4 600
Suscriptores
-324 horas
-97 días
-1530 días
Carga de datos en curso...
Canales Similares
Nube de Etiquetas
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
julio '26
julio '26
+31
en 0 canales
junio '26
+92
en 1 canales
Get PRO
mayo '26
+40
en 0 canales
Get PRO
abril '26
+13
en 0 canales
Get PRO
marzo '26
+25
en 0 canales
Get PRO
febrero '26
+114
en 2 canales
Get PRO
enero '26
+70
en 1 canales
Get PRO
diciembre '25
+61
en 1 canales
Get PRO
noviembre '25
+52
en 2 canales
Get PRO
octubre '25
+67
en 1 canales
Get PRO
septiembre '25
+68
en 1 canales
Get PRO
agosto '25
+79
en 2 canales
Get PRO
julio '25
+117
en 2 canales
Get PRO
junio '25
+63
en 0 canales
Get PRO
mayo '25
+72
en 1 canales
Get PRO
abril '25
+75
en 3 canales
Get PRO
marzo '25
+47
en 1 canales
Get PRO
febrero '25
+82
en 2 canales
Get PRO
enero '25
+85
en 3 canales
Get PRO
diciembre '24
+104
en 1 canales
Get PRO
noviembre '24
+75
en 2 canales
Get PRO
octubre '24
+126
en 1 canales
Get PRO
septiembre '24
+96
en 1 canales
Get PRO
agosto '24
+99
en 1 canales
Get PRO
julio '24
+131
en 1 canales
Get PRO
junio '24
+152
en 4 canales
Get PRO
mayo '24
+133
en 2 canales
Get PRO
abril '24
+107
en 1 canales
Get PRO
marzo '24
+122
en 2 canales
Get PRO
febrero '24
+121
en 3 canales
Get PRO
enero '24
+134
en 2 canales
Get PRO
diciembre '23
+109
en 2 canales
Get PRO
noviembre '23
+109
en 2 canales
Get PRO
octubre '23
+97
en 3 canales
Get PRO
septiembre '23
+69
en 0 canales
Get PRO
agosto '23
+121
en 0 canales
Get PRO
julio '23
+113
en 0 canales
Get PRO
junio '23
+105
en 0 canales
Get PRO
mayo '23
+88
en 0 canales
Get PRO
abril '23
+77
en 0 canales
Get PRO
marzo '23
+83
en 0 canales
Get PRO
febrero '23
+138
en 0 canales
Get PRO
enero '23
+131
en 0 canales
Get PRO
diciembre '22
+162
en 0 canales
Get PRO
noviembre '22
+204
en 0 canales
Get PRO
octubre '22
+266
en 0 canales
Get PRO
septiembre '22
+121
en 0 canales
Get PRO
agosto '22
+131
en 0 canales
Get PRO
julio '22
+99
en 0 canales
Get PRO
junio '22
+142
en 0 canales
Get PRO
mayo '22
+84
en 0 canales
Get PRO
abril '22
+143
en 0 canales
Get PRO
marzo '22
+144
en 0 canales
Get PRO
febrero '22
+68
en 0 canales
Get PRO
enero '22
+76
en 0 canales
Get PRO
diciembre '21
+97
en 0 canales
Get PRO
noviembre '21
+152
en 0 canales
Get PRO
octubre '21
+102
en 0 canales
Get PRO
septiembre '21
+111
en 0 canales
Get PRO
agosto '21
+119
en 0 canales
Get PRO
julio '21
+87
en 0 canales
Get PRO
junio '21
+211
en 0 canales
Get PRO
mayo '21
+87
en 0 canales
Get PRO
abril '21
+169
en 0 canales
Get PRO
marzo '21
+102
en 0 canales
Get PRO
febrero '21
+113
en 0 canales
Get PRO
enero '21
+116
en 0 canales
Get PRO
diciembre '20
+4 029
en 0 canales
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 15 julio | +4 | |||
| 14 julio | +1 | |||
| 13 julio | 0 | |||
| 12 julio | +2 | |||
| 11 julio | +2 | |||
| 10 julio | +3 | |||
| 09 julio | +2 | |||
| 08 julio | +4 | |||
| 07 julio | +2 | |||
| 06 julio | 0 | |||
| 05 julio | +1 | |||
| 04 julio | +2 | |||
| 03 julio | +1 | |||
| 02 julio | +3 | |||
| 01 julio | +4 |
Publicaciones del Canal
9 مصاحبه سردبیر راه توده
با "رسانه ما" مستقل از یوتیوب
به همت دوستان راه توده، مجموعه 9 مصاحبه سردبیر راه توده با برنامه "رسانه ما" که سردبیری آن را آقای رضا فانی یزدی برعهده دارد، مستقل از یوتیوب ضبط شده و برای انتشار در اختیار ما قرار گرفته که منتشر می کنیم. این اقدام با توجه به محدودیت های استفاده از یوتیوب در ایران صورت گرفته است. با دریافت بخش های آینده این سلسله گفتگو، آنها را نیز به این لیست اضافه خواهیم کرد.
کسانی که به توتیوب دسترسی ندارند، می توانند این گفتگو ها را از روی پیوندهای زیر بطور مستقیم مشاهده یا بارگیری کنند.
بخش اول
https://www.pyknet.org/1404/Fani/khod01.mp4
بخش دوم
https://www.pyknet.org/1404/Fani/khod02.mp4
بخش سوم
https://www.pyknet.org/1404/Fani/khod03.mp4
بخش چهارم
https://www.pyknet.org/1404/Fani/khod04.mp4
بخش پنجم
https://www.pyknet.org/1404/Fani/khod05.mp4
بخش ششم
https://www.pyknet.org/1404/Fani/khod06.mp4
بخش هفتم
https://www.pyknet.org/1404/Fani/khod07.mp4
بخش هشتم
https://www.pyknet.org/1404/Fani/khod08.mp4
بخش نهم
https://www.pyknet.org/1404/Fani/khod09.mp4
| 2 | Sin texto... | 489 |
| 3 | راه توده 1006
هفته نامه راه توده شماره 1006 ( چهارشنبه 27 تیر ماه 1405) منتشر شده و مطالب آن علاوه بر سایت این نشریه، روی فیسبوک و کانال تلگرام راه توده نیز قرار گرفت | 483 |
| 4 | Sin texto... | 485 |
| 5 | همین یک نمونه نشان می دهد که دولت کلا در تسخیر کارگزاران الیگارش هاست و بدون یک تصفیه درونی کمترین امیدی به آنکه بتوان برنامه ای برای کاستن از فشارها به مردم داشت در آن دیده نمی شود. مجلس ماه ها تعطیل بود و اکنون هم که باز شده امیدی بدان که بتواند برنامه اقتصادی جایگزین را تدوین و تصویب کند نمی توان داشت چرا که بخش مهمی از نمایندگان مجلس کارگزاران همین الیگارش ها هستند.
