4 629
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
+230 天
数据加载中...
吸引订阅者
九月 '269月 '26
九月 '26
+67
在1个频道中
八月 '26
+73
在4个频道中
Get PRO
七月 '26
+74
在1个频道中
Get PRO
六月 '26
+92
在1个频道中
Get PRO
五月 '26
+40
在0个频道中
Get PRO
四月 '26
+13
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+25
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+114
在2个频道中
Get PRO
一月 '26
+70
在1个频道中
Get PRO
十二月 '25
+61
在1个频道中
Get PRO
十一月 '25
+52
在2个频道中
Get PRO
十月 '25
+67
在1个频道中
Get PRO
九月 '25
+68
在1个频道中
Get PRO
八月 '25
+79
在2个频道中
Get PRO
七月 '25
+117
在2个频道中
Get PRO
六月 '25
+63
在0个频道中
Get PRO
五月 '25
+72
在1个频道中
Get PRO
四月 '25
+75
在3个频道中
Get PRO
三月 '25
+47
在1个频道中
Get PRO
二月 '25
+82
在2个频道中
Get PRO
一月 '25
+85
在3个频道中
Get PRO
十二月 '24
+104
在1个频道中
Get PRO
十一月 '24
+75
在2个频道中
Get PRO
十月 '24
+126
在1个频道中
Get PRO
九月 '24
+96
在1个频道中
Get PRO
八月 '24
+99
在1个频道中
Get PRO
七月 '24
+131
在1个频道中
Get PRO
六月 '24
+152
在4个频道中
Get PRO
五月 '24
+133
在2个频道中
Get PRO
四月 '24
+107
在1个频道中
Get PRO
三月 '24
+122
在2个频道中
Get PRO
二月 '24
+121
在3个频道中
Get PRO
一月 '24
+134
在2个频道中
Get PRO
十二月 '23
+109
在2个频道中
Get PRO
十一月 '23
+109
在2个频道中
Get PRO
十月 '23
+97
在3个频道中
Get PRO
九月 '23
+69
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+121
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+113
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+105
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+88
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+77
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+83
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+138
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+131
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+162
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+204
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+266
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+121
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+131
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+99
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+142
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+84
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+143
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+144
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+68
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+76
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+97
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+152
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+102
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+111
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+119
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+87
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+211
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+87
在0个频道中
Get PRO
四月 '21
+169
在0个频道中
Get PRO
三月 '21
+102
在0个频道中
Get PRO
二月 '21
+113
在0个频道中
Get PRO
一月 '21
+116
在0个频道中
Get PRO
十二月 '20
+4 029
在0个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 30 九月 | +5 | |||
| 29 九月 | +3 | |||
| 28 九月 | 0 | |||
| 27 九月 | +3 | |||
| 26 九月 | +1 | |||
| 25 九月 | +1 | |||
| 24 九月 | +1 | |||
| 23 九月 | +4 | |||
| 22 九月 | +4 | |||
| 21 九月 | 0 | |||
| 20 九月 | +3 | |||
| 19 九月 | +4 | |||
| 18 九月 | +2 | |||
| 17 九月 | +1 | |||
| 16 九月 | 0 | |||
| 15 九月 | +1 | |||
| 14 九月 | 0 | |||
| 13 九月 | +4 | |||
| 12 九月 | +1 | |||
| 11 九月 | +2 | |||
| 10 九月 | +7 | |||
| 09 九月 | +3 | |||
| 08 九月 | +1 | |||
| 07 九月 | 0 | |||
| 06 九月 | +2 | |||
| 05 九月 | +1 | |||
| 04 九月 | +4 | |||
| 03 九月 | +3 | |||
| 02 九月 | +4 | |||
| 01 九月 | +2 |
频道帖子
https://youtu.be/j9cngW9s9Nk?si=UVe9PkpSaANpsGkX
در نوزدهمین بخش از سلسله گفتوگوهای «روایت خدایی در گذر زمان»، در ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۶، بار دیگر پای صحبتهای علی خدایی مینشینیم و روایت او از دوران مهاجرت در افغانستان را ادامه میدهیم؛ دورانی که بخشی از اعضا و کادرهای حزب توده ایران در کابل مستقر شده بودند و شماری نیز از مینسک و باکو به افغانستان منتقل شدند.
در این برنامه، علی خدایی از تقسیم کارهای حرفهای میان مهاجران، انتقال تدریجی اعضای کمیته مرکزی حزب به کابل و فعالیتهای خود در زمینه روزنامهنگاری سخن میگوید. بخش مهم دیگری از گفتوگو به دوران انتقال رهبری حزب دموکراتیک خلق افغانستان و ریاستجمهوری به دکتر نجیبالله اختصاص دارد؛ اینکه سیاست «صلح و آشتی ملی» او چه تأثیری بر شرایط افغانستان و فعالیت و امکانات حزب توده ایران و سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) در آن کشور گذاشت.
همچنین به خاطرات علی خدایی از آشنایی و دیدارهایش با دکتر نجیبالله، از جمله زمانی که نجیبالله هنوز مسئول دستگاه اطلاعات و امنیت افغانستان بود، میپردازیم. خدایی از جملهای مهم که نجیبالله پیش از جانشینی ببرک کارمل در یک دیدار خصوصی درباره آینده افغانستان با او در میان گذاشته بود، روایت میکند. خاطرات او از حملات موشکی مخالفان حکومت و صحنههایی که شخصاً در کابل شاهد آن بوده نیز بخش دیگری از این گفتوگوست.
در بخش پایانی برنامه، به انتشار کتابی تازه در انگلستان درباره ولادیمیر کوزیچکین و ادعاهای مربوط به «کودتای حزب توده ایران به سبک افغانستان» میپردازیم. همچنین درباره عکسها و اسنادی از آن دوران، از جمله آخرین عکس رحمان هاتفی در روزنامه کیهان، عکس فاطمه مدرسی (فردین) و تصویری از باغ شهریار که در جریان پرونده موسوم به «ستاد کودتا» مورد حمله قرار گرفت، صحبت خواهیم کرد.
اگر به تاریخ معاصر ایران، حزب توده ایران و روایتهای دستاول از سالهای مهاجرت در افغانستان علاقهمند هستید، این قسمت را ببینید و برای دوستانتان نیز بفرستید. ویدیو را لایک کنید، با دیگران به اشتراک بگذارید و برای دنبال کردن ادامه این مجموعه، کانال «رسانه ما» را سابسکرایب کنید.
