𝙫𝙖𝙧𝙞𝙖𝙗𝙡𝙚
Ir al canal en Telegram
572
Suscriptores
-624 horas
-27 días
+3630 días
Archivo de publicaciones
572
به نام آنان که رفتند تا ایران بماند
چهل روزه که رفتین،چهل روزه که نیستین،اما هنوز کوچه خیابونای شهر بوی خون شما رو از یاد نبرده.این چهل روز هممون مردیم فقط بعضیامون دیگه نفس نکشیدن. از این به بعد هروقت حرف از شرف میشه ذهنمون اسم و چهرهی شمارو یادش میاد. شما تمام اون حرفایی بودین که گفته نشد.شماها تمام اون رویاهایی بودین که تو گلوله گمشدن.
آسوده بخوابید؛بذر آزادی که شما کاشتید رو ما به ثمر میرسونیم و هر روز بهش آب میدیم.
یه روزی میاد که روی مزار قاتلای زنان و مردان این سرزمین می رقصیم.
تا اون روز استوار و پایدار می مونیم و راهتون رو ادامه میدیم.یادتان گرامی و راهتان پر رهرو.
572
Repost from 🍀 پرامپت و هوش مصنوعی 🍀
🆘 دیروز دادگاه سه معترض اعتراضات دی ماه برگزار شد و با توجه به اتهام های وارده، این عزیزان در معرض حکم اعدام قرار دارند:
#احسان_حسینیپور
#متین_احمدی
#عرفان_امیری
صداشون باشیم!
572
جزیره اپستین واقعا اصلا برام ترسناک نیست وقتی خودم توی کشوری زندگی میکنم که از صدتا جزیره بدتره.من مغز بیرون ریخته شده از جمجمه دیدم، تیکههای ریخته شده از مغز دیدم، سر ترکیده دیدم، زنده سوزی ادمهای معمولی کشورم رو دیدم، سر بریدن ادمهارو دیدم، بدنهای بدون سر و سرهای بدون بدن، گورهای دست جمعی، نوزاده به تیربار بسته شده دیدم، کشته شدن بچه دوساله با گلوله جنگی دیدم، تجاوز و شکنجههای وحشتناک دیدم و شنیدم، جهنم کهریزک رو دیدم، قمه کشی روی سر دختر بی دفاع دیدم، صحنه مرگ ندا اقا سلطان رو دیدم، کامیون به کامیون روی هم روی هم جنازه جوون دیدم، مادری دیدم که میگه بچم رو توی گور دست جمعی انداختن، گرفتن پولهای هنگف بخاطر گلولهایی که بچشون رو گرفته دیدم، اعدامهای شبانه و دست جمعی دیدم، رقصیدن ماموری که وقتی بچه مردم رو کشت دیدم، اسم گذاشتن جاویدنام ها به سوسیس و مسخره کردنشون از طرف این حرومزادهها دیدم، من کشته شدن دختری رو دیدم که فقط موهاش بیرون بود، کشتن بچهایی رو دیدم که مادرش تا صبح برای اینکه جنازش بو نگیره یخ گذاشته بود روی بدنش، صدای پدری رو شنیدم که انقدری جنازه روی زمین بود داشت اسم بچهی فوت شدش رو صدا میکرد، ادمی دیدم که برای اینکه بهش تیر خلاص نزنن سه روز بدون حرکت بدون اب و غذا و حتی تنفس سخت خودشو قایم کرده بود لای جنازهها، خانوادهایی رو دیدم که از سال هفتاد و هشت دنبال پسر گمشدشون میگردن، جنازههایی دیدم توی سد خشک شده که اب اشامیدنی مردم ازشون استخراج میشه، لب تشنه مردی رو دیدم که در اخرین روز زندگیش درخواست اب کرد ولی اب رو گذاشتن جلوش و دست و پاهاش رو بستن و رو به روی همون لیوان اب پر جوون داد، تیکه تیکه اعضای بدن دیدم، دراوردن اعضای بدن جنازهها و فروختنشون به خارج از کشور دیدم، دادن جنازه زنها و دخترها یا حتی زندشون رو به عنوان قنامت جنگی به نیروی خارجی دیدم، دراوردن رحم دخترا و خانومها بخاطر اینکه جنایتشون علنی نشه دیدم، هزاران هزاران جنایت و درد و به چشم دیدم و میبینم، نیازی به مدارک و هندی بازی ندارم.
572
چقدر همیشه میگفتیم اگه میلیونی بریزیم هیچی نمیشه... همه باورمون این بود اگه همه باهم باشیم نمیکشنمون ولی ثابت کردن رذلتر و کثافتتر و حرومزادهتر از این حرفان و هزاران نفر ازمون رو کشتن.
