کتاب گمشده
الذهاب إلى القناة على Telegram
گیلگمش مصمم به رفتن شد . او گفت : اگر شکست هم بخورم ، حداقل مرابه عنوان کسی به خاطر خواهند آورد که کوشش خود را کرده است. @nibiru01
إظهار المزيد8 943
المشتركون
+524 ساعات
+327 أيام
+5330 أيام
أرشيف المشاركات
8 943
Repost from کتاب گمشده
بلدسو می گویدکه ناسا از او درخواست کمک کرده تا در مورد گویهایی که فضانوردانشان را آزار میدادند، تحقیق کند. او گفت اینها موجودات فرشتهمانند هستند که از گویها بیرون میآیند، میتوانند تا ۱۲۵ فوت قد داشته باشند، بال دارند و حتی به فضانوردان لبخند میزنند.
کریس بلدسو، یک تجربهکننده آمریکایی، برای اولین بار در پادکست «بلدسو گفت» فاش کرد که دولت به شدت از موجودات یا پدیدههای مرموزی که او آنها را «پلاسموئیدها» یا موجودات فرشتهمانند مینامد، میترسد، زیرا نمیتواند آنها را کنترل کند و هیچ راه دفاعی در برابرشان ندارد.
او در جلسات سطح بالای واشنگتن دیسی با نمایندگان کنگره و مقامات نظامی که از این موجودات ترسیده و در مورد نحوه برخورد با آنها مطمئن نیستند، شرکت کرده است.
به گفته او، دولت نمیخواهد مردم با این موجودات ارتباط برقرار کنند یا حتی به آنها فکر کنند، زیرا از از دست دادن کنترل میترسد.
@thelostbook
8 943
Repost from کانال خرید کتابها و مستندها
مستندیوفوی خدا
ماجرای شگفت انگیز کریس بلدسو
زیرنویس فارسی هاردساب
ترجمه : مهر
تعداد خطوط ترجمه شده ۲۲۲۲خط
مدت زمان : یکساعت و چهل و دو دقیقه
تهیه از :
@nibiru01
#یوفوی خدا
https://t.me/Buyingbook
8 943
Repost from کانال خرید کتابها و مستندها
مستندیوفوی خدا
ماجرای شگفت انگیز کریس بلدسو
پیمانکارساختمانی که پس از واقعه یازده سپتامبر ورشکسته ،به بیماری روده دچار و اسیر ناامیدی و افسردگی شد. روزی در جنگل کنار تپه ای با اورب ها مواجه ، ربوده و به درون سفینه ای برده شد . شفا پیدا کرد . جامعه و حلقه فامیلی اش او را مرتدی می پنداشتند که با شیاطین دیدارکرده و او و خانواده اش را طی پنج سال بعد از مواجهه اول طرد کردند . در اتفاقی شگفت انگیز و در مواجهه دوم زمانی که به شدت درمانده شده بود و حاضر بود جانش را بدهد تا از این درد رها شود با بانویی دیدار کرد که در واقع الهه هاتور بود او جریان انرژی مونث خلقت را درک و توانایی شفادهی پیدا کرد . مهمترین سازمان های امنیتی آمریکا از ناسا تا سیا و سازمان امنیت ملی و پنتاگون او را زیر نظر گرفتند. توجه وزارت دفاع انگلستان به او جلب شد .واتیکان این مواجهه را ادامه و تکمیل کننده ماجرای فاطیما توصیف کرد و به شدت مشتاق رازهایی بود که الهه با کریس بلدو در میان گذاشته . با نفوذترین و قدرتمند ترین ماموران ایالات متحده در زمینه تماس پیشرفته با هوش بیگانه با او دیدار و زندگی اش را رصد کردند .
یوفوی خدا
https://t.me/Buyingbook
8 943
بابلیها از «اوانس» (Oannes) مینوشتند؛ موجودی انساننما و دوزیست که به آنها هندسه، کشاورزی و ساختوساز آموخت.