#رسانه_ما #رضا_فانی_یزدی #علی_خدایی #حزب_توده_ایران #افغانستان #نجیب_الله #حزب_دموکراتیک_خلق_افغانستان #تاریخ_معاصر_ایران
| 2 | راه توده 1016
هفته نامه راه توده - شماره 1016 (چهارشنبه 8 مهرماه 1405) منتشر شد و مطالب آن علاوه بر سایت این نشریه، روی فیسبوک و کانال تلگرام راه توده قرار گرفت. | 425 |
| 3 | 没有文字... | 417 |
| 4 | البته کسانی هستند که با هر نوع همکاری و کوشش برای علنیت و فعالیت بیشتر معتقدان به اصول بالا مخالف یا حداقل نگران آن هستند. بنظر آنان تجربه جمهوری اسلامی نشان داده که به محض اینکه "خر آن از پل گذشت" دوباره به شیوه های پیشین سرکوب روی خواهد آورد. این استدلال دارای یک اشکال است و آن اینکه جهان ما وارد مرحله ای شده است که در آن جمهوری اسلامی و ایران برای یک دوران طولانی و تا زمان تثبیت قطعی نظم چند قطبی و عقب نشینی امپریالیسم چاره ای جز تمکین به ضرورت حفظ دفاع ملی نخواهد داشت. درباره غلبه جریان غربگرا؛ و آینده پس از جمهوری اسلامی با قاطعیت می توان گفت که چپ هیچ آینده ای در صورت تسلط جریانات غربگرا جز خطر قتل عام نخواهد داشت.ب ه همین دلیل باید حول اصولی که در بالا اعلام شد و باید تکمیل و دقیق شود بتوان پایه یک پلتفرم و هسته اولیه برای همکاری و اتحاد همه معتقدان به این اصول و حامیان استقلال و دفاع ملی در کشور را فراهم آورد.
تلگرام راه توده:
https://telegram.me/rahetudeh | 415 |
| 5 | سرمقاله راه توده 1016
جبهه چپ در داخل کشور
بر محور کدام اصول میتواند عمل کند؟
هفته گذشته مسعود پزشکیان، رئیس جمهور، به همراه هیئتی به سازمان ملل سفر کرد و در مجمع عمومی آن سخنرانی کرد. به همان اندازه که سخنرانی پزشکیان با قاطعیت و افشاگری توام بود و مورد استقبال محافل داخلی – جز بخشی از غربگرایان – قرار گرفت، به مصاحبه های ضعیف وی چندان در داخل کشور بهایی داده نشد. هرچند مذاکرات کنونی با مخالفت بخشی از جریان های داخلی و مخالفان غربگرایان قرار گرفت و آن را با بالا و پایین شدن بهای نفت می سنجیدند، هدف آن نیروی بالادستی که اجازه این مذاکرات را داد، نه امید واهی رسیدن به تفاهم با آمریکا، بلکه آماده کردن کشور برای جنگ است.
پشت جبهه ایران، بویژه از نظر اقتصادی بدلیل نفوذ جریان غربگرا در بدنه کارشناسی حاکمیت بسیار ضعیف است و این موجب استفاده همان جریان ها می شود که با شعار مذاکره و صلح می خواهند مردم را نه در منافع، بلکه در رویاهای خود شریک کنند. آنها چند دهه است که مدعی هستند به نتیجه نرسیدن مذاکرات میان آمریکا و ایران، نه بدلیل آن است که آمریکا می خواهد ایران را ببلعد و در بهترین حالت به عراقی دیگر تبدیل کند، بلکه یک موضوع "مدیریت داخلی" است که اگر این مدیریت بدست غربگرایان باشد می توانند آن را به نتیجه برسانند.
اجازه مذاکرت بدین دلیل داده شد و به غربگرایان سپرده شد که آنان آخرین دست و پاهای خود را بزنند و بهانه مدیریت از آنان گرفته شود و از سوی دیگر مردم به این نتیجه برسند که مشکل عدم تفاهم از ماهیت امپریالیستی امریکاست. بنابراین نتیجه نهایی این مذاکرات تقویت پشت جبهه و داشتن دست آزادتر در جنگ و تهاجمی است که رهبران جمهوری اسلامی ان را ناگزیر می دانند.
نشانه دیگری از این تلاش برای تحکیم پشت جبهه با احکام زندان تعلیقی و قطعی (از جمله برای شیخ حمید رسائی) و ممنوعیت از مصاحبه و فعالیت رسانه ای که برای سه چهره شناخته شده یعنی عباس عبدی، صادق زیباکلام و حشمت الله فلاحت پیشه صادر شد نیز خود را نشان می دهد، بویژه که دو نفر آخر به بلندگوی اسرائیل، توهین و تحقیر ایران و بالاخره روسیه و چین ستیزی در ایران تبدیل شده بودند.
در این میان سکوت طولانی و بی عملی سعید جلیلی نیز نشان از آن دارد که یا فاقد برنامه جایگزین است، یا جسارت بیان آن را ندارد، یا این برنامه با غلظتی که درباره برخی مسائل مانند حجاب باید به خود بگیرد فاقد مشخصات یک برنامه ملی است و خلاصه هرچه هست نشان فرصت طلبی وی و حامیان اوست.
وضعیت کنونی و ضرورت شرکت در تحکیم این پشت جبهه در بین نیروهای "چپ" نیز دودستگی و چند دستگی پدید آورده است از جمله در میان کسانی که خود را هوادار حزب توده ایران می دانند. اکنون و بموجب وضعیتی که در کشور بوجود آمده یک دریچه تاریخی برای همکاری و حضور بیشتر نیروهای چپ مدافع دفاع ملی در کشور فراهم شده است که باید از آن برای برقراری اتحادی مستحکم تر با توده مردم ایران استفاده کرد. گروهی که اکثریت را تشکیل می دهند در مجموع از این دیدگاه دفاع می کنند و معتقدند که مسئله اصلی امروز استقلال و پشتیبانی از دفاع ملی است، در حالیکه اقلیتی با شعار "صلح خواهی" عملا و خواسته و ناخواسته خواستار خلع سلاح ایران دربرابر تجاوز امپریالیستی به کشور هستند.
در آنچه به هواداران حزب توده ایران مربوط می شود، بزرگترین مانع و بختکی که سه دهه است بر روی هوداران حزب قرار گرفته و آنها را از بهره گیری از همه چهره ها، شخصیت ها و امکانات برای مبارزه محروم کرده است، مطالبی است که درنشریه "نامه مردم" بعنوان نظر رسمی حزب توده ایران منتشر شده و مانع اتحاد همه توده ایهاست. وضع در باره گروه های دیگر چپ در خارج از کشور از اکثریت و اقلیت و راه کارگر و حزب چپ و غیره نیز به همینگونه است.
این درحالی است که امروز همه کسانی که از چهار اصل:
۱) استقلال و پشتیبانی قاطع از دفاع میهنی در برابر تجاوز آمریکایی – اسرائیلی،
2) آزادی ها در وسیعترین معنا و امکان های موجود برای مدافعان انقلاب و طرفداران استقلال کشور،
۳) گرایش به شرق و کوشش برای گذار از جهان تک قطبی، و بالاخره
۴) عدالت اجتماعی و سوسیالیسم،
دفاع می کنند می توانند صرفنظر از گذشته و تعلق حزبی و سیاسی داشته و نداشته خود در کنار هم قرار گیرند. اینکه شکل همکاری چه باشد و به چه شکل تبلور یابد در جریان عمل روشن خواهد شد. در عین حال باید صرفنظر از تعلقات گذشته مرزبندی روشنی با کسانی که به این اصول معتقد نیستند، (هر نامی که بر خود بگذارند) داشت. | 372 |
| 6 | 没有文字... | 350 |
| 7 | راه توده 1016
بتدریج از نتایج دوران
رهبری خامنه ای باید گفت!
