺟﻬﺎﻥ، ﺟﻮﺍﺑﻢ ﮐﺮﺩه ﺍﺳﺖ ﺍﺗﺎﻕ ﺍﺯ ﻫﺮّﺍﯼ ﺩﯾﻮﺍﻥ ﻭ ﻫﺮﺍﺱ ﮐﺮﮐﺴﺎﻥ ﺁﮐﻨﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﭼﺮﺍﻍ ﺭﺍ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﻧﮑﻦ، ﻣﯽﺗﺮﺳﻢ ﺯﻣﺰﻣﻪ ﺭﺍ ﻧﮑُﺶ، ﻣﯽﺗﺮﺳﻢ ﺁﻩ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺍﻣﺸﺐ ﺗﻨﻬﺎ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﻣﺸﺐ ﺻﺒﺤﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ؛ ﺩﯾﮕﺮ ﺟﻬﺎﻥ، ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺁﻓﺘﺎﺑﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ. حسین منزوی

بچه که بودم خیال می‌کردم همه چیز مال من است! دنیا را آفریده‌اند که من سرم گرم باشد، آسمان، زمین، پدر، مادر، درخت‌ها، اسب‌ها، کالسکه‌ها و حتی آن گنجشک‌ها برای سرگرمی من به وجود آمده‌اند. بعدها یکی یکی همه‌چیز را ازم گرفتند. سال بلوا، عباس معروفی

شماره‌ی جدید نشریه‌ی کتاب‌نامه که بیاد توی کتاب‌فروشی‌ها، یادداشتی از من داره که در روزهای جنگ و بی‌اینترنتی نوشته شده و برای
شماره‌ی جدید نشریه‌ی کتاب‌نامه که بیاد توی کتاب‌فروشی‌ها، یادداشتی از من داره که در روزهای جنگ و بی‌اینترنتی نوشته شده و برای من خیلی عزیز و مهمه.

تا به‌ حال انقدر رنجور بوده‌یید که نیمه‌شب پاشید لپ‌تاپ رو باز کنید و بشینید به نامه نوشتن؟

یک بار هم که اون صدای همیشه سرزنشگر ذهنت رو پس بزن و اون زن مچاله شده‌‌ی تو سرت رو محکم بغل کن.

در کشوری که زندگی تلاشی برای بقاست، زیباییِ وطن دردآور است. ‏⁧ هرتا مولر⁩

عشق و نفرت توامان به وطن داره از پا درم میاره. خیلی خیلی عاشقشم و خیلی خیلی ازش غمگینم و انقدر بین این دو کشیده می‌شم در طول روز، خستگی نشسته به تمام جونم.

بین اسلحه و کودک، هربار طرف کودک باش. ‏فرقی ندارد کودک مال چه‌کسی باشد، اسلحه دست چه‌کسی. ‏‌ ‏نائومی کلاین