حلقه تجریش
الذهاب إلى القناة على Telegram
2 444
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-17 أيام
+2830 أيام
جاري تحميل البيانات...
القنوات المماثلة
سحابة العلامات
الإشارات الواردة والصادرة
---
---
---
---
---
---
جذب المشتركين
يوليو '26
يوليو '26
+58
في 0 قنوات
يونيو '26
+68
في 1 قنوات
Get PRO
مايو '26
+27
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '26
+15
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '26
+5
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+44
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '26
+14
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+37
في 1 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+52
في 5 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+101
في 7 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+54
في 1 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+97
في 3 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+30
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+25
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '25
+48
في 1 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+59
في 1 قنوات
Get PRO
مارس '25
+184
في 7 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+38
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '25
+87
في 1 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+130
في 2 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+73
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+104
في 1 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+49
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+35
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+64
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '24
+48
في 1 قنوات
Get PRO
مايو '24
+28
في 3 قنوات
Get PRO
أبريل '24
+36
في 3 قنوات
Get PRO
مارس '24
+18
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '24
+26
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '24
+97
في 1 قنوات
Get PRO
ديسمبر '23
+76
في 1 قنوات
Get PRO
نوفمبر '23
+55
في 1 قنوات
Get PRO
أكتوبر '23
+60
في 2 قنوات
Get PRO
سبتمبر '23
+36
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '23
+75
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '23
+42
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '23
+56
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '23
+26
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '23
+33
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '23
+31
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '23
+112
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '23
+58
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '22
+95
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '22
+40
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '22
+63
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '22
+28
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '22
+78
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '22
+42
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '22
+85
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '22
+42
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '22
+95
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '22
+59
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '22
+43
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '22
+14
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '21
+25
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '21
+9
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '21
+5
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '21
+13
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '21
+21
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '21
+13
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '21
+11
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '21
+4
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '21
+8
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '21
+10
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '21
+16
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '21
+17
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '20
+662
في 0 قنوات
| التاريخ | نمو المشتركين | الإشارات | القنوات | |
| 27 يوليو | +2 | |||
| 26 يوليو | 0 | |||
| 25 يوليو | +2 | |||
| 24 يوليو | 0 | |||
| 23 يوليو | +2 | |||
| 22 يوليو | +1 | |||
| 21 يوليو | +3 | |||
| 20 يوليو | +1 | |||
| 19 يوليو | +4 | |||
| 18 يوليو | +2 | |||
| 17 يوليو | +1 | |||
| 16 يوليو | +1 | |||
| 15 يوليو | +1 | |||
| 14 يوليو | 0 | |||
| 13 يوليو | +2 | |||
| 12 يوليو | +2 | |||
| 11 يوليو | 0 | |||
| 10 يوليو | 0 | |||
| 09 يوليو | +4 | |||
| 08 يوليو | +1 | |||
| 07 يوليو | 0 | |||
| 06 يوليو | +10 | |||
| 05 يوليو | +14 | |||
| 04 يوليو | +3 | |||
| 03 يوليو | 0 | |||
| 02 يوليو | +2 | |||
| 01 يوليو | 0 |
منشورات القناة
Repost from نقد اقتصاد سیاسی
مهرداد وهابی چهگونه میاندیشد؟ آیا دیدگاههای اقتصادی وی در مجموعهی چپ یا اقتصاددانان دگراندیشِ چپگرا جای میگیرد؟
____________
👈متن کامل
| 2 | #ترجمه
فاشیسم بهسان یک مفهوم فراتاریخی
جستاری از انزو تراورسو
ترجمه: امین حصوری
۳ مرداد ۱۴۰۵
یادداشت مترجم:
امروزه، با نظر به رشد سریع سازوکارها و گرایشهای انسانستیز در ساحتهای داخلی و جهانی، باید دربارهی فاشیسم بازاندیشی کرد، تا گامی باشد برای چارهاندیشی/پیکار علیه روند تاریخیِ برآمدن آن. ترجمهی پیش رو، فشردهایست از رویکرد انزو تراورسو به تجلیهای فاشیسم معاصر (یا «پسافاشیسم» در واژگان او)، که خود وی در قالب یک سخنرانی (۲۰۲۰) و سپس در قالب یک مقاله (۲۰۲۴) بیان کرده است. تراورسو، مورخ ایتالیایی، از پژوهشگران سرشناس در حوزهی مطالعات فاشیسم، نظریهی انتقادی، و تاریخ فکری و سیاسی اروپای قرن بیستم است. از میان آثار او در زمینهی فاشیسم میتوان به کتابهای زیر اشاره کرد: «خاستگاه خشونت نازی: یک تبارشناسی اروپایی» (۲۰۰۳)، «آتش و خون: جنگ داخلی اروپایی در فاصلهي ۱۹۱۴ تا ۱۹۴۵» (۲۰۰۷)، و «چهرههای جدید فاشیسم: پوپولیسم و راست افراطی» (۲۰۱۷).
