کاتب باشی📝
Kanalga Telegram’da o‘tish
🌿کلمات را کنار هم میچینم تا معجزه ایی سازم که آن را قصه بنامی... کاتب باشی از دل می گوید امیدوارم که به دل گرانبهای شما هم بنشیند🌿 لینک اولین مطلب کانال👇 https://t.me/kateb_bashi/9 کتابفروشی کاتب باشی👇 https://t.me/katebbashi_book
Ko'proq ko'rsatish915
Obunachilar
-124 soatlar
-37 kun
-1130 kun
Postlar arxiv
915
Repost from کتابفروشی|کاتب باشی 🌳📚
🍁 پـاییـز
🍂 در راه اسـت
🍁 صـدای قدمهـایش را
🍂 میشنـوی ؟
🍁 اندکی از مهـر
🍂 پیـداسـت ،
🍁 حتـی در ایـن
🍂 دورانِ بـی مهـری
🍁 بـاز هـم
🍂 پـاییـز زیبـاسـت
915
Repost from کتابفروشی|کاتب باشی 🌳📚
#بخشی_از_یک_کتاب
چرا انسان تنها موجودی است که میخندد؟ پاسخ نیچه: چون انسان _ و تنها انسان _ چنان ژرف رنج میبرد که از اختراع خنده ناگزیر بوده است!
#نیچه
(ارادهی معطوف به قدرت)
915
Repost from کتابفروشی|کاتب باشی 🌳📚
.
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد؛
۵۰ سال پیش در چنین شبی استاد #شجریان به همراه استاد محمدرضا #لطفی و ناصر #فرهنگفر در حافظیهی شیراز، در حال اجرای اثری مهم و ماندگار بودند.
آن شب بود که شاگردان استاد برومند، کنسرت راست پنجگاه را اجرا کردند تا دستگاهی مهجور و فراموش شده، با هنرنمایی هنرمندان توانمند آن روزگار باز به گوش مردمان برسد.
#شجریان
915
Repost from کتابفروشی|کاتب باشی 🌳📚
نذر کردم گر از این غم به درآیم روزی
تا درِ میکده شادان و غزلخوان بروم
به هواداری او ذَرِّه صفت، رقصکنان
تا لبِ چشمهی خورشیدِ درخشان بروم
#حافظ
🎵رِنگ سه گاه
آهنگساز و نوازنده تار: استاد بیگجه خانی
نوازنده قاوال: استاد محمود فرنام
طراحی و اجرای رقص: شیدا دبیر
#رقص_ایرانی_کلاسیک#موسیقی_سنتی#نگارگری#معماری_ایرانی
915
Repost from کتابفروشی|کاتب باشی 🌳📚
لوسی در خاطراتش نوشته است که همسرش هر روز ساعتها در اتاقهای تاریک مینشست، خیره به دیوار گریه میکرد و گاهی از شدت ترسِ از جهنم، رفتارهای هذیانی وجنونآمیز نشان میداد
در حالی که در ملأعام باید نقش همسر شاد یک کشیش محترم را بازی میکرد.
خودم از فهمیدن این حقیقت دلم گرفت... او به شدت تشنهی خانوادهای مهربان بود، پس صمیمیترین خانوادهها را در قصه آفرید. او خودش در خانهای پر از وحشت و جنون زندگی میکرد، پس امنترین مأمن جهان، یعنی «آونلی» را ساخت.
915
Repost from کتابفروشی|کاتب باشی 🌳📚
.
بعضی آدما ثابت میکنن برای شروع دوباره، هیچ وقت دیر نیست
موافقی؟
915
Repost from کتابفروشی|کاتب باشی 🌳📚
چون خود را بدست آوردی، خوش میرو!
اگر کسی دیگر را یابی، دست به گردنِ او درآور!
و اگر نیابی، دست به گردنِ خویشتن درآور!
مقالات شمس تبریزی
915
Repost from کتابفروشی|کاتب باشی 🌳📚
این، تنها صدای بهجامونده از سهراب سپهری است؛ شاعری که بیشتر با شعرهایش شناخته میشه تا صدایش...
اگر تا امروز صدای او را نشنیدید، این چند ثانیه را از دست ندید✨🌿.
