خونهی روشن.
قناة بسيطة
من بندهی خانههای روشنم. آخرین نامهی غزاله علیزاده. . به یاد غزالهی عزیزم؛ من چراغ این خونه رو روشن نگه داشتم.
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
2 062
المشتركون
+5124 ساعات
+747 أيام
+23930 أيام
أرشيف المشاركات
2 057
با مردی در استانبول آشنا شدهام. تقصیر من نبود. شب بود و هوا سرد بود و کادیکوی بارانی بود. کافهها نیمه تاریک بودند و اثر الکل مغزم را داغ میکرد. تقصیر من نبود که مرد صدای تیزی داشت، وقتی میخندید مثل پسربچهها میشد و وقتی نگاه میکرد مثل عاشقها بود و وقتی میگفت بهتر است به هم وابسته نشویم انگار خیلی زندگی کرده بود. شاید مرد راست میگفت که ما باید در یک دنیای دیگر همدیگر را میدیدیم. یک دنیایی که در آن دروغ نباشد. شاید ما داشتیم به هم دروغ میگفتیم، آن طور که او عقب عقب راه میرفت، یک جور رفتن که انگار آمدن باشد. شاید او داشت دروغ میگفت. در آن کت سیاه و شلوار کتان سیاه داشت دروغهای قشنگ دلنشین میگفت.
من از مرد خوشم آمد. تقصیر من نبود. آخر مگر آدم چه قدر تحمل دارد، آخر چه طور میشود مست باشی و در استانبول باران ببارد و مردی دروغهای قشنگ برایت بگوید و تو دل نبازی؟ تقصیر من نبود. تقصیر استانبول بود که خیلی قشنگ است، خیلی قشنگ میخندد، خیلی قشنگ غمگین میشود، خیلی قشنگ حرف میزند و آسمانش حتا در شبهای ابری درخشان و زلال است. حالا از فکر کردن به وضعیتم گریهام میگیرد. از این که ما به زودی از دوست داشتن هم دست میکشیم. چرا که میان ما دیوارهای بلندی است. زبان پر از سوتفاهم است. من نمیدانم کلماتم وقتی از سرم بیرون میآید تا به او برسد چه شکلی شده است. معنای کلمات پیچیده و بسیار پراهمیت شدهاند. یک فعل ممکن است در ترجمه معنایش متضاد خودش بشود. شعر سعدی را برایش ترجمه کردم، سعدی گفته بود هر جا که روم سوی تو میآیم باز... در ترجمه شد هر جا بروی من هم میآیم پیش تو. بین این دو معنا زمین تا آسمان فاصله است. آن چیزی که سعدی گفته از زبان آدمی است که خودش اهل رفتن است، اهل سفر و خطر و دور و نزدیک شدن. ترجمهی ناقص گوگل ترنسلیت از زبان آدمی است که مثل بند کفش به کسی وصل است، دنبالهروست و آویخته.
نمیدانم چرا همیشه باید به مردهای ناممکن دل ببندم. حالا هم که این همه کوه و کمر میان ما افتاده. این جمله را گفتم که میدانم به زودی از دوست داشتن از راه دور همدیگر دست میکشیم؟
فعلا میان یک داستان قشنگ هستم. داستان کوتاه زیبا.
- جستن میان عشق -
2 057
امیدوارم توی زندگیتون کسی و پیدا کنید که توی هر دو موردش به یک نفر برگردید :)
مثلا:
در شادیام، در غم، مرا یک سایه همراه است
یک کوچه، یک چراغ، که هر دو راهم، آنجاست.
2 057
زندگی سخت است و مردم ترسناکاند؛ و من هیچ راهی برای فرار نمیشناسم، جز راهی که مرا به سوی قلب تو ببرد.