توضیح جانبی: دربارهی برخی اسامی خاصْ اطلاعات مقدماتیِ فشردهای را در پانویس صفحات آوردهام تا دنبالکردن رشتهی بحث برای خوانندگان سادهتر شود.
ا. ح. – ۳ مرداد ۱۴۰۵
———————————
چکیده:
فاشیسم در سرآغاز قرن بیستویک به چه معناست؟ این واژه چشمانداز تاریکی از سالهای میان دو جنگ، که سرشار از خشونت، دیکتاتوری و نسلکشی بود را تداعی میکند. با مشاهدهی دوبارهی صعود راست افراطی در مقیاسی جهانی، از اروپا تا ایالات متحده و برزیل، چنین تصاویری خودبهخود به افکار ما بازمیگردند. با این حال، فاشیسم پوست انداخته است. این جریانْ ویژگیهای فاشیستیِ متداول را بهطور نمایانی عرضه میکند: رهبری اقتدارگرا و کاریزماتیک، نفرت از دمکراسی، تحقیر قانون، ریشخندِ حقوق بشر، نژادپرستیِ علنی (بهویژه علیه سیاهپوستان، لاتینتبارها و مسلمانان)، زنستیزی (misogynism) و همجنسگراهراسی (homophobia)؛ ولی درعین حال، بلاغت (rhetoric) فاشیستیِ قدیمی را کنار گذاشته است. جنبشهای پسافاشیستی خود را بهعنوان مدافعان هویتهای ملی تصویر میکنند که از سوی جهانیشدن، مهاجرت تودهای و بنیادگرایی اسلامی مورد تهدید قرار گرفتهاند. این «پسافاشیسم» (post-fascism) بهسانِ پدیدهای ترکیبی (hybrid phenomenon)، نه بازتولید فاشیسمِ قدیمیست، و نه چیزی کاملاً جدید؛ این جریانْ میان آیندهای ناشناخته و گذشتهای کابوسوار و گریبانگیرْ معلق باقی میماند.
کلیدواژهها: فاشیسم، پسافاشیسم، خشونت، پوپولیسم، بیگانههراسی (xenophobia)، کمونیسمستیزی.
