uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling 👈

به کجا چنین شتابان

به کجا چنین شتابان

Kanalga Telegram’da o‘tish

جمله خلقان سخره اندیشه اند زان سبب خسته دل و غم پیشه اند

Ko'proq ko'rsatish
1 637
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+117 kun
+3730 kun
Postlar arxiv
مراقبه موش و گربه علی زند

مهربان باش که ، این عمر گران می‌گذرد هرچهبا دیگران کنی همان برتو میگذرد

🕊️ داستان سی‌مرغ عطار ✨ هر رهبری که بیرون می‌گردی، در حقیقت درون خودته.

کمال سلوک این نیست که سالک به خدا برسد، بلکه آن است که از میان برخیزد تا جز خدا نبیند. شیخ ابو الحسن خرقانی ( من هستم و او نیز هست. در وحدت دوتایی نداریم. پس همه باید او باشد)

قانون نخست زندگی: آگاهانه زیستن زندگی فقط نفس کشیدن نیست. زندگی فقط کار کردن و روز را به شب رساندن نیست. زندگی، بیدار بودن است؛ بیدار بودن به خود، به احساسات و به لحظه‌ای که در آن قرار داری. بیشتر مردم فکر می‌کنند زندگی جایی تمام می‌شود؛ یک خانه، یک مقام یا یک پول مشخص. اما حقیقت این است که زندگی، خود مسیر است. هر روز صبح که بیدار می‌شوی، یک انتخاب پیش روی توست. می‌توانی از جایت بلند شوی و با کینه به روز نگاه کنی یا با مهربانی. می‌توانی از ترس تصمیم بگیری یا از عشق. می‌توانی تسلیم شوی یا ادامه بدهی. زندگی واقعی جایی شروع می‌شود که انسان مسئولیت انتخاب‌هایش را می‌پذیرد. دیگر بهانه نمی‌آورد و انگشت اتهام را به سمت دیگران نمی‌گیرد. می‌گوید: «این زندگی مال من است و من آن را می‌سازم.» خیلی‌ها نه در گذشته‌اند و نه در آینده. گذشته را با حسرت مرور می‌کنند و آینده را با ترس تصور می‌کنند. اما زندگی فقط اکنون است؛ همین لحظه، همین نفس و همین ضربان قلب. اگر بتوانی در لحظه زندگی کنی، در لحظه عشق بورزی و در لحظه قدردان باشی، آنگاه زندگی‌ات پر از معنا می‌شود.

تو بر ذهنت قدرت داری، نه بر رویدادهای بیرونی. این را درک کن تا قدرت پیدا کنی. — مارکوس اورلیوس
ما بخش بزرگی از انرژی‌مان را صرف تلاش برای کنترل چیزهایی می‌کنیم که واقعاً در اختیارمان نیستند: نظر دیگران درباره‌ی خودمان، تصمیم‌های آدم‌ها، اتفاقات گذشته و حتی آینده‌ای که هنوز نیامده است. وقتی این چیزها مطابق میل ما پیش نمی‌روند، ممکن است احساس کنیم همه‌چیز از کنترل خارج شده. اما مارکوس اورلیوس ما را به یک تمایز مهم دعوت می‌کند: فرق است میان اتفاقی که برایمان می‌افتد و معنایی که به آن می‌دهیم. ممکن است کسی ما را نادیده بگیرد؛ این اتفاق لزوماً به معنای بی‌ارزش بودن ما نیست. ممکن است شکست بخوریم؛ اما شکست در یک کار، به‌تنهایی تعریف‌کننده‌ی تمام هویت ما نیست. البته کنترل ذهن به این معنا نیست که می‌توانیم با فکر کردن، هر اتفاقی را تغییر دهیم یا همیشه احساساتمان را تحت کنترل کامل داشته باشیم. منظور این است که به‌تدریج یاد بگیریم میان واقعیت و تفسیر خودمان از واقعیت تفاوت بگذاریم. به‌جای اینکه بپرسیم «چرا همه‌چیز مطابق میل من پیش نرفت؟»، می‌توانیم بپرسیم «حالا که این اتفاق افتاده، چه واکنشی از من برمی‌آید؟» شاید آرامش واقعی از جایی آغاز شود که دیگر برای کنترل تمام جهان تلاش نمی‌کنیم و توجه‌مان را به چیزی برمی‌گردانیم که واقعاً می‌توانیم روی آن اثر بگذاریم: قضاوت‌ها، انتخاب‌ها و رفتار خودمان. . #Quote ✍️

والاترین شکل آرامش، نداشتن هیچگونه اشتیاق برای دیده شدن، تایید شدن یا درک شدن توسط دیگران است. ❤️

. تلاش نکن که #زندگی را بفهمی زندگی را زندگی کن تلاش نکن که #عشق را بفهمی عاشق شو #اشو
. تلاش نکن که #زندگی را بفهمی زندگی را زندگی کن تلاش نکن که #عشق را بفهمی عاشق شو #اشو

مراقبه حقیقی چیست؟ پاسخ: دیدنِ ذهن، نه کنترلِ ذهن.
مراقبه حقیقی چیست؟ پاسخ: دیدنِ ذهن، نه کنترلِ ذهن.

