𝑃𝑖𝑒𝑐𝑒𝑠 𝑜𝑓 𝑀𝑒
Kanalga Telegram’da o‘tish
Pieces of Me ـ خاطراتی نصفهنیمه، اما واقعی. @RoN4kbot کجا چایی گذاشته بودم☕️🍩 @dearremains آرشیو
Ko'proq ko'rsatishEron128 550Toif belgilanmagan
427
Obunachilar
-124 soatlar
+107 kun
+9330 kun
Postlar arxiv
426
شهریور روبه اتمام است،
اما من هنوز
در روزی ماندهام
که همه چیز برای آخرین بار
زیبا بود.
426
شهریور روبه اتمام است،
اما من هنوز در روزی ماندهام
که همه چیز برای آخرین بار زیبا بود.
426
Repost from N/a
این پیام رو فور کنید تا یه نامه از طرف خودِ آیندتون براتون بنویسم!
جوین باشین قشنگتره
426
به نظرم خیلیا فقط به خاطر یه نفر زندهن.
یعنی وقتی غم دنیا میریزه تو دلشون
و دنبال دلیل واسه زندگی میگردن
ته دلشون میگن «هنوز فلانی هستا».
محمود درویش این موضوع رو قشنگ گفته:
«هربار که نگاهت میکنم جملهای آشنا به ذهنم
می رسد؛ در این سرزمین هنوز چیزی هست
که ارزش زندگی کردن دارد.»
426
ابراز علاقه غیر مستقیم؟! نه جونم تایپ من اونیه که بیاد زل بزنه تو چشمام بگه "حاج خانم رخصت بده فدات شم"
426
ابراز علاقه غیر مستقیم؟!
نه جونم
تایپ من اونیه که بیاد زل بزنه تو چشمام بگه
"حاج خانم رخصت بده فدات شم"
426
Repost from N/a
اینها خیال میکنند من دیوانه شدهام.
اما من دیوانه نیستم، فقط زیادی فکر میکنم و دلم خیلی خیلی تنگ شدهاست.
426
Repost from N/a
تمامِ من، قالیبافیِ محل، به من نشان داد چطور یک نخ رنگی متفاوت، وسط طرح اصلی قالی میگذارد؛ میگفت هر قالی باید یک نایکنواختی داشته باشد، وگرنه بیروح میشود. زندگی من هم همینطور بود، یکدست و قابلپیشبینی، تا اینکه تو، مثل همان نخ رنگی، وسط طرحش نشستی. حالا دیگر بیروح نیست.