———————————
لینک مقاله در وبسایت کارگاه دیالکتیک:
https://kaargaah.net/?p=1742
نسخهی پی.دی.اف
———————
@kdialectic | 256 |
| 3 | لا يوجد نص... | 220 |
| 4 | 🚨دوستان و عزیزان از صبر و حوصله شما متشکریم، مشکلات سایت رفع شده و کمکم به روال عادی باز میگردیم. صفحه اینستاگراممان البته هنوز آغاز به کار نکرده است که آن نیز تا انتهای ماه از نو فعال خواهد شد. حلقه تجریش🚨 | 249 |
| 5 | بخشی از متن:مارتین لوتر کینگ در سال ۱۹۶۶، پس از بیش از نیمقرن تلاش نافرجام برای ایجاد نظام ملی سلامت با پوشش همگانی در ایالات متحده، گفت:
«از میان همۀ اشکال نابرابری، بیعدالتی در حوزۀ سلامت تکاندهندهترین و غیرانسانیترین است.» (۱)
پنجاه سال بعد، طرحی با عنوان اوباماکر به اجرا درآمد. این طرح تعداد افراد فاقد بیمه را حدود ۴۰ درصد کاهش داد، اما در مقابل، هزینههای درمان برای بسیاری از بیمهشدگان پیشین بهشکل چشمگیری افزایش یافت. سهم پرداخت مستقیم بیماران بیشتر شد، بار مالی از دوش شرکتهای بیمه برداشته شد و با استفاده از منابع مالیاتی عمومی، یارانههای کلانی نصیب صنعت بیمۀ خصوصی گردید. پیشبینیها نشان میداد که طی چند سال آینده، هزینۀ درمان پرداختی از جیب خانوادۀ متوسط میتواند به حدود نیمی از کل درآمد سالانۀ آن خانواده برسد. به این ترتیب، اوباماکر از همان ابتدا در مسیری بحرانزا قرار داشت. (۲)
این روند شکستخورده پیش از آن شکل گرفته بود که دولت ترامپ رسماً کوشید اوباماکر را لغو کند. تلاش نخست به جایی نرسید و اقدامات بعدی نیز نشان داد که جمهوریخواهان صاحب قدرت قصد حذف عناصر اصلی این طرح را ندارند. از همین رو بسیاری پرسش کردند که آیا این شکست ظاهری و طرح نیمبند جایگزین ترامپکِر چیزی جز یک نمایش سیاسی بود؟ پیوندهای عمیق میان جمهوریخواهان و شرکتهای بیمه — که در دوران اوباماکر سودهای تاریخی بهدست آوردند — شکها نسبت به ارادۀ واقعی دولت برای لغو طرح را افزایش داد. بدین ترتیب، سیاستی که به نامی تازه عرضه شد، همچنان با همان تضاد بنیادین میان هزینههای گزاف و پوشش ناکافی ادامه یافت.
سرمایهداری و پزشکی کالاییشده در دل آن، روزبهروز شکنندهتر شده است: رکود ساختاری، بحرانهای پیاپی، بیکاری و بیثباتکاری، و شکاف طبقاتی فزاینده. انباشت سرمایه برای طبقات ممتاز — آنچه جنبش اشغال از آن با عنوان «یک درصد» یاد کرد — اکنون بیش از هر زمان دیگری از مسیر مالیسازی صورت میگیرد؛ یعنی کسب سود از ابزارهای مالی پرمنفعت و عمدتاً خیالی که هیچ ارتباطی با اقتصاد تولیدی واقعی ندارند.
شکل دیگر انباشت، «سرمایهداری فاجعه» است: ایجاد بحرانها از رهگذر جنگهای بیپایان و سپس کسب سود از بازسازی ویرانیها. همانگونه که سمیر امین و دیگران یادآور شدهاند، سرمایهداری به سبب تناقضهای درونی خود بهتدریج در حال فروپاشی است (۳) و همزمان تهدیدهای زیستمحیطی میآفریند که بقای انسان و دیگر گونههای حیات را به خطر میاندازد. (۴)
در برابر این وضعیت، جنبشهای اجتماعی بسیاری در سراسر جهان در تلاشاند الگوهایی پایدار برای تولید و خدمات انسانی پدید آورند؛ الگوهایی مبتنی بر همبستگی و نه سود. در آمریکای لاتین نمونههای روشن و موفقی دیده میشود: برنامههای نوآورانۀ سلامت عمومی که با حمایت دولتهای مردمی شکل گرفتهاند، شاخصهای مرگ و میر و ابتلا را کاهش داده و با وجود مداخله و فشار سیاسی ایالات متحده همچنان پابرجا ماندهاند. این تلاشها اغلب در پیوند با دفاع از منابع حیاتی مانند آب، حمایت از حقوق «مادر زمین» و حرکت بهسوی اقتصادهای غیرسرمایهدارانه است.