آقای علی خامنهای اگر در همه سیاستهایش دچار اعوجاج و دوگانگی بود در یک مسئله همواره ثابت قدم بود و آن هم کشاندن کشور از این ستون به آن ستون و اجازه ندادن به اینکه هیچ مسئلهای بتواند یک راه حل قطعی و روشن برای خود پیدا کند.
از به اصطلاح مبارزه با "تهاجم فرهنگی" که هدف اصلی آن جلوگیری از فضای بازتر سیاسی در شرایط پس از جنگ بود؛ تا جلوگیری از به اصطلاح "حکومت دوگانه" و بستن دست محمد خاتمی و بالاخره کودتا علیه میرحسین موسوی که کفاره آن ضعف دربرابر احمدی نژاد از ترس باز شدن دهان او شد، این شیوه کشورداری تا پایان عمر او ادامه داشت و در عین حال جامعه را عصبی کرد.
نتیجه این سیاستها این نشده که خواست اصلاحات به کنار رود بلکه در شکلهای جدید بروز کرده و دردسرهای تازه ایجاد کرده است. برای اینکه جوانان و دانشجویان را غیرسیاسی کنند آنان را به اعتیاد کشاندند و گسترش ورزش را تشویق کردند. حالا اعتیاد به یک معضل خانمانسوز تبدیل شده و خود ورزش و حضور جوانان و زنان در ورزشگاهها و تجمع و شعارهای آنها مشکل بزرگتری شد.
برای آنکه آن زنان و دخترانی را که در 88 باتوم می خوردند و نگران چهره خود نبودند به خانههایشان بفرستند، آنها را به سمت بی هویتی و آرایش و مد و عمل زیبایی و مشابه آن سوق دادند. حالا اینان دیگر تن به تغییر سبک زندگی و حجاب اجباری نمی دهند و نمی دانند چگونه از خیابانها جمعشان کنند. مداحها را به میدان آوردند تا روحانیان روشناندیش را از صحنه حذف کنند و مراجع تقلید را سرجایشان بنشانند. اکنون این مداحها انقدر قدرت پیدا کرده و فساد و دزدی و کثافتکاری کردهاند که نمی دانند چگونه به حساب اینها برسند و محدودشان کنند. برای آنکه همبستگی میان مردم و احساس ملی را در آنها خفه کنند پول سالاری را تشویق کردند و اکنون این پول سالاری از صدر تا ذیل حکومت را فاسد کرده و امکان یک بسیج ملی را برای توسعه کشور که در نهایت بقای همین نظام هم به آن وابسته است ناممکن کرده است.
اگر مسیر اصلاحات از همان دوران محمد خاتمی ارام در پیش گرفته می شد و انقدر در برابر آن کارشکنی نمی شد، بسیاری از مشکلات کنونی کشور بوجود نمی آمد و جامعه اینقدر پرتنش، گسیخته و از هم دریده نمی شد.
تلگرام راه توده:
https://telegram.me/rahetudeh | 386 |
| 8 | 没有文字... | 321 |
| 9 | به دستور او در نخستین روز پیروزی کودتا، اعلامیه ای با عنوان «حکم می کنم» به امضای «رئیس دیویزیون قزاق اعلیحضرت اقدس شهریاری و فرمانده کل قوا- رضا» به در و دیوار شهر تهران چسبانده شد. کسانی که با قلم سیدضیاء آشنا بودند خیلی زود پی بردند اعلامیه را او نوشته و رضاخان امضاء کرده. هدف سید ضیاء از انتشار این اعلامیه که همزمان با توقیف افراد سرشناس «لیست سیاه» منتشر شد، آن بود که سایر طبقات جامعه هم حساب کار خودشان را بکنند. به موجب این اعلامیه کلنل کاظم خان «کماندان» شهر مامور شده بود: «جلو انتشار تمام روزنامه جات و اوراق مطبوعه را بگیرد. تمام مغازه های شراب فروشی و عرق فروشی، تئاتر و سینماتوگراف ها و کلوب های قمار را ببندد. کمیسری ها (کلانتری ها) مامور شدند مست ها را جلب کنند.»
سید ضیاء الدین طباطبایی طی حدود ۹۰ روز که رئیس الوزراء بود، بیش از کسانی که چند سال شاغل این مقام بودند اطلاعیه، اعلامیه، تصویب نامه، آیین نامه و دستور العمل صادر کرد. در اینجا نمونه هایی از این دستور ها را می آورم تا طرز فکر و عملکرد سید در آن زمان روشن شود:
وقتی سید ضیاء نخست وزیر شد، کارمندان دولت به مناسب شغل و دوری از مرکز و مراجع قدرت، دو ماه تا هشت ماه حقوق طلب داشتند. سید دستور داد بلافاصله دو ماه حقوق عقب افتاده کارمندان و تمام طلب مستخدمین جزء پرداخت شود.
سید ضیاء دستور داد نرخ کالاها مشخص شود. یک قهوه چی را به علت آن که چای را گران تر از نرخ مقرر فروخته بود در ملاء عام تازیانه زدند.
به کمیسری ها (کلانتری ها) دستور داده شد زن هایی را که بدون روبنده و چاقچور به خیابان ها می آمدند «جلب» کنند. روبنده و چاقچور حجاب سنتی زن های شهری در آن زمان بود.
به موجب دستور دولت، خدمتکارهای مسلمان زن اجازه نداشتند در خانه خارجی ها یا افراد خارج از مذهب کار کنند.
اصناف و بازاری ها می بایست روزهای جمعه تعطیل کنند. فقط دکان های نانوایی و خواربار فروشی از این قاعده مستثنی بودند.
تابلو مغازه ها باید به زبان فارسی باشد. تابلو مغازه هایی که به زبان فرانسوی و روسی بود پایین کشیده می شد (زبان روسی در آن زمان بعد از زبان فرانسوی زبان دوم خارجی در ایران بود.)
در مورد کشورهایی که پس از انقلاب بلشویکی روسیه از آن کشور جدا شده بودند، سید ضیاء دستور داد حق کاپیتولاسیون آن ها لغو شود.
سید ضیاء دستور داد برای اصلاح وضع ادارات، تعدادی مستشار خارجی از کشورهای اروپایی و آمریکا استخدام شود.
در زمان صدارت سید ضیاء به موجب تصویب نامه هیات وزیران، استعمال تریاک ممنوع اعلام شد و مقرر گردید کارمندان تریاکی از خدمت معاف شوند.
