en
Feedback
وحشی‌های بزرگوار

وحشی‌های بزرگوار

Open in Telegram

متولد شدم از تاریکی، پوست انداختم از گهواره و فرود آمدم از پله‌ی ماه روی غمناک‌ترین سیاره. - @huriull - @ouopsi 🕷️ꞌꞋꞌ ִֶָ : http://t.me/HidenChat_Bot?start=364616238

Show more
1 032
Subscribers
-124 hours
-57 days
-830 days
Posts Archive
روزها بد می‌گذره، شب‌ها بدتر.

من نمی‌خوام تو کونم عروسی بشه، یه جشن تولد کوچیکم کافیه‌.

توی لجن‌زار سیاه وکثیف کلافگی و بلاتکلیفی گیر کردم.

Repost from Ending
احتمالا یه روز بخاطر فکر کردن زیاد به چراها و اگرها سکته می‌کنم.

Repost from Ending
بچه‌ی اول بودنم جالبه‌ها. الان مثلا من خودمم نمی‌دونم دارم با زندگیم چیکار می‌کنم، اون‌وقت بعدی می‌خواد از من یاد بگیره.

زندگی تو ایران اینطوریه که یا مهاجرت کنم یا خودمو بکشم.

جفتمون زنگ نمیزنیم ولی جفتمون میدونیم که جواب میدیم.

-2147483648_-218968.webp1.45 KB

Forget Everything and Fall Asleep.mp33.18 MB

Repost from die for rain
زندگی تحمل ابهام است، دنبال کدام پاسخی؟

این رو هم می‌گذرونی. دقیقا مثل تموم چیزایی که قبل از این گذروندی.

-2147483648_-218308.webp2.39 KB

حوصله‌ای خودم و شنبه و ایران و این زندگی رو ندارم.

خونه جاییه که سوتین نمی‌پوشی.

اگه دلت برام تنگ شده فقط پیام بده. اینکه پاشی بیای تو خوابم دیوونگیه!