در چنین شرایطی، پرسشهایی بنیادین پیش روی ماست؛ پرسشهایی دربارۀ رابطۀ ساختاری میان سرمایهداری، نظام سلامت و خود سلامت. این کتاب از ضرورت پرداختن به همین پیوندها شکل گرفته است؛ ضرورتی برای رسیدن به شناختی ژرفتر که بتواند به مبارزههای عملی برای تغییر یاری رساند.
در سال ۲۰۱۳، من و مت اندرسون با اعضای هیئت تحریریۀ مانتلی ریویو وارد گفتگو شدیم تا راههای همکاری مشترک را بیازماییم. گفتوگو با جان بلامی فاستر، مایکل ییتس و برت کلارک ما را برای گسترش این پروژه در این دورۀ پرتلاطم تاریخی دلگرمتر کرد.
بخش عمدۀ کتاب پیش از انتخابات ۲۰۱۶ نوشته شد و پس از به قدرت رسیدن ترامپ بازنگری گردید. شگفت آنکه تغییر دولت تأثیر چندانی بر تحلیل ما نگذاشت، زیرا مسئلۀ اصلی نه نام دولتها، بلکه رابطۀ ساختاری سرمایهداری و سلامت بود. پزشکی کالاییشده در دورۀ اوباما تقویت شد، در دورۀ ترامپ ادامه یافت و اگر کلینتون پیروز میشد، تفاوت ماهوی چندانی در مسیر ایجاد نمیشد. | 260 |
| 6 | 📕نظام سلامت زیر تیغجراحی
فصل اول
▪️هاوارد وایتکینز و کارگروه «سلامت در فراسوی سرمایهداری»
▪️دکتر ونوشه بحرانی
🖍فصول این کتاب به تدریج در سایت حلقه تجریش منتشر و در پایان به صورت فایلی کامل در اختیار خوانندگان قرار خواهد گرفت. متن فصل اول را در سایت بخوانید و یا فایل آن را از اینجا دانلود کنید:
https://www.tajrishcircle.org/bookc1/
https://www.tajrishcircle.org/wp-content/uploads/2026/07/نظام-سلامت-زیر-تیغجراحی۱.pdf
#کتاب | 220 |
| 7 | بخشی از متن:الکساندر لوریا، روانعصبشناس اهل شوروی، در سال ۱۹۳۱ به کوهپایههای آلای سفر کرد. این منطقه کوهستانی بایر میان ازبکستان و قرقیزستان قرار دارد. لوریا میخواست با این سفر نظریه خودش را ثابت کند: روندهای ذهنی در اصلِ خود اجتماعمحور و تاریخیاند. نه فقط محتوای فکرمان، بلکه «شیوهی» اندیشیدن ما هم تحتتاثیر جامعهای است که در آن زندگی میکنیم. او در کوهپایهی آلای جامعهای را پیدا کرد که با جامعهی خودش تفاوت اساسی داشت. در میان آن تپههای خشک، گلهداران بیسواد گاوداری میکردند و در درههای سرسبزی که برای آن منطقه عین گوهر بودند، دهقانان بیسواد پنبه میکاشتند. در آنجا و برای قرنها اساساً هیچکس نه سواد خواندن داشت و نه نوشتن. اما این وضع بیسوادی در حال تغییر بود. وقتی لوریا به آنجا رسید، دولت شوروی مشغول کوچ اجباری رمهداران و دهقانان به مزارع اشتراکی دولتی بود. جایی که برای اولینبار به جمعیت بزرگی از مردم روستایی، سواد آموخته میشد. لوریا سال بعد را در آن منطقه ماند و با آزمایشهای آزاردهندهاش مزاحم مردم شد.
