uz
Feedback
دایرهِ گس

دایرهِ گس

Kanalga Telegram’da o‘tish

- خلوت‌گزیده. چنل پادکستمون: https://t.me/Radiohodadvashoraka خبر خاصی نیست؛ تماشاگر فرهنگم‌ و می‌نویسم. http://t.me/HidenChat_Bot?start=6370435708

Ko'proq ko'rsatish
557
Obunachilar
-124 soatlar
+147 kunlar
+2230 kunlar
Postlar arxiv
امشب دنیا از هر سو روی سرم آوار شد.

چنان زلال شود آن کسی که تو را یک بار فقط یک بار نگاه کند که هیچ‌گاه کسی جز تو را نبیند از پس آن حتی اگر هزار بار هزاران هزار چهره را نگاه کند. یتیمِ زیبایی خواهد بود این جهان اگر آدم‌هایش بدون رؤیتِ تو چشم گشوده باشند. چگونه جهان به غربتِ ابدی دوباره عادت خواهد کرد اگر تو را نبیند…
- رضا براهنی.

این پیام رو فور کنید.

خدا رو شکر فردا دینی ندارم.

یکروزی انجمن دوستداران کتاب و نهنگ‌هارو تشکیل میدم. انجمن نهنگ‌ها، البته به این‌ها باید تشکل حمایت‌ از لاماها رو هم اضافه کنم.

نشین با من، با من منشین تو چه دانی که چه افسونگر و بی پا و سرم؟ تو چه دانی که پس هر نگه ساده ی من چه جنونی، چه نیازی، چه غمی ست؟ یا نگاه تو، که پر عصمت و ناز بر من افتد، چه عذاب و ستمی ست؟ دردم این نیست ولی دردم این است که من بی تو دگر از جهان دورم و بی خویشتنم. - مهدی اخوان‌ثالث.

اگر نویسنده یا شاعر هستین، این پیام رو فور کنین تا زیباترین نوشته‌تون رو فور کنم و در پایان یه فولدر از نویسنده‌ها بسازم.✨

کسی از نامه‌های من به افشار چیزی یادش مونده؟ خیلی دلم میخواد باز بنویسم. انگار قلمم خورده شده، جایی گیر کرده. گزیده شده.

شش ماه شد. از آن شبی که زنده‌ ماندنم محبتی بود یا دِقی؟ -‌ برای دِی‌ماه.

اگر ابتذال نباشه، از آلبوم جدید ناجی خوشم اومده.

شاعر این شعر عزت ابراهیم‌نژاد، تنها دانشجویی که جان‌باختنش در جریان حمله به کوی دانشگاه تهران در ۱۸ تیر ۱۳۷۸ به رسمیت شناخته شد. بخشی از شعر او: «ما را به خاطر بیاور! ما را که تازه جوانانی بیست و دو ساله بودیم. شور عشق درسینه داشتیم و پیش از آن که عاشق شویم سینه بر خاک سوده مُردیم.»

- امشبم حذف شد.°~°

ء عاری از صبرم و طاقت نفسم بند آمد زیر اندوه فراقت نفسم بند آمد ایستادی لبه ی زندگی‌ام، از این روست هر کسی رفت سراغت نفسم بند آمد مو زدی شانه و ناخواسته عطری برخاست مثل گل‌های اتاقت نفسم بند آمد موقع گفتن این شعر کمی ترسیدم خوش نیاید به مذاقت، نفســـــ....
- کاظم بهمنی.

Repost from مِی‌زاده
تنها چپِ خوبی که می‌شناسم، پایِ چپِ مسی‌ست. خاویر میلی رئیس‌جمهور آرژانتین

چیزی تا مرگ فوتبال باقی نمونده بود. آرژانتین‌ کامبک زد. هنوز زنده‌ست مستطیل سبز، هنوز ساق پای چپ مرد آرژانتینی معجزه میکنه.

«ما شیفته‌های فوتبال خیلی چیزها را فدای فوتبال کرده‌ایم. ما شیفته‌های فوتبال برخلاف آن‌چه به‌نظر می‌رسد آن‌قدرها هم مهربان نیستیم. اعتراف می‌کنم بارها و بارها تماشای فوتبال را به هم‌صحبتی با دختر دلبندم ترجیح دادم. آن هم برای تماشای بازی‌هایی که ملال‌آور بودند و پرت.»
- روزی روزگاری فوتبال؛ حمیدرضا صدر.

درد اینجاست شماها از فوتبال میرید ما میونیم و امثال امپابه، وینی و جوانک‌های مزلف.

با تمام اسطوره بودن، زمان بدی رو برای قهرمان‌ جهان شدن انتخاب کردن، رونالدو هم میره خونه، یکروزی توی کودکی بخاطر بازی مسی و ر
+1
با تمام اسطوره بودن، زمان بدی رو برای قهرمان‌ جهان شدن انتخاب کردن، رونالدو هم میره خونه، یکروزی توی کودکی بخاطر بازی مسی و رونالدو میومدیم خونه، حالا اسطوره‌ها هم اسیر زمان میشن، یادِ آهنگ او و دوستانش می‌افتم: زمان میگیره یکی یکی قهرماناتو. قبل از تو پرتقال برای ما واقعا میوه‌های شمالی کشورمون بود، توی پرتقال رو پرتغال کردی برای این گوشه‌ی جهان که ما هستیم. برای مایی که پرتقال‌هامون خیلی وقته خونیه، خیلی وقته خاور میانمونه دیدن یه سری چیزا دلخوشی اندکی بود. بدرود کریس، بدرود رونالدو. پرتقال‌ها توی تابستون نمیرسن، پرتغال هم هیچوقت با تو قهرمان جهان نخواهد شد.

هیچگاه فن رونالدو نبودم اما امشب خدایا یاور میوه‌های شمالی و پرتغالی‌ها باش.