ar
Feedback
راه توده - Rahetudeh

راه توده - Rahetudeh

الذهاب إلى القناة على Telegram

سیاسی،فرهنگی،اجتماعی

إظهار المزيد
4 602
المشتركون
+124 ساعات
-77 أيام
-130 أيام
جذب المشتركين
يوليو '26
يوليو '26
+23
في 0 قنوات
يونيو '26
+92
في 1 قنوات
Get PRO
مايو '26
+40
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '26
+13
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '26
+25
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+114
في 2 قنوات
Get PRO
يناير '26
+70
في 1 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+61
في 1 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+52
في 2 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+67
في 1 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+68
في 1 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+79
في 2 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+117
في 2 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+63
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '25
+72
في 1 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+75
في 3 قنوات
Get PRO
مارس '25
+47
في 1 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+82
في 2 قنوات
Get PRO
يناير '25
+85
في 3 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+104
في 1 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+75
في 2 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+126
في 1 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+96
في 1 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+99
في 1 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+131
في 1 قنوات
Get PRO
يونيو '24
+152
في 4 قنوات
Get PRO
مايو '24
+133
في 2 قنوات
Get PRO
أبريل '24
+107
في 1 قنوات
Get PRO
مارس '24
+122
في 2 قنوات
Get PRO
فبراير '24
+121
في 3 قنوات
Get PRO
يناير '24
+134
في 2 قنوات
Get PRO
ديسمبر '23
+109
في 2 قنوات
Get PRO
نوفمبر '23
+109
في 2 قنوات
Get PRO
أكتوبر '23
+97
في 3 قنوات
Get PRO
سبتمبر '23
+69
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '23
+121
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '23
+113
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '23
+105
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '23
+88
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '23
+77
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '23
+83
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '23
+138
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '23
+131
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '22
+162
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '22
+204
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '22
+266
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '22
+121
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '22
+131
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '22
+99
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '22
+142
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '22
+84
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '22
+143
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '22
+144
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '22
+68
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '22
+76
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '21
+97
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '21
+152
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '21
+102
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '21
+111
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '21
+119
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '21
+87
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '21
+211
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '21
+87
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '21
+169
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '21
+102
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '21
+113
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '21
+116
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '20
+4 029
في 0 قنوات
التاريخ
نمو المشتركين
الإشارات
القنوات
11 يوليو+1
10 يوليو+3
09 يوليو+2
08 يوليو+4
07 يوليو+2
06 يوليو0
05 يوليو+1
04 يوليو+2
03 يوليو+1
02 يوليو+3
01 يوليو+4
منشورات القناة
گفتگوی سردبیر راه توده با "رسانه ما" به سردبیری آقای عنایت فانی یزدی.

2
لا يوجد نص...
1
3
راه توده 1005 هفته نامه راه توده (شماره 1005- چهارشنبه 17 تیرماه 1405) منتشر شد و مطالب آن علاوه بر سایت این نشریه، روی فیسبوک و کانال تلگرام راه توده نیز قرار گرفت.
881
4
لا يوجد نص...
853
5