لوریا فهمید فقط چند سال آموزش ابتداییِ خواندن و نوشتن در یک مدرسه کشاورزی، اثر شناختی بزرگی ]روی مردم بیسواد[ دارد. او در یکی از آزمایشهای اولیهاش گروهی از اشکال هندسی را به آنها نشان داد. شکلهایی مانند دایره کامل و ناتمام، مثلثهای سهگوش و ناتمام و مربع و مستطیلهایی که با خط و یا نقطه رسم شدند. لوریا از آنها خواست تا این اشکال را گروهبندی کنند. حدود نیمی از دهقانان، حتی با وجود نداشتن هیچ سواد هندسی و تنها پس از یادگیریهای ابتدایی، توانستند شکلها را به ترتیب هندسیشان دستهبندی کنند: مربعها با دیگر چهارگوشها و دایرهها با دیگر دایرهها. درهمینحال، هیچکدام از مردم بیسواد اصلاً نتوانستند ماهیت هندسی اشکال را درک کنند و همه را به اشیاء مرتبط دانستند.
خَمید، زنی ۲۴ ساله در یک روستای دورافتاده در آن منطقه، اصرار داشت که هیچچیزی نمیتواند با دایره ناتمام همگروه شود. «اون خودش تنهاست، اون مثل شکل ماه میمونه.» هنگامی که لوریا تلاش کرد تا به خَمید پیشنهاد دهد که مربع را با مستطیل همگروه کند، او مخالفت کرد و گفت: «این لیوانه و اون یکی قدح. اینا با هم یکی نیستن.» دیگران هم اشکال هندسی را به اشیائی مثل چادر مسافرتی، دستبند، کوه، مسیرهای زهکشی و ستارهها نسبت دادند. | 281 |
| 8 | ✏️مطالعه عین جادوست
▪️سم کریس
▪️فرزاد عظیمبیک
📎متن را درسایت حلقه تجریش مطالعه و یا فایل آن را از اینجا دانلود کنید.
tajrishcircle.org/3055/
https://www.tajrishcircle.org/wp-content/uploads/2026/07/مطالعه-عین-جادوست.pdf | 313 |
| 9 | 🚨 همراهان عزیز سرور سایت دچار مشکلاتی است و مشغول برطرف کردن آن هستیم، امیدواریم ظرف فردا یا پس فردا سایت از نو در دسترس قرار گیرد 🚨 | 628 |
| 10 | جنگ به مثابه نمایش.pdf | 1 010 |
| 11 | درماندگی.pdf | 994 |
| 12 | مارتین هایدگر.pdf | 975 |
| 13 | 📌فایل مقالات به صورت مجزا: | 944 |
| 14 | بخشی از متن: در طول کارزار انتخاباتی ریاستجمهوریاش، دونالد ترامپ وعده داد که یک نامزد ضدجنگ باشد و با افتخار ادعا کرد که برخلاف پیشینیانش، به جنگهای بیپایان پایان خواهد داد و ایالات متحده را از درگیریهای نظامی جدید دور نگه خواهد داشت. با این حال، مسیر ریاستجمهوری او در جهت معکوس پیش رفته است. از گسترش رویاروییهای نظامی در دریای کارائیب تا تشدید جنگ با ایران که از طریق حملات گستردهای آغاز شد که خطر شعلهور کردن یک فاجعه منطقهای وسیعتر را به همراه دارد، حکومت ترامپ بهطور فزایندهای بر زبان و ماشین جنگ متکی بوده است. همانطور که زاخاری باسو[3] در اکسیوس اشاره میکند، «او به هفت کشور حمله کرده [و] حملات هوایی انفرادی بیشتری را در سال ۲۰۲۵ نسبت به چهار سال ریاستجمهوری بایدن صادر کرده است.»