به نقل از بروسوس (Berosus): «این موجود عجیب عادت داشت روزها را میان انسانها بگذارند، اما هیچ غذایی نمیخورد و به آنها بینش و دانش میبخشید. با غروب خورشید، دوباره به دریا بازمیگشت و شب را در آب میگذراند، چرا که دوزیست بود.»
همین روایت در سراسر جهان و تقریباً در تمام جوامعِ نوظهوری که هرگز پایشان به یکدیگر نرسیده بود، تکرار میشود.
در شرق، «ماتسیا» (Matsya) را داریم؛ تجسد و جلوهای از ویشنو که به بشریت آموزش داد.
در فنیقیه، انسانماهیِ دیگری به نام «داگون» (Dagon) داشتیم که به مردم کشاورزی و هندسه میآموخت.
نام او به طرز عجیبی شباهت زیادی به قبیلهی «دوگون» (Dogon) در غرب آفریقا دارد. آنها نیز دوستانی ماهینما به نام «نومو» (Nomos) داشتند که این علوم — از جمله حرکت اجرام آسمانی — را به آنها یاد دادند.
در یونان باستان، نوشتههای پلوتارک نشان میدهد که نخستین تجسمِ زئوس، مردی بود که نیمهی پایینی بدنش کاملاً ماهی بود؛ موجودی که بعدها به پوزئیدون تبدیل شد.
عجیبترین بخش داستان اینجاست که برخی از این معلمانِ انسان/ماهی توانایی راه رفتن نداشتند و مجبور بودند آنها را روی تخت یا تخت روان از جایی به جای دیگر ببرند.
این سنت باستانی تحتاللفظی به پاپهای امروزی ما تبدیل شد که تا به امروز همچنان لباسهایی شبیه به همین دوستانِ ماهینمای قدیمی به تن میکنند.
پیش از همهی اینها، «انکی» (Enki) سومری را داریم که هنگام بازدید باید در یک مخزن آب میخوابید، در غیر این صورت او را «در تالاب، افتاده و درازکشیده» مییافتند.
— درازکشیده و پهنشده بر روی آبها —
در تمام این داستانها، نوعی پیوند و ارتباط با سیستم ستارهای دوگانه و نوترونی که امروزه «شباهنگ A و B» (Sirius A and B) نامیده میشود، به چشم میخورد.
این واقعیت که قبیلهی دوگون این سیستم ستارهای را «جهانی از آبهای خالص» مینامیدند، میتواند یک راهنمای بسیار بزرگ باشد.
بسیاری از متون مذهبی باستان از «آبهای اعماق» سخن میگویند؛ جایی که همه چیز از یک «آشوب و بینظمی» اولیه شکل گرفته و به «نظم» میرسد.
در روایتشناسی گنوستیکی (عرفانی)، آرکونها (فرمانروایان) نگاهی زودگذر به «سوفیا»ی شگفتانگیز میاندازند، هنگامی که او حکمت یا «پیستیس» خود را از میان فلکهای آسمانیِ هفت آسمان میگذراند تا آن جرقه را وارد «درخت دانش» کند — دانشی که ابتدا به زنان میرسد و سپس به مردان منتقل میشود.
میتوانیم این موضوع را با دو تصویرگری قبلی مقایسه کنیم که در آنها هندسه ابتدا توسط اصل زنانه «تأمل و ادراک» میشود و سپس توسط اصل مردانه «تجلی» مییابد.
در اینجا یادآوری «نیمکرههای چپ و راست مغز» کار سادهای است، اما چه میشود اگر این موضوع دارای یک معادل بسیار عمیقتر و کیهانی باشد؟
شاید این «آبها» نمادی برای «تابع موج» در فیزیک کوانتوم باشند؛ یعنی همان «آشوب اعماقِ» هنوز-تجلینیافته.