سرمقاله راه توده 1005 غربگرایان ایران بیمناک نتیجه نبرد آینده!   این هفته مراسم تشییع آیت‌الله خامنه ای در تهران و قم برگزار شد که در نهایت با تدفین ایشان در مشهد خاتمه خواهد یافت. همه شاهدان و حاضران مراسمی که در تهران برگزار شد معتقدند که این یکی از بزرگترین راه پیمایی ها و حضور مردمی در تاریخ نزدیک به پنجاه ساله پیش و پس از انقلاب ۵۷ است. ما در این مراسم با نسل جدیدی مواجه شدیم که با نسل قبلی که در راه پیمایی ها و نماز جمعه ها حضور می یافت و عمدتا از سالمندان تشکیل می شد متفاوت بودند. هسته اصلی شرکت کنندگان در مراسم تهران میانسالان، جوانان، زنان و به ویژه دختران جوان و مهجبه بودند که حضور آنان نه تنها به عنوان شرکت کننده بلکه به عنوان گرداننده و سازماندهنده و مراقب نیز چشمگیر بود. شاید دو تجاوز ۱۲ روزه و۴۰ روزه آمریکا و اسرائیل و مقاومت جانانه ای که در برابر آن شد، به همان اندازه که قشر متوسط مرفه جامعه عمدتا غرق در توهم بازگشت سلطنت داشت منزوی کرد، در میان خانوارهای متوسط، تهیدست و پایین جامعه که از گذشته نیز به انقلاب ۵۷ دلبستگی داشتند نوعی نوزایی و اعتماد به نفس ایجاد کرد که حاصل آن به صورت پررنگ شدن حضور اجتماعی آنان دیده شد. هرچه بود و هست، در این تردید نیست که ما اکنون شاهد تداوم انقلاب ۵۷ و آرمان های آن در نسلی جدید هستیم که فرزندان و نوه های انقلابیون ۵۷ محسوب می شوند. برای آنها بیش از هر چیز دفاع از استقلال کشور و برقراری عدالت اجتماعی مهم است. حتی اگر از نحوه برقرای این دومی درک دقیق یا عمیقی هنوز نداشته باشند ولی از فساد و اختلاف طبقاتی حاکم بر کشور نفرت دارند. این نسل خواهان تحولات عمیق است و دربرابر بازگشت به گذشته خود جمهوری اسلامی الیگارشیک غربگرا و طبقاتی می ایستد، چه رسد به گذشته سلطنتی. بنابراین هیچکس – حتی خود برگزار کنندگان مراسم – مدعی نیستند که حاضران در این مراسم از وضع کشور راضی هستند. برخی نارضایتی ها در صفوف خود شرکت کنندگان مراسم مثلا در شعارهایی که بنوعی به نحوه مذاکرات با آمریکا مربوط می شد دیده می شد؛ که آن را – درست یا نادرست – برخاسته از توهم های غربگرایی در حاکمیت می دانستند که در همه عرصه ها و بویژه اقتصادی خود را نشان می دهد. می توان معتقد بود دلیل نارضایتی و بی اعتمادی بخشی از مردم به مذاکرات کنونی برآمده از تجربه ایست که در دیگر عرصه ها، کارنامه سیاست خارجی و به ویژه در زمینه سیاست های اقتصادی دارند و معتقدند تیمی با این تفکرات و کارکرد نمی تواند در عرصه سیاست خارجی بدرستی از منافع کشور دفاع کند. بدینسان آنچه این توده عظیم را در مراسم تشییع گرد آورد دو عامل عمده بود: اول دفاع از استقلال کشور و بقای ایران و تمدن چند هزار ساله ایرانی. دوم نارضایتی از وضع کشور و بدست گرفتن پرچم تغییر، ولی در چارچوب حفظ ایران، نه به بهای نابودی آن.  به همان اندازه که اکثریت مردم از مقاومت نیروهای نظامی کشور برای حفظ استقلال ایران خشنود هستند، به آن افتخار می کنند، و آیت‌الله خامنه ای را معمار ونماد آن می دانند، به همان اندازه از وضع در دیگر عرصه ها، به ویژه اقتصادی و سیاست خارجی ناراضی هستند و آن را فاسد و زبونانه و مایه ننگ کشور می دانند. دفاع از آن افتخار و پایان دادن به این ننگ – که در شعارها و پرچم های مراسم نیز بازتاب یافته بود - عاملی بود که نیروهای مذهبی، غیرمذهبی و دگراندیش کشور را به یک معنا؛ و تهیدستان و قشرهای متوسط و پایین جامعه را – به معنایی دیگر - در حول مراسم تشییع آیت‌الله خامنه ای گرد هم آورد. برای ایران و مردم آن که وارث یک تمدن چند هزار ساله و در تداوم یک سده انقلاب ها و جنبش های بزرگ مردمی است، ننگ و افتخار انگیزهایی نیرومندتر از هر آنچیزیست که می تواند محرک رضایت و نارضایتی، یا همبستگی باشد. الیگارشی غربگرا که در تمام نهادهای دولتی، اقتصادی، رسانه ای و دستگاه سیاست خارجی ریشه دوانده، به عنوان عامل تولید ننگ ملی، باید در آینده منتظر پیکاری سرسختانه باشد.
935
6
لا يوجد نص...
720
7
ناممکن است که این جماعت را جبهه پایداری بتواند جذب کند. حتی خودشان را هم این را فهمیده اند. بهایی به پایداریچی ها نباید داد. جبهه اصلی الان غربگرایی و ضدغربگرایی است. البته یک عده این وسط هستند که میخواهند حجاب را به غربگرایی وصل کنند ولی خریداری ندارند و مردم از غربگرایی سازش با آمریکا و فروش منابع کشور و اینها را می فهمند نه حجاب یا ریش یا نماز. تلگرام راه توده: https://telegram.me/rahetudeh
707
8
راه توده 1005 گزارش دریافتی از ایران بازتاب دو حمله نظامی در مراسم تشییع رهبر ج. اسلامی من با افراد مختلف از دوستان خودمان و مردم عادی و غیره صحبت کرده ام. نتیجه ای که گرفتم این است که توده ای ها و یا اکثریتی های قدیمی، یا راه توده ای هستند یا نیستند. آنها که هستند به ما خیلی نزدیک هستند و مشکلی نداریم هرچند نظرات گوناگونی هم دارند. آنها که راه توده ای نیستند را نباید به حساب آورد زیرا نه درک درستی از جهان دارند، نه آمریکا، نه روسیه، نه چین. نه خود ایران. نه حکومت. کلا مواضعشان به سلطنت طلب ها نزدیک تر است تا به حزب و یا اکثریتی ها. مردم عادی که ناراضی هستند هم جزو طبقه متوسط مرفه هستند که اینها را هم نباید به حساب آورد. مشتریان اینترنشنال هستند. نارضایتی شان هم هیچ پایه و مایه ای ندارد و براساس توهم بنا شده است. یک توده مردم ناراضی هم وجود دارد که از نظرشعور سیاسی از طبقه متوسطی که اشاره کردم بالاتر هستند ولی نارضایتی آنها عمدتا اقتصادی است و اگر مسائل اقتصادی و فساد و غیره حل شود طرفدار حکومت هم خواهند