آنچه این لحظه را بهطور خاص نگرانکننده میسازد، تنها خود خشونت نیست، بلکه نحوه صحنهپردازی و تجلیل آن است. با تشدید درگیری با ایران، کاخ سفید ویدئوهای تبلیغاتیای را منتشر کرد که تصاویر واقعی بمبارانها را با جلوههای بصری برگرفته از بازیهای ویدئویی و فیلمهای اکشن تلفیق میکرد و اقدامات ویرانگر را به نمایشی از پیروزی ملی تبدیل میساخت. در چنین تصاویری، جنگ نه بهعنوان یک تراژدی یا فاجعه سیاسی، بلکه بهعنوان یک نمایش هیجانانگیز ظاهر میشود و بینندگان را دعوت میکند تا عملکرد فناورانه قدرت را تحسین کنند، درحالیکه از رنج انسانیای که تولید میکند، جدا و بیتفاوت باقی میمانند. این نمایشها چیزی بیش از یک پروپاگاندای خام هستند. آنها پرده از تغییر عمیقتری در فرهنگ سیاسی برمیدارند که در آن خشونت به امری زیباییشناسانه بدل میشود، بیرحمی عادیسازی میگردد و نظامیگری بهعنوان سرگرمی به صحنه میرود و به عموم مردم آموزش میدهد تا سلطه را نه بهعنوان یک فاجعه، بلکه بهعنوان نمایشی نشاطآور از قدرت تجربه کنند.
ما در عصر هیولاها زندگی میکنیم. بیش از دو قرن پیش، فرانسیسکو گویا[4] چنین لحظهای را در حکاکی تسخیرکننده خود در سال ۱۷۹۹ با عنوان «خواب خرد هیولا میآفریند»[5] به تصویر کشید؛ تصویری که اکنون کمتر شبیه به یادگاری از دوران روشنگری و بیشتر شبیه به پیشگویی زمانه ما خوانده میشود. آنتونیو گرامشی[6]، متفکر سیاسی ایتالیایی، لحظاتی از این دست را بهعنوان دورههای بحران تاریخی توصیف کرد و نوشت که «بحران دقیقاً در این واقعیت نهفته است که کهنه در حال مرگ است و نو نمیتواند متولد شود؛ در این دوره فترت (گذار)، تنوع عظیمی از علائم بیمارگونه ظاهر میشود.» لحظه کنونی ما تمام نشانههای چنین دوره فترتی را در خود دارد. | 958 |
| 15 | ✏️جنگ به مثابه نمایش
▪️هنری ای. ژیرو
▪️مهدی درویشی
📎متن را درسایت حلقه تجریش مطالعه و یا فایل آن را از اینجا دانلود کنید.
#نوشتارهای_دریافتی
https://www.tajrishcircle.org/3053/
https://www.tajrishcircle.org/wp-content/uploads/2026/06/جنگ-به-مثابه-نمایش.pdf | 755 |
| 16 | بخشی از متن: درماندگی (Hilflosigkeit یا helplessness) واژهایست که در روانکاوی جایگاه مفهوم را به خود میگیرد. در پیچیدهترین لحظات اندیشه دربارهی جنگ و مرگ، تهاجم و خودشیفتگی، فروید اغلب به مفهوم کلیدی درماندگی پناه میبرد تا بیرحمانهترین کنشهای بشری را درک کند. به بیان دیگر، درماندگی رانهای غیرانسانی است که انسان در مواجهه با آن، در پیِ تثبیت خویش است: انسانشدنِ سوژه در برابر رانهی واپسگرایانه به وابستگی. ما در پی وابستگی هستیم چرا که میخواهیم مطمئن شویم ابژهای که دوستش داریم به همان ابژهای که از آن تنفر داریم تبدیل نمیشود: ما در عشق به دنبال پایداری هستیم، چرا که مخفیانه از ربوده شدن عشق هراس داریم. عشق به شیوههای بیشماری ضامن هستی ماست: رابطه میآفریند، پناهگاه میشود، و جایی برای آنچه که جایی ندارد. ما را به گروهی، اربابی یا دالّی گره میزند که وعدهی جبران فقدان اولیهمان را میدهد – همان درماندگی اولیه ما، احساسی آمیبوار[2] که به جای جستن روح، جهان را در جستوجوی گسترش، پیوند و لیبیدو میجورد.
