uz
Feedback
وحشی‌های بزرگوار

وحشی‌های بزرگوار

Kanalga Telegram’da o‘tish

متولد شدم از تاریکی، پوست انداختم از گهواره و فرود آمدم از پله‌ی ماه روی غمناک‌ترین سیاره. - @huriull - @ouopsi 🕷️ꞌꞋꞌ ִֶָ : http://t.me/HidenChat_Bot?start=364616238

Ko'proq ko'rsatish
1 006
Obunachilar
-124 soatlar
-107 kunlar
-6630 kunlar
Postlar arxiv
به نظرم غم‌انگیزترین قسمتِ انسان بودن اینه که مجبوریم وسطِ داستان، از سالن سینما بیرون بریم.

برو شکرگزار باش زندگی اندازه لیاقتت بهت نمیده.

اگه غم اومد؛ برف و بارون زد، شب شبیخون زد، ما همو داریم.

من هنوز از خستگی دیروز خستم.

Repost from Ending
مشکل این نیست که این بساط ادامه داره، مشکل اینه که زندگی منم ادامه داره.

فرض کن شبه و هوا خنک. جفتمون رفتیم پشت بوم و نشستیم رو سقفو به آسمون و ستاره هاش نگاه می‌کنیم. بهت نزدیک‌تر میشم و دستمو میزارم پشت کمرتو هلت میدم پایین.

یه لحظه دلم‌ برای خود قدیمم‌ تنگ شد. یعنی اون همه انرژی کجا رفت؟

Repost from N/a
We were too close to the stars.

How strange that we are now strangers.

تو قشنگ‌ترین آدمی هستی که یه نفر می‌تونه بکنه.

- برات چیکار کنم؟ + گریه کن.

Repost from هور
photo content

بین دو حالت " لطفا کمکم کن، در آستانه‌ی شکستنم" و "رهایم کن، بگذار در سکوت و انزوا بمیرم" در نوسان بسر میبرم.

از مردم متنفرم کصکشا چقدرم زیادن.

فکر می‌کردم تو این سن قراره شکفته بشم، شکافته شدم.