شد. اینها خیلی زیاد هستند. اینکه اخوندها چه می گویند و نماز جمعه را چه کسی می خواند آنقدر برایشان مهم نیست، همین که ایران حفظ شود و وضع اقتصادی هم خوب شود برایشان کافی است. می دانند که دنیا اوضاعش خراب است و اگر همین حکومت هم برود معلوم نیست ایران چه می شود و ممکن است وضعشان از این هست هم بدتر شود. یک گروه سوم هم وجود دارد که هواداران حکومت هستند، در گرایش های مختلف. این گروه الان از نظر سیاسی آگاه ترین گروه مردم هستند. هم جهان را می شناسند، هم وضع داخل را و هم جناح بندی های درون حکومت را. شعارهایی که می دهند حساب و کتاب دارد و تحت تاثیر این و آن نیستند. حالا ممکن است تند باشند یا نباشند ولی می دانند که چه می گویند و چرا می گویند. دو جنگ اخیر هم برای حاکمیت مثل یک انقلاب شد. همانطور که مثلا در انقلاب ۵۷ ناگهان میلیون ها تن از مردم سیاسی شدند و هر گروهی برای خودش ۲۰ یا ۵۰ یا ۱۰۰ هزار هوادار پیدا کرد، حاکمیت هم از این جریان استفاده کرده و حداقل ۲۰۰ – ۳۰۰ هزار جوان را جذب کرده است. شاید هم به میلیون سر بزند. دقیق نمی توان تخمین زد. در این ماجرای تشییع خامنه ای ما دیدیم که اکثریت مردم جوان بودند از دختر و پسر. دیگر آن ماجرای پیر و پاتال های قدیمی که می رفتند نماز جمعه نیست. یک نسل جوان دختر و پسر هوادار حکومت ایجاد شده که شاید قبلا هم بودند و خودشان را نشان نمی دادند یا در خانواده های مذهبی بودند که ناامید و سرخورده شده بودند. هر چه هست اینست که حکومت یک جذب نیروی بزرگ کرده از جوانانی که در میدان هستند. خیلی خوشرو، خوش برخورد، آماده گفتگو با همه. با حجاب و بی حجاب برایشان مطرح نیست. من به این نتیجه رسیده ام که ما نباید روی ناراضیان دیگر متمرکز شویم ولو اینکه شمارشان زیاد هم باشد. آن طیف متوسط مرفه و نیمه مرفه سلطنت طلب که کلا منتفی است. ناراضی های اقتصادی، خیلی ضدیتشان شدید نیست و به محض درست شدن یا بهتر شدن اوضاع اقتصادی می روند به جبهه حکومت. الان هم تقریبا در سکوت هستند و تحمل می کنند. ما باید زبان مشترکی با این طیفی که الان اسلامی است و بخش مهمی از آنها نیز جذب حکومت شده اند پیدا کنیم. باید مخاطبمان اینها باشد. زیرا از یک طرف با اینها از نظر سیاسی اشتراک بیشتری داریم از طرف دیگر، آگاه تر از دیگر قشرهای جامعه هستند و آماده برای پذیرش نظریات نو. من فکر می کنم باید از بکارگیری زبانی که هدفش جذب ناراضیان طبقه متوسط و مرفه باشد خودداری کنیم. بلکه باید روی اختلاف درون حاکمیتی تکیه کنیم. بحث اقتصادی را جلو بیندازیم. این مهمتر از انتقاد از اخوند و نماز جمعه و این مسائل است. باید بحث غربگرایان را مطرح کنیم که در این مسئله در طیف مذهبی هم الان بشدت مطرح است. بحث جبهه پایداری و اینها بنظرم بحث انحرافی است. اینها اصلا در شرایطی نیستند که بتوانند کمترین نیرویی جذب کنند، حتی با شعارهای مذهبی افراطی مانند حجاب و اینگونه مسائل. بیشتر غربگرایان لولوی پایداری را مطرح می کنند که یک جبهه ای دور خودشان جمع کنند. ضمن اینکه در جبهه پایداری هم شکاف است و آن هم مثل اصلاح طلبان است. یعنی این دو تا با مطرح کردن حرفهای آن یکی به حیاتشان ادامه می دهند. من با دوستان ...... رفتیم مراسم دیشب (مراسم تشییع). در میان ما دوستانی بودند که حجاب نداشتند. اغلب یک شلوار و یک پیراهن ساده پوشیده بودند.هنگام ورود به مصلی آن دخترهای چادری که مثلا تیم حفاظت بودند خوشامد گفتند. معلوم بود همه داوطلب بودند. چون انهمه جوانی که این مراسم را می چرخاندند در آن گرمای روز و ساعات طولانی اصلا کسی حاضر به این کار نبود. فقط ادمهای داوطلب می توانستند آن شرایط را تحمل کنند. البته کلی هم زن و دختر کم حجاب آنجا بود، برای مراسم نه به عنوان تیم های حفاظتی.
667
9
لا يوجد نص...
580
10
با توجه به آنچه گفته شد ما به چه دلیل بررسی خود را از دلایل انحطاط ایران و کشورهای مشابه آن را یک بررسی مارکسیستی می دانیم و تمایز آن با نتیجه گیری‌های محافظه کارانه از نظریات مارکس چیست؟ ارائه تعریفی از مارکسیسم کاری پیچیده است ولی می توان مارکسیسم را چنین بیان کرد که‌ اندیشه ای است که عدالت اجتماعی را در پرتو ‌امکانات اجتماعی ناشی از پیشرفت‌های بشر جستجو می کند. از این نظر با ‌اندیشه‌های عدالتخواهانه که سابقه هزاران ساله دارد متفاوت است. در‌اندیشه‌های عدالتخواهانه پیش از مارکس آرمان اجتماعی جایگاهی مهمتر از‌امکان اجتماعی داشت. با این دید آن تلاش‌های متنوعی که مارکس در زمینه فلسفه، جامعه شناسی، تاریخ و... غیره انجام داده است در جهت درک‌ امکانات اجتماعی ناشی از پیشرفت بشریت بوده است. مارکس برخلاف عدالتخواهان پیش از خود بیش از آنکه از آرمان سخن گوید ‌امکانات را بررسی کرده است. این همان تمایزی است که از آن به عنوان سوسیالیسم تخیلی و سوسیالیسم علمی بدان اشاره می شد. مارکس از این نبرد تاریخی سربلند بیرون‌ آمد. هم اکنون کمتر کسی توصیف آرمان را برتر از بررسی‌امکان می داند. ولی نبرد ایدئولوژیک فعلی که در جریان است بر سر آن است که آیا می توان از برخی نوشته‌های مارکس برای توجیه وضع موجود و منصرف کردن‌ اندیشمندان از ‌اندیشیدن به جهانی بهتر بهره گرفت یا برعکس باید از درون اندیشه های مارکس به امکان های تغییر و پشت سر گذاشتن وضع موجود اندیشید؟ تمام کسانی که در سال‌های اخیر ناگهان به یاد نوشته‌های اولیه مارکس افتاده‌اند و می کوشند از آن برای درستی گفتار خود شاهد آورند و وضع موجود جهان را توجیه و ادامه نظم سرمایه‌داری را ناگزیر معرفی نمایند با ‌اندیشه بنیادین مارکس یعنی تلاش برای ایجاد یک سازمان اجتماعی مبتنی بر عدالت اجتماعی بر مبنای‌امکان مخالفند و اصولا‌ امکان یک جهان بهتر که‌ اندیشه مرکزی وی بود را قبول ندارند، هر چند به پاره ای از نوشته‌های وی استناد کنند. با این نگاه می توان مرزی روشن کشید میان آنانی که از مارکسیسم همچون روشی برای تغییر جهان بهره می گیرند با آنانکه به این یا آن نوشته مارکس استناد می کنند تا وضع موجود را توجیه و واپسگرایی را تبلیغ کنند. تلگرام راه توده: https://telegram.me/rahetudeh