فروید پیشنهاد میکند که درماندگی اولیه، شدیدترین احساسات عشق و نفرت و نیز شدیدترین احساس فقدان ما را توضیح می دهد. این محرک نخستین است –اما نه از سنخ ارسطویی[3] .قوهای نیست که در پی فعلیت یافتن باشد. بلکه نوعی امر منفی[4] سنگین است که در هر مواجهه و در هر رابطه رد خود را بر جا می گذارد. این درماندگی به نوعی هستیشناختی است، اما نه صرفاً آن. همزمان شیوههای شناخت، لذت بردن و معنا دادن ما به جهان را نیز تحت تاثیر قرار میدهد. درماندگی همچنین سرچشمه معنا است. لکان این نکته را بسط داد: درماندگی نقطهی شروع معناست. سوژه را به چنگ زدن به دال نخستین هل میدهد— به زبان، به معناسازی، به امر نمادین[5]؛ به اسارتی در زنجیرهی دالها[6] ؛ به بندکشیدهشدن در ضمانت زبان[7]. از بسیاری جهات درماندگی نقطه شروع وابستگی و دلبستگی است، و حتی معنای خودِ پایان تحلیل روانکاوی.[8] تهیشدگیِ سوژه، پایان تحلیل روانکاوی و بازگشت به احساس درماندگی و بیپناهی، گسست و فقدان هرگونه اطمینان خاطر را فرامیخواند. دقیقا از همانجا که پایان دادیم، دوباره آغاز میکنیم: تنش بین وسیله و هدف[9] از بین میرود، هرچند تنها برای لحظهای.
تیزبینانهترین نظر فروید دربارهی درماندگی در پی جنگ جهانی اول مطرح شد و در تحلیل او از شکل گیری گروهها[10] حضوری پررنگ پیدا کرد. او استدلال میکند که دقیقاً به این دلیل با گروه همانندسازی میکنیم که ایگو به شدت درمانده میشود. ایگو تلاش میکند همهتوان و عظیم[11] باشد اما ناکام میماند. به چیزی بیرون از خود نیاز دارد٬ حسی از بیرون که به آن مرز بدهد و در عین حال حدودش را تهدید کند. ایگو مذاکرهگر ماهری است. همیشه در پی بهترین معامله. میکوشد خود را در برابر زیان احتمالی محافظت کند. بر آیندهی خود شرط میبندد، زیرا نمیتواند جز این باشد. ایگو نمی تواند به درماندگی خود اقرار کند پس آن را انکار(استنکاف[12]) می کند، داستان میبافد و اکنونی دیگر را خیالپردازی میکند… همیشه اکنونی را خلاف واقع خیالپردازی میکند. اتکا به یاری دیگران و خیرخواهی در روابط اجتماعی، فانتزی ایگوست. آنچه روانکاوی وعده میدهد این است که سوژه قادر خواهد بود در حالی که شاهد درماندگی خویش است، به زیستن ادامه دهد. درماندگی انسان از گروهها نمیآید، هرچند گروهها اغلب این احساس آغازین و بنیادی را هدایت و متمرکز میکنند. | 753 |
| 17 | ✏️درماندگی...
▪️نادیا بوعلی
▪️حورا سراجان٬ یاسمین قلعهنویی
📎متن را درسایت حلقه تجریش مطالعه و یا فایل آن را از اینجا دانلود کنید.
