uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling 👈

به کجا چنین شتابان

به کجا چنین شتابان

Kanalga Telegram’da o‘tish

جمله خلقان سخره اندیشه اند زان سبب خسته دل و غم پیشه اند

Ko'proq ko'rsatish
1 636
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+117 kun
+3730 kun
Postlar arxiv
‌آگاهی آن حالتی است که ذهن همه چیز را می‌پذیرد. (رد یا انکار نمی‌کند) #کریشنامورتی
‌آگاهی آن حالتی است که ذهن همه چیز را می‌پذیرد. (رد یا انکار نمی‌کند) #کریشنامورتی

ناخودآگاه صرفاً زباله‌دانیِ غرایز و امیالِ سرکوب‌شده توسط جامعه است. وقتی چیزی از ناخودآگاه فرویدی بالا می‌آید، احساس تنش، درگیری، اضطراب و «سردرد» به شما می‌دهد؛ زیرا با یک نیروی سرکوب‌شده و خشن روبه‌رو هستید.

«اوم» (OM) صدایی است که وقتی ذهن کاملاً خالی از افکار و رویاها می‌شود، آن را در درونت می‌شنوی این کلمه یک مانترا برای «تکرار کردن» نیست؛ تکرار طوطی‌وار آن فقط یک توهم ایجاد می‌کند شما باید در سکوت بنشینید تا آن صدا خودبه‌خود از درونتان بجوشد.