580
11
راه توده 1005 مارکسیسم برای تغییر جهان و یا توجیه جهان کنونی؟ "دکتر سروش سهرابی" یکی از رایج ترین نظریه‌هایی که در تبیین دلایل عقب ماندگی کشورهایی نظیر ایران اکنون وجود دارد نظریه پرداز‌یهایی است که مستند است به برخی از ارزیابی‌های مارکس در تحلیل تحولات اجتماعی در اروپا یا آسیا. مارکس درباره انحطاط یا عقب ماندگی نظریه ای تدوین نکرده است. نظریه‌های مارکس درباره دلایل عام پیشرفت اجتماعی و به طور مشخص قوانین شیوه تولید سرمایه‌داری در نمونه انگلستان است. در این بررسی‌ها اشاره‌های پراکنده و نادقیقی به وضع آسیا شده است. بنابراین، آن دسته از کوشندگان اجتماعی که مدعی هستند درباره عقب ماندگی بر مبنای نظریه‌های مارکس می‌اندیشند، عموما نظریه‌هایی در تبیین علل عقب ماندگی ارائه داده اند که عمدتا عقب ماندگی شرق را ابدی و ازلی می داند و تاکنون راهکار مشخصی از آنان دیده نشده است. نظریه پردازی‌های مبتنی بر برخی نوشته‌های مارکس دارای تنوع بسیار است. نخستین تفسیر متفاوت با درک اساسی مارکسیسم بلافاصله پس از مرگ مارکس و انگلس در همان اروپا و بر سر مسئله "گذار" از سرمایه‌داری آغاز شد. برخی از پیروان مارکس با تکیه بر‌اندیشه جبر تاریخی و "اکونومیسم" مدعی شدند که گذار به سوسیالیسم تنها در پیشرفته ترین کشورهای سرمایه‌داری می تواند رخ دهد. یعنی آن کشورهایی که در آنها ‌امکان‌های نظام سرمایه‌داری برای ادامه حیات خود به پایان رسیده باشد و چنین وضعی بنظر آنان در اروپای آغاز سده بیستم هنوز وجود نداشت. این گرایش "سوسیال دموکراسی" بود که البته بعدها حامی جنگ علیه کشورهای دیگر و توجیه گر غارت مستعمرات و به‌ تدریج به جزیی از ایدئولوژی طبقه حاکم بر اروپا نیز تبدیل شد. این گرایش همچنان تا دهه هفتاد سده بیستم خود را مارکسیست می دانست و از آن تاریخ به بعد بود که ارجاع به مارکسیسم را کنار گذاشت. در برابر گرایشی وجود داشت که معتقد بود سرمایه‌داری یک نظام جهانی است که اکنون به مرحله‌امپریالیسم گام نهاده و گسست نه الزاما در قویترین حلقه آن، بلکه برعکس بیشتر در ضعیفترین حلقه آن ممکن خواهد بود. این گرایشی بود که بعدها به "لنینیسم" شناخته شد و احزاب کمونیست بر مبنای آن شکل گرفتند. این گرایش خود نوعی گسست از فلسفه جبر تاریخی بود که بر کارهای اولیه مارکس سایه ای سنگین‌انداخته بود و سوسيال دمكراسی به آنها تکیه می کرد. بنابراین اینکه گرایشی در سمت توجیه عقب ماندگی و استعمار و غارت ملت‌های دیگر با استناد به این یا آن نوشته اولیه مارکس وجود داشته باشد چیز عجیب و جدیدی نیست. این کاری است که سوسیال دموکراسی اروپایی مبتکر آن بوده و طی دهه‌ها آن را تبیین و توجیه کرده است. سوسیال دموکراسی در این تبیین و توجیه به بخشی از بررسی‌های اولیه مارکس متکی است که در آن مثلا از فضایل گویا انقلابی "بورژوازی" سخن می گوید یا به نقش "تمدن ساز" حضور انگلستان در هند اشاره می کند یا نوعی جبر تاریخی و گذار الزامی از جامعه ای به جامعه دیگر را تبیین می کند که گویا اروپا و سرمایه‌داری الگوی تاریخی آن است. نقد و تحولات بعدی در نظریات مارکس، یا مورد توجه آنان نبود یا آن را اصولا‌ نمی پذیرند. برخی دیگر نیز مانند "کارل ویتفوگل" با استناد به نظریه شیوه تولید آسیایی مارکس یک تئوری واپسگرایانه و آشکارا ضدکمونیستی تبیین کردند که در زمان خود مورد حمایت دستگاه‌های تبلیغاتی جنگ سرد قرار داشت و در ایران کنونی نیز وسیعا تبلیغ می شود. بنابراین باید به این تناقض توجه داشت که رویکردهایی که خود را در تبیین عقب ماندگی ملهم از مارکس معرفی می کنند عمدتا رویکردهای محافظه کارانه و واپسگرا از نوع سوسیال دموکراسی یا ویتفوگلی هستند. به همین دلیل این رویکردها نه قادر به پاسخ به پرسش عقب ماندگی هستند، نه می توانند راهکاری ارائه دهند و در نتیجه تضاد بنیادینی میان این رویکردها با دیگر رویکردهای ایدآلیستی، فرهنگی و فراتاریخی نیست. چنانکه نظریه شیوه تولید آسیایی به گروه نظریات فراتاریخی بسیار نزدیک می شود. یا رویکرد مارکسیستی دیگری که با نقد نظریه شیوه تولید آسیایی دلایل عقب ماندگی تاریخی کشورهایی نظیر ایران و چین و عثمانی را درعدم توانایی گذار از فئودالیسم به سرمایه‌داری ارزیابی می کنند بر روی عواملی مانند فقدان اشرافیت پایدار و نبود مالکیت خصوصی انگشت می گذارد که برای غلبه بر عقب ماندگی گویا باید آنها را تقویت کرد و جامعه را به سمت سرمایه‌داری برد. رویکرد مارکسیستی دیگری نیز وجود دارد که دارای محتوای مترقی است و عقب ماندگی را حاصل استعمار می داند که بیشتر رویکرد ملهم از تکامل لنینی‌ اندیشه مارکس است. ولی این دیدگاه نیز دوران آغاز انحطاط و عقب ماندگی و دلایل آن را با دوران بعدی ناتوانی از برونرفت از آن مخلوط می کند.