سید ضیاء به نظم و نظافت و روشنایی شهر اهمیت می داد. در زمان او گذشته از نظافت شهری تعداد زیادی از خیابان ها سیمکشی شد و برای نخستین بار در ایران خیابان های تهران به جای چراغ های نفتی و چراغ های گازی به وسیله چراغ های الکتریکی روشن شد. سید یک ارمنی را به عنوان شهردار انتخاب کرد.
به موجب دستور سید ضیاء الدین طباطبایی ماموران بلدیه موظف به جمع آوری افراد بی بضاعت شدند. ضمنا مقرر گردید هر خانواده ای که قادر به نگهداری اطفال خود نباشد آن ها را به «بلدیه» بسپارند.
طبق دستور دولت همه مغازه ها می بایست دارای پرچم ایران باشند و در روزهای عید و مراسم رسمی در سر در مغازه ها پرچم نصب کنند.
یک مشروب فروش را با آن که از اقلیت ارمنی بود به سبب فروش مشروب در ملاء عام تازیانه زدند.
ورود مشروبات الکلی به کشور ممنوع شد. به وزارت امور خارجه دستور داده شد در مهمانی های رسمی- چه در ایران، چه در سفارتخانه های ایران در خارج- به جای شراب به مهمان ها دوغ و شربت بدهند. در تاریخ ۲۰ حمل (فروردین) ۱۳۰۰ به دستور سید ضیاء الدین طباطبایی به مناسبت لغو قرارداد ننگین ۱۹۱۹ (معروف به قرارداد وثوق الدوله که ایران را به انگلستان فروخته بود) از سوی دولت ضیافت مجللی برپا شد. در این مهمانی سفراء و کارمندان عالیرتبه سفارت خانه های خارجی مقیم ایران، هیات دولت، رجال و معارف ایران (آن عده که بازداشت نشده بودند) حضور داشتند. در پایان ضیافت، نخست وزیر کودتا طبق سنت خود نطق آتشینی در باره اهمیت لغو قرارداد ایراد کرد و در آخر لیوان دوغ خود را برداشت و گفت: «مدعوین بسیار عزیز و محترم»، من این دوغ را به نام سعادت دول و مللی که شما در نهایت شرافت سمت نمایندگی آنان را دارید و هم چنین به سلامتی شما می نوشم. در این ضیافت مهمانان خارجی با همسرانشان شرکت کرده بودند. چون نخستین بار بود که به جای شراب از مهمان ها با دوغ و شربت پذیرایی شده بود این ضیافت در تاریخ معاصر ایران به «مهمانی دوغ» مشهور شد.
لینک شماره گذشته:
1 - https://www.rahetudeh.com/rahetude/2026/septamar/1015/bala.html
تلگرام راه توده:
https://telegram.me/rahetudeh | 309 |
| 10 | سید کسانی را که می بایست توقیف شوند به سه گروه تقسم کرده بود، و از همان روز اول کودتا کلنل کاظم خان سیاح را مامور دستگیری آن ها کرد.
گروه اول بازداشتی ها رجال مشهور آن زمان بودند. در این گروه عده ای افراد بدنام، خوشنام، ملی، وابسته و حتی چند تن از نخست وزیران پیشین دیده می شدند. نخستین کسی که آن روز توقیف شد عبدالحسین میرزا فرمانفرما بود. این شاهزاده سیاسی و زیرک وقتی شنید کودتا به وسیله سید ضیاء الدین طباطبایی و رضاخان میرپنج انجام گرفته، با آشنایی که از قبل با آن دو داشت بلافاصله به دیدار آن ها شتافت تا هم موقعیتشان را تبریک بگوید و هم اتومبیل های رولزرویس آخرین سیستمش را که قزاق ها در راه قزوین تا تهران ضبط کرده بودند پس بگیرد. وقتی کاظم خان خبر ورود فرمانفرما را به سید داد، او خنده ای کرد و گفت:
بفرمایید. این هم نخستین زندانی که با پای خودش آمد!
از رجال گروه اول می توان از این افراد یاد کرد: نصرت الدوله، عین الدوله، سهام الدوله، حشمت الدوله، سعد الدوله، قوام الدوله، مجدالدوله، مختارالدوله و... نصیرالسلطنه، حاج محتشم السلطنه، وثوق السلطنه، مشارالسلطنه، و... عین الملک، ممتاز الملک، لسان الملک، و... سردار رشید، سردار معتضد و محمدولی خان سپهسالار... در میان این جمع عده دیگری نیز از طبقات مختلف دیده می شدند، مانند آیت الله سید حسن مدرس، سردار معظم خراسانی (تیمورتاش)، سید محمد تدین، شیخ محمد حسین یزدی، میرزا هاشم آشتیانی و... که عده ای زندانی، بعضی تبعید و برخی بلافاصله آزاد شدند و از میان آزاد شدگان، امثال تیمورتاش و تدین به رضاخان پیوسته و در رساندن او به تخت سلطنت بزرگترین نقش را ایفاء کردند، گرچه بعدها آنها نیز قربانی سوء ظن بیمارگونه رضاشاه شدند. تاج سلطنت را تیمورتاش در یک سینی طلا حمل کرد که عکس آن از معروف ترین عکس های به سلطنت رسیدن رضاشاه است.
سید از همان آغاز کار دستور داد عده ای از ثروتمندان را هم به بهانه بدهی مالیاتی به زندان بیندازند. به این زندانی ها اخطار شد اگر می خواهند آزاد شوند یا جانشان در امان باشد هر یک به فراخور وضع مالی خود مبلغی بپردازند. سید تصور می کرد به این وسیله خواهد توانست خزانه خالی مملکت را پر کند، ولی از ثروتمندان چیزی جز یک تن دیگران حاضر نشدند دیناری بپردازند. آن ها مصداق کامل مثال «پول است نه جان است که آسان بتوان داد» بودند.
گروه سوم از دستگیر شده ها روزنامه نویس ها بودند. سید به کلنل کاظم خان دستور داد روزنامه ها را توقیف کند و روزنامه نویس ها را به زندان بیندازد. او در باره روزنامه نگاران به کلنل چنین گفته بود:
«این ها آدم های پرهیاهو اما بی آزاری هستند. این ها دوستان دیروز من هستند. با آن ها باید خوب رفتار کنی... آنها به حداقل یک زندگانی راحت قانع هستند.»
کلنل کاظم خان بعدا گفت:
- همه را گرفتیم و در یک باغ بزرگ در خارج شهر زندانی کردیم. آشپزخانه مفصلی هم راه انداختیم. آن ها دور هم جمع می شوند، نطق می کنند، شعر می خوانند و به شما فحش می دهند! «آقا» خندید و گفت: «حق دارند. اگر من هم بودم همین کار را می کردم.»