اوشوی عزیز روح چیست؟ روح در كجای بدن قرار گرفته است؟ آيا در قلب واقع شده است؟ در ناف است؟ در سر قرار دارد؟ روح در كجاست؟ پاسخ : روح در هيچ كجاي بدن نيست. بلكه بدن است كه در روح قرار دارد. روح پديده اي بزرگتر از جسم است. اين روح است كه جسم شما را در بر گرفته است. روح شما و روح من با هم تفاوتي ندارند! ما در هستي زندگي ميكنيم. در اقيانوس روحي يگانه غوطه وريم. و روحي واحد، همگي ما را در بر گرفته است. تنها، يك انرژي وجود دارد. من روحي مجزا ندارم. شما هم همين طور هستيد. ما داراي جسمهاي متفاوت هستیم. اين درست مثل جريان برق است كه در درون لامپ، راديو، تلويزيون و پنكه ميگردد و هزار و يك كار انجام ميدهد. پنكه و لامپ با هم فرق دارند، اما نيرويي كه آنها را به جريان مي اندازد يكي است. ما يك انرژي واحد هستيم. ظاهرمان متفاوت است، اما حقيقت مان يكي است. اگر به مظروف نگاه كنيم، يقيناً داراي  رؤياهاي متفاوتي هستيم و نميتوانيم در اين رؤياها شريك شويم. من جاه طلبي هاي خودم را دارم و شما مال خودتان را.... و نه تنها نميتوانيم در رؤياهاي مان شريك شويم، بلكه رؤياهاي مان با هم تناقض دارند. جاه طلبي های من و شما با هم تفاوت دارند. اما اگر محتوا را كنار بگذاريم و فقط به آگاهي، به آگاهي خالص، به آسمان بي ابر نگاه كنيم، آن وقت شما كجا هستيد؟ من كجا هستم؟ ما با هم يكي خواهيم بود. هوشياري، جهاني و همگاني است. تنها ناهوشياري است كه به صورت شخصي و خصوصي وجود دارد. آگاهي و هوشياري جهان شمول است. روزي كه به يك انسان حقيقي تبديل شويد، يك انسانِ جهان شمول خواهيد بود. اين معناي مسيح است: انسان جهان شمول، پسر خدا. اين معناي بوداست: انسان جهان شمول، كسي كه به آگاهي مطلق و كامل رسيده است. اما انسان ماشيني متفاوت است ... اين نكته را درك كنيد: اگر شما ناراحتي كليه داشته باشيد، من اين مشكل را ندارم. @Bahar_Bedari اگر من سر درد داشته باشم، شما سرتان درد نخواهد كرد. حتي اگر شما عاشق من باشيد، نميتوانيد در سر درد من با من سهيم شويد و اگر من عاشق شما باشم، باز نميتوانم درد كليه شما را حس كنم. اما اگر ما دو نفر، در كنار هم به مراقبه بنشينيم و لحظه اي برسد كه من در ذهن خود محتوايي نداشته باشم و ذهن شما هم خالي شده باشد، در آن لحظه، ديگر ما دو نيستيم. مراقبه گران به صورت جدا و منفرد شروع به مراقبه ميكنند، اما در پايان يكي ميشوند. وقتي كه شما در اينجا براي مراقبه مينشينيد و به حرفهاي من توجه ميكنيد، ديگر متعدد نيستيد، يكي ميشويد و اين نه تنها در مورد شما صادق است، بلكه در اين حال حتي گوينده و شنونده هم از هم جدا نيستند. آن وقت، ما به هم متصل ميشويم. وقتي كه بيست نفر مراقبه گر در اتاقي مراقبه ميكنند، در لحظه اي كه واقعاً به مرحله ی بی ذهني ميرسند، ديگر بيست نفر نيستند. آن وقت تنها يك كيفيت مراقبه در اتاق حضور خواهد داشت. روزي پادشاهي بزرگ به ديدار بودا آمد. شاه به اصرار نخست وزيرش به آنجا آمده بود. او آدمي شكاك بود، همانطور كه سياستمداران و شاهان هميشه به همه چيز شك ميكنند. اول خيال آمدن نداشت، ولي به دلايل سياسي به آنجا آمده بود. در پايتخت شايع شده بود كه او عليه بوداست و اين در حالي بود كه همه مردم مريدان بودا بودند. اين موجب ترس پادشاه شد. به همين دليل همراه نخست وزيرش به ديدار بودا آمده بود. @Bahar_Bedari وقتي به بيشه اي كه بودا و ده هزار مریدانش در آنجا نشسته بودند نزديكتر شد، بيشتر ترسيد. شمشيرش را از غلاف بيرون كشيد و نخست وزيرش گفت: موضوع چيست؟ تو كه ميگفتي در اينجا ده هزار نفر حضور دارند. حالا ما در اين فاصله نزديك هستيم و هيچ صدايي نيست! آيا توطئه اي در كار است؟ وزير خنديد و گفت: تو مريدان بودا را نميشناسي. شمشيرت را غلاف كن! و بيا. هيچ توطئه اي در كار نيست. نترس. آنها تو را نخواهند كُشت. تو مريدان بودا را نميشناسي. پادشاه در نهايت ترديد و در حالي كه دستش را روي قبضه شمشيرش فشار ميداد، داخل بيشه زار شد. حيرت كرد. نمي توانست باور كند كه ده هزار نفر در سكوت، زير درختان نشسته باشند، آن چنان كه گويي حضور ندارند. از بودا پرسيد: اين معجزه است! ده هزار نفر ... حتي ده نفر هم در كنار هم كلي سر و صدا راه مي اندازند! اينها چه ميكنند؟ چه بر سرشان آمده است؟ آیا مشكلي دارند؟ آيا هنوز زنده اند ؟ آنها مثل مجسمه اند! اينجا نشسته اند كه چه كنند؟ بايد كاري انجام دهند! بودا گفت: آنها مشغول كاري هستند، اما كارشان به بيرون ربطي ندارد. آنها در دنياي درونشان سرگرم اند. در جسمشان حضور ندارند، در هستي خود حاضرند، در اعماق هستي. و در اين لحظه، ده هزار نفر نيستند، بلكه همگي آگاهي واحدي را تشكيل ميدهند.

