"زنی کهگم کردم "
الذهاب إلى القناة على Telegram
برای نوشتن که جهان از نوشتن زیباست عادله زمانی راه ارتباطی با من : @Aydel70
إظهار المزيد4 440
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-67 أيام
-3430 أيام
أرشيف المشاركات
4 440
هنوز چیزی در روانم این واقعیت را که "جنگ شده" پس میزند. جنگ همیشه سینما بود، خبر بود یا تاریخ بود. جنگ همیشه چیزی بود که ما بیرونش بودیم؛ اما حالا مثل پینوکیو در شکم این هیولا هستیم. گویا هنوز بهطوررسمی اعلان جنگ نشده، اما من هم پیش خودم و برای خودم جنگ را رسما نپذیرفتهام. روان آدمیزاد وقتی با واقعیتی شدیدا رنجآور روبرو میشود، آن را موقتا "انکار" میکند تا کمکم زمینههای پذیرش فراهم شود. صدای جتها و پدافند و انفجارها، بههرحال قانعت میکند که وارد مرحلهای شدهای یا وارد "فضایی دیگر" شدهای.
بعضی عواطف انسان "نامناپذیرند". زبان ما توان محدودی برای بیان چیزهایی دارد که در تجربهی عاطفی ما هستند. جنگ، وقتی وارد زندگی فرد میشود، در ابتدا بینام و بیقیافه است. ما نمیدانیم چگونه آن را حتی در زبانمان، تحمل کنیم.
معین دهاز
از کانال التیام روان
@adelehz
4 440
بخدا من هنوز باورم نشده جنگ شده
من همیشه حس میکردم برای اینکه تجربیات پدر و مادرمو با چشم ببینم هنوز خیلی زوده😭
@adelehz
4 440
نوشته داشتم از خونه می رفتم دیدم هیچکس نیست با خودم آوردمش...
پ.ن:من واقعا این حجم غصه رو دیگه نمیتونم هضم کنم🥺
@adelehz
4 440
آغوشت
تنها سرزمین من شد،
نگران نباش
جیبم را از بوسه هایت پر کرده ام
دیگر برایم فرقی نمی کند
جهنم
بهشت
یا میدان جنگ....
سایبر هاکا🌱
@adelehz
4 440
دوستان یادتون باشه صدای انفجار زودتر از موجش می رسه تا یه صدایی شنیدید سریع نرید نزدیک پنجره ،چون ممکنه چند ثانیه بعد موج انفجار برسه و خدای نکرده آسیب جدی ببینید.
4 440
گاهی میان خلوت جمع،
یا در انزوای خویش،
موسیقی نگاه تو را گوش میکنم!
وز شوق این محال،
که دستم به دست توست،
من جای راه رفتن
پرواز میکنم...!
فریدونمشیری
@adelehz
4 440
اگر واپسین روز زندگیام نیز فرارسد
[و] مرگ مرا در آغوش خویش بگیرد
روزی که با تو گذراندهام
در برابر چشمانام است
بعد از تو قلبام را
تسلیم علاقههایم کردم
من آن روز با تو بودن را
چون هزار سال با تو گذراندم
و اگر آخرین آرزویم را از من بخواهند
به چشمانام خیره گشته و همه چیز را بخوانند
ناکام از دنیا نخواهم رفت حتا اگر اجل به سراغام بیاید
گوشهایم زنگ میخورند از حرفهایت که من را توصیف میکردند
کاری به عشقام نداشته باش بگذار همانطور بماند
تا بفهمند عشق حقیقی چیست، آنهایی که عشق را نمیفهمند
@adelehz
4 440
میدانی وقتی زیر پرواز موشک ها در آسمان نشسته ای بیش از هر زمان دیگری با خودت فکر میکنی .
از خودم میپرسم نکند زندگی تمام آن لحظه هایی بود که منتظر گذشتنش بودم تا لحظات دیگری برسد ؟
نکند زندگی همان ذوق خرید یک جفت کفش ترند برای مسافرتی بود که حالا نمیتوانم بروم .
نکند زندگی همان شیرموز بستنی بود که هفته ی گذشته سر ظهر داغ وسط بازار خوردم و بخاطر کالری اش عذاب وجدان گرفتم؟
نکند زندگی همان یک ساعت سریال دیدن با پدر و مادرم بود؟
همان نیم ساعت ورزش کردن
همان دوش آب سردی که وسط گرما گرفتم
همان کلاس درسی که برای دختران برگزار کردم .
مگر زندگی بیشتر از این چه بود؟
من ترسیده ام .خجالت نمیکشم اگر بگویم ترسیده ام و رنجورم از برهه ی از تاریخ که در آن با تمام آنهایی که دوست شان دارم گیر افتاده ام.
که پر از کرختی فقط خودم را به امواج دریا سپردم و چشمانم را بسته ام .چون حتی اگر شنا بلد باشم من مسیر را نمیدانم.
اگر زندگی تمام آن لحظات کوچک بود کاش خدای زندگی اجازه دهد دوباره تجربه اش کنم چون هر موشکی که از کنارم بگذرد بیشتر مطمئنم میکند که میخواهم زندگی کنم ولو که آن زندگی همان لحظات کوچک باشد .
#عادله_زمانی
@adelez
4 440
به یه کرختی عجیبی رسیدم خودمو رها کردم گفتم خدایا خودت میدونی و من ...
به خودت میسپارم.
4 440
Repost from "زنی کهگم کردم "
مرا طوری در آغوش بگیر
که انگار فردا میمیرم...
و فردا چطور؟
طوری در آغوشم بگیر که انگار
از مرگ بازگشتهام ...
نزار قبانی
@adelehz
4 440
Repost from "زنی کهگم کردم "
_«چه مدتی است که در جبهه خدمت می کنی؟»
_«شش ماه و هفت روز»
_«بهت یک نصیحت میکنم؛ شایدم یک وصیت!»
_«آن چیست؟»
_«روز شماری مکن. حتی اگر فکر میکنی در مهلکه افتادهای روز شماری مکن! حالا هم لحظه شماری مکن! شب نمیتواند تمام نشود. طبیعت شب آن است که برود رو به صبح. نمیتواند یک جا بماند. مجبور است بگذرد. اما وقتی تو ذهنت را اسیر گذر لحظهها کنی، خودت گذر لحظهها را سنگین و سنگینتر میکنی؛ بگذار شب هم راه خودش را برود.»
محمود دولت آبادی
@adelehz
4 440
اینقدر دلم گرفته
دلم میخاد عامر باشم
خدا خودش بگه پاشو بیا خونه ام یکم سبک شی 🥺
4 440
اشک میریزی و میگویی: پس رویاهایمان چه؟
میبوسمت و میگویم: بخواب،
در خاورمیانه رویا داشتن، خودش رویاست
@adelehz
4 440
تورا در جنگ دوست خواهم داشت وقتی نفیر آخرین موشک از کنار گوشم بگذرد .
و در صلح وقتی کبوتری شاخه ای زیتون بر فراز دریای پیش رویم رها کند .
و در خنده وقتی گوشه ی لبانم کشیده میشود.
و در گریه وقتی اشکهایم گونه ام را میسوزاند...
من خودم را فراموش میکنم اما دوست داشتنت را نه
تو این را بیاد داشته باش...
#عادله_زمانی
@adelehz