543
12
لا يوجد نص...
479
13
بیانیه حزب کمونیست آمریکا بیماری ترامپ کمونیسم ستیزی است! روزنامه پراودا ترجمه- نعمت بوستانی حزب کمونیست ایالات متحده آخرین سخنرانی ضد کمونیستی رئیس جمهور ترامپ علیه پیروزی‌های حزب سوسیالیست‌های دموکرات آمریکا (DSA) در انتخابات مقدماتی شهر نیویورک و نامزد شهرداری واشنگتن دی سی، جنیس لوئیس جورج، را محکوم کرد. این حزب سخنان ترامپ را تشدید خطرناک هیستری ضد کمونیستی خواند. روسانا کامبرون، رئیس مشترک حزب، گفت: «MAGA در انتخابات میان دوره‌ ای شکست خواهد خورد و ترامپ نا امید است. رئیس جمهور ترامپ به ائتلاف ایمان و آزادی گفت که کمونیسم «بزرگترین تهدید» برای ایالات متحده در تاریخ 250 سال گذشته است. او گفت: «اینها حیوان هستند! این کمونیست‌ های بی‌ وجدان به همه ادیان، به ویژه مسیحیت، حمله خواهند کرد.» جو سیمز، رئیس حزب، در پاسخ گفت: «دشمن ما خدا نیست، بلکه سرمایه‌ داری است.» چند روز بعد ترامپ به نامزد شهرداری واشنگتن دی سی، جنیس لوئیس جورج، حمله کرد و او را کمونیست خواند: «ما اجازه نخواهیم داد (ناحیه کلمبیا) توسط کمونیستی که قصد ندارد واشنگتن را دو باره بزرگ کند، نابود شود!» این اقدام پس از اعلام «هفته ضد کمونیسم» توسط ترامپ در نوامبر 2025، پیش از سالگرد انقلاب اکتبر، صورت می‌ گیرد - تحریکی حساب‌ شده که اسطوره‌های جنگ سرد را برای بی‌اعتبار کردن هر جنبش مترقی احیا می‌ کند. حزب سوسیالیست دموکرات آمریکا (DSA) یک حزب کمونیست نیست؛ برعکس، سوسیالیست‌های دموکرات دقیقاً همان چیزی هستند که ادعا می‌ کنند: اصلاح‌ طلبان دموکراتیک و اجتماعی. آنها خواهان اصلاحاتی برای کاهش رنج مردم هستند. لفاظی‌های ضد کمونیستی دیگر بس است! چو سیمز ادامه می‌ دهد: «بله، کمونیست‌ها می‌ خواهند سیستم سرمایه‌ داری را اساساً تغییر دهند - قبل از اینکه تغییرات اقلیمی، جنگ هسته‌ ای، هوش مصنوعی یا یک بیماری همه‌ گیر دیگری همه ما را بکشد.» حزب کمونیست آمریکا برای مسیری مسالمت‌ آمیز به سوی سوسیالیسم تلاش می‌ کند. او ادامه می‌ دهد: «حزب کمونیست ایالات متحده آمریکا از دموکراسی و سوسیالیسم حمایت می‌ کند، سوسیالیسمی مبتنی بر منشوری حقوقی که مردم و محیط زیست را بر سود انحصارات اولویت می‌ دهد. این سرمایه‌ داری و کوشش برای کسب حداکثر سود است که بزرگترین تهدید را برای این کشور ایجاد می‌ کند - بحران مسکن، افزایش قیمت‌های سوداگرانه و جنگ‌ طلبی منجر به بحران اقتصادی در کشور ما می‌شود.» حزب کمونیست آمریکا اطمینان دارد که حملات ضد کمونیستی ترامپ بهانه‌ ای برای حمله به سازماندهی طبقه کارگر، اتحادیه‌ ها و مقاومت دموکراتیک به طور کلی است. کامبرون گفت: «این یک داستان قدیمی است. اما آمریکایی‌ها آن را باور نمی‌ کنند.» پیش از دویست و پنجاهمین سالگرد تأسیس ملت آمریکا (1776)، این حزب هشدار می‌ دهد که این جنگ صلیبی ضد کمونیستی نه برای دفاع از آزادی، بلکه برای ساکت کردن هر کسی است که سودا گری و قدرت شرکت‌ ها را زیر سوال می‌ برد. https://gazeta-pravda.ru/issue/71-31852-78-iyulya-2026-goda/kompartiya-ssha-nazvala-antikommunisticheskie-vypady-trampa-aktom-otchayaniya تلگرام راه توده: https://telegram.me/rahetudeh
503
14
لا يوجد نص...