از روزنامه نویسان معروفی که زندانی شدند باید از این عده یاد کرد: زین العابدین رهنما مدیر روزنامه «ایران»؛ محمد فرخی یزدی شاعر و مدیر روزنامه «توفان»؛ محمد تقی بهار (ملک الشعراء) مدیر روزنامه های «نوبهار»، «تازه بهار» و مجله «دانشکده»؛ علی اکبر دهخدا مدیر صوراسرافیل؛ حسن حلاج مدیر روزنامه «حلاج»؛ علی دشتی نویسنده و سردبیر «ستاره ایران». از این جمع بعدها برخی مانند فرخی یزدی کشته شدند یا مانند دهخدا مغضوب و خانه نشین و برخی وزیر و وکیل دوران رضاشاه شدند. مانند ملک الشعراء بهار و علی دشتی که در زمان جانشین رضاشاه سناتور شد و سرنوشت تلخی در سالهای پس از انقلاب در جمهوری اسلامی پیدا کرد. دشتی نیز درس طلبگی خوانده و مدتی نیز معمم بود.
سید ضیاء الدین طباطبایی با طی کردن سلسله مراتب اداری رئیس الوزراء نشده بود. روزنامه نویسی بود که کودتا کرده بود. او دوست داشت با کارهای پر سرو صدا توجه مردم را به سوی خود جلب کند. بعضی از کارهای او بخاطر آن بود که توده مردم را راضی کند. برخی از اقداماتش به جهت جلب نظر مذهبی ها بود. کارهایی هم می کرد که باعث رضایت خاطر روشنفکران و وطنخواهان شود. | 288 |
| 11 | راه توده 1016
اولین کودتای نظامی ها در ایران- ۲
یک آخوند و چند نظامی
فاتحان کودتا ۱۲۹۹ شدند!
ساعتی از نیمه شب گذشته بود. حالا دیگر سوم اسفند بود. تهران در خواب بود. کودتاچی ها غذایی خوردند و کمی استراحت کردند. بعد سید ضیاء الدین طباطبایی کلنل کاظم خان را احضار کرد و دستور داد نظمیه را تصرف کند و ژنرال «وستداهل» رئیس سوئدی نظمیه را نزد او بیاورد. نظمیه در آن زمان دارای تشکیلات مجهزی بود. وقتی نظمیه به تصرف قوای مهاجم درآمد، سرتیپ احمدخان فرمانده توپخانه شلیک هوایی را آغاز کرد. او با این کار موجودیت کودتا را اعلام کرد. سید ضیاء الدین طباطبایی لیست کسانی را که می بایست توقیف شوند از قبل تهیه کرده بود.
کاظم خان با هشت داوطلب برای تصرف نظمیه به میدان توپخانه رفت و بدون مقاومت وارد نظمیه شد و تحت تاثیر این پیروزی آسان بدون جهت شروع به تیراندازی کردند – چراغ ها خاموش شد. زندانی ها به تصور آن که انقلاب بلشویکی شده، درهای زندان را شکستند و بیرون ریختند. آژان ها هم برای دفاع از خود شروع به تیراندازی کردند. هیچکس نمی دانست چه کسی را باید بزند. در این میان یکی از گلوله ها به سینه یک زندانی خورد و او را در دم کشت. بعدا گفتند او یک قاتل محکوم به اعدام بود که می بایست چند روز بعد به دار آویخته میشد. ولی هر چه بود، او اولین کشته کودتا بود، کودتایی که سرانجام به سقوط سلطنت قاجارها انجامید.
وقتی نظمیه هم به تصرف قوای مهاجم درآمد، سرتیپ احمدخان فرمانده توپخانه شلیک هوایی را آغاز کرد. او با این کار می خواست موجودیت کودتا را اعلام کند. ژنرال «وستداهل» با آن که می دانست حادثه ای در شرف وقوع است به خانه اش رفته بود. سید ضیاء وقتی دانست او کجاست، به کلنل کاظم خان دستور داد او را پیدا کرده بیآورد. کاظم خان هم او را دستگیر کرد و نزد سیدضیاء الدین طباطبایی و رضاخان میرپنج برد. این دو نفر در اتاقی در قزاقخانه مستقر شده بودند.
اتاقی که فرماندهان کودتا در آن نشسته بودند اتاقی دیدنی و جالب بود. این اتاق طولش ۱۰ متر و عرضش در حدود ۷۰ متر بود. قالی رنگ و رو رفته ای کف آن را مفروش می کرد. دیوارهای سنگی داشت که گچ دوغاب نزده آن را دود چراغ های نفتی تیره کرده بود. وسط اتاق یک میز کوتاه با دو صندلی شکسته قرار داشت. در کنار اتاق نیمکتی بود که پایه هایش به زحمت بدنه شکسته آن را تحمل می کرد. روی میز یک لامپای نفتی نمره هفت می سوخت. من ژنرال «وستداهل» را به داخل اتاق بردم و خودم پشت سرش در آستانه در ایستادم. رضاخان در حالی که دستش را به پشتش زده و سر به زیر افکنده بود، با قدم های بلند طول اتاق را می پیمود. او غرق در اندیشه بود. سیدضیاء روی نیمکت شکسته یک پهلو دراز کشیده، دستش را ستون چانه اش کرده و عبایش را به دور خودش پیچیده بود. او هم فکر می کرد. هیچکدام از این دو نفر قیافه افراد فاتح را نداشتند. مثل اشخاصی بودند که نگران سپیده دم هستند تا ببینند چه می شود؟
پایتخت یک مملکت به این سادگی به وسیله دو نفر و با دو هزار قزاق، با شلیک چند گلوله و کشته شدن یک زندانی محکوم به مرگ به تصرف درآمده بود!
«وستداهل» سیدضیاء را می شناخت. وقتی او را دید، به زبان فرانسه گفت:
- شما هم که اینجا هستید.
سید گفت:
- بله. می بینید که... تهران فعلا در دست نیروی ماست.
اولین سوال «وستداهل» این بود:
- نظر شما نسبت به شاه چیست؟
- نظر ما استقرار نظم در مملکت و حفظ شئون اعلیحضرت و استخلاص مردم از بلاتکلیفی است!
«وستداهل» گفت:
- می توانم این را به اطلاع اعلیحضرت برسانم؟ ایشان بسیار نگرانند.
سید گفت:
- بله، به شما اجازه داده می شود. در معیت کلنل کاظم خان، حاکم نظامی تهران (سیدضیاء بعد از دادن مقام فرماندهی دیویزیون قزاق به رضاخان، کاپیتن سیاح را با درجه کلنل حاکم نظامی تهران کرد) خدمت اعلیحضرت رفته و جریان را به عرض ایشان برسانید.
در این موقع رضاخان که تا آخرین لحظه تحت تاثیر مقام سلطنت و فرماندهی قوای احمدشاه قرار داشت، جلو آمد و گفت:
کاظم، ژنرال را به حضور اعلیحضرت ببر و هدف های حرکت قوا را به تهران تشریح کن. نگذار نکته تاریکی باقی بماند و سبب سوء تفاهم ذهن ایشان شود.
روز بعد فرمان احمدشاه دایر به نخست وزیری سیدضیاء الدین طباطبایی به این مضمون صادر شد:
«...به اقتضای استعداد و لیاقتی که در جناب میرزا سید ضیاء الدین سراغ داشتم، عموم خاطر خود را متوجه معزی الله دیده، ایشان را به مقام ریاست وزراء انتخاب و اختیارات تامه برای انجام وظایف«خدمت ریاست وزرایی به معزی الله مرحمت فرمودیم- شهر جمادی الاخر ۱۳۳۹، احمد شاه.»