نه شعام، نه مجلس، نه دولت و نه هیچیک از نهادهای حاکمیت حاضر نیستند از اعتبارهای اقتصدی و نظامی چین و روسیه برای عبور از بحران فعلی بهره گیری کنند چرا که بهانه الیگارش ها برای وادار کردن ایران به تسلیم از دست آنان بیرون می رود. به همانگونه که اقدامی برای باز گرداندن ۱۳۰ یا به روایتی ۲۰۰ میلیارد دلار ارز صادراتی از کشور بیرون رفته صورت نمی گیرد. به این ترتیب باید منتظر شوک درمانی های جدید به بهانه شرایط جنگی و نداشتن پول و خالی بودن خزانه کشور بود. یک بار دیگر مردم در خیابان باید بخاطر ماندن در خیابان و آنها هم که در خیابان نبوده اند ولی علیه حکومت قیام هم نکرده اند باید به سختی مجازات شوند تا یا تسلیم را بپذیرند یا بار دیگر شورش هایی از نوع ۱۸ و ۱۹ دیماه را که زمینه حضور عوامل بیگانه خواهد شد فراهم آورند.
بدین ترتیب سرنوشت ایران و جنگ یا جلوگیری از جنگ به سرنوشت اراده برای جمع کردن بساط الیگارش های غربگرا گره خورده است. بدون حمله به منافع این الیگارش ها و جمع کردن آنها از دستگاه دولتی و اقتصادی کشور، جنگ یا تسلیم ایران اجتناب ناپذیر خواهد بود. و این، بقول "زوگانف" رهبر حزب کمونیست روسیه در سخنرانی پارلمانی اش درست همان شرایطی است که به گونه دیگر در روسیه حاکم است با این تفاوت که حکومت روسیه شرایط و دشمن داخلی را شناخته و در مجلس آن کشور این دشمن معرفی شده و تلاش می شود تا دستهای این دشمن داخلی از حاکمیت قطع شود و در ایران همه را خواب خرگوشی ربوده است. | 495 |
| 6 | سرمقاله راه توده 1006
دشمن داخلی، در ایران
در خدمت امریکا عمل می کند!
تفاهمنامه ایران و آمریکا، بدلیل نقض مکرر و زیاده خواهی های آمریکا سرانجام در یک بن بست گرفتار شد و سپاه پاسداران، بموجب فرمانی که گفته می شود مستقیما توسط مجتبی خامنه ای (بقول علم الهدا امام جمعه مشهد "حاج آقا مجتبی") صادر شد، اعلام کرد که تنگه هرمز را بسته است. دولت ترامپ نیز از برقراری مجدد محاصره اقتصادی و گرفتن عوارض ۲۰ درصدی عبور و مرور از تنگه سخن گفت که بیشتر به یک مانوور شبیه است تا هدف واقعی.
مشکل اینجاست که آمریکا خواهان تسلیم است و نه پایان جنگ و مردم ایران خواهان پایان جنگ هستند و نه تسلیم. از اینجاست که تنش و رویارویی اجتناب ناپذیر می شود. در داخل ایران یک جریان خواهان تسلیم است ولی آن را طرفداری از صلح معرفی می کند. حملات این جریان به سخنان سید علی خمینی – نوه آیتالله خمینی – به نمایندگی از مخالفان تسلیم، هدف مذاکرات را دوستی با آمریکا ندانست. او کفت که آنها اتفاقا مذاکرات را به معنای دوستی با آمریکا یعنی تسلیم به آن کشور می فهمند. چون خود آمریکا و شخص ترامپ تا بحال از دوستی با ایران سخنی نگفته و جز تحقیر مردم، نابودی یک فرهنگ و تمدن کهن و بازگرداندن ایران به عصر حجر و پاک کردن از نقشه و تصاحب منابع ایران سخنی نگفته است.
جریان خواهان تسلیم - که بخشی از جریان کلی غربگرایی است - معتقد است که ایران باید به عنوان آخرین حلقه کمربند ضد روسیه و جزئی از نظم آمریکایی شود و جبهه جنوبی ناتو را علیه روسیه و چین و بریکس و شانگهای تشکیل بدهد. منابع نفتی و مواد خام خود را در اختیار آمریکا و غرب قرار بدهد تا از آن در جنگ اقتصادی و نظامی علیه روسیه و چین استفاده کنند. بخش رسانه ای این جریان که قبلا پیشنهاد سرمایه گذاری ۴۰۰ میلیارد دلاری چین در ایران را نشانه فروش کشور و نابودی و به حراج گذاشتن منابع ملی و از دست رفتن جزایر قشم و کیش و ... معرفی می کرد و با این تبلیغات جلوی آن سرمایه گذاری را گرفت، در هفته های اخیر با ۳۰۰ میلیاردی که روی کاغذ تفاهنمامه بود و هیچکس هم خود را به دادن آن متعهد نمی کرد هزاران مدرسه، کارخانه، بیمارستان، دانشگاه، جاده و راه آهن و هواپیما و ... در کشور خرید و ساخت و نزدیک بود حتی به مرحله بهر برداری هم برساند!