پیشتر دیدیم که ماهیها نمادی از «حکمتِ گردآوریشده از اعماق» هستند و از نظر هندسی، فرم آنها در مرز میان عوالم (در نماد وسیکا پایسیس / حباب ماهی) ظاهر میشود.
8 943
واقعه یوفوی گلف بریز (Gulf Breeze UFO Incident) به مجموعهای از گزارشهای جنجالی مشاهده اشیای پرواز ناشناخته گفته میشود که بین نوامبر ۱۹۸۷ تا مه ۱۹۸۸ در شهر کوچک گلف بریز در ایالت فلوریدای آمریکا رخ داد. این حادثه یکی از مشهورترین پروندههای یوفولوژی در دهه ۱۹۸۰ است که با ادعاهای شگفتانگیز، عکسهای متعدد و در نهایت افشای یک تقلب بزرگ شناخته میشود.
شروع ماجرا و ادعاهای اد والترز
شخصیت اصلی این ماجرا پیمانکاری به نام اد والترز (Ed Walters) بود.
اولین مشاهده (۱۱ نوامبر ۱۹۸۷): والترز ادعا کرد که یک شیء بشقابمانند و درخشان را بالای خانه خود دیده و توانسته ۵ عکس پلاروید از آن بگیرد. او گفت که توسط یک «نور آبیرنگ» فلج شده است.
ادعاهای بعدی: او طی چند ماه دهها عکس و ویدیو دیگر منتشر کرد و مدعی شد که موجودات فضایی با او ارتباط تلهپاتیک برقرار کردهاند و حتی قصد ربودن او را داشتهاند.
روزنامه محلی Gulf Breeze Sentinel عکسهای والترز را منتشر کرد و همین امر باعث شد رسانهها و محققان یوفو (از جمله سازمان معروف MUFON) به سوی این شهر هجوم بیاورند. بهدنبال این اخبار، دهها تن از اهالی منطقه نیز گزارش دادند که نورها یا اشیای ناشناختهای را در آسمان دیدهاند.
@thelostbook
8 943
Repost from کانال خرید کتابها و مستندها
فلسفه گنوسی
از ایران باستان تا دوران مدرن
توبیاس چورتن
ترجمه: روزبه آزادسرو
تهیه از :
@nibiru01
https://t.me/Buyingbook
8 943
Repost from Spiritual_ancient_persian
این پادکست بر اساس کتاب «فلسفه گنوسی» نوشته توبیاس چورتن، به بررسی ریشههای تاریخی و تحولات این سنت فکری از ایران باستان تا عصر حاضر میپردازد. نویسنده با تحلیل ثنویت کیهانی در آیین زرتشت و مفاهیمی چون زمان بیکران (زروان)، پیوند میان حکمت شرق و غرب را در شکلگیری اندیشه #گنوسی ترسیم میکند. در ادامه، نقش حکیمان یهودی اسکندریه مانند فیلون و تأثیر متقابل آنها بر مسیحیت اولیه و شخصیتهایی چون پولس قدیس به تفصیل شرح داده شده است. این منبع بر مفهوم «گنوسیس» یا شناخت شهودی تأکید ورزیده و آن را ابزاری برای رهایی روح از اسارت در جهان ماده و خدای دروغین (دمیورژ) معرفی میکند. در نهایت، چورتن استمرار این جریان مرموز را در میان صوفیان، شوالیههای معبد و حتی روانشناسی مدرن همچون یونگ دنبال کرده تا کلیتی منسجم از این فلسفه رهاییبخش ارائه دهد.