سید ضیاء الدین طباطبایی لیست کسانی را که می بایست توقیف شوند از قبل تهیه کرده بود. این همان لیست سیاه معروفی است که بعدا کابینه سید هم نام خود را از آن گرفت و به کابینه سیاه معروف شد. | 281 |
| 12 | 没有文字... | 283 |
| 13 | اما در مورد ایران تمرکز و شکل گیری روابط گسترده اجتماعی در دوران شاه عباس به روندی پیش روتر تبدیل نشد. حتی کارگاه های تولید کننده اسلحه در دوران شاه عباس نتوانستند به کار خود ادامه دهند. به طوری که توانائی نظامی ایران در این دوران تفاوت کیفی چندانی با صد سال پیش از خود نداشت. علاوه بر عدم پیوستگی پیش رفتهای نظامی، نظام اجتماعی ایران نیز دچار پس رفت و انحطاط در دوران صد ساله آخر سلسله صفوی شد. برخی از مفسران تاریخ اعتقاد دارند که علل انحطاط سلسله صفوی را باید در رویکرد شاه عباس در برابر قزلباشان جستجو کرد. شاید پابرجائی قدرت قبایل میتوانست مانع از تسلط افغانها بر حکومت شاه سلطان حسین شود ولی مطمئنا نمیتوانست عامل پیش رفت روابط اجتماعی و تولید در ایران به حساب آید. به این ترتیب به نظر می رسد بررسیها باید بر روی یافتن علل عدم ادامه تمرکز شاه عباس و پیش رفت روابط تولیدی گسترده تر در دوران شاه عباس و پس از آن متمرکز شود. در هر حال در انتهای دوران صفوی انحطاط اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی حاکم بر ایران موجب استقرار حکومت چند ساله افغانها بر ایران گردید که در پی آن قسمتهای بزرگی از ایران به تصرف روسیه و عثمانی درآمد. هر چند در مورد دولت عثمانی به دلیل آغاز انحطاط و در مورد روسیه به دلیل ضعیف بودن آن امکان اشغال دائمی ایران توسط آنها فراهم نبود. در این دوران تاریخی نادرشاه افشار به عنوان آزاد کننده ایران از قید و بند افغانها و نیز روسیه و عثمانی جلوه گر شد. با اینكه در این دوران نادرشاه به پیروزیهای نظامی بسیاردست یافت، از نظر تحول اجتماعی، ایران به پس رفت و انحطاط خود ادامه داد. حتی غنائم و غارتهای بسیاری که بدنبال تهاجمات و غارتهای در هند به دست آمد کمکی به بهبود وضع اجتماعی و تولیدی ایران نکرد. در واقع لشکرکشیها و جنگهای بیشمار او خود از دلایل انحطاط و پس رفت بیشتر روابط اجتماعی و تولید در ایران شد. در هر حال این سردار بزرگ به دلیل وجود بدبینی شدیدی که همچون بسیاری از مستبدان دیگر تاریخ در او وجود داشت و پیامدهای ناشی از آن، كشته شد. در مجموع می توان گفت كه دوران نادر دوران زوال اقتصاد شهری و روستائی و تجارت محسوب میشود.
تلگرام راه توده:
https://telegram.me/rahetudeh | 285 |
| 14 | راه توده 1016
"نادرشاه" سردار مستبدی
که قربانی توهم سوء ظن شد
دوران اوج گیری سلسله صفوی تا جنگهای ایران و روسیه، از مهم ترین فصول تاریخ معاصر ایران است. بررسی تمام دوران سلطنت صفویه به صورت یک دوره پیوسته امکان درک بهتری از تحولات اجتماعی ایران را فراهم میکند.
ابتدای این دوران، یعنی حکمرانی شاه عباس دوران اوج و تمرکز پادشاهان صفوی است که طی آن هر چند نشانههای عقب ماندگی ایران نسبت به کشورهای پیشرفته تر آشکار است ولی این عقب ماندگی هنوز به درهای غیر قابل عبوری تبدیل نشده است. در تمام این دوران اروپا هم در حال از سر گذراندن تغییرات بسیاری است که قدرت تازه بر آمده انگلستان علیرغم محدودیتهایی که با آن روبرو بود و از جمله آنها جمعیت کم تقریبا 5 میلیونی و امکانات کمترمادی نسبت به امپراتوری اسپانیا و پرتقال در روندی رو به پیشرفت قرار گرفته بود. این كشور بتدریج امکان پیدا میکرد جهان را هر چه بیشتر در جهت منافع خود تغییر دهد. تقریبا از این دوران به بعد سیاست خارجی کشورهای قدرتمند اروپائی مدام پیچیده تر میشود که این پیچیدگی یعنی ارزیابی منافع دراز مدت تر و تلاش برای تضمین آن كم كم به کارپایه سیاسی اندیشمندان این کشورها تبدیل میشود.
