به کجا چنین شتابان
رفتن به کانال در Telegram
1 618
مشترکین
+224 ساعت
+117 روز
+3430 روز
آرشیو پست ها
1 618
#عشق یعنی
👈🏻دیگری را همانطور که هست ببینی،نه آنطور که ذهنت میخواهد باشد. ✔♥️
1 618
کودکان به طور طبیعی خلاق هستند، زیرا ذهنشان هنوز در چارچوب دانش، تعصبات و پیشداوری های ثابت گرفتار نشده است. خلاقیت به آزادی نیاز دارد؛ آزادی برای تجربه کردن، پرسیدن و امتحان کردن راه های تازه.
با بزرگ شدن، جامعه معمولاً به کودک آموزش می دهد که همیشه «راه درست» را دنبال کند؛ یعنی همان راهی که دیگران قبلاً کشف کرده اند. این آموزش می تواند خلاقیت طبیعی او را محدود کند و او را به فردی تبدیل کند که بیشتر به تکرار روش های موجود می پردازد تا آفرینش چیزهای تازه.
تفاوت انسان خلاق با یک تولیدکننده در همین جاست. تولیدکننده راه شناخته شده و کارآمد انجام یک کار را می داند و با کمترین تلاش به نتیجه می رسد؛ اما آفریننده از مسیرهای مختلف عبور می کند، حتی اگر بعضی از آنها اشتباه باشند. او از هر تجربه چیزی می آموزد و از طریق جستجو و آزمون، به چیزی می رسد که پیش از او وجود نداشته است.
بنابراین برای زنده کردن خلاقیت، انسان باید دوباره روحیه کودکانه خود را پیدا کند؛ یعنی از ترس اشتباه کردن فاصله بگیرد، راه های تازه را امتحان کند و خود را فقط به روش هایی که دیگران از پیش تعیین کرده اند محدود نکند.
اشو
خلاقیت
ص 141 و 142
1 618
در نهایت، حقیقت فقط این بود:
همهچیز خودش رخ میدهد… و تو فقط دیدنِ بیشکلِ پشت همهچیزی.
نه شخصی وجود داشت،
نه «منِ» جدا،
نه دیگری،
نه کنترل،
نه انتخاب.
فقط جریان یکتا بود که به شکلِ نقشها دیده میشد.
و تو نه آن نقشها بودی، نه انجامدهندهشان
فقط حضورِ خاموشی بودی که همهچیز در آن میآمد و میرفت.
1 618
گرجیف همیشه به مریدانش میگفت:
”نخستین نکته این است که هویت گیری نکنید و پیوسته به یاد بیاورید که یک شاهد هستید، فقط یک معرفت، نه یک عمل و نه یک فکر“
1 618
مردمانی هستند که فکر می کنند که معنویت هم یک تجربه است. آنان نمیدانند
مردمانی هستند که نزد من میآیند و میگویند:
”ما دوست داریم تجاربی معنوی داشته باشیم!“
آنان نمیدانند چه میگویند!!
چنین تجربههایی دنیایی هستند
هیچ تجربهی معنوی وجود ندارد ــ
نمیتواند وجود داشته باشد
”معنوی“ خواندنِ یک تجربه یعنی دروغ سازی از آن.
معنویت فقط:
یک درک از هشیاری خالص است.
#اشو
#یوگا_ابتدا_و_انتها
#برگردان_محسن_خاتمی
1 618
همه را در خود بینی،
از موسی و عیسی
و ابراهیم و نوح و آدم
و حوا و آسیه و خضر و الیاس
و "فرعون" و "نمرود" ،
تو عالم بیکرانی
همهی عالم در توست
چون خود را شناختی،
همه را شناختهای
پس اینقدر عمر که تو را هست،
در تفحص حال خود خرج کن،
در تفحص عالم چرا خرج
میکنی؟
#شناخت_خدا_عمیق_است؟
ای انسان، #عمیق تویی
اگر #عمقی هست در #توست .
#شمس_تبریزی
1 618
انسان از
#خودش بیرون است،
و بعد از دیگران می پرسد که لذت
چیست؟؟؟؟
#زندگی چیست؟شادی چیست؟
خدا چیست؟
در حالیکه
#خدا همیشه در #درونت در انتظار
تو🫵 است، او در تو 🫵
#منزل دارد.
🫶🫧🧚♀🫶🫧🧚♀🫶
1 618
تو آگاهیای هستی که خود را بازتاب میدهد؛ هیچ بیرونی تو را نمیسوزاند.
#آشتاواکرا_گیتا
1 618
اگه دیگه از ته دلت نمیخندی و شاد نیستی، بگرد و ببین برای از دست دادن چه کسی یا چه چیزی سوگواری نکردی.
اگه دیگه نمیتونی به کسی دل ببندی و عاشق بشی، بگرد و ببین چه کسی رو هنوز به خاطر اشتباهاتش نبخشیدی.