اینکه کسانی در کشور و کارگزاران رسانه ای آنان طرفدار آمریکا یا تبدیل شدن به جبهه جنوبی ناتو باشد، تا جایی که یک عقیده و نظر است اشکالی ندارد. مشکل اینجاست که در پشت این جریان، الیگارش های داخلی قرار دارند که بخش عظیمی از دستگاه دولتی، وزارت خارجه، نهادهای اقتصادی، بانک مرکزی و صادرات و واردات کشور را در کنترل دارند. نه فقط دیدگاه آنها، بلکه مهم تر از آن، منافع طبقاتی آنها با حاکمیت آمریکا بر جهان تک قطبی گره خورده است. از اینجاست که مسئله برای این جریان الیگارشیک غربگرا، نه بصورت یک اظهار نظر و عقیده بلکه به شکل یا جنگ یا تسلیم دیده می شود. یا مردم ایران تسلیم آمریکا می شوند؛ و یا این جریان از داخل کشور شرایط جنگ بعدی را تدارک می بیند، جریانی که برای این کار هم کارگزاران گوش بفرمان در دستگاه دولت و هم اهرم های نیرومند اقتصادی در اختیار دارد.
روشن است که در روزها و هفته های آینده، جریان الیگارشی غربگرا مردمی را که نمی خواهند تسلیم آمریکا شوند با حربه های اقتصادی مجازات خواهد کرد. همان کاری که پس از جنگ ۱۲ روزه با باز نگرداندن ارزهای صادراتی و نفتی، افزایش بهای ارز و حذف ارز ترجیحی انجام دادند. همین ها در جنگ ۴۰ روزه نیز گران سازی و چند برابر کردن بهای کالاها و خدمات را به مردم تحمیل کردند تا تن به تفاهم و تسلیم بدهند.
بنابراین، از این پس، و با بالا گرفتن رویارویی و تنش میان ایران و آمریکا، برنامه الیگارشی غربگرا فراهم کردن شرایط تسلیم و یا تحمل یک جنگ دیگر زیر پوشش ضرورت صلح و ناتوانی حاکمیت در اداره امور کشور است. نه در دولت، نه در مجلس و نه در قوه قضاییه هنوز اراده ای برای مقابله با این جریان دیده نمی شود. معمولا در شرایط جنگی، حکومت ها به گونه ای کشور اداره می کنند که گویی زندگی معمولی جریان دارد. دقیقا کاری که دولت روسیه می کند.
در حالیکه الیگارش های غربگرای ایران اقتصاد کشور را خوابانده اند و معلوم نیست تا دو هفته یا یک ماه دیگر وضع مردم چه خواهد بود. وزیر اقتصاد در ملاقات این هفته خود با سفیر چین از ضرورت پیش بینی سازوکارهایی برای همکاری نزدیک تر با چین "تا پایان سال" سخن گفت! بقول معروف "بزک نمیر، بهار میآد!" | 445 |
| 7 | Sin texto... | 399 |
| 8 | راه توده 1006
چرا آقای خمینی از مذاکرات
با نمایندگان امریکا بیم نداشت؟
آیت الله خمینی بیش از آن به خود اعتماد داشت که از مذاکره با امریکا ترس داشته باشد. برای او نتیجه کار مهم بود و نه اینکه مردم درباره این مذاکرات چه برداشتی خواهند داشت. انقلاب را هم تنها در شعار "مرگ بر امریکا" خلاصه نکرده بود بلکه آن را به اعلام خواست های اقتصادی مردم گره زده بود. به همین دلیل زمانی که در پاریس اقامت داشت، نمایندگان خود را برای مذاکره با فرستادگان امریکا اعزام کرد. در پاریس آیت الله اشراقی داماد خویش را در کنار ابوالحسن بنی صدر (بعنوان مترجم و نفر دوم مذاکره کننده با رمزی کلارک) فرستاد. و در نوبتی دیگر دکتر یزدی را برای مذاکرات با رمزی کلارک فرستاد. او پیام های امریکا را با واسطه (نمایندگانی که برای مذاکره می فرستاد) می شنید و پاسخ های خود را هم میداد و درعین حال رهبری انقلاب را هم پیش می برد.
تاریخ انقلاب 57 و سپس جمهوری اسلامی مملو از حادثه و زوایای پنهانی است که آیندگان براساس اسناد درباره آن خواهند نوشت نه بر اساسا اظهار نظرهای روزانه حکومتیان. از جمله درباره مذاکرات علنی با امریکا تا پیش از پیروزی انقلاب و مذاکرات و ارتباط های مخفی در سالهای پس از انقلاب.
یکی از این دو عکس مربوط به دیدار داماد آقای خمینی با رمزی کلارک است و دومی دیدار ابراهیم یزدی با رمزکلارک.
امروز هم وضع همان است که 47 سال پیش بود. نفس مذاکره هیچ عیبی ندارد به آن شرط که پشت جبهه مذاکرات (حمایت و رضایت مردم از معیشتشان) محکم باشد و این ضعف بزرگی است که اکنون ایران دارد و امریکا هم روی همین ضعف سرمایه گذاری کرده است. والا تشییع و مراسم خاکسپاری آقای خامنه ای هم با همه انبوه چند میلیونی شرکت کننده فراموش می شود و به تاریخ می پیوندد. چنان که آن استقبال عظیم از ورود آقای خمینی به ایران و سپس آخرین مشایعت او تا محل خاکسپاری اش به تاریخ پیوسته است.