در این دوران اروپا سرشار از تغییرات بنیادی است که در آن چهره جدید اروپا بتدریج شکل می گیرد. قدرتهایی که امکان انطباق با شرایط جدید را نداشتند رو به افول رفتند و قدرتهای جدیدی رو به اوج شدند. در تمام این دوران فقط سه قدرت خارجی یعنی امپراتوری عثمانی، روسیه و انگلستان امکان تاثیر در سیاست خارجی ایران را داشتند. در ابتدای اوج گیری سلسله صفوی، این دولت عثمانی است که واجد بیشترین اهمیت در سیاست ایران است، روسیه هر چند قدرت رو به رشدی محسوب میشود ولی تا نزدیک به دویست سال بعد، همچنان یک قدرت منطقه ای و صرفا اروپائی باقی میماند. این دو قدرت به جز مناطق همجوار، امکان ادعا بر نقاط دوردست را ندارند. تنها انگلستان می تواند همراه با متحد خود هلند، در سواحل بسیار دور جزایر و بنادر جنوبی ایران مستقر شود. ولی همچنان که یادآوری کردیم در این هنگام به دلیل محدودیتهای این دو قدرت اروپائی امکان تبدیل پادشاهی متمركز ایران به مستعمره این قدرتها وجود نداشت و توانائیهای آنها به مناطق دور افتاده و فاقد تمرکزها در شرق آسیا و مهمتر از آن به تاراج غنائم کشورهای اسپانیا و پرتقال در قاره آسیا و آمریکا محدود بود. توانائی این دو قدرت تازه برآمده در سیاست جهانی را احتمالا میتوان با در نظر گرفتن وجود روابط اجتماعی متفاوت و نیز خرد جمعی نخبگان در رهبری و هدایت تدریجی تحولات اجتماعی مورد بررسی قرار داد. در واقع به نظر میرسد در حالی که روابط محدود فئودالی در این کشورها بتدریج به دست فراموشی سپرده میشد، این روابط در کشورهای دیگر از جمله اسپانیا و روسیه و عثمانی به جان سختی خود ادامه می داد. وجود روابط تولیدی گستردهتر از نظر اجتماعی و به عبارتی جوانههای تولید سرمایه داری خود نشان برتری تکنولوژی نظامی انگلستان و هلند بر تمام جهان از قرن هفدهم به بعد بود که بنوبه خود پشتوانه گسترش منافع تجاری و مستعمراتی این دو قدرت به شمار میآمد. نتایج این گسترش منافع دولت انگلستان را از اواخر قرن هفدهم به مهمترین بازیگر عرصه سیاست جهان تبدیل کرد. | 276 |
| 15 | 没有文字... | 274 |
| 16 | https://www.fondsk.ru/news/2020/01/17/eurasianet-perspektivy-dlja-erevana-tbilisi-i-baku-v-sluchae-vojny-ssha-i-irana-49914.html
تلگرام راه توده:
https://telegram.me/rahetudeh | 290 |
| 17 | راه توده 1016
رابطه متزلزل
۳ کشور قفقاز جنوبی با جمهوری اسلامی
الناز گرجی
کشورهای قفقاز جنوبی می توانند زیر آتش چند جانبه طرفین متخاصم قرار بگیرند. سه کشور قفقاز جنوبی- ارمنستان، گرجستان و آذربایجان – با وجود اینکه روابط متفاوتی با طرفین متخاصم دارند می توانند وارد کشمکش و درگیری ایران و آمریکا شوند. همه این کشورها اگر درگیری ها وارد مرحله حاد شوند به یک اندازه آسیب می بینند. نشریه اینترنتی آمریکایی «اورآسیا نت» که ویژه مسائل کشورهای شوروی سابق بود گزارش می دهد، که از این رو این کشورها هنگامیکه درگیری ها کاهش پیدا کردند راحت تر نفس کشیدند. این نشریه اشاره می کند که «با این وجود هنوز هم نگرانیهایی درمورد از سرگیری درگیریها وجود دارد، زیرا ادامه تنش های ژئوپلیتیکی ثبات وفاداری آنها را تجربه و نقاط آسیب پذیر همسایگان کوچک شمالی ایران را آشکار می کند». یک مسئله- مسئله امنیت حمل ونقل هوایی است، زیرا همه این سه کشور ارتباط هوایی با ایران دارند و آنها پروازها به این کشور را لغو نکردند، زیرا بسیاری از گردشگران ایرانی در تعطیلات سال نو وارد تفلیس و ایروان میشوند. ایرانی ها ضمن تامین گردش مالی لازم در همه این سه کشور، بطور فزاینده سهم مهم و قابل توجهی را در صنعت گردشگری در قفقاز دارند و بویژه ارمنستان و گرجستان بیشتر به توریسم وابسته هستند. این کشورها حتی مقررات ویزا برای شهروندان ایران را لغو کرده اند. علاوه بر این، ایرانی ها یکی از فعال ترین خریداران املاک و مستغلات در شهرهای بزرگ هر دو کشور هستند. به عقیده نویسنده مقاله «گئورگیا لومسادزه» ارمنستان در برابر مشکلات اقتصادی بسیار آسیب پذیراست که ممکن است در صورت ادامه درگیری ایجاد شود.
اورآسیا اشاره می کند که ارمنستان«ضمن در منگنه قرار گرفتن بین مخالفین خود- آذربایجان و ترکیه، همواره برای توسعه روابط اقتصادی و سیاسی با همسایه جنوبی خود ایران کوشش کرده است. گردش کالا ناچیز است، اما در عین حال رو به رشد است- در سال 2018 به رکورد بالغ بر 350 میلیون دلار رسید. ارمنستان سرسختانه از پیوستن به تحریم های آمریکا علیه ایران امتناع می ورزد و حتی منطقه اقتصادی آزاد را در شهر «مگری» ایجاد کرد و امیدوار است که به یک مرکز مهم در تجارت ایران با اتحادیه اقتصادی اورآسیا تبدیل شود. همزمان ارمنستان حمایت جدی سیاسی و اقتصادی از سوی آمریکا را نیز بدست می آورد. با توجه به این روابط، ایروان هفته گذشته پیشنهاد داد تا بعنوان میانجی برای باز گرداندن روابط متقابل آمریکا و ایران به مسیر صلح آمیز عمل کند». این نشریه از رئیس شورای امنیت ملی ارمنستان «ارمن گریگوریان» نقل قول می کند: «اگر از ما خواسته شود که بعنوان میانجی مداخله کنیم، ما آماده همکاری برای حل این درگیری هستیم». نخست وزیر «نیکول پاشینیان» اطمینان داد که ارمنستان هیچ یک از طرفین را انتخاب نخواهد کرد. در اقتصاد گرجستان ایران نقش بزرگی ایفا نمی کند و جمهوری آذربایجان حتی ارتباط کمتری با ایران دارد. با این حال هیچ یک از همسایگان ایران نمی توانند از انواع «عوارض جانبی» مرتبط با یک رویارویی احتمالی مصون بمانند. علاوه بر این باید بخاطر داشت که هر سه کشور با ایران، جایی که گروه های پراکنده اتنیکی ساکن هستند رابطه دیرینه تاریخی و فرهنگی دارند. بزرگترین آنها آذربایجان است که دارای چندین میلیون آذربایجانی است.
