uz
Feedback
𝘓’𝘈𝘯𝘰𝘮𝘢𝘭𝘪𝘦

𝘓’𝘈𝘯𝘰𝘮𝘢𝘭𝘪𝘦

Kanalga Telegram’da o‘tish

«در غیابِ تکرار؛ آنجا که هنر آغاز می‌شود.» Art | Music | Perspective ✑ V . A N O M A L Y ناشناس: https://t.me/harfmybot?start=952406874

Ko'proq ko'rsatish
678
Obunachilar
-124 soatlar
-17 kunlar
-630 kunlar

Ma'lumot yuklanmoqda...

O'xshash kanallar
Ma'lumot yo'q
Muammo bormi? Iltimos, sahifani yangilang yoki bizning qo'llab-quvvatlash boshqaruvchimizga murojaat qiling>.
Kirish va chiqish esdaliklari
---
---
---
---
---
---
Obunachilarni jalb qilish
Iyun '26
Iyun '26
+18
0 kanalda
May '26
+9
0 kanalda
Get PRO
Aprel '26
+1
0 kanalda
Get PRO
Mart '26
+1
0 kanalda
Get PRO
Fevral '26
+35
1 kanalda
Get PRO
Yanvar '26
+17
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '25
+23
2 kanalda
Get PRO
Noyabr '25
+26
1 kanalda
Get PRO
Oktabr '25
+27
2 kanalda
Get PRO
Sentabr '25
+17
1 kanalda
Get PRO
Avgust '25
+14
0 kanalda
Get PRO
Iyul '25
+19
2 kanalda
Get PRO
Iyun '25
+14
2 kanalda
Get PRO
May '25
+24
3 kanalda
Get PRO
Aprel '25
+24
2 kanalda
Get PRO
Mart '25
+16
1 kanalda
Get PRO
Fevral '25
+29
2 kanalda
Get PRO
Yanvar '25
+18
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '24
+35
2 kanalda
Get PRO
Noyabr '24
+25
1 kanalda
Get PRO
Oktabr '24
+21
1 kanalda
Get PRO
Sentabr '24
+44
11 kanalda
Get PRO
Avgust '24
+46
2 kanalda
Get PRO
Iyul '24
+50
2 kanalda
Get PRO
Iyun '24
+73
2 kanalda
Get PRO
May '24
+53
1 kanalda
Get PRO
Aprel '24
+55
0 kanalda
Get PRO
Mart '24
+41
2 kanalda
Get PRO
Fevral '24
+69
1 kanalda
Get PRO
Yanvar '24
+53
1 kanalda
Get PRO
Dekabr '23
+34
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '23
+26
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '23
+25
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '23
+26
0 kanalda
Get PRO
Avgust '23
+38
0 kanalda
Get PRO
Iyul '23
+38
0 kanalda
Get PRO
Iyun '23
+30
0 kanalda
Get PRO
May '23
+33
0 kanalda
Get PRO
Aprel '23
+39
0 kanalda
Get PRO
Mart '23
+29
0 kanalda
Get PRO
Fevral '23
+29
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '23
+52
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '22
+108
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '22
+90
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '22
+89
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '22
+92
0 kanalda
Get PRO
Avgust '22
+80
0 kanalda
Get PRO
Iyul '22
+70
0 kanalda
Get PRO
Iyun '22
+105
0 kanalda
Get PRO
May '22
+111
0 kanalda
Get PRO
Aprel '22
+67
0 kanalda
Get PRO
Mart '22
+87
0 kanalda
Get PRO
Fevral '22
+38
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '22
+59
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '21
+52
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '21
+72
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '21
+91
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '21
+280
0 kanalda
Sana
Obunachilarni jalb qilish
Esdaliklar
Kanallar
27 Iyun+1
26 Iyun0
25 Iyun0
24 Iyun0
23 Iyun+2
22 Iyun0
21 Iyun+1
20 Iyun+1
19 Iyun0
18 Iyun+1
17 Iyun0
16 Iyun+1
15 Iyun+1
14 Iyun0
13 Iyun+1
12 Iyun0
11 Iyun+1
10 Iyun+4
09 Iyun0
08 Iyun+1
07 Iyun+1
06 Iyun0
05 Iyun0
04 Iyun+1
03 Iyun0
02 Iyun0
01 Iyun+1
Kanal postlari
ATP MUSIC - Day After Day | Official 2026.mp312.46 MB