بنابراین، آن تبلیغات پوپولیستی و عوامفریبانه ای که طیف تفکرات پایداریچی (از جمله آخرین مصاحبه مفصل سعید جلیلی همراه با پامنبری خوانی خانمی که نقش خبرنگار را در سیمای جمهوری اسلامی بازی کرد) روی جمعیت عظیم تشییع آقای خامنه ای بی آنکه حتی یک کلام درباره نیاز امروز مردم برای دگرگونی سیستم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و جلوگیری از رانتخواری و چپاول عمومی الیگارش ها سخن بگوید، کاربرُدی نخواهد داشت. امری که اگر تحولات اقتصادی در ایران آغاز نشود بزودی آشکار می شود و سیلی عظیم تر از سیل مشایعت کنندگان آقای خامنه ای، غربگرایان و غارتگران و عوامفریبان حجتیه و طیف پایداریچی ها را خواهد برد! | 419 |
| 9 | Sin texto... | 388 |
| 10 | صرفنظر از اینکه سرنوشت خواستهای کارکنان شرکت هفته تپه به کجا بیانجامد، سرنوشت شرکت هفت تپه نمونه ایست از سرنوشت خصوصی سازیهای ویرانگر در ایران که سرمایهداران تجاری و نظامی و دولتی به مردم ایران تحمیل کردند. هر قدر در پذیرش واقعیت تعلل کنیم و خصوصی سازی را از اصول دین هم بالاتر بگیریم تاثیری در جنبه ویرانگر آن نخواهد گذاشت و در جایی دیگر و زمانی دیگر خود را نشان خواهد داد. این خصوصی سازیها ضمنا خلاف نص صریح اصل ۴۴ قانون اساسی است که بدستور رهبر وقت جمهوری اسلامی به سود خصوصی سازی دگرگون شد. جهانگیری معاون اول روحانی یک بار در گفتگویی با روزنامه شرق گفت:
"با ذیل اصل ۴۴ قانون اساسی که هیچ بخشی نمیتواند با تمرکز بر یک بخش مانع توسعه کشور شود، ایشان (رهبر) گفتند این تمرکز در بخش دولتی مانع توسعه کشور شده است و از این جمله استفاده کردند و همه را به بخش خصوصی واگذار کردند ... بعدا هم جلسهای گذاشته شد و گفتند از این جلسات انتظار یک انقلاب اقتصادی در ایران میرود. ۱۰ سال از این قضیه گذشته است اما کارایی آنها افزایش پیدا نکرده بلکه تماما با فساد همراه بوده است. باید پذیرفت موضوع اصل ۴۴ در خصوصیسازی از مسیر خود منحرف شده است. نه بهره وری افزایش یافته، نه بخش خصوصی توانمند شکل گرفته است ."
بدینسان قرار بود بنظر رهبر از آن جلسات و واگذاری و خصوصی سازی واحدهای ملی و زیر نظارت دولت یک "انقلاب اقتصادی" در ایران انجام شود که البته به افتضاح اقتصادی انجامید و معلوم نیست چرا اکنون که آشکار شده این خصوصی سازیهاست که جلوی توسعه کشور را گرفته دستور توقف آن را نمی دهند.
به گفته جهانگیری "موضوع دوم اصل ۴۴ این بود که بخش خصوصی ابتدایی ورود کند و کارهای بزرگ راه بیندازد اما تنها جایی که ابتدایی ورود کرده، بانکهای خصوصی است. بانکهای بزرگ دیگری هم که واگذار کردیم، در همین راستاست ... الان باید یک آسیب شناسی از سیاستهای اصل ۴۴ انجام شود، علت آن هم این است که این سیاستها آثار تنگاتنگی روی اقتصاد مقاومتی دارد. اینکه فساد در کشور زیاد شد، همه ناشی از واگذاریها نبود. یکی از علتها، نبود مطبوعات بود که حضور خود را در صحنه کم کردند و نتوانستند حضور جدی داشته باشند. "
ماجرای بانکهای خصوصی و ورود بخش خصوصی به آن هم که همه خبر دارند و می دانند با چه فساد و حقه بازی توام بوده و از همه زیانبارتر برای اقتصاد ایران همین بانکهای خصوصی بودهاند که در دوره احمدی نژاد مثل قارچ از زمین روئیدند. ولی پذیرش ضرورت آسیب شناسی در سیاستهای اصل ۴۴ یک گام بزرگ به پیش است که حداقل ۱۵ سال در این زمینه تاخیر شده است، ۱۵ سالی که باید آن را دوران از دست رفتن بزرگترین فرصتها دانست. از همان دو سه سال اول اجرای سیاستهای واگذاری و از همان نخستین واگذاریهایی که انجام شد همین نتایج و پیامدها در برابر ما بود و کارشناسان مستقل هم آن را دیده و پیش بینی کرده بودند ولی چون از یکسو تفکر برنامه ریزی علمی و اعتقاد به آزمایش و اصلاح در دولتمردان ایران وجود ندارد و از سوی دیگر برنده اصلی خصوصی سازیها تجار بزرگ و نهادهای زیر مجموعه رهبری بودند حاضر به کمترین تجدید نظر در این سیاستها نشدند.
اکنون که مسئله شکست سیاستهای اصل ۴۴ و ضرورت آسیب شناسی آن، به عنوان پرخطا ترین و فسادآفرین ترین سیاستهای ۲۰ سال اخیر آشکار شده است ضرورت دارد که این آسیب شناسی در پشت درهای بسته صورت نگیرد. نخست باید یک بیلان شفاف از واگذاریها چه به بخش خصوصی و چه غیرخصوصی اعلام شود. سپس یک بحث ملی میان اقتصاد دانان و مردم، کارکنان و کارگران و نمایندگان صنفی بنگاههای واگذار شده، نمایندگان بخش خصوصی انجام شود تا بتوان این آسیب شناسی را از روی کاغذ خارج کرد و بسود منافع ملی و مردم ایران انجام داد. برای جلوگیری از تکرار هفت تپه و فولاد و هپکو و پتروشیمیها راهی جز این وجود ندارد!
تلگرام راه توده:
https://telegram.me/rahetudeh | 390 |
| 11 | راه توده 1006
حاصل خصوصی سازی ها:
خصوصی سازی
به چه فاجعه ای در ایران انجامید!
پذیرش ضرورت آسیب شناسی در سیاستهای اصل ۴۴ یک گام بزرگ به پیش است که حداقل بالای دو دهه در این زمینه تاخیر شده است، دو دهه ای که باید آن را دوران از دست رفتن بزرگترین فرصتها دانست.
از همان دو سه سال اول اجرای سیاستهای واگذاری و از همان نخستین واگذاریهایی که انجام شد نتایج و پیامدهای امروز آشکار بود و کارشناسان مستقل هم آن را دیده و پیش بینی کرده بودند ولی چون از یکسو تفکر برنامه ریزی علمی و اعتقاد به آزمایش و اصلاح در دولتمردان ایران وجود ندارد و از سوی دیگر برنده اصلی خصوصی سازیها نهادهای زیر مجموعه رهبری بودند حاضر به کمترین تجدید نظر در این سیاستها نشدند.