497
15
راه توده 1005 در تفسیر و تحلیل انقلاب ۵۷ حق با حزب توده ایران بود! مجید رضائی خواننده گرامی راه توده "مجید رضائی" برای ما پیامی را نوشته اند که در ادامه این مقدمه می خوانید. ما پیوسته تاکید کرده ایم که از پیام هائی که دارای محتوائی آگاهی بخش باشند استقبال می کنیم، همچنان که از پیام های شعاری و سطحی با اسامی جعلی که اغلب نیز آلوده به اتهام است، گریزانیم و اغلب نیز به نویسندگان این پیام ها توصیه کرده ایم بیشتر مطالعه کنند، بویژه درباره موضوعی که می خواهند درباره آن نظر بدهند. بسیاری بر این باورند که مقاله باید بالا بلند باشد و تصور می کنند فضل و آگاهی در پر نویسی و بلند نویسی است، درحالیکه اینگونه نیست. محتوای علمی و آگاهی از یک موضوع می تواند در کوتاه ترین جملات بیان و یا نوشته شود. این محتوا و آگاهی است که بر اعتبار یک نوشته و نویسنده آن می افزاید و نه پر گوئی و پر نویسی که اغلب نیز منجر به پراکنده گوئی و پراکنده نویسی می شود. ما اعتقاد داریم بالا بلند بودن بسیاری از نوشته ها و گفته های نویسندگان و گوینده تفسیرها و تحلیل ها ناشی از عدم تسلط و حتی باور خود گوینده و نویسندگان این نوع مطالب نسبت به موضوعی است که می خواهد درباره آن نظر بدهد و به همین دلیل روی این شاخه و آن شاخه می پرند و بالاخره هم نه خود میدانند چه گفتند و نه خواننده می فهمد او چه می خواسته بگوید. پشت این نوع نوشته ها انسجام فکری و سیاسی وجود ندارد. در مورد نوشته های کوتاه و موجز شاید برجسته ترین نمونه های کوتاه گوئی و کوتاه نویسی و درعین دقیق نویسی و دقیق گوئی را بتوان در نوشته های زنده یاد منوچهر بهزادی سردبیر ارگان مرکزی حزب توده ایران "مردم" و سپس "نامه مردم" پس از انقلاب نیز در مقالات منتشره او در مجله دنیای قبل از انقلاب یافت. و همچنین مقالات دقیق ایرج اسکندری در مجله دنیا و یا مقالات علمی احسان طبری در مجله دنیا. البته این کوتاه و موجز نویسی و تمرکز دقیق روی یک موضوع و به حاشیه نرفتن از ویژگی های تمام نویسندگان رادیو پیک ایران بود که پس از انقلاب و بازگشت به ایران نیز در نشریات حزبی با همین شیوه مقاله نوشتند. مانند زنده یادان پرفسور آگاهی، امیر نیک آئین، ملکه محمدی، اخگر، رصدی و دیگران. آقای رضائی در پیام خود نوشته اند: "تحلیل شما از اوضاع ایران همان درک عمیقی است که رهبری حزب توده ایران از انقلاب ۵۷ داشت و بدرستی دریافت که در انقلاب ایران مسئله بازگشت به شریعت اسلام تحت هیچ شرایطی ممکن نخواهد بود و نمی‌تواند مطرح باشد. این انقلاب هر نامی را كه در برابر آن قرار دهند، هدفش برقراری یك جامعه نوین است و نه بازگشت به گذشته های تاریخ اسلام، ولو بی وقفه بر جنبه اسلامی آن تاكید شود. انقلاب ۵۷ در شرایط تاریخی و جهانی كه در آن زاده شد دو راه بیشتر پیش روی نداشت و همچنان ندارد: یا این و یا آن شكل نظام سرمایه ‌داری را حفظ كند و توسعه دهد و غارت و چپاول و فقر و بحران اجتماعی و طبقاتی را بدنبال بیآورد – چنان که آورده است- و یا یك سمتگیری را بپذیرد که به نوعی بهره از سوسیالیسم داشته باشد. چنان که حتی همین امروز و در تجمعات خیابانی برای نشان دادن عزم مردم برای دفاع از میهن، پس از دو تجاوز نظامی ۱۲ روزه و ۴۰ روزه و در شعارهای مردم شاهدیم." تلگرام راه توده: https://telegram.me/rahetudeh
506
16
لا يوجد نص...