https://t.me/spiritual_ancient_persian
8 943
Repost from کانال خرید کتابها و مستندها
فلسفه گنوسی
از ایران باستان تا دوران مدرن
توبیاس چورتن
ترجمه: روزبه آزادسرو
تهیه از :
@nibiru01
https://t.me/Buyingbook
8 943
Repost from کانال خرید کتابها و مستندها
در مصاحبه ای که دکترسالا با جان ویوانکو انجام داده به مباحث زیادی پرداخته شده از فاجعه در منظومه شمسی و انفجار اسرارآمیز یک سیاره .نژاد بذرافشان ، خدایان هندو در منظومه وگا ، آنوناکی، شخصیت وحشی انلیل ، مهاجرت نژادهایی از مریخ ، کوه ُشستا ، ناپديد شدن انسانها در معادن چین ، چرخه های دوازده هزار ساله ، آفرینش آدم و حوا در نیبیرو بعنوان سفینه مادر بر فراز زمین ، دستگاههایی که در نقاط مختلف زمین توسط بیگانگان برای رصد فجایع بر زمین نصب شده . وقایع مهابهاراتا که پیش از طوفان بزرگ رخ داده. ویوانکو در موسسه خودش مشاهده از راه دور را هم آموزش می دهد . هر کدام از مباحثی که ویوانکو در مصاحبه خودش ذکر می کند شما را با جنبه ناشناخته ای تاریخچه زمین و باستان شناسی ممنوعه آشنا می کند . اینکه تاریخ زمین فقط چند تکه سفال و لوح گلی نیست و ردپای تمدن هایی پیشرفته تر با فن آوری حیرت انگیز بر زمین وجود دارد .
برای تهیه این مصاحبه لطفا به آیدی تلگرام :
@nibiru01
پیام بدهید ... با تشکر .
https://t.me/Buyingbook
8 943
Repost from کانال خرید کتابها و مستندها
نماد گمشده
ده قسمت کامل با کیفیت 720p
ارسال در تلگرام
تماس با :
@nibiru01
https://t.me/Buyingbook
8 943
حوریان بهشتی و خوشه انگور
" گذار از پل "داوری" و تعلق به "دست چین" شدگان نیکوکار، راهی بـود بـرای رسیدن ایرانیان مؤمن به "پردیس". این بهشتی است، که آمال ایرانیان را از زندگی بی پایان، همیشه جوان، لذت بخش، پر سرور و همراه با لذات مادی و جنسی، جلوه گر می کند. ایده مسیحی - سریانی بهشت، که به همراه عرب هـا بـه ایـران آمـده بـود، در طول اقامت طولانی آنها در ایران، با این باورهای "پارسی" غنی تر گردید. در ایده های اولیـه سـریانی - مسیحی، روان مومنین در "فردوس" با خوردن انگورهای گرد، رسیده، همیشه تازه و آبدار" تغذیه می گردند. در حالیکه انتظارات مومنین زرتشتی، که از روی "پل چینوت" توسط "دختری زیبا، که تجسم آمال [امیال]؟ آنهاست" به "پردیس" همراهی میگشتند، بیشتر از پاداشی بود که مسیحیت سریانی به آنها وعده می داد. این مؤمن تنها با خوردن انگور راضی نمی شد و انتظارش از بهشت بیشتر از این بود. ترکیب این دو ایده سریانی و ایرانی چگونه می توانست باشد؟
نتیجه این ترکیب، ایده انحرافی (هم به معنای زبانی و هـم بـه معنای اخلاقی) "حوریان بهشتی" است! این کلمه در قرآن، آنطور که #کریستف_لوکسنبرگ آن را تشریح می کند، از ترکیب دو کلمه "حور" و "عين" پدیدار می گردند:
كذلك و زوجناهم بحور عين. (سوره ۴۴؛ آیه ۵۵)
ترجمه قرآنی مرسوم: و ما به شما حوریان چشم درشت برای زوجیت میدهیم.