#مولانا :  اما اگر کسی او را نخواست؟ #شمس: بگذار برود؛ آدمی نباید برای ماندن دیگری از خویش بیرون برود.

🩵🦋🩵🦋🩵🦋 گاهی برای خلاص شدن از یک فکر🧠، مدام با آن می‌جنگیم.🤺 اما هرچه بیشتر بگوییم: «نباید به این فکر کنم» ذهن بیشتر همان فکر را #تکرار می‌کند. این بار فقط ببینش. بگو: «می‌بینمت... اما مجبور نیستم دنبالت بیایم.» گاهی رهایی یعنی اجازه بدهی فکر بیاید و بدون چسبیدن به آن، عبور کند. 🩵🦋🩵🦋🩵🦋

پس هر آنچه که بیرون تو وقوع می یابد علتی در درون تو دارد ، آنرا ببین و پاکسازی کن تا رهایی یابی و به بالارفتن ارتعاش جمعی کمک کنی .

اگر آرزویی نداشته باشید و ندانید چه باید رخ دهد، آن گاه آن چه لازم است، رخ می دهد. آن هایی که آرزوهای بزرگ دارند، هرگز احساس سپاس گزاری و قدردانی نمی کنند؛ زیرا هر آن چه رخ دهد، همیشه در مقایسه با آرزوهای شان اندک است. اگر احساس سپاس نکنید، بیش از آن چه رخ داده است، رخ نخواهد داد؛ زیرا آن چه باید اتفاق افتد، تنها از طریق شکر گزاری اتفاق می افتد. در دور باطل اسیرید. هر چه بیشتر آرزو کنید، کمتر احساس شکر گزاری می کنید و هر چه روی دهد، به نظرتان است، خیلی ساده آن را نادیده می گیرید و عاقبت بسته و بسته تر می شوید.

نهایت احترام به خود و ستایش خود در #فردیت داشتن است .یک شخص نا آگاه مدام در پی نظرات و قضاوت های دیگران نسبت به خود است .دست به هر اقدامی میزند تا دیگران را نسبت به خود راضی نگه دارد،مدام از خود دورتر و دورتر میشود و در نهایت کنترلش در دست دیگران خواهد بود و طبق میل و خواست دیگران زندگی می کند . #فردیت یعنی #خود_واقعی بودن،معرفتی #خالص بودن ،خدا گونه بودن و خود شکوفا بودن .شجاعت داشتن در خود بودن و خود را زندگی کردن یک شکرگزاری و نیایشی عمیق است. هر آنچه که هستی را دوست بدار و ستایش کن. #اشو

برخی از شما معتقدند ماهیت واقعی شما زمانی به وجود می آید که روشنگر شوید. چیزی به نام روشنگر شدن وجود ندارد. ماهیت واقعی شما، آگاهی مطلق و اکنون است.

زمان فقط برای انسان، برای بدن، برای ذهن وجود دارد. اما هیچ زمان و مکانی برای شما وجود ندارد.

هر زمان که چیزی مربوط به بدن را احساس کردید، بلافاصله به یاد داشته باشید که: "من یک بدن نیستم!" من یک مغز نیستم! من این ایگو نیستم

عشق چیست؟ هیچ کس نمی داند عشق چیست آنها که فکر می‌کنند عشق را می شناسند در توهمی بزرگ هستند. عشق به این آسانی که مردم فکر می‌کنند شناخته نمی شود. اساساً آنچه که مردم عشق می نامند، ترس از تنها بودن است. آنها صرفا به دیگری نیاز دارند و این چیزی است که مردم عشق نام می نهند. آنها احساس تنهایی می‌کنند و تنهایی شان را میخواهند با دیگری پر می‌کنند آنها خودشان را با دیگری مشغول و سرگرم می کنند و به یکدیگر می چسبند تا تنها نباشند. حداقل دیگر درد تنهایی را ندارند و گذشته را فراموش میکنند. و این را عشق می نامند و زمانی که آن دیگری می رود، دوباره شروع به احساس تنهایی می‌کنند و در جستجوی کسی دیگر می روند‌ تا در کنارش آسوده شوند. این عشق نیست، نیاز است، گدایی است تو مثل کویر خشک و خالی هستی و حتماً باید با دیگری باشی، و در چنین حالتی، آن دیگری چیزی جز سراب نیست. عشق واقعی فقط وقتی شروع می شود که تو کسی را برای ارضای نیازهایت و یا فرار از تنهایی ات نخواهی، بلکه در تنهایی ات چنان از محبت و آرامش و شادی سرشار و ارضا هستی که به دنبال کسی هستی تا آنها را با او #سهیم_شوی. عشق واقعی فقط زبان بخشیدن و سهیم شدن را میداند نه زبان گرفتن را...

«شاید آرامش، بیشتر از اینکه به دست آوردن باشد، رها کردن چیزهایی است که دیگر لازم نیست حملشان کنیم.»

امتحانش کن🙂