اکنون که مسئله شکست سیاستهای اصل ۴۴ و ضرورت آسیب شناسی آن، به عنوان پرخطا ترین و فسادآفرین ترین سیاستهای بیش از دو دهه اخیر آشکار شده است ضرورت دارد که این آسیب شناسی در پشت درهای بسته صورت نگیرد. نخست باید یک بیلان شفاف از واگذاریها چه به بخش خصوصی و چه غیرخصوصی اعلام شود. سپس یک بحث ملی میان اقتصاد دانان و مردم، کارکنان و کارگران و نمایندگان صنفی بنگاههای واگذار شده، نمایندگان بخش خصوصی انجام شود تا بتوان این آسیب شناسی را از روی کاغذ خارج کرد و بسود منافع ملی و مردم ایران انجام داد. برای جلوگیری از تکرار هفت تپه و فولاد و هپکو و پتروشیمیها راهی جز این وجود ندارد. خصوصی سازیها تقریبا بدون استثنا علاوه بر اینکه موجب نابودی صنایع ملی شده، با فسادهای گسترده نیز توام بوده است. رهبر جمهوری اسلامی که به گفته خودش در مجلس تدوین قانون اساسی با بند ۴۴ آن (اقتصاد سه بخشی دولتی، تعاونی و خصوصی) موافق نبود و آن را متاثر از نظرات حزب توده ایران میدانست و به آن رای نداد، وقتی رهبر شد گفت: "تمرکز در بخش دولتی مانع توسعه کشور شده و دستور لغو اصل ۴۴ قانون اساسی و تبدیل این بند به اصل خصوصی سازی را داد" متعاقب همین سخن و با استفاده از این جمله، به گفته اسحاق جهانگیری همه را به بخش خصوصی واگذار کردند و گفتند یک انقلاب اقتصادی در ایران شده.
با وجود فشار قوه قضائیه به کارگران مجتمع نیشکر هفت تپه، اعتصاب و اعتراض در این مجتمع برای دریافت دستمزد و پایان دادن به خصوصیسازی آن ادامه یافت. کارگران فازهای ۲۲ و ۲۴ پارس جنوبی در اعتراض به میزان حقوق و دستمزد دریافتی و همچنین شرایط کار خود دست به اعتصاب زدند و این غیر از ادامه اعتراضها در هپکو و پالایشگاه نفت سنگین قشم بود. خواست پایان دادن به خصوصیسازیها یکی از مطالبات ثابت کارگران اعتراضی در مجتمعهای خصوصیسازی شده است که خود توجه افکار عمومی را به پیامدهای خصوصی سازیها جلب کرد. این توجه افکار عمومی خود یک دستاورد است زیرا در ۳۰ سال گذشته هرگونه اطلاع و آگاهی مردم از چگونگی خصوصی سازیها، هویت کسانی که شرکت ها و واحدهای صنعتی به آنها واگذار شده و نتیجه و پیامد و هزینه و فایده و نقد و اصلاح از مردم ما سلب شده است.
همه این خصوصی سازیها تقریبا بدون استثنا علاوه بر اینکه موجب نابودی صنایع ملی شد، با فسادهای گسترده نیز توام شد. مثلا براساس گزارش حسابرسی قانونی شرکت هفت تپه، این شرکت را که دارای ۲۴ هزار هکتار زمین معادل ۲۴۰ کیلومتر مربع، یعنی به وسعت شهر شیراز است با کلیه تجهیزات و مواد اولیه و ماشین آلات در سال ۱۳۹۴ به مبلغ ۶ میلیارد تومان نقد و کمتر از ۳۰۰ میلیارد اقساط ۸ ساله واگذار شد. جالب اینجاست که گفته می شود خریداران آن خود واردکنندگان شکر بودند! یعنی از روز نخست با هدف نابودی آن را تصاحب کردهاند. این شرکت که بزرگترین شرکت تولید شکر خاورمیانه بود هر سال ظرفیت تولید ۱۰۰ هزار تن شکر سفید و مقدار بسیار زیادی ملاس و شکر سفید و خوراک پایه دام هم دارد.
کارفرمایان فراری، به بهانه احداث کارخانههای تولید الکل و رب گوجه و غیره ۸۰۰ میلیون دلار وام گرفتهاند که به بهای دلار بیست و پنج هزار تومانی امروز می شود بیست هزار میلیارد تومان.
نتیجه همه اینها عبارست از شرکتی ورشکسته، کارفرمایان فراری و کارگران گرسنه. در این شرایط کارگران هفت تپه خواهان لغو خصوصی سازی، بازگشت آن به دولت و دستیابی به تمهیدی برای اداره شورایی یا تعاونی یا غیره کارخانه هستند. | 335 |
| 12 | Sin texto... | 320 |
| 13 | من از نطر سنی از همه بزرگتر بودم. همین مطلبی را که اکنون گفتم، یک تکه کوچکش را در مراسم سالگرد شهید بروجردی، گفتم و بزودی در مملکت ما اتفاقاتی خواهد افتاد و انشاالله ولایت و ولایت مدارهای واقعی پیروز خواهند شد. البته این موضوع جزو برنامه مصاحبه شما نیست.
جنگ با عراق
آقای هاشمی در جایگاه فرمانده جنگ به سپاه می گفت که شما برای خاتمه جنگ دورنمایی بدهید. وقتی می دیدند عملیاتی با امکاناتی که فراهم شده انجام می شود و پیشرفت نمی کند، انتقاد می کردند. آقای هاشمی به من می گفت که تو در طولانی شدن جنگ نقش موثری داری. من می گفتم که تا وقتی امام فرمانده کل قوا هستند و من هم مامور پشتیبانی سپاهم، وظیفه ام این است که وقتی فرمانده سپاه امکاناتی می خواهد آن امکانات را در اختیارش بگذارم. هر وقت گفتید نکن، نمی کنم. تا وقتی من وزیر سپاه هستم و لجستیک سپاه به من وابسته است و شعار "جنگ جنگ تا پیروزی" هم هست، من هر کاری بتوانم می کنم. آقای هاشمی گله می کرد و می گفت شما که نمی توانید صدام را ساقط کنید.