متكئين على سرر مصفوفة وزوجناهم بحور عين. (سوره ۵۲؛ آیه ۲۰)
ترجمه قرآنی مرسوم: "و آنها به پشتی های ردیف شده تکیه میدهند و ما به آنها
حوریان چشم سفید (گرد و درشت؟) برای زوجیت خواهیم داد". هر یک از این دو بخش ("حور" و "عين")، به تنهایی و بدون یکدیگر شاید هیچوقت نمیتوانست این "انحراف" را سبب شود. برای فهم این اشکال باید در قـدم اول ترجمه کنونی آنها را مطالعه کرد: واژه دوم "عين" واژه اول "حور" در زبانهای آرامی و عربی تنها به معنای "سفید" استفاده میشد. قرآن همه جا "حور" را بعنوان اسم جمع فهمیده است. " اما به غلط، به عنوان "اسم جمع" اسم مؤنث "عيناء" گرفته شده، که به "چشم" ترجمه گردیده است. این کلمه اما در زبان اصلی سریانی - آرامی به معنی "ظاهر زیبا" بکار میرفته، کما اینکه جمع آن "عيون" و مصدر "اعیان" به معنی ظاهر" نیز، از آن می آید. از آنجا که در قرآن این کلمه در ارتباط با "براق" و "بلوری" (شفاف) می آید، پس باید به یک چیزی شبیه به "مروارید" فکر کرد." با این دید جدید می توان این مفهوم قرآنی را، که از فرهنگ مسیحی - سریانی می آید دوباره و به معنای ذیل ترجمه کرد: "انگورهای سفید خوش ظاهر (براق ، تازه و گرد) نکته دیگری که به گیجی مترجمان قرآن کمک کرده است، حرف اضافه "ب" در اول كلمه "بحور" میباشد، که آن را با "با" یکسان گرفته اند. در حالیکه در زبان آرامـی ایـن حرف، به معانی "بین" و یا "زیر" فهمیده می شده است. حال اگر ما آیه نامبرده بالا را مجددا به زیر ذره بین ببریم، یک اشتباه دیگر نیز بر ما نمودار خواهد شد و آن کلمه "زوجناهم" است: کذلک وزوجناهم بخور عین، (سوره ۳۲؛ آیه ۵۵)
همانطور که بارها در این کتاب به آن اشاره شده، در خط اولیه آرامی - عربی نقطه گزاری مرسوم نبود. خواننده میتوانست بر حسب گمان" خود یک کلمه را تفسیر نماید. بنابراین، می توان تصور کرد که پس از حذف نقطه "ز" و "ج" از کلمه "زوجناهم". فرم اولیه و اصلی آن یعنی "روحناهم" ظاهر می گردد که از ریشه "روح" به معنای "آرمیدن" می آیدا حال با دانستن این موارد، معنی این آیه با توسل به خواندن آرامـی ـ مسیحی آن
چنین خواهد بود: و شما می توانید در کنار (و یا در زیر) سفیدان خوش منظر (انگورهای گرد و تازه) آرامش بگیرید"!
همینطور است ترجمه آیه: متكئين على سرر مصفوفة وروحناهم بخور عين. (سوره ۵۲؛ آیه ۲۰) که ترجمه درست آن به اینگونه است: و آنها به پشتی های ردیف شده تکیه میدهند و در کنار (در زیر) انگورهای (گرد و پراب) سفید می آرامند.
همین اشتباه "نقطه گذاری"، دلیل وعده دادن پسران جوان" (به زنها؟ یا مردها؟) در قرآن جهت لذات جنسی است، که در سوره ۷۶، آیه ۱۹ آشکار می گردد: و يطوف عليهم ولدان مخلدون إذا رأيتهم حسبتهم لؤلؤا منثورا.
در این آیه کلمه "مخلدون" به "پسران جـوان" ترجمـه گردیده است: "و در آنجا (بهشت) پسران همیشه جوان در انتظارشان هستند، و وقتی آنها را ببینید، گمان می کنید که مرواریدهای پراکنده هستند". ولی این "مخلدون"، با تغییر مکان یک نقطه، به "مجلدون" تبدیل می گردد، که معنی آرامی آن "خنک" و "تازه" می باشد. "ولد" در این جمله، همان "فرزند" درخت مو یا انگور (لولوا) ، یعنی شراب است! تبدیل "شراب خنک" به "پسران جـوان" بـرای خوشگذرانی مومنان، یکی دیگر از شاهکارها و یا به زبانی بهتـر، نـدانم کاریهای آقای #طبری است.
