کاتب باشی📝
الذهاب إلى القناة على Telegram
🌿کلمات را کنار هم میچینم تا معجزه ایی سازم که آن را قصه بنامی... کاتب باشی از دل می گوید امیدوارم که به دل گرانبهای شما هم بنشیند🌿 لینک اولین مطلب کانال👇 https://t.me/kateb_bashi/9 کتابفروشی کاتب باشی👇 https://t.me/katebbashi_book
إظهار المزيد905
المشتركون
-124 ساعات
-47 أيام
-1130 أيام
أرشيف المشاركات
905
Repost from کتابفروشی|کاتب باشی 🌳📚
شرم سنگینی برای من است که باید اعتراف کنم، تعداد آدمهایی که میتوانم با آنها صحبت کنم کم و کمتر میشود.
لودویگ ویتگنشتاین
نامه به پائول انگلمان
905
از دِهی عبور کردم
که در آنجا راهبهای بود.
به او گفتم:
آیا مکانی پاک یافت میشود
که نماز بگذارم؟
پاسخ داد: قلبت را پاک کن
و در هرکجا که خواستی نماز بگذار.
#بایزید_بسطامی
905
از دِهی عبور کردم
که در آنجا راهبهای بود.
به او گفتم:
آیا مکانی پاک یافت میشود
که نماز بگذارم؟
پاسخ داد: قلبت را پاک کن
و در هرکجا که خواستی نماز بگذار.
#بایزید_بسطامی
905
Repost from کتابفروشی|کاتب باشی 🌳📚
#بخشی_از_یک_کتاب
با شریفترین افرادی که میتوانی پیدا کنی، معاشرت کن؛ بهترین کتابها را بخوان؛ با آدمهای بزرگ زندگی کن؛ اما یاد بگیر که بهتنهایی خوشحال باشی.
سال بلو
📙رَوِلشتاین
905
لعنت بر سیر و فشار پایین که هیچی رمقی برای شاهنامه خوانی برام نذاشته😅
بعد ناهار دیگه اون آدم قبلی نشدم.
905
دوست دارم امشب مثل جنین در خود مچاله شوم تا شاید امنیت را پیدا کنم اما زانویم درد میکند نمیتوانم!
فکر میکنم چطور در زمان جنینی چندین ماه در خود مچاله بودیم اما زانو درد نمی شدیم؟
یاد حرف پسرک می افتم که هر وقت بهش میگفتیم مواظب باش، اینقدر نپر، میگفت من تا شش سالگی تشتک ندارم.
منظورش کشکک زانو بود.
و فکر میکنم کاش تا آخر عمر تشتک نداشتیم و هر وقت اراده میکردیم می توانستیم راحت در خود مچاله شویم و برای حس آرامش محتاج مچاله شدن نصف و نیمه زیر پتو نبودیم...
#کاتب_باشی
۰۵/۷/۱۴
905
دوست دارم امشب مثل جنین در خود مچاله شوم تا شاید امنیت را پیدا کنم اما زانویم درد میکند نمیتوانم
فکر میکنم چطور در زمان جنینی چندین ماه در خود مچاله بودیم اما زانو درد نمی شدیم
یاد حرف پسرک می افتم که هر وقت بهش میگفتیم مواظب باش اینقدر نپر میگفت من تا شش سالگی تشتک ندارم
منظورش کشکک بود
و فکر میکنم کاش تا آخر عمر تشتک نداشتیم و هر وقت اراده میکردیم می توانستیم راحت در خود مچاله شویم و برای حس آرامش محتاج مچاله شدن نصف و نیمه زیر پتو نبودیم...
#کاتب_باشی
۰۵/۷/۱۴
905
Repost from کتابفروشی|کاتب باشی 🌳📚
🍁 پـاییـز
🍂 در راه اسـت
🍁 صـدای قدمهـایش را
🍂 میشنـوی ؟
🍁 اندکی از مهـر
🍂 پیـداسـت ،
🍁 حتـی در ایـن
🍂 دورانِ بـی مهـری
🍁 بـاز هـم
🍂 پـاییـز زیبـاسـت
905
Repost from کتابفروشی|کاتب باشی 🌳📚
#بخشی_از_یک_کتاب
چرا انسان تنها موجودی است که میخندد؟ پاسخ نیچه: چون انسان _ و تنها انسان _ چنان ژرف رنج میبرد که از اختراع خنده ناگزیر بوده است!
#نیچه
(ارادهی معطوف به قدرت)
905
Repost from کتابفروشی|کاتب باشی 🌳📚
.
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد؛
۵۰ سال پیش در چنین شبی استاد #شجریان به همراه استاد محمدرضا #لطفی و ناصر #فرهنگفر در حافظیهی شیراز، در حال اجرای اثری مهم و ماندگار بودند.
آن شب بود که شاگردان استاد برومند، کنسرت راست پنجگاه را اجرا کردند تا دستگاهی مهجور و فراموش شده، با هنرنمایی هنرمندان توانمند آن روزگار باز به گوش مردمان برسد.
#شجریان
905
Repost from کتابفروشی|کاتب باشی 🌳📚
نذر کردم گر از این غم به درآیم روزی
تا درِ میکده شادان و غزلخوان بروم
به هواداری او ذَرِّه صفت، رقصکنان
تا لبِ چشمهی خورشیدِ درخشان بروم
#حافظ
🎵رِنگ سه گاه
آهنگساز و نوازنده تار: استاد بیگجه خانی
نوازنده قاوال: استاد محمود فرنام
طراحی و اجرای رقص: شیدا دبیر
#رقص_ایرانی_کلاسیک#موسیقی_سنتی#نگارگری#معماری_ایرانی
905
Repost from کتابفروشی|کاتب باشی 🌳📚
لوسی در خاطراتش نوشته است که همسرش هر روز ساعتها در اتاقهای تاریک مینشست، خیره به دیوار گریه میکرد و گاهی از شدت ترسِ از جهنم، رفتارهای هذیانی وجنونآمیز نشان میداد
در حالی که در ملأعام باید نقش همسر شاد یک کشیش محترم را بازی میکرد.
خودم از فهمیدن این حقیقت دلم گرفت... او به شدت تشنهی خانوادهای مهربان بود، پس صمیمیترین خانوادهها را در قصه آفرید. او خودش در خانهای پر از وحشت و جنون زندگی میکرد، پس امنترین مأمن جهان، یعنی «آونلی» را ساخت.
905
Repost from کتابفروشی|کاتب باشی 🌳📚
.
بعضی آدما ثابت میکنن برای شروع دوباره، هیچ وقت دیر نیست
موافقی؟
905
Repost from کتابفروشی|کاتب باشی 🌳📚
چون خود را بدست آوردی، خوش میرو!
اگر کسی دیگر را یابی، دست به گردنِ او درآور!
و اگر نیابی، دست به گردنِ خویشتن درآور!
مقالات شمس تبریزی