467
17
4 - https://www.rahetudeh.com/rahetude/2026/jon/1004/bala.html تلگرام راه توده: https://telegram.me/rahetudeh
497
18
دستشان را بوسیدم. خواستم برگردم، آقا صدایم کردند و فرمودند: «حاج محسن، این قضیه را چگونه دیدی؟» گفتم: «آقا امتحان الهی بود.» گفتند: «به لطف خدا، شما از آن سرافراز بیرون آمدید.»  برکناری و بازگشت لاجوردی - مرداد ماه ۱۳۶۱ جریان برکناری آقای لاجوردی از دادستانی انقلاب قوت گرفت و جنابعالی از کسانی هستید که برای ابقای ایشان تلاش زیادی کردید و موفق هم شدید. ماجرا چه بود؟ ماجرا این بود که می خواستند ایشان را از دادستانی انقلاب برکنار کنند. البته، آن موقع موفق نشدند، اما چند سال بعد، برکنار کردند. (اسدالله لاجوردی از شهریور ۱۳۵۹ دادستانی انقلاب را برعهده داشت. در دی ماه ۱۳۶۳، شورای عالی قضایی او را از سمت خود برکنار کرد. در سال ۱۳۶۸، بار دیگر به مدیریت زندان ها بازگشت و در اسفند ۱۳۷۶ استعفا داد و سرانجام اول شهریور ۱۳۷۷ در محل کسب خود، بازار تهران به دست دو نفر ترور شد.) آقای لاجوردی از رفقای ما بود و من با ایشان نزدیک بودم، خیلی هم به هم علاقه داشتیم. آقای لاجوردی مجتهدی متجزی و با سواد بود و عربی را خیلی خوب می دانست. کما اینکه اقتصاد ما و فلسفه ما، اثر شهید محمد باقرصدر را در زندان به فارسی ترجمه کرد. او کاملا مبادی اصول و آداب بود. - از جمله شایعاتی که آن روز علیه ایشان مطرح بود وجود شکنجه در زندان بود. تا جایی که امام خمینی افرادی را برای رسیدگی به این موضوع تعیین کردند. نظر شما در مورد این شایعات چه بود؟ من شهادت می دهم که ایشان حتی یک شلاق بدون حکم حاکم شرع به کسی نزد. یک روز برای بازدید به زندان رفتم. کسی که پیش از انقلاب با هم زندانی بودیم بازجو شده بود. دیدم دارد یکی از زندانی ها را می زند. دستش را گرفتم و گفتم: «حق نداری این طوری این ها را کتک بزنی، حکم بگیر، تعزیر کن. این چه کاری است؟» گفت: «من خودم مجتهدم.» خود او یکی از کسانی بود که علیه لاجوردی اطلاعیه داده و اعلام کرده بود که در زندان ها شکنجه وجود دارد. بعد رفتند، رسیدگی کردند، دیدند نه، واقعیت ندارد. من نزد آقای هاشمی رفتم و به ایشان گفتم: «آقا خود شما دو سه نفر را بفرستید بروند ببینند، لاجوردی در آنجا کلاس درس راه انداخته و مسئله شکنجه نیست. بله، برای بعضی ها که لازم است حکم تعزیر می دهند. لاجوردی اهل شکنجه نیست.» (شکنجه را شکنجه گر می کند و باز جو، لاجوردی آمر و سازمانده شکنجه بود. رفیقدوست اینجا هم دروغ می گوید و هم با جملات بازی می کند. هنوز هستند هزاران زندانی سیاسی دهه ۶۰ که از اعدام نجات یافته اند و شاهد جنایاتی هستند که لاجوردی در اوین سازمان داده بود.) سپاه ضربه ای زد و همه سران توده را در عرض ۴۸ ساعت گرفت. به یاد دارم که آمدند و از من وسیله خواستند. دو دستگاه فولکس واگن استیشن به آن ها دادم، از آن هایی که عقبش بسته است. جوانی که از طرف سپاه مامور بود رفت و آمد آن ها را رصد بکند، نمی دانم چند روز توی این فولکس زندگی کرد، همان جا وضو می گرفته و نماز می خوانده و کارش را آنچنان دقیق انجام داده بود که وقتی درباره او صحبت می کردیم می گفتیم باید به او مدال بدهیم. او شاید حدود یک ماه در آن فولکس زندگی کرده بود، طوری که دور و بر فولکس را خاک و گل گرفته بود و آن را متروکه نشان داده بود و خود او از یک سوراخی شناسایی اش را انجام داده بود تا سپاه آن ضربه را وارد کند. تمام احزاب کمونیست منطقه، حتی شبه کمونیست های منطقه، یعنی حزب بعث عراق، حزب بعث سوریه، حزب کمونیست عراق، حزب کمونیست افغانستان، همه، بعد از حزب توده ایران تشکیل شد و این حزب توده استاد همه آن ها بود. می دانید که حزب توده ایران در سال ۱۳۱۶ به رهبری تقی ارانی تشکیل می شود و داستان ۵۳ نفر شکل می گیرد. در زمان رضاشاه آن ها را دستگیر می کنند، ولی نه همه ۵۳ نفر را. یعنی نه در زمان رضا شاه و نه در زمان محمد رضاشاه ضربه کامل نخوردند. در زمان محمد رضا شاخه نظامی آن ها را گرفتند، ولی بخش عظیم حزب توده همیشه می ماند. یکی از افتخارات سپاه که من همیشه افتخار میکنم عضو سپاه هستم ـ این بود که وقتی به حزب توده ضربه زد، به طور کامل زد، یکی شان هم بیرون نماند، همه شان را گرفت و بساطشان را جمع کرد. (سواد و اطلاعات رفیقدوست در همین حد است که می خوانید و آنوقت چنین فردی وزیر سپاه می شود و فرمانده کمیته های انقلاب و ... همه آنها که با تاریخ سیاسی ایران اندک آشنائی دارند بی سوادی و بی اطلاعی رفیقدوست را در همین چند جمله بالا تائید می کنند. از جمله درباره ۵۳ نفر و یا ارانی و تاریخ تاسیس حزب توده ایران که پس از سقوط رضاشاه تاسیس می شود.) برای مطالعه شماره پیشین به لینک های زیر مراجعه نمایید:      1 – https://www.rahetudeh.com/rahetude/2020/jolay/747/rafighdost.htm 2 – https://www.rahetudeh.com/rahetude/2026/jon/1002/bala.html 3 - https://www.rahetudeh.com/rahetude/2026/jon/1003/bala.html