اما پیش از هر چیز قفقاز جنوبی را مشکلات امنیتی در منطقه نگران می کند. در مقاله گفته می شود که «سه همسایه در قفقاز مسیرهای ژئوپلیتیکی متفاوتی را می روند: ارمنستان از رابطه هم پیمانی با روسیه پشتیبانی می کند، گرجستان موضع قاطع هوادار آمریکا بودن را اتخاذ می کند و آذربایجان اهمیت اساسی به حفظ بیطرفی خود می دهد. اما هر سه نگران این هستند که قفقاز به سکویی برای عملیات جاسوسی و حتی عملیات نظامی بین ایران و آمریکا تبدیل شوند». پس از قتل ژنرال ایرانی«قاسم سلیمانی» علی رغم اینکه از میان سه کشور آذربایجان دشوارترین رابطه را با ایران دارد، باکو با صدایی بلندتر از همه در منطقه این جنایت را محکوم کرد. به عقیده این نشریه این در شرایطی است که ایران از همکاری نظامی آذربایجان و اسراییل ناراضی است و باکو نگران رشد بنیاد گرایان اسلامی در کشور همسایه است. اورآسیا خاطر نشان می کند که گرجستان بعنوان نامزد عضویت در ناتو و شریک استراتژیک آمریکا باید جانب واشنگتن را بگیرد، این کشور چاره ای ندارد. «اورآسیا نت» خاطر نشان می کند، که با این حال در گرجستان مطمئن هستند که جنگی در مقیاس کامل رخ نخواهد داد. به عقیده کارشناس گرجی در امور خارجه «اکی آکوبی» احتمال جنگ کم است، اما تهدیدات امنیتی باقی می مانند، از این رو گرجستان باید «بدقت مراقب رشد رویدادها» باشد. | 282 |
| 18 | 没有文字... | 261 |
| 19 | تلگرام راه توده:
https://telegram.me/rahetudeh | 262 |
| 20 | راه توده 1016
نبرد بر سر
منابع زیر یخی در قطب شمال
"مازیار فرهمند"
قطب شمال چگونه به میدان تازه رقابت آمریکا، روسیه و چین بر سر منابع، مسیرهای تجاری و قدرت نظامی تبدیل میشود و چگونه فاجعه اقلیمی خود به فرصتی برای سودآوری بدل شده است
قطب شمال در حال تبدیل شدن به یکی از مهمترین عرصههای ژئوپلیتیکی قرن بیستویکم است. در حالی که یخها و خاکهای منجمد ذوب میشوند و اکوسیستمهای گیاهی و جانوری منطقه تحت فشار فزاینده قرار میگیرند، گرمایش زمین همزمان دسترسی آسانتر به منابع طبیعی، فصلهای طولانیتر کشتیرانی و فضاهای جدید برای عملیات نظامی را فراهم میکند. در مرکز این رقابت، آمریکا، روسیه و چین قرار دارند و گرینلند از جایگاهی ویژه و راهبردی برخوردار است. در زیر سرزمینها و آبهای قطب شمال منابع عظیمی نهفته است. سازمان زمینشناسی آمریکا میزان منابع متعارف نفت و گازِ هنوز کشفنشده اما از نظر فنی قابل استخراج در شمال مدار قطبی را حدود ٩٠ میلیارد بشکه نفت، ١۶۶٩ تریلیون متر مکعب گاز طبیعی برآورد کرده است. حدود ۸۴ درصد این منابع در مناطق فراساحلی قرار دارند. این میزان معادل حدود ۱۳ درصد نفت متعارف کشفنشده و ۳۰ درصد گاز طبیعی کشفنشده جهان است. البته این ارقام برآوردهای زمینشناختی هستند و نه ذخایر اثباتشده یا الزاماً اقتصادی و سودآور.
سازمان زمینشناسی آمریکا در سال ۲۰۲۵ همچنین برای منطقهٔ غرب گرینلند ـ شرق کانادا بهطور میانگین ۷٫۸ میلیارد بشکه نفت و ۹۱٫۹ تریلیون متر مکعب گاز طبیعی را بهعنوان منابع هنوز کشفنشده اما از نظر فنی قابل استخراج برآورد کرد.
اما مسئله مدتهاست که دیگر فقط نفت و گاز نیست. قطب شمال دارای ذخایر نیکل، مس، کبالت، روی، سرب، سنگآهن، طلا، نقره، الماس، گرافیت، تیتانیوم، وانادیوم، پلاتین و عناصر خاکی کمیاب و همچنین لیتیوم، نیوبیوم، تانتالوم، تنگستن و مولیبدن است؛ موادی که برای تولید باتری، موتورهای الکتریکی، تجهیزات الکترونیکی، صنایع هوافضا، فناوری انرژی و صنایع نظامی اهمیت اساسی دارند.
در این میان گرینلند جایی است که نقطهٔ تلاقی منابع طبیعی، جغرافیا و راهبرد نظامی است. این جزیره که در چارچوب پادشاهی دانمارک از خودمختاری گسترده برخوردار است، حق تعیین سرنوشت دارد و در عین حال در موقعیتی راهبردی میان آمریکای شمالی، اقیانوس اطلس شمالی و اقیانوس منجمد شمالی قرار گرفته است. بهویژه جنوب گرینلند دارای ذخایر مهمی از مواد معدنی حیاتی است.
آمریکا دهههاست که در این منطقه حضور نظامی دارد. پایگاه فضایی «پیتوفیک» که پیشتر «پایگاه هوایی توله» نام داشت، حدود ۱۲۰۰ کیلومتر در شمال مدار قطبی قرار دارد. سامانههای این پایگاه از جمله برای هشدار زودهنگام موشکی، دفاع موشکی و نظارت فضایی به کار میروند. منطقهٔ قطبی از نظر نظامی اهمیتی اساسی دارد، زیرا کوتاهترین مسیرهای پروازی میان روسیه و آمریکای شمالی از فراز یا نزدیکی قطب شمال عبور میکنند.
روسیه از بزرگترین مزیت جغرافیایی در منطقه برخوردار است. بخش قابل توجهی از سواحل قطب شمال متعلق به فدراسیون روسیه است. مسکو در بنادر، فرودگاهها، ناوگان یخشکن، پروژههای انرژی و زیرساختهای نظامی سرمایهگذاری میکند. راهبرد قطبی روسیه تا سال ۲۰۳۵، استخراج منابع، تأمین امنیت نظامی و توسعهٔ «مسیر دریایی شمال» را به یکدیگر پیوند میدهد.
کاهش یخهای تابستانی میتواند این مسیر میان شرق آسیا و شمال اروپا را برای برخی محمولهها بسیار کوتاهتر کند. با این حال، سودآوری آن همچنان به وضعیت یخها، زیرساختها، هزینههای بیمه، عوارض، خطرات ژئوپلیتیکی و امکان کشتیرانی فصلی وابسته است.
چین هیچ قلمرویی در قطب شمال ندارد، اما خود را یک «کشور نزدیک به قطب شمال» مینامد. راهبرد قطبی این کشور که در سال ۲۰۱۸ منتشر شد، پژوهش علمی، دسترسی به منابع و کشتیرانی را با طرح «جادهٔ ابریشم قطبی» پیوند میدهد.
روسیه سرزمین، منابع طبیعی، بنادر و دسترسی به مسیر دریایی شمال را در اختیار دارد و چین سرمایه، ظرفیت صنعتی و بازاری عظیم برای مصرف این منابع را فراهم میکند.
از همین رو، همکاری روسیه و چین در قطب شمال از سوی آمریکا و ناتو با نگرانی دنبال میشود. در ژانویهٔ ۲۰۲۶ فرمانده عالی نیروهای ناتو در اروپا به افزایش گشتهای مشترک دریایی و پروازهای دوربرد دو کشور اشاره کرد. بنا بر اعلام گارد ساحلی آمریکا، در سال ۲۰۲۶ چهار کشتی تحقیقاتی چینی در آبهای بینالمللی قطب شمال در نزدیکی آلاسکا فعالیت میکردند.
حرکت ناتو به سوی شمال ناتو نیز هرچه بیشتر به سمت شمال حرکت میکند. پس از عضویت فنلاند و سوئد، هفت کشور از هشت کشور مجاور قطب شمال عضو ناتو هستند و تنها روسیه خارج از این ائتلاف قرار دارد. در فوریهٔ ۲۰۲۶ ناتو عملیات «Arctic Sentry» را آغاز کرد و در ژوئن همان سال استقرار نیروهای زمینی چندملیتی پیشرو در فنلاند دنبال شد. | 271 |