-مگر شما تصمیم گیرنده جنگ بودید؟
(خنده) نبودم، ولی رفیق آقای هاشمی که بودم. خوب، گله می کرد که بابا برو به این رفقایت بگو (خنده)
با تمام شدن جنگ و رفتن آقای هاشمی به شوروی، تقریبا مقدمه خریدهای بزرگی فراهم شد که البته یک دو سال طول کشید. هیئت ها مبادله شدند و مذاکره کردند و در اواخر جنگ و اواخر وزارت من قرارداد خیلی بزرگی برای خرید انواع هواپیماها و موشک ها با شوروی بستیم. من از کسانی بودم که معتقد بودم جنگ بعد از خرمشهر نباید تمام می شد. لیبیائی ها همراه محموله موشک گروهی را به فرماندهی سرگردی به نام سلیمان به ایران فرستادند. آن ها هفت هشت تا بیشتر نزدند. بقیه اش را خودمان زدیم. اتفاقا شلیک موشکی که به باشگاه افسران خورد بعد از این بود که این ها بهانه را می آوردند. آموزش موشکی سوریه خیلی برای ما ارزش داشت. بچه های ما در سوریه دوره تئوری را دیده بودند، اینجا هم پای هر یک از این ها یک نفر را گذاشتیم و دوره عملی را دیدند و اعلام آمادگی کردند که اگر این ها رفتند ما خودمان می توانیم این کار را انجام دهیم. لذا بعد از هفت هشت تا، بقیه اش را خودمان زدیم. بعد هم از کرُه آوردیم و زدیم.
- 6 آبان 1362، کابینه آقای موسوی برای بار دوم از مجلس رای اعتماد گرفت که جنابعالی هم در آن حضور داشتید. در جریان رای گیری از دویست و شصت و یک نماینده، هفتاد و سه نفر رای مخالف و بیست و شش نفر رای ممتنع دادند که به نود و نه نفر معروف شد. حمایت امام از دولت موجب شد جناح رقیب آن 99 نفر را به مخالفت با ولایت فقیه متهم کردند.
- من در جریان همه این ماجرا بودم و به شما می گویم زمانی که دور اول ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای تمام شد، فرمودند که برای دور دوم کاندیدا نمی شوند. وقتی اصرار کردند و پرسیدند که چرا؟ گفتند: "به شرطی نامزد می شوم که نخست وزیر را خودم انتخاب بکنم و آقای موسوی را هم انتخاب نمی کنم." ایشان رفتند خدمت امام و عرض کردند که آقا اگر من در انتخاب نخست وزیر آزادم، نامزد بشوم، و گرنه من کاندیدا نمی شوم. امام فرمودند که شما آزادید. بعد که انتخابات شد و ایشان با رای بالایی انتخاب شدند، آقای محسن رضایی از جبهه آمد و خدمت امام شرفیاب شد و عرض کرد که اگر نخست وزیر تغییر کند، در جبهه ها مشکل پیش می آید. امام که آن موقع جنگ برایشان در اولویت بود، نظرشان تغییر کرد و به آیت الله خامنه ای پیغام دادند که شما آقای موسوی را معرفی کنید. آقا هم برخوردی بسیار منطقی کردند و گفتند که من با نخست وزیری ایشان مخالفم. در صورتی ایشان را معرفی می کنم که امام رسما به من امر کنند. امام هم امر نمی کردند. تا اینکه آقای ناطق نوری نزد آقای هاشمی می رود و می گوید شما پیش امام بروید و فکری بکنید. آقای هاشمی هم زرنگی می کند و می گوید: "نه. خودتان بروید." بعد تا آنجایی که من اطلاع دارم، آقایان محمد یزدی و مهدوی کنی و امامی کاشانی و ناطق نوری چهار نفری، خدمت امام می روند و هر چه به امام اصرار می کنند امام می فرمایند که مصلحت این است، ولی من حکم نمی کنم. من خدمت آقا شرفیاب شدم. عرض کردم: "آقا، شما خودتان پیش امام بروید." البته اشخاص دیگر هم خدمت آقا گفته بودند. آقا نزد امام می روند و من خبر ندارم در آن جلسه بین آقا و امام چه گذشت. ولی برداشتشان این بود که تقریبا حکم امام این است و آقای موسوی را معرفی کردند.
---------------------------- | 326 |
| 14 | راه توده 1006
خاطرات رفیقدوست وزیر سپاه - 6
آقای خمینی به خامنه ای
اجازه نداد موسوی را کنار بگذارد!
امام به من فرمودند: "مردم را برادر بزرگتر خودتان بدانید. دقت داشته باشید وقتی که سپاهی با لباس سپاه در کوچه و خیابان راه می رود مردم از او احساس امنیت بکنند. مبادا مردم از شما بترسند".
امام به جهات سیاسی در سپاه دقت داشتند که الان هم باید مورد توجه سپاه باشد. نباید توجیه المسائل داشته باشند، مثلا اینکه کسی بگوید من می دانم رهبر از این حمایت می کند، من حمایت می کنم، نه، این کار، کار سپاه نیست. بگذارید حرفم را بزنم. بالاخره یک روزی به درد می خورد. از وقتی سردار جعفری فرمانده سپاه شده من چندین بار درخواست ملاقات کرده ام تا بروم همین حرف ها را به فرمانده کل سپاه بزنم. شما بدانید ایشان به من وقت ملاقات ندادند. شاید این حرف های من به مذاقش خوش نیآمد.
این ملاقات انجام نشد و خلاصه الان من نگرانم. بزودی در مملکت ما اتفاقاتی خواهد افتاد و انشاالله ولایت و ولایت مدارهای واقعی پیروز خواهند شد.
محسن رفیقدوست، عضو رهبری موتلفه اسلامی و مسئول تدارک انتقال آیت الله خمینی از فرودگاه مهرآباد به بهشت زهرا درجریان بازگشت وی به ایران بود. اتومبیل شاسی بلندی را برای این ورود و انتقال آهن کشی کرده و رانندگی آن را برعهده گرفت و از این مرحله به بعد مدارج ترقی را در جمهوری اسلامی طی کرد. سواد چندانی نداشت و هنوز هم ندارد، اما بعدها شد رئیس کمیته های انقلاب و از آنجا نیز با یک خیز شد وزیر سپاه.
از محسن رفیقدوست در سال 1392 یک کتاب خاطرات با عنوان "برای تاریخ می گویم" در 469 صفحه (همراه با شماری عکس از سالهای اول تاسیس جمهوری اسلامی و چهره های مطرح آن سالها) در تهران منتشر شد و بدنبال آن دو جلد دیگر بر این جلد افزوده و اخیرا در تهران منتشر شد.