مراقبه موش و گربه علی زند

مهربان باش که ، این عمر گران می‌گذرد هرچهبا دیگران کنی همان برتو میگذرد

🕊️ داستان سی‌مرغ عطار ✨ هر رهبری که بیرون می‌گردی، در حقیقت درون خودته.

کمال سلوک این نیست که سالک به خدا برسد، بلکه آن است که از میان برخیزد تا جز خدا نبیند. شیخ ابو الحسن خرقانی ( من هستم و او نیز هست. در وحدت دوتایی نداریم. پس همه باید او باشد)

قانون نخست زندگی: آگاهانه زیستن زندگی فقط نفس کشیدن نیست. زندگی فقط کار کردن و روز را به شب رساندن نیست. زندگی، بیدار بودن است؛ بیدار بودن به خود، به احساسات و به لحظه‌ای که در آن قرار داری. بیشتر مردم فکر می‌کنند زندگی جایی تمام می‌شود؛ یک خانه، یک مقام یا یک پول مشخص. اما حقیقت این است که زندگی، خود مسیر است. هر روز صبح که بیدار می‌شوی، یک انتخاب پیش روی توست. می‌توانی از جایت بلند شوی و با کینه به روز نگاه کنی یا با مهربانی. می‌توانی از ترس تصمیم بگیری یا از عشق. می‌توانی تسلیم شوی یا ادامه بدهی. زندگی واقعی جایی شروع می‌شود که انسان مسئولیت انتخاب‌هایش را می‌پذیرد. دیگر بهانه نمی‌آورد و انگشت اتهام را به سمت دیگران نمی‌گیرد. می‌گوید: «این زندگی مال من است و من آن را می‌سازم.» خیلی‌ها نه در گذشته‌اند و نه در آینده. گذشته را با حسرت مرور می‌کنند و آینده را با ترس تصور می‌کنند. اما زندگی فقط اکنون است؛ همین لحظه، همین نفس و همین ضربان قلب. اگر بتوانی در لحظه زندگی کنی، در لحظه عشق بورزی و در لحظه قدردان باشی، آنگاه زندگی‌ات پر از معنا می‌شود.

تو بر ذهنت قدرت داری، نه بر رویدادهای بیرونی. این را درک کن تا قدرت پیدا کنی. — مارکوس اورلیوس
ما بخش بزرگی از انرژی‌مان را صرف تلاش برای کنترل چیزهایی می‌کنیم که واقعاً در اختیارمان نیستند: نظر دیگران درباره‌ی خودمان، تصمیم‌های آدم‌ها، اتفاقات گذشته و حتی آینده‌ای که هنوز نیامده است. وقتی این چیزها مطابق میل ما پیش نمی‌روند، ممکن است احساس کنیم همه‌چیز از کنترل خارج شده. اما مارکوس اورلیوس ما را به یک تمایز مهم دعوت می‌کند: فرق است میان اتفاقی که برایمان می‌افتد و معنایی که به آن می‌دهیم. ممکن است کسی ما را نادیده بگیرد؛ این اتفاق لزوماً به معنای بی‌ارزش بودن ما نیست. ممکن است شکست بخوریم؛ اما شکست در یک کار، به‌تنهایی تعریف‌کننده‌ی تمام هویت ما نیست. البته کنترل ذهن به این معنا نیست که می‌توانیم با فکر کردن، هر اتفاقی را تغییر دهیم یا همیشه احساساتمان را تحت کنترل کامل داشته باشیم. منظور این است که به‌تدریج یاد بگیریم میان واقعیت و تفسیر خودمان از واقعیت تفاوت بگذاریم. به‌جای اینکه بپرسیم «چرا همه‌چیز مطابق میل من پیش نرفت؟»، می‌توانیم بپرسیم «حالا که این اتفاق افتاده، چه واکنشی از من برمی‌آید؟» شاید آرامش واقعی از جایی آغاز شود که دیگر برای کنترل تمام جهان تلاش نمی‌کنیم و توجه‌مان را به چیزی برمی‌گردانیم که واقعاً می‌توانیم روی آن اثر بگذاریم: قضاوت‌ها، انتخاب‌ها و رفتار خودمان. . #Quote ✍️