به نظرتون، شنیدن صدای یک شاعر، چقدر نگاهتون رو به شعرهاش عوض میکنه؟
915
Repost from کتابفروشی|کاتب باشی 🌳📚
قسمتی از آلبوم «در گلستانه»
آهنگساز: #هوشنگ_کامکار
آواز: #شهرام_ناظری
شعر: #سهراب_سپهری
دکلمه: #احمدرضا_احمدی
915
Repost from کتابفروشی|کاتب باشی 🌳📚
🔺 اکبر عبدی سلطان کمدی سینمای ایران، در حدود ۴ دهه، در بیش از ۸۰ فیلم سینمایی و در متنوعترین ژانرها و نقشها هنرنمایی کرده بود؛ روحش شاد
915
Repost from کتابفروشی|کاتب باشی 🌳📚
درخت باش
درختان رهروانی خاموشند. سلوکشان در سکوت رفتن است. می روند و می دوند و کسی صدای پایشان را نمی شود، بی هیاهو رسیدن رمز جوانمردی ست.
تابستان که می شود، میوه ها که می رسند، تازه باخبر می شویم که این درخت که همه ی چهار فصل پا به پای ما ایستاده بود، نایستاده بود، که او همه ی سرد و سخت زمستان را لخت و عور و بی برگ و بار دویده بود؛ و این میوه، نتیجه آن همه در نهان دویدن است.
درخت باش از راه پنهان برو، در نهان دویدن را بیاموز...
به تابستانت که رسیدی، میوه هایت خبر از راز نهانت خواهند داد...
عرفان نظرآهاری
915
Repost from کتابفروشی|کاتب باشی 🌳📚
و گفت : عشق بهره ای است از آن دریا که خلق را در آن گذر نیست ، آتشی است که جان را در او گذر نیست ، آورد بُردی است که بنده را خبر نیست در آن ، و آنچه بدین دریاها نهند باز نشود ، مگر به دو چیز : یکی اندوه و یکی نیاز.
#تذکره_الاولیاء
#ابوالحسن_خرقانی
🍃🌷🍃
915
Repost from کتابفروشی|کاتب باشی 🌳📚
🍃🍃
... دشوار است چنان عشق بورزیم که خودِ عشق باقی بماند، نه میل به معشوقبودن ( یا خواستِ اینکه ما را دوست بدارند).
دشوار است عشق را چنان نگه داریم که اگر به هیچ سرانجامی نرسید، مجبور نباشیم آن را بازیِ باخته بدانیم؛ بلکه بتوانیم بگوییم: «برای چنین چیزی آماده بودم و اینطور هم اشکالی ندارد.»
#ویتگنشتاین
915
Repost from کتابفروشی|کاتب باشی 🌳📚
یک جایی در بازی بوکس هست که آنکه دارد زیاد ضربه میخورد ناگهان خودش را میچسباند به حریف! انگار حریف را در آغوش میگیرد. شبیه یک جور یکی شدن. بهش میگویند «کلینج».☘️
بعد حریف باید تا جدا شدن تنها صبر کند و او که «کلینج» کرده فرصتی پیدا میکند کمی نفس بکشد بدون اینکه آسیبی ببیند.
بازی این روزهای ما با روزگار هم «کلینج» کردن مدام است. در آغوش کشیدن روزگار از روی خستگی با صورتی زخمی.
در آغوش کشیدن به جای جنگیدن، مثل لحظات نایاب صلح در میانهی میدان پر آتش نبرد. ☘️
در آغوش کشیدن برای نفس تازه کردن و برای توقف و سکوت…
و اینها همه فرصت کوتاهی میشود برای ادامه دادن و نباختن. برای حس کردن «زندگی» و چشیدن طعم چیزی که اغلب فراموش میکنیم چقدر گذراست.
#سیمین_کشاورز
https://t.me/katebbashi_book
915
عشق و جنگ
...و خداوند چون تنها بود نمی توانست عشق را درک کند پس انسان را آفرید و تکه ایی از روح خود را در او نهاد که به وسیله ی او عشق بورزد و عاشق شود.
روزها و سالها کذشت،همه چیز خیلی آرام و ساکن بود،برای همین انسان دیگر عاشق نشد.
خدا حوصله اش سر رفت،پس جنگ را آفرید.هر وقت صدای گلوله و موشک می آمد انسانها از ترس هم را در آغوش میگرفتند و سرشان را روی قلب هم می گذاشتند و یکدیگر را می بوسیدند و طوری عشقبازی میکردند که انگار بار آخرشان هست.
خدا بدون عشق حوصله اش سر می رود و جنگ می آفریند.
پس جاهایی که جنگ است مردمان آنحا عاشق ترند.درست مثل اینحا،اکنون،من و تو و ایران...
#تکتم_اسماعیلی
۱۴۰۵/۱۲/۱۱
