𝙫𝙖𝙧𝙞𝙖𝙗𝙡𝙚
Kanalga Telegram’da o‘tish
عرضی نیست, اشاراتیست ناخوانا . http://t.me/HidenChat_Bot?start=6339280597 💌
Ko'proq ko'rsatish290
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-47 kun
-930 kun
Postlar arxiv
290
+2
و اینبار
در سالروز 20سالگیام هیچچیز شبیه به تصوراتم نیست.
میبینم و با تمام وجود حس میکنم که تنها اندکی پختگی، اندکی بلوغ فکری و کمی هم از حرفهای گنده و تلاشهای بزرگسالانه از دورهی جوانی نثار روحم شده...
آینده در گنگترین و بلاتکلیفترین حالت ممکن است و"من" به طرز عجیبی آرام و مضطربم.
سرآخر در سرزمینم جنگ هم بیداد کرد و خبر از صلح نشد، مصممتر شدهام، باید دل را به دریا زد و کند و رفت.
برای همیشه رفت!
نوزده سالگی سال عجیب و پر از شکستگی بود، حتی از هیجده سالگی بیشتر برام پرچالش بود، انگاری هرچی برم جلوتر این شکستگیها و راهها برام سختتر و جدی تر میشه، ولی ته وجودم نمیتونه بپذیره به سن بیست سالگی رسیدم
اما در اخر قبولش میکنم ،تنها آرزویی که دارم اینه که شور و شوقی که قبلا داشتم دوباره بهم برگرده..
1,February,2025
290
نمیدونم متوجه شدید یا نه ولی از یک جایی به بعد همچی یک جوری شده، منظورم رو میگیرید؟ انگاری همچی از اون چیزی که باید باشه دور شده. روزها، فصلها، آدمها، مزه غذاها، حتی زمان.
290
گاهی اوقات فقط لازمه به رفتار خودت نگاه کنی، تا همه چیز رو بفهمی و همیشه بقیه رو مقصر ندونی و خفه بشی.
290
باز خوبه شما آدمای فصل ۱ زندگیتون رو توی فصل ۸ میبینید ما توی شهرهای کوچیک آدم های فصل یک رو تا فصل ۱۰ تحمل میکنیم.
290
اصلا آمادگی زیاد شدن سنم رو ندارم. دارم به سن آدمهایی که همیشه "آدم بزرگتر" خطابشون میکردم نزدیک میشم. دارم خودم اون آدم بزرگه میشم و چقدر بزرگ شدن بوی خستگی میده.