2 057
Repost from ندانستم
خوشی، تو را به سوی محبوب میکشاند( یعنی وقتی خوشحالی میری پیش کسی که دوستش داری) و غم، تو را سوی عاشق میخواند.( ولی وقتی غمگینی میری پیش کسی که دوستت داره.) _منسوب به مولانا
2 057
Repost from Meadow of Poppies | کتابخونه کلاسیک
𝘏𝘰𝘸 𝘵𝘰 𝘴𝘵𝘢𝘳𝘵 𝘳𝘦𝘢𝘥𝘪𝘯𝘨 𝘤𝘭𝘢𝘴𝘴𝘪𝘤 𝘣𝘰𝘰𝘬𝘴?.✦ ݁˖
꒷꒦︶꒷꒦︶ ๋ ࣭ ⭑꒷꒦꒷꒦︶꒷꒦︶ ๋ ࣭ ⭑꒷꒦
چطور شروع به خوندن کتابای کلاسیک کنیم؟🥮
2 057
همهجا تو را میخواهم، تمامت را، تمامِ تمامت را، تو را برای همیشه میخواهم. بله، همیشه، و نه که بگویند اگر.. یا شاید.. یا به شرط اینکه.. تو را میخواهم و میدانم که این نیاز است و من تمام قلبم را، تمام روحم را، تمام خواست و ارادهام را و حتی اگر لازم شود تمام بیرحمیام را در راه داشتنت خواهم گذاشت.
- خطاب به عشق؛ نامه کامو به ماریا.
2 057
تو نمیدونی ولی باد لای موهات منم. اون شب که درد داری، گرمی کیسه آبگرم روی دلت منم. اون روز که تو خیابون یه گربه میذاره نازش کنی، درختی که تماشات میکنه منم. اون آهنگی که میشنوی و سرخوشت میکنه، ریتمش منم. تو ساحل که راه میری، اون گوشماهی کوچیک شکسته که پیدا میکنی و بعد میندازیش تو دریا و بهش میگی سفر بخیر منم. نور مهتاب که از پنجره میفته روی تختت و دلت رو گرم میکنه منم. آفتاب پاییز که یه گوشهی پبادهرو گرمت میکنه منم. من که خودم سردم. خودم گم شدم. خودم خیلی وقته از خودم رفتم.
خواب دیدم تو بچگیت برف اومده، برف آدمبرفیت منم. من که آب شدم و باهار بعد دیگه یادت نبود چقدر شال تو دور گردنم خوشحالم میکرد. اون خودکار قشنگت که گم شد منم. نوک مداد نوکیت که افتاد کف کلاس و شکست منم. غصه نخوردی، یه بسته دیگه نوک مدادنوکی داشتی. اونروز که یکی نوبتشو تو صف داد بهت، اون خوشحالی تو دلت رو که به باد گفتی، باد منم. من که خیلی وقته فهمیدم باید دورت بگردم اما از دور.
یه اسب داره تو پیشونیم سم میکوبه. یالش تویی، صداش تویی، وقتی که میدوئه تو باد قشنگی تنش تویی. تو درد قشنگ منی. اسب پیشونی میگرنی من. گذشتهی خیلی غریب، آیندهی خیلی ناممکن. من نمیدونم ولی این قرصی که داره اثر میکنه تویی. این دردی که داره کم میشه تویی. همهچی تویی، تو که خودت نیستی. کاشکی یه شعر بودم فقط واسه تو، ولی یه متنم که به کار هیشکی نمیاد.
همین.
2 057
تو اگه رنگ بودی میشدی آبی آسمونی
تو اگه میوه بودی میشدی توت فرنگی
تو اگه حیوون بودی میشدی پیشی
تو اگه خوراکی بودی میشدی شیرکاکائو
تو اگه خواننده بودی میشدی گروه وانتونز
تو اگه غذا بودی میشدی پیتزا
تو اگه فصل بودی میشدی بهار
تو اگه کشور بودی میشدی فرانسه
تو اگه شیرینی بودی میشدی کیک شکلاتی
تو اگه گل بودی میشدی رز
تو اگه بو بودی میشدی عطر گل شببو
تو اگه آهنگ بودی میشدی بی کلام
تو اگه توصیف زیبایی بودی میشدی ماه
تو اگه نیاز بودی میشدی بغل
تو اگه صدا بودی میشدی لالایی کودکانه
تو اگه حس بودی میشدی حس اولین بوسه...