کتاب خاطرات وی بصورت گفتگو تنظیم شده و گفتگو کننده نیز سعید علامیان معرفی شده است. جلسات گفتگو طی سالهای 1389 تا 1390 ادامه داشته و در مجموع 21 جلسه و 45 ساعت گفتگو بوده است.
او می گوید:
بیشتر نیروهای اطلاعاتی از سپاه به وزارت اطلاعات رفتند، اصلا کل بنیه شاید 92 یا 93 درصد نیروهای آنجا از سپاه بود. هفت، هشت درصد هم از اطلاعات نخست وزیری بودند. در آغاز اختلافاتی بود. ما بر آن بودیم تا زمانی که وزارت اطلاعات کاملا راه بیفتد، سپاه باید کار اطلاعاتی بکند. بر سر این موضوع اختلاف پیش آمد. نزد بزرگان رفتیم و از آن ها کمک گرفتیم. تا زمانی که من بودم، ایجاد تعادل بین وزارت اطلاعات و سپاه به عهده من بود.
- بیستم مرداد 1362، خبر ملاقات وزیر سپاه و معاونان این وزارتخانه با امام منتشر شد. شما نخست گزارشی از وزارت سپاه ارائه کرده اید، سپس امام سخنانی بیان فرموده اند. ایشان می گویند: "وزارت سپاه تازه تشکیل شده، باید مواظبت کنید وضع وزارتخانه های سابق پیش نیآید... مردم محروم را برادر بزرگ تر خودتان بدانید... مردم از سپاه سرد نمی شوند، باید سپاه با محبوبیت محفوظ بماند... سعی کنید جهات سیاسی در سپاه وارد نشود. اگر افکار سیاسی وارد شود، جهات نظامی آن از بین می رود. این ملاقات را به یاد دارید؟
- بله! امام فرمودند: "مردم را برادر بزرگتر خودتان بدانید. دقت داشته باشید وقتی که سپاهی با لباس سپاه در کوچه و خیابان راه می رود مردم از او احساس امنیت بکنند و اشرار و اوباش و ضد انقلاب احساس ترس. مبادا مردم از شما بترسند، کما اینکه در زمان آن پدر و پسر ـ منظور رضا شاه و محمد رضا شاه است ـ مردم از نظامی ها وحشت داشتند. باید باعث امنیت در شهرها و محله هایتان باشید."
امام به جهات سیاسی در سپاه دقت داشتند که الان هم باید مورد توجه سپاه باشد. من معتقدم که چه در زمان حضرت امام و چه اکنون، سپاه باید سرباز ولایت باشد. من روی این موضوع تاکید دارم. رنگ هیچ کس دیگری غیر از رهبری را نداشته باشد و برای این هم توجیه المسائل نداشته باشد، مثلا اینکه کسی بگوید من می دانم رهبر از این حمایت می کند، من حمایت می کنم، نه، این کار، کار سپاه نیست. کار سپاه اطاعت از فرماندهی کل قوا و رهبری، بدون توجیه و تفسیر است. بگذارید حرفم را بزنم. بالاخره یک روزی به درد می خورد. از وقتی سردار جعفری فرمانده سپاه شده من چندین بار درخواست ملاقات کرده ام تا بروم همین حرف ها را به فرمانده کل سپاه بزنم. شما بدانید ایشان به من وقت ملاقات ندادند. اخیرا در ختم علی هاشمی به مشاور برجسته ایشان گفتم: "به این فرمانده سپاه بگو وقتی بگذارد تا با او صحبت کنم." البته به من گفت: "آن چیزهایی که می خواهید بگویید یادداشت کنید." شاید آن حرف هایی که من گفتم به مذاقش خوش نیآمد. این ملاقات انجام نشد و خلاصه الان من نگرانم. | 347 |
| 15 | Sin texto... | 324 |
| 16 | راه توده 1006
دو عکس برگزیده این شماره | 323 |
| 17 | Sin texto... | 362 |
| 18 | دستگاه های تبلیغاتی سرمایهداری جهانی و بلندگوهای هوادار آن در ایران مدعی بودند که عدم استقبال تاریخدانان مارکسیست و شوروی از نظریه شیوه تولید آسیایی تحت تاثیر فشار و سانسور استالینی بوده است. در حالیکه بحث درباره شیوه تولید آسیایی هم در دوران استالین وجود داشت و هم در دوران پس از وی و در هر دو دوران توسط اکثریت مارکسیست های شوروی و آسیایی مردود شناخته شد، هر چند همواره اقلیتی وجود داشتند که به این نظریه اعتقاد داشتند و از آن دفاع می کردند. رد این نظریات توسط مارکسیستها بدلیل آشنایی آنان با تاریخ و جغرافیای آسیا بود نه ترس از استالین. از جمله زنده یاد احسان طبری سال ها پس از مرگ استالین از جمله با استناد به اسناد خواجه رشیدالدین فضل الله و سیاهه اموال و داراییهای وی ادعای عدم وجود مالکیت خصوصی در ایران را که سنگ بنای نظریه شیوه تولید آسیایی است مردود می شمرد. (نگاه کنید به برخی بررسی ها درباره جهان بینی ها و جنبش های اجتماعی در ایران)
در عین حال نظریه شیوه تولید آسیایی ابزاری تئوریک بود در برابر درک فرماسیونی تاریخ که مبتنی بر نوعی جبر تاریخی قرار داشت. در آن دوران روشنفکران و مبارزان چپ با استناد به نظریه فرماسیونها، گذرا بودن سرمایهداری و ضرورت گذار تاریخی به سوسیالیسم را تبیین می کردند. با از هم پاشی اتحاد شوروی همه این مفاهیم معکوس شد یا معنایی دیگر یافت. "جبر تاریخی" از بنیان نظری گذار به سوسیالیسم به وسیله تبلیغ سرمایهداری همچون "پایان تاریخ" تبدیل شد و ضعف های نظری و عملی میراث هگلی اندیشه مارکسیستی آشکار گردید. همین درک هگلی بود که این تصور نادرست را بوجود آورده بود که سوسیالیسم در اتحاد شوروی بنا به "جبر تاریخ" بازگشت ناپذیر است و به خوش خیالی و انفعال در آن کشور دامن زد.