469
19
راه توده 1005 خاطرات رفیقدوست- ۵ امثال رفیقدوست سرنوشت انقلاب  ۵۷ را بدست گرفتند! بخش دیگری از کتاب خاطرات رفیقدوست را در این شماره می خوانید. بخشی که مربوط به یورش به حزب توده ایران، ماجرای دستگیری و اعدام قطب زاده و اشاره به شمار تلفات قربانیان جنگ با عراق است. از پاسخ های رفیقدوست به مصاحبه کننده مشخص می شود که چه کسانی، با چه میزان آگاهی سیاسی و اجتماعی و... پس از انقلاب سکاندار کمیته ها و سپاه و حاکم زندان ها شدند و ستون فقرات انقلاب ۵۷ را با قتل و جنایت و اعدام و شکنجه و شعارهای بیگانه با انقلاب شکستند.   من رفیقی داشتم به نام حاج احمد قمردوست ـ که اخیرا به رحمت خدا رفت. آن موقع جوانی بود ورزشکار و چهار شانه که در پیروزی انقلاب کنار ما بود. یک روز در پادگان خلیج نشسته بودم. آقای قمردوست نزد من آمد و گفت که می خواهم در جای خلوتی با شما مشورت بکنم. گفت که آقای قطب زاده به من پول داده تا برایش اسلحه تهیه کنم.  - این موضوع به چه زمانی اختصاص دارد؟ تقریبا دو ماه قبل از دستگیری آن ها بود. من آقای قمردوست را بردم و به اطلاعات سپاه وصل کردم. آن ها خیلی خوب این قضیه را اداره کردند، مثلا ده تا اسلحه به او دادند و گفتند: «ببر به قطب زاده بده و بگو بقیه اش را بعدا می آورم.» یک بار هم گفتند: «برو بقیه پول اسلحه را از او بگیر.» برنامه طوری مدیریت شده بود که قطب زاده اصلا شک نکرد، یعنی توسط قمردوست کاملا توی دل آن ها رفتیم. - قطب زاده چطور به ایشان اعتماد کرده بود؟ مرحوم قمردوست، بعد از اعدام قطب زاده، نزد من آمد و گفت: «به نظر شما، من گناه نکردم؟» گفتم: «تو با این کار بالاترین ثواب را بردی، چون آن ها، بالاخره مشکلی درست می کردند، هر چند کاری نمی توانستند بکنند.» - چرا نام این گروه «نیما» بود؟ فقط یک اسم بود، همینطوری - بالاخره قطب زاده و مهدوی که تنها نبودند؟ آن ها تعداد کمی بودند که همگی دستگیر شدند. تازه داشتند فعالیت خود را شروع می کردند که به این طریق لو رفتند. آقای شریعتمداری هم حمایت می کرد و برای اجرای این کار پول داده بود. جنگ با عراق من معتقدم که جنگ برکات بسیاری برای مملکت ما داشت. همین الان شما وقتی آمار می گیرید می بینید در سال بین ۲۷ تا ۳۰ هزار نفر در جاده های ایران در تصادف اتومبیل کشته می شوند. آمار شهدای جنگ و انقلاب، یعنی از ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ تا صدور قطعنامه، ۲۳۰ هزار شهید است. (دراینجا رفیقدوست کشته شدگان ۱۵ خرداد و انقلاب را هم قاطی قربانیان جنگ می کند، درحالیکه شمار آن کشته شدگان با این قربانیان اصلا قابل مقایسه نیست. یعنی آن دو رقم شاید به هزار هم نرسد!) رفیقدوست در ادامه ارزیابی گمراه کننده و دروغی که درباره جنگ ارائه میدهد، می گوید: عراق به نیابت از دو اردوگاه امریکا و شوروی به ایران حمله کرد. هنوز هم چیزی عوض نشده. اگر ما امروز هم به اوضاعی که در دنیا می گذرد و دشمنی دنیا علیه خودمان نگاه کنیم، می بینیم که روسیه بعد از فروپاشی شوروی زیر گوش ما وقتی کار به جایی برسد که ببیند می شود به این انقلاب لطمه زد با امریکا همدست می شود. رفیقدوست با یک پرونده ۱۲۳ میلیارد تومانی اختلاس که برادرش نیز در آن دست داشت، سرانجام دادگاهی شد. او دراین باره نیز می گوید: من حتی به رئیس دادگاه گفتم که چون برادر من بوده، باید بیشتر جریمه می شده. نباید در این دام می افتاده که از اسم او سوءاستفاده بکنند، هر چند سوءاستفاده از اسم او سه درصد بوده. کسی که این پرونده را ساخته می خواسته با بهانه مرتضی رفیق دوست محسن رفیق دوست را بزند. یادم هست، صبح پنجشنبه به مجلس رفتم. آقای ناطق نوری رئیس مجلس بود. ایشان جلسه ای داشت، صبر نکردم، وارد اتاقش شدم و بی مقدمه سر آقای ناطق داد زدم: «این چه وضعی است که تا چنین اتفاقی می افتد کت و شلواری ها کتشان را بالا می گیرند و روحانیون هم عبایشان را بالا می گیرند. این بلایی است که سر خودتان هم می آورند.» بعد از کلی داد و بیداد، از آنجا بیرون آمدم و یک راست به دفتر آقای هاشمی رفسنجانی رفتم. وقتی وارد دفتر ایشان شدم، قبل از اینکه حرف بزنم، آقای هاشمی شروع کرد که این چه ظلمی است دارند می کنند و از این حرف ها. من فقط ایستادم و او را نگاه کردم. توی دلم گفتم: «ای زرنگ تر از همه روزگار» و بیرون آمدم. بعدا آقا دستور دادند حکم من صادر بشود که در جو آن روز بسیار اثرگذار بود. من همیشه از قبل وقت می گرفتم، ولی آن روز، بدون وقت قبلی، به بیت رفتم. به آقای محمدی گلپایگانی گفتم: «می خواهم دو کلمه با آقا صحبت کنم.» ایشان گفت: «آقا الان جلسه مهمی دارند و بعد از آن هم قرار است جایی بروند. فکر نمی کنم وقت بشود.» ماشین آقا دم در ایستاده بود. گفتم: «خدمت آقا بگویید حاج محسن می خواهد در دو ثانیه دو کلمه به شما بگوید.» آقا گفته بودند: «این دو کلمه چیست؟» خدمتشان رسیدم و گفتم: «متشکرم، خیلی مردی.»
445
20
لا يوجد نص...
447