اگه دیگه انگیزه ادامه دادن نداری، بگرد و ببین با کدوم حسرت زندگیت هنوز کنار نیومدی.
اگه دیگه خودت و دوست نداری، بگرد و ببین تیکه های عزت نفست و تو چه اتفاقی از دست دادی.
قبل از اینکه به خودت بیای و ببینی همه سالهای عمرت رو با غم، خشم، حسرت و پوچی گذروندی؛ بگرد و ببین کجای داستانت خودت رو گم کردی!
1 618
نیاز نیست خودت
را در آینه تماشا کنی ...
خودت را در
انعکاس رفتار کسانی که
با تو معاشرت دارند تماشا کن
بهترینها رو براتون آرزو دارم🍁
1 618
راز آرامش خاطر این است
که با هیچ چیز دیگری جز
خودِ واقعیتان یکی نشوید!
(رابرت آدامز)
روزتون زیبا🌺
✨✨✨
1 618
چرا از تصویری که از خودمان داریم دفاع میکنیم؟
یکی بهت میگه: «اشتباه کردی.» و حتی قبل از اینکه فرصت کنی بهش فکر کنی، یه چیزی درونت واکنش نشون میده: «نه، اینطور نیست.» شاید درست متوجه نشده. شاید همهی ماجرا رو نمیدونه. شاید خودش هم اشتباه کرده. شاید شروع کنی به توضیح دادن و دفاع کردن. نه لزوماً چون مطمئنی حق با توئه، بلکه چون چیز عمیقتری تهدید شده: تصویری که از خودت داری. بیشتر ما یک تصویر درونی از خودمون داریم: «من آدم مهربونیم.» «باهوشم.» «آدم صادقیام.» «مستقلم.» «کسیام که میدونه داره چی کار میکنه.» «دوست خوبیام.» «من از اون آدمهایی نیستم که همچین کاری بکنن.» این باورها لزوماً بد نیستن. حتی داشتن یک تصویر کلی از خودمون میتونه مفید باشه. مشکل از جایی شروع میشه که بیشتر از اینکه دنبال کشف حقیقت باشیم، مشغول محافظت از تصویری میشیم که از خودمون ساختیم.
فرض کن کسی بهت میگه در یک بحث باهاش منصفانه رفتار نکردی. اگر هویتت این باشه که «من آدم منصفی هستم»، پذیرفتن این حرف میتونه به شکل عجیبی ناراحتکننده باشه. چون دیگه فقط قرار نیست بپذیری که «من اشتباه کردم.» ذهن ممکنه این رو اینطور برداشت کنه: «پس شاید اون آدمی که فکر میکردم نیستم.» و پذیرفتن این خیلی سختتره. بنابراین ذهن شروع میکنه به دفاع کردن. توضیح میدیم. توجیه میکنیم. شرایط رو مقصر میدونیم. اشتباهات طرف مقابل رو به یاد میاریم و دنبال مدرکی میگردیم که ثابت کنه هنوز همون آدم خوب، باهوش و منطقیای هستیم که فکر میکردیم. گاهی ما از یک نظر دفاع نمیکنیم؛ از هویتمون دفاع میکنیم.
به همین دلیله که انتقاد گاهی خیلی بیشتر از خودِ اشتباه دردناک میشه. اما وقتی این دو جمله رو از هم جدا کنیم، آزادی بیشتری پیدا میکنیم: «من کار اشتباهی انجام دادم.» و «من آدم بدی هستم.» جملهی اول بهت اجازه میده یاد بگیری؛ جملهی دوم باعث میشه از خودت دفاع کنی. لازم نیست تصویری که از خودت داری رو نابود کنی. فقط لازم نیست در برابر هر چیزی ازش دفاع کنی. دفعهی بعد که کسی ازت انتقاد کرد، قبل از اینکه فوراً از خودت دفاع کنی، کمی مکث کن. بهجای اینکه بپرسی: «چطور ثابت کنم اون اشتباه میکنه؟» از خودت بپرس: «آیا چیزی در این حرف هست که نمیخوام دربارهی خودم ببینم؟» ممکنه بفهمی انتقاد کاملاً ناعادلانه بوده؛ یا ممکنه چیز مفیدی دربارهی خودت کشف کنی. در هر دو حالت، چیزی رو از دست ندادی. چون وقتی هویتت به همیشه درست بودن وابسته نباشه، اشتباه کردن دیگه اونقدر ترسناک نیست. وقتی حاضر باشی همچنان خودت رو کشف کنی، دیگه لازم نیست از تصویری که از خودت ساختی دفاع کنی.
1 618
ممکن است شخصی سه سال در غاری مدیتیشن کند
و این تمرین تو که فقط هر روزه ظرفها را(آگاهانه) بشوری، برابر با آن باشد.
بایرون کیتی