2
راستش را بخواهید؛ قلب من هم می‌شکند. اما دیگر این شکستن را حس نمی‌کنم. نه از سرِ قساوت، که از سرِ عادت. شکستن، برای من، مثلِ
راستش را بخواهید؛ قلب من هم می‌شکند. اما دیگر این شکستن را حس نمی‌کنم. نه از سرِ قساوت، که از سرِ عادت. شکستن، برای من، مثلِ تنفس شده است. دیگر نه شورِ دردی هست، نه شوقِ تعجبی. فقط یک سکوت، که جایِ تمامِ فریادها را گرفته است. و من، در این سکوت، هنوز نفس می‌کشم. و جالب اینجاست که از میانِ این همه شکستن، قدرتم نه تنها کم نشده، که در آن ریشه دوانده است. . . V . A N O M A L Y ✑ ──────────── #Lena
30
3
sticker.webp
34
4
‌ احساس مسئولیت در برابر کل دنیا فقط منحصر به ای‌دی‌ا‌چ‌دی نیست؛ اما نوعاً جزو خصوصیت‌های آن است. همه مبتلایان به ای‌دی‌اچ‌دی در قبال عالم و آدم احساس مسئولیت می‌کنند. ذهن‌های پراکنده #گبور_مته
57
5
مرگ، امضایِ من است. از طناب نمی‌هراسم؛ نه از سرِ دلیری، که از سرِ آنکه مرگ، برایِ کسانی که پیش‌تر از او به زندگی لبخند زده‌اند، تهدیدی نیست. اگر روزی گردنم را بفشارد—از جنسِ تقدیر یا از جنسِ ظلم—با گردنی افراشته، با لبخندی که پیش‌تر از آن به جهان خندیده بود، و با نگاهی که نه برایِ التماس، که برایِ «گواهی دادن» تیز شده است، پیشوازش خواهم رفت. نه چون مرگ را دوست دارم، که چون ایستادگی را به زندگی ترجیح داده‌ام. مرگ، برایِ من، یک پایان نیست؛ یک امضاست. امضایِ کسی که پیش‌تر از آن، حرفِ خودش را زده است. . . V . A N O M A L Y ✑ ──────────── #Lena
48
6
در یک جامعه‌ی بسته روز به روز دایره‌ی خوشی‌ها تنگ‌تر می‌شود عاقبت یک روز به خودت می‌آیی و می‌بینی؛ آن دایره یک طناب دار شده به دور گردنت... مـاردین
44
7
sticker.webp
46
8
Rolling Stones - Paint It Black.mp3
53
9
sticker.webp
52
10
نردبانِ بازی‌هایِ کودکانه را، برای همیشه، از دیوار برچیده‌ام. به رمزگشایی از سکوت‌ها پایان داده‌ام؛ نه به این دلیل که نمی‌توا
نردبانِ بازی‌هایِ کودکانه را، برای همیشه، از دیوار برچیده‌ام. به رمزگشایی از سکوت‌ها پایان داده‌ام؛ نه به این دلیل که نمی‌توانم، که به این دلیل که مترجمِ نیت‌هایِ پنهان نیستم. در برابرِ آنانی که غرورشان را به نامِ وقار به من عرضه می‌کنند، و صداقتشان را به نامِ تاکتیک قربانی می‌کنند، ایستاده‌ام. سنِ روحم از مرزهایِ این بازی‌ها عبور کرده است؛ جایی که دیگر کسی را به پرسش نمی‌گیرم، و به پرسش گرفته نمی‌شوم. من استادِ تحلیل و فلسفه‌ام. تارِ عنکبوتِ افکار را از دور می‌بینم، و هر پنهان‌کاری را پیش از آنکه گفته شود، می‌خوانم. ولی... حوصله‌ی به‌کار گرفتنِ این شمشیرِ تیز را برایِ کسانی ندارم که حرفشان را به عاریت می‌گویند و پشتِ لفافه پنهان می‌شوند. با تمامِ وزنی که این کلمات حمل می‌کنند، مرا دریاب؛ و اگر توانِ صراحت نداری، بدان که از کنارِ این دیوار، دیگر راهی نخواهد بود. . . V . A N O M A L Y ✑ ──────────── #Lena
55
11
sticker.webp
48
12
سکوتش قلعه بود و زخمش تاج. از دور فریاد می‌زد "بیا"، اما وقتی می‌آمدی، پشت دروازه می‌ایستاد و زمزمه می‌کرد: "دیدی؟ همیشه اول تو می‌روی..." و نمی‌دانست که خودش کلید را در جیب تنهایی‌اش پنهان کرده بود. اما من نه می‌آمدم و نه می‌رفتم. سکوتم از جنس فرار نبود، از جنس بی‌نیازی بود. و این، برای کسی که تنهایی را مثل زخم به دوش می‌کشد، تبدیل شد به گم‌کردنی بی‌پایان. او هنوز دنبال من می‌گردد، اما من گم نشده‌ام. فقط راه خودم را می‌روم. و ردّ پایم برای کسی که بلد نیست تنها باشد، عمیق‌ترین چاه دنیا شد. . . V . A N O M A L Y ✑ ──────────── #Lena
