uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

𝑃𝑖𝑒𝑐𝑒𝑠 𝑜𝑓 𝑀𝑒

𝑃𝑖𝑒𝑐𝑒𝑠 𝑜𝑓 𝑀𝑒

Відкрити в Telegram

Pieces of Me ـ خاطراتی نصفه‌نیمه، اما واقعی. @RoN4kbot کجا چایی گذاشته بودم☕️🍩

Показати більше
Іран181 547Категорія не вказана
471
Підписники
-124 години
-107 днів
+2830 днів
Архів дописів
من نمی‌گم دوست دارم ولی؛ اولین لیوان چای رو برای تو می‌ریزم.

من نمی‌گم دوست دارم ولی اولین لیوان چای رو برای تو می‌ریزم.

من نمی‌گم دوست دارم ولی اولین لیوان چای رو برای تو می‌ریزم.

من نمی‌گم دوستت دارم ولی وقتی داری گند می‌زنی به زندگیت، با پشت دست می‌خوابونم تو دهنت به خودت بیای.

وقت‌هایی که یه آهنگ به آهنگ‌های پلی‌لیستِ موردعلاقه‌م اضافه می‌شه، احساس می‌کنم وجودم بیشتر به تار و پودِ ذوق‌های زندگی گره می‌خوره..:)

وقت‌هایی که یه آهنگ به آهنگ‌های پلی‌لیستِ موردعلاقه‌م اضافه می‌شه، احساس می‌کنم وجودم بیشتر به تار و پودِ ذوق‌های زندگی گره می‌خوره...:)

وقت‌هایی که یه آهنگ‌ به آهنگ‌های پلی لیستم مورد علاقم اضافه میشه احساس میکنم‌ وجودم بیشتر به تار و پود ذوق‌های زندگی گره می‌خورا

بدنم به خواب نیاز داره فکرم درگیر پوله، روحم به خدا نیاز داره و قلبم سخت مشتاق عشق..

بدنم به خواب نیاز داره فکرم درگیر پوله، روحم به خدا نیاز داره و قلبم سخت مشتاق عشق..

KHALI Saaren x ONEDAM.m4a3.20 MB

فور کن یه تک خطی ازت فور کنم.

Repost from N/a
من اهلِ شلوغی نیستم؛ با من از جنگل، هوای اَبری، و چای کنار آتیش حرف بزن.

کاش می‌شد به روزهایی برگردم که برای اولین بار Stranger Things رو تماشا می‌کردم؛ نه صرفاً برای دوباره دیدنش، بلکه برای دوباره زیستنِ حال‌وهوای اون دوران، برای لمس دوباره‌ی احساسات و آرامشی که در تک‌تک لحظه‌های اون روزها جریان داشت و حال‌وهوایی که هیچ‌چیز دیگه‌ای برام تکرارش نمی‌کنه.

کاش می‌شد به روزهایی برگردم که برای اولین بار Stranger Things رو تماشا می‌کردم؛ نه صرفاً برای دوباره دیدنش، بلکه برای دوباره زیستنِ حال‌وهوای اون دوران، برای لمس دوباره‌ی احساسات و آرامشی که در تک‌تک لحظه‌های اون روزها جریان داشت و حال‌وهوایی که هیچ‌چیز دیگه‌ای برام تکرارش نمی‌کنه.

کاش می‌شد به روزهایی برگردم که برای اولین بار Stranger Things رو تماشا می‌کردم؛ نه صرفاً برای دوباره دیدنش، بلکه برای دوباره زیستنِ حال‌وهوای اون دوران، برای لمس دوباره‌ی احساسات و آرامشی که در تک‌تک لحظه‌های اون روزها جریان داشت و حال‌وهوایی که هیچ‌چیز دیگه‌ای برام تکرارش نمی‌کنه.

کاش می‌شد به روزهایی برگردم که برای اولین بار
Stranger Things
رو تماشا می‌کردم؛ نه صرفاً برای دوباره دیدنش، بلکه برای دوباره زیستنِ حال‌وهوای اون دوران، برای لمس دوباره‌ی احساسات و آرامشی که در تک‌تک لحظه‌های اون روزها جریان داشت و حال‌وهوایی که هیچ‌چیز دیگه‌ای برام تکرارش نمی‌کنه.

کاش می‌شد به روزهایی برگردم که برای اولین بار
Stranger Things رو تماشا می‌کردم؛ نه صرفاً برای دوباره دیدنش، بلکه برای دوباره زیستنِ حال‌وهوای اون دوران، برای لمس دوباره‌ی احساسات و آرامشی که در تک‌تک لحظه‌های اون روزها جریان داشت و حال‌وهوایی که هیچ‌چیز دیگه‌ای برام تکرارش نمی‌کنه.

کاش می‌تونستم برگردم به روزایی که برای اولین بار استرنجر تینگز رو می‌دیدم؛ نه فقط برای تماشای دوباره‌ش، بلکه برای تجربه‌ی دوباره‌ی تمام حس‌وحال اون روزا و برگشتن به آدمی که اون موقع بودم.»

دلم برا كسايى ميسوزه كه وقتى خيلى پر انرژی ميشم بايد منو تحمل كنن؛)