اکنون کارکرد نظریه شیوه تولید آسیایی و استبداد شرقی نیز تغییر یافته و دیگر سلاحی ایدئولوژیک در جنگ سرد علیه اتحاد شوروی نیست، بلکه افزاری است علیه تغییر و دستمایه ای است در توجیه دلایل انحطاط و عقب ماندگی شرق، و وسیله ای در جهت تحقیر مردمان آسیا و سردرگم کردن روشنفکران و کوشندگان اجتماعی از شناخت دلایل واقعی انحطاط کشور خود.
تلگرام راه توده:
https://telegram.me/rahetudeh | 359 |
| 19 | راه توده 1006
ریشه های تاریخی "ایران هراسی"
دکتر "سروش سهرابی"
ایران هراسی مربوط به امروز و دیروز نیست، هرچند که در هر دوره حکومت ها با سیاست هایی که در منطقه و جهان داشته اند آب به آسیاب هراس از ایران ریخته اند. بحث زیر نه براساس تبرئه و یا توجیه سیاست های جمهوری اسلامی در منطقه، بلکه برای نگاهی عمیق تر به تاریخ ایران هراسی از یکسو و دلائل استبداد در ایران است .
نظریه شیوه تولید آسیایی ابتدا توسط ارسطو مطرح شد که نظریات مختلفی ارائه داده است. از یکسو حکومت های پادشاهی ایران را قانونمند می دانست و از سوی دیگر ایرانیان را اصولا نسبت به یونانیان برده تر و تابع یک تن می دانست. البته ارسطو این سخنان را برای بهره گیری در داخل یونان در برابر خطر ایران می گفت و در واقع می خواست به طور غیرمستقیم به اشراف یونانی هشدار دهد که در صورت پیروزی ایرانیان آنها بنده و تابع پادشاه خواهند شد. بعدها مونتسکیو با تکیه بر عوامل جغرافیایی و آب و هوایی مفهوم "استبداد شرقی" را ساخت. هدف مونتسکیو هم در واقع مبارزه با دولت های استبدادی در اروپا بود و احتمالا می خواست با بهره گیری از ترس و نفرت مردم و اشراف اروپا از عثمانی، آنان را علیه شکل گیری دولتهای مطلقه اروپا بسیج کند. به هر حال انگیزه او هر چه بود روی سخنش با شرق نبود بلکه با مردم کشور خود بود.
توسل مونتسکیو به عوامل آب و هوایی بجای عوامل نژادی احتمالا از آن رو بود که این نظریه نژادی که ایرانیها یا شرقیها نسبت به یونانیها برده تر هستند در زمان مونتسکیو نمی توانست اعتبار چندانی داشته باشد زیرا یونان خود از جمله کشورهایی بود که در بیشترین دوران تاریخ خود زیر تسلط دیگران و در زیر یوغ استبداد زندگی کرده بود و در همان زمان هم زیر سلطه عثمانی بود. در حالیکه ایران و هند و چین کشورهایی مستقل بودند. البته تصویری که مونتسکیو درباره وضعیت جغرافیایی شرق ارائه می دهد و مثلا از دشت های وسیع و کوه های کم برف سخن می گوید برای کسی که با جغرافیای آسیا و اروپا یا حداقل کوه های این دو قاره آشنا باشد مضحک می نماید. ظاهرا این وضعیت جغرافیایی است که منجر به ایجاد خلق و خوی خاص و نیاز به سازماندهی اجتماعی معینی در شرق شده است. چنین سخنانی طبعا نمی توانست در شرق خریداری داشته باشد و برای همان انسان غربی سده هیجدهم و نوزدهم قابل ارائه بود.
بعدها هگل نیز در توضیحات نه چندان روشن خود این تصور را داشت که روح جهانی در شرق پایه می گیرد و در غرب خاتمه می گیرد. به این ترتیب گویا مراحل تکامل روح جهانی با آنکه در شرق آغاز می شود در آنجا به پایان نمی رسد و اروپا پایان تاریخ جهان است.
مارکس که نمی توانست برکنار از نظریات پیشینیان خود در تاریخ اندیشه اروپایی باشد و خود نیز مستقیما با شرق آشنایی نداشت، با مطالعه سفرنامه "فرانسوا برنیه" به هند که در آن زمان در زمره منابع عمده شرق شناسی محسوب می شد، ادعاهای وی درباره عدم وجود مالکیت خصوصی زمین در هند را پذیرفت و تصور کرد دلیل "استبداد شرقی" و "ایستایی" جوامع آسیایی را درون نظام اقتصادی و تولیدی آن یافته است. تصور مارکس بر مبنای منابع دوران خود او بود که در آسیا مالکیت خصوصی وجود ندارد و جوامع آسیایی هنوز در دوران جوامع ابتدایی و حتی کمون اولیه زندگی می کنند ولی بدلیل کمبود آب و ضرورت ایجاد و حفظ مجاری آبیاری، وجود یک قدرت مرکزی برتر لازم آمده است که پایه استبداد شرقی شده است. بعدها اصطلاحات شیوه تولید آسیایی و همچنین استبداد شرقی به ویژه توسط ویتفوگل که پیش از آن خود مارکسیست بود تبدیل به اصطلاحاتی کاملا جانبدارانه گردید که وی از آن برای حمله به حکومت شوروی و اینکه عدم وجود مالکیت خصوصی با استبداد و دیکتاتوری ناسازگار نیست بهره گرفت. وی شرق را صادرکننده شیوه حکومت استبدادی و کمونیسم را شکل دیگری از استبداد شرقی می دانست که این بار بر دستگاه بوروکراسی و قدرت صنعت مبتنی است. نظریاتی که بنیادهای مالی و ایدئولوژیک جهانی در پشت تبلیغ آن قرار داشتند. این نگاهی است که مورد استقبال "روشنفکران" راست کنونی ایران قرار گرفته که نبود مالکیت خصوصی وسایل تولید را مترادف با دیکتاتوری و وجود آن را در چهره سرمایهداری مساوی با دموکراسی معرفی می کنند. | 345 |
| 20 | Sin texto... | 333 |