📓چگونه مسلمان شدیم
آرمین لنگرودی
8 943
این پیوند و ارتباط، در نامهای کهن «خوشه انگور» کاملاً آشکار است؛ نامهایی مانند واژه یونانی «بوتروس» و واژه عبری «اشکول» که امروزه میدانیم هر دو از عباراتی سومری به معنای «سرِ آلتِ برانگیخته» گرفته شدهاند. از این رو، پرستندگان باکوس/دیونوسیوس برای نشان دادن پیوند خدای خود با نمادهای جنسی و قارچ، عصایی بلند همراه خود حمل میکردند که پیچک به دور آن پیچیده شده بود و در انتها، خوشهای از انگور یا پیچک داشت. این عصا «تیرسوس» نامیده میشد که همانطور که ریشهیابی سومری آن اکنون نشان میدهد، در اصل به معنای «نوازشگرِ رحم / آلت مردانه» بوده است. امروزه متغیری از این نام در زبان عربی مدرن برای اشاره به نوعی قارچ استفاده میشود.
در طول برگزاری جشن اتینیِ «سکیرا» ، دو تن از نذرکنندگانِ مردِ معبدِ الهه آتنا، در حالی که لباس دخترانه به تن میکردند، خوشههای انگور را میان معبد الهه خود و معبد دیونوسیوس حمل میکردند. واژه نایاب یونانی که برای این اشیاء به کار میرفت (اُسخوس )، امروزه از طریق شکل اصلی سومریاش با واژه عبری «اشکول» به معنای «خوشه انگور» مرتبط است. در کتاب «غزل غزلهای سلیمان»، سینه دختر شولمی به چنین «خوشههای انگوری» تشبیه شده که در آنجا ارجاعِ متن قطعاً به کلاهک قارچ⁸ است.
بدین ترتیب، «خوشه انگور» به مترادفی کارآمد برای «قارچ مقدس» تبدیل شد و با همین کنایه و اشاره، در توصیفِ تلفیقیِ «درخت حیات» در باغ عدن در کتابِ غیررسمی (آپوکریفا) «اخنوخ» به کار رفته است. پیشتر دیدیم که چگونه ژوزفوس از این تمهید ادبیِ عجیب استفاده کرد تا به شکلی غیرمستقیم، مفهوم جنسی و مرتبط با قارچِ کلاهِ کاهن اعظم را به تصویر بکشد. در این نوع توصیفها، گیاهان متعددی کنار هم آورده میشوند تا جنبههای مختلف شیء اصلی را که به شکلی رمزآلود در حال توصیف است، روشنگری کنند. اگر این تصاویر در ظاهر و معنای تحتاللفظی گرفته شوند، نتیجه کار مضحک به نظر میرسد، اما هر یک از گیاهانی که بدین شکل ذکر میشوند، از نظر شکل ظاهری یا صرفاً با یک بازی با کلمات (ایهام) در نامشان، حاوی اشارهای هستند که برای «آگاهانِ به راز»، معنای مورد نظر کلِ مجموعه را منتقل میکند. در مورد «درخت حیات» که میوهاش آدم و حوا را همچون خدایان ساخت، در این نوشتههای آپوکریفایی آمده است که این درخت «ارتفاعی چون درخت کاج ، برگهایی چون درخت خرنوب ، و میوهای چون خوشه انگور» داشت.
قارچ مقدس و صلیب
پژوهشی در ماهیت و خاستگاه مسیحیت در میان فرقههای باروری خاورنزدیک باستان
نوشته جان ام. آلگرو
ترجمه :
مهر
https://t.me/thelostbook