والاترین شکل آرامش، نداشتن هیچگونه اشتیاق برای دیده شدن، تایید شدن یا درک شدن توسط دیگران است. ❤️

. تلاش نکن که #زندگی را بفهمی زندگی را زندگی کن تلاش نکن که #عشق را بفهمی عاشق شو #اشو
. تلاش نکن که #زندگی را بفهمی زندگی را زندگی کن تلاش نکن که #عشق را بفهمی عاشق شو #اشو

مراقبه حقیقی چیست؟ پاسخ: دیدنِ ذهن، نه کنترلِ ذهن.
مراقبه حقیقی چیست؟ پاسخ: دیدنِ ذهن، نه کنترلِ ذهن.

#مولانا :  اما اگر کسی او را نخواست؟ #شمس: بگذار برود؛ آدمی نباید برای ماندن دیگری از خویش بیرون برود.

🩵🦋🩵🦋🩵🦋 گاهی برای خلاص شدن از یک فکر🧠، مدام با آن می‌جنگیم.🤺 اما هرچه بیشتر بگوییم: «نباید به این فکر کنم» ذهن بیشتر همان فکر را #تکرار می‌کند. این بار فقط ببینش. بگو: «می‌بینمت... اما مجبور نیستم دنبالت بیایم.» گاهی رهایی یعنی اجازه بدهی فکر بیاید و بدون چسبیدن به آن، عبور کند. 🩵🦋🩵🦋🩵🦋

پس هر آنچه که بیرون تو وقوع می یابد علتی در درون تو دارد ، آنرا ببین و پاکسازی کن تا رهایی یابی و به بالارفتن ارتعاش جمعی کمک کنی .

اگر آرزویی نداشته باشید و ندانید چه باید رخ دهد، آن گاه آن چه لازم است، رخ می دهد. آن هایی که آرزوهای بزرگ دارند، هرگز احساس سپاس گزاری و قدردانی نمی کنند؛ زیرا هر آن چه رخ دهد، همیشه در مقایسه با آرزوهای شان اندک است. اگر احساس سپاس نکنید، بیش از آن چه رخ داده است، رخ نخواهد داد؛ زیرا آن چه باید اتفاق افتد، تنها از طریق شکر گزاری اتفاق می افتد. در دور باطل اسیرید. هر چه بیشتر آرزو کنید، کمتر احساس شکر گزاری می کنید و هر چه روی دهد، به نظرتان است، خیلی ساده آن را نادیده می گیرید و عاقبت بسته و بسته تر می شوید.

نهایت احترام به خود و ستایش خود در #فردیت داشتن است .یک شخص نا آگاه مدام در پی نظرات و قضاوت های دیگران نسبت به خود است .دست به هر اقدامی میزند تا دیگران را نسبت به خود راضی نگه دارد،مدام از خود دورتر و دورتر میشود و در نهایت کنترلش در دست دیگران خواهد بود و طبق میل و خواست دیگران زندگی می کند . #فردیت یعنی #خود_واقعی بودن،معرفتی #خالص بودن ،خدا گونه بودن و خود شکوفا بودن .شجاعت داشتن در خود بودن و خود را زندگی کردن یک شکرگزاری و نیایشی عمیق است. هر آنچه که هستی را دوست بدار و ستایش کن. #اشو

برخی از شما معتقدند ماهیت واقعی شما زمانی به وجود می آید که روشنگر شوید. چیزی به نام روشنگر شدن وجود ندارد. ماهیت واقعی شما، آگاهی مطلق و اکنون است.

زمان فقط برای انسان، برای بدن، برای ذهن وجود دارد. اما هیچ زمان و مکانی برای شما وجود ندارد.