ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

خونه‌ی روشن.

خونه‌ی روشن.

قناة بسيطة

من بنده‌ی خانه‌های روشنم. آخرین نامه‌ی غزاله علیزاده. . به یاد غزاله‌ی عزیزم؛ من چراغ این خونه رو روشن نگه داشتم.

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
2 062
المشتركون
+5124 ساعات
+747 أيام
+23930 أيام
أرشيف المشاركات
با مردی در استانبول آشنا شده‌ام. تقصیر من نبود. شب بود و هوا سرد بود و کادیکوی بارانی بود. کافه‌ها نیمه تاریک بودند و اثر الکل مغزم را داغ می‌کرد. تقصیر من نبود که مرد صدای تیزی داشت، وقتی می‌خندید مثل پسربچه‌ها می‌شد و وقتی نگاه می‌کرد مثل عاشق‌ها بود و وقتی می‌گفت بهتر است به هم وابسته نشویم انگار خیلی زندگی کرده بود. شاید مرد راست می‌گفت که ما باید در یک دنیای دیگر هم‌دیگر را می‌دیدیم. یک دنیایی که در آن دروغ نباشد. شاید ما داشتیم به هم دروغ می‌گفتیم، آن طور که او عقب عقب راه می‌رفت، یک جور رفتن که انگار آمدن باشد. شاید او داشت دروغ می‌گفت. در آن کت سیاه و شلوار کتان سیاه داشت دروغ‌های قشنگ دلنشین می‌گفت. من از مرد خوشم آمد. تقصیر من نبود. آخر مگر آدم چه قدر تحمل دارد، آخر چه طور می‌شود مست باشی و در استانبول باران ببارد و مردی دروغ‌های قشنگ برایت بگوید و تو دل نبازی؟ تقصیر من نبود. تقصیر استانبول بود که خیلی قشنگ است، خیلی قشنگ می‌خندد، خیلی قشنگ غمگین می‌شود، خیلی قشنگ حرف می‌زند و آسمانش حتا در شب‌های ابری درخشان و زلال است. حالا از فکر کردن به وضعیتم گریه‌ام می‌گیرد. از این که ما به زودی از دوست داشتن هم دست می‌کشیم. چرا که میان ما دیوارهای بلندی است. زبان پر از سوتفاهم است. من نمی‌دانم کلماتم وقتی از سرم بیرون می‌آید تا به او برسد چه شکلی شده است. معنای کلمات پیچیده و بسیار پراهمیت شده‌اند. یک فعل ممکن است در ترجمه معنایش متضاد خودش بشود. شعر سعدی را برایش ترجمه کردم، سعدی گفته بود هر جا که روم سوی تو می‌آیم باز... در ترجمه شد هر جا بروی من هم می‌آیم پیش تو. بین این دو معنا زمین تا آسمان فاصله است. آن چیزی که سعدی گفته از زبان آدمی است که خودش اهل رفتن است، اهل سفر و خطر و دور و نزدیک شدن. ترجمه‌ی ناقص گوگل ترنسلیت از زبان آدمی است که مثل بند کفش به کسی وصل است، دنباله‌روست و آویخته.  نمی‌دانم چرا همیشه باید به مردهای ناممکن دل ببندم. حالا هم که این همه کوه و کمر میان ما افتاده. این جمله را گفتم که می‌دانم به زودی از دوست داشتن از راه دور همدیگر دست می‌کشیم؟ فعلا میان یک داستان قشنگ هستم. داستان کوتاه زیبا. - جستن میان عشق -

امیدوارم توی زندگیتون کسی و پیدا کنید که توی هر دو موردش به یک نفر برگردید :) مثلا: در شادی‌ام، در غم، مرا یک سایه همراه است یک کوچه، یک چراغ، که هر دو راهم، آنجاست.

زندگی سخت است و مردم ترسناک‌اند؛ و من هیچ راهی برای فرار نمی‌شناسم، جز راهی که مرا به سوی قلب تو ببرد.

Repost from ندانستم
خوشی، تو را به سوی محبوب می‌کشاند( یعنی وقتی خوشحالی میری پیش کسی که دوستش داری) و غم، تو را سوی عاشق می‌‌خواند.( ولی وقتی غمگینی میری پیش کسی که دوستت داره.) _منسوب به مولانا

یک دقیقه و نه ثانیه‌ی معجزه‌گر.

یک دقیقه و نه ثانیه‌ی معجزه‌گر.

𝘏𝘰𝘸 𝘵𝘰 𝘴𝘵𝘢𝘳𝘵 𝘳𝘦𝘢𝘥𝘪𝘯𝘨 𝘤𝘭𝘢𝘴𝘴𝘪𝘤 𝘣𝘰𝘰𝘬𝘴?.✦ ݁˖ ‍ ꒷꒦︶꒷꒦︶ ๋ ࣭ ⭑꒷꒦꒷꒦︶꒷꒦︶ ๋ ࣭ ⭑꒷꒦ چطور شروع به خوندن کتابا
𝘏𝘰𝘸 𝘵𝘰 𝘴𝘵𝘢𝘳𝘵 𝘳𝘦𝘢𝘥𝘪𝘯𝘨 𝘤𝘭𝘢𝘴𝘴𝘪𝘤 𝘣𝘰𝘰𝘬𝘴?.✦ ݁˖ ‍ ꒷꒦︶꒷꒦︶ ๋ ࣭ ⭑꒷꒦꒷꒦︶꒷꒦︶ ๋ ࣭ ⭑꒷꒦ چطور شروع به خوندن کتابای کلاسیک کنیم؟🥮

همه‌جا تو را می‌خواهم، تمامت را، تمامِ تمامت را، تو را برای همیشه می‌خواهم. بله، همیشه، و نه که بگویند اگر.. یا شاید.. یا به شرط اینکه.. تو را می‌خواهم و می‌دانم که این نیاز است و من تمام قلبم را، تمام روحم را، تمام خواست و اراده‌ام را و حتی اگر لازم شود تمام بی‌رحمی‌ام را در راه داشتنت خواهم گذاشت. - خطاب به عشق؛ نامه کامو به ماریا.

صبح‌ها، بیشتر از نور، تو را می‌خواهم!
+1
صبح‌ها، بیشتر از نور، تو را می‌خواهم!

صبح‌ها بیشتر از نور، تو را می‌خواهم!
+1
صبح‌ها بیشتر از نور، تو را می‌خواهم!

خیالِ آمدنت..mp38.25 MB

‏آخرین انسانِ روی زمین، در اتاقی تنها نشسته بود. صدای در زدن آمد.

photo content

photo content

تو نمی‌دونی ولی باد لای موهات منم. اون شب که درد داری، گرمی کیسه آب‌گرم روی دلت منم. اون روز که تو خیابون یه گربه میذاره نازش کنی، درختی که تماشات می‌کنه منم. اون آهنگی که میشنوی و سرخوشت می‌کنه، ریتمش منم. تو ساحل که راه میری، اون گوش‌ماهی کوچیک شکسته که پیدا می‌کنی و بعد میندازیش تو دریا و بهش میگی سفر بخیر منم. نور مهتاب که از پنجره میفته روی تختت و دلت رو گرم می‌کنه منم. آفتاب پاییز که یه گوشه‌ی پباده‌رو گرمت می‌کنه منم. من که خودم سردم. خودم گم شدم. خودم خیلی وقته از خودم رفتم. خواب دیدم تو بچگیت برف اومده، برف آدم‌برفیت منم. من که آب شدم و باهار بعد دیگه یادت نبود چقدر شال تو دور گردنم خوشحالم می‌کرد. اون خودکار قشنگت که گم شد منم. نوک مداد نوکیت که افتاد کف کلاس و شکست منم. غصه نخوردی، یه بسته دیگه نوک مدادنوکی داشتی. اون‌روز که یکی نوبتشو تو صف داد بهت، اون خوشحالی تو دلت رو که به باد گفتی، باد منم. من که خیلی وقته فهمیدم باید دورت بگردم اما از دور. یه اسب داره تو پیشونیم سم می‌کوبه. یالش تویی، صداش تویی، وقتی که می‌دوئه تو باد قشنگی تنش تویی. تو درد قشنگ منی. اسب پیشونی میگرنی من. گذشته‌ی خیلی غریب، آینده‌ی خیلی ناممکن. من نمی‌دونم ولی این قرصی که داره اثر می‌کنه تویی. این دردی که داره کم میشه تویی. همه‌چی تویی، تو که خودت نیستی. کاشکی یه شعر بودم فقط واسه تو، ولی یه متنم که به کار هیشکی نمیاد. همین.

دوست داشتن؛ چه واژه‌ی طویلی. رنگ آبیِ دریایی ژرف. کِی خواهی آمد؟

آی عشق. آی عشق. چهره‌یِ آبی‌ات پیدا نیست.

تو اگه رنگ بودی می‌شدی آبی آسمونی تو اگه میوه بودی می‌شدی توت فرنگی تو اگه حیوون بودی می‌شدی پیشی تو اگه خوراکی بودی می‌شدی شیرکاکائو تو اگه خواننده بودی می‌شدی گروه وانتونز تو اگه غذا بودی می‌شدی پیتزا تو اگه فصل بودی می‌شدی بهار تو اگه کشور بودی می‌شدی فرانسه تو اگه شیرینی بودی می‌شدی کیک شکلاتی تو اگه گل بودی می‌شدی رز تو اگه بو بودی می‌شدی عطر گل شب‌بو تو اگه آهنگ بودی می‌شدی بی کلام تو اگه توصیف زیبایی بودی می‌شدی ماه تو اگه نیاز بودی می‌شدی بغل تو اگه صدا بودی می‌شدی لالایی کودکانه تو اگه حس بودی می‌شدی حس اولین بوسه...

6_144461538750527238.mp35.99 MB