#نوشتارهای_دریافتی
https://www.tajrishcircle.org/re3052/
https://www.tajrishcircle.org/wp-content/uploads/2026/06/درماندگی.pdf | 477 |
| 18 | بخشی از متن: سالهای تیره و جانفرسایِ جنگ جهانی اول، سالهایی سرشار از دگرگونیهای ناگهانی سرنوشت، و دوران پس از آن، باعث شدند تا در حسوحال[7]، [یعنی در چشمانداز فلسفیِ روشنفکران آلمانی]، تغییری چشمگیر پدید آید.[8] گرایش سوبژکتیویستی کماکان باقی ماند، اما طبیعتِ پایه و اتمسفر آن بهکلی دگرگون شد. دیگر جهان صحنۀ عالیِ چندمنظورهای نبود که در آن «من»، با جامههایی دائمالتغییر و در میان صحنهآراییهایی که به ارادۀ خویش به آنها فرمِ دگر میداد، بتواند تراژدیها و کمدیهای درونی خود را بازی کند. جهانِ اکنون، به یک ویرانه تبدیل شده بود. پیش از جنگ، هنوز ممکن بود منظرهای مکانیکی و منجمدِ فرهنگ سرمایهداری را با یک عقیدۀ بلندمرتبۀ زیستباورانه[9] به نقد کشید… اما پس از فروپاشی رژیم ویلهلمی، جهان اجتماعی در دیدگان این سوبژکتیویسمْ بیگانه شد. اگرچه سوبژکتیویسم، این جهان اجتماعی را بیوقفه نقد میکرد، اما پایۀ ضروریِ وجودیاش را همین جهان فرم بخشیده بود. فروپاشی، در هر گوشهای، برای این جهان، در کمین نشسته بود. دیگر هیچ تکیهگاه استواری وجود نداشت. و در این وضعیتِ پَرت و رهاشده، «اگوی مجزا[10]»، [یعنی منِ تنها]، با ترس و اضطراب ایستاده بود. […].
پس جای شگفتی نیست که درست در همان هنگام، یعنی سالها پیش از وقوعِ بحران واقعی، آنگاه که این حسوحالِ افسرده و غمزده، چون نمایی بدشگونْ رخدادهای تیرهوتارِ آینده را از-پیش خبر میداد، رنسانسی در فلسفۀ کییرکگارد توسط چهرههای برجستۀ آن دوران، شاگرد هوسرل، مارتین هایدگر، و یک روانپزشک سابق، بهاسم کارل یاسپرس، رسماً اعلام شد. البته آنها این نسخه از فلسفۀ کییرکگارد را با تعدیلاتی متناسب با زمانه پیش نهادند. آخر دینداری پروتستانِ ارتدوکس و ایمان سختِ لوتریِ کییرکگارد نسبت به انجیل دیگر به کارِ نیازهای روز نمیآمد. اما نقدِ کییرکگارد بر فلسفۀ هگلی، که در مقام نقدی بر هر کوششی برای دستیابی به عینیت و اعتبارِ جهانشمول از رهگذارِ اندیشۀ عقلانی، و نیز بر هر مفهومی از پیشرفت تاریخی بود، یک تفوق عظیم معاصر کسب کرد. مفهومپردازی کییرکگارد از «فلسفۀ اگزیستانسیل[11]» برخاسته از ژرفترین نومیدیِ یک سوبژکتیویسمِ بهغایت خود-خوارکننده، و خود-ذلیلکننده بود، که میکوشید خویشتن را در همان پاتوسِ نومیدی توجیه کند. و درست اینجا بود که او هر ایدۀ مربوط به زیستِ اجتماعی-تاریخی را چیزی الاء ایدههایی چرند و ملالآور نمیدانست، و آنها را در برابرِ «سوژه» قرار میداد، که بهزعم او تنها موجودِ [واقعی] بود. | 565 |
| 19 | ✏️مارتین هایدگر
▪️گئورگی لوکاچ
▪️پارسا زنگنه
📎متن را درسایت حلقه تجریش مطالعه و یا فایل آن را از اینجا دانلود کنید.
#نوشتارهای_دریافتی
https://www.tajrishcircle.org/re305/
https://www.tajrishcircle.org/wp-content/uploads/2026/06/مارتین-هایدگر.pdf | 541 |
| 20 | نوئسیس بهصورت رخدادِ اندیشیدن در آگاهی میگذرد، در لحظاتی که امر نادیدنی خود را در فرم آشکار میکند.
•
@Parsazanganeh
https://t.me/Noesis_Formae | 748 |