53
13
sticker.webp
48
14
Arvo Pärt – Cantus in memoriam Benjamin Britten.mp3
54
15
نُه قامتِ ایستاده در طوفانِ سُرب گلوله‌ها را شماره بود، تقویم بر مدارِ تفنگ می‌چرخید و دهانِ گشودهٔ خیابان، حریصانه تقویم را می‌بلعید، اما آنها را کسی نشمرده بود. آنها از جنسِ عدد نبودند، از جنسِ اسطوره بودند؛ نه تن، یا شاید بیشتر، قامت‌هایی برافراشته در هیأتِ مردانی که بارانیِشان بوی آتش می‌داد، اما نه آتشِ اجاق، که آتشِ «رفتن به دلِ شعله». نه مشعل‌دار، که خودِ مشعل؛ نه پناهنده، که پناهِ واپسینِ خیابان‌های وانهاده. از تبارِ «بالا رفتن از نردبانِ دود» بودند، نسلی که پلّه‌های نردبان را نه با قدم، که با «قسم» می‌پیمودند. اما شراره‌ای که آن دیماهِ خونین به پیشوازشان شتافت، در هیچ کتابِ کهنهٔ نجات ثبت نشده بود. سُرب بود. سُربِ گداخته‌ای که در شریان‌های خیابان لانه کرده بود و «امداد» را، پیش از آنکه دستانش به قابِ سوختهٔ پنجره برسد، از مهره‌های کمر شکست. شکستی که صدایش را نه در کوچه، که در استخوان‌های تاریخ شنیدیم. اکنون کلاه‌خودهای تهی، واژگون بر آسفالتِ سرد، چون کاسه‌های گدایی که روزگاری لبریز از «برمی‌گردم» بودند و اینک لبریز از هیچ. دستکش‌هایشان هنوز با دود راز می‌گویند، اما انگشتانی که روزی نبضِ شهر را در مچِ نیمه‌جانش می‌جستند، اکنون خود بی‌نبض‌اند. سردِ محض، خاموشِ محض، چون اخگری که در گورِ زمستان دفنش کرده باشند، بی‌آنکه مراسمی باشد، بی‌آنکه شیونِ مادری بر خاکسترشان ببارد. چه کسی باور می‌کرد که «فریادِ رَس» در وطنِ خویش، «فریادِ رسوا» شود؟ چه کسی تصور می‌کرد منجی، خود دستانش را به تضرّع به سوی آسمان بلند کند، و آسمان، آن طاقِ سنگیِ بی‌اعتنا، جز بارانِ سُرب برایش نبارد؟ آسمانی که ابرهایش از جنسِ باروت بودند و فرشتگانش، کر، تماشاگرِ سقوطِ قهرمانان. نه تن. یا شاید بیشمار. نه ستاره که در کهکشانِ دیماه، نه با فروغ، که با فورانِ سرخ، مدار می‌زدند. و ما ماندیم و این پرسشِ چون خنجری در گلو، چون استخوانی در نای: اگر آنان که شعله را به جان می‌خرند تا ما جان به در بریم، خود «جان نسپارند» جز به تلخیِ سُرب، آنگاه ما که ماندگانِ این حلقهٔ سوگیم، ما که وارثانِ این دایرهٔ داغیم، چه کسی را از برجِ شعله‌ور پایین خواهیم کشید؟ چه کسی زبانه‌های این جهنّمِ تازه را، که اینک هیزمش نه چوب، که گوشتِ قهرمانان است، خاموش خواهد کرد؟ . . V . A N O M A L Y ✑ ──────────── #Lena
55
16
Matn yo'q...
41
17
من هراسی از اینکه بگم برای این روایت‌ها اشک ریختم ندارم، تازه با وجود شماهایی که در کانالم حضور دارید و برام امن هم هستید همه‌چیز بهتر پیش می‌ره! من امروز به چند روایت برخوردم (می‌تونید پست مربوطه رو اینجا ببینید. لینک امنه و مخرب نیست نگران نباشید.) و یک‌دفعه دیگه نتونستم مقابل اشک‌هام و خون‌ریزی قلمم رو بگیرم.
42
18
sticker.webp
42
19
تمام.
46
20
پشت این تریبون، تنها چیزی که از تو باقی می‌مونه، امضا نیست، اسم نیست. تنها چیزی که می‌مونه، ادب تو و شرف و انسانیت توست—اگر داشته باشی. وگرنه، تریبونت هرقدر هم بزرگ، تو پشتش کوچیک می‌مونی.
49