رواندرمانگرِ «آینده»
Kanalga Telegram’da o‘tish
دانشجوی مشاوره هستم. مینویسم، عکس و فیلم ثبت میکنم؛ درواقع دارم یک کاری میکنم، زندگی رو واقعا زندگی کنم؛)) تو دوستِ خوبِ منی اگر که کپی نکنی. t.me/RedChtBot?start=1282148986
Ko'proq ko'rsatish708
Obunachilar
-224 soatlar
+207 kun
+2730 kun
Postlar arxiv
عزیزم، میخوام بهت یادآوری کنم که ارزش تو با نتایج اعمالت واقعا تعیین نمیشه؛ تو تلاش تو بکن، برو تو کارش، نتیجه هر چی شد خودتو بغل بگیر و قدر خودتو بدون.
خدا فرصت زندگی کردن رو به همهمون هدیه داده؛ پس میخوام که زندگی رو با تمام جزئیاتش، با غم و شادیش، لحظه به لحظه شو واقعا زندگی کنم.
میخوام آدمایی اطرافم باشند که قلبم باهاشون میخنده، سعی کنم کارایی رو کنم که دوست دارم، میخوام بهش نشون بدم که چقدر هدیهش برام ارزشمنده.
پشت خیلی از تجربههای زندگیم، تغییر بود؛ تغییر افکار، باور.
تغییراتی که گاهی خودمو شگفتزده میکنه.
Repost from من چراغها را روشن میکنم.
انقدر نگین اگه بخواد، میتونه. من خودم بعضی وقتا واقعا خواستم، اما افسرده بودم، مضطرب بودم، فلج بودم، نتونستم.
آقایونی که تو محل کار و هر جایی بیرون از خونه، حلقه دستشونه، برام خیلی محترمن.
+3
من امروز متوجه شدم که وقتی صبحت با یوگا شروع بشه، پر از شوقی، دوست داری پرواز کنی.
[۱۱ آبان ۴۰۵]
خداجونم، اونقدری بهم پول بده که بتونم هنرِ دست آدمای هنرمند رو بخرم و نشون بدم بهشون که چقدر کارشون ارزشمنده:))
از آدمایی که تویِ این وضعیت سعی میکنند همچنان با کلامشون و با نگاهشون بهت عشق و محبت بدن، خیلی خوشم میاد؛ اینا واقعا قلبشونو خدا بوسیده.
یک وقتایی ذهنم میاد شروع کنه به مقایسه کردن، به آزار دادن خودم، قلبم میگه هیس، رئیس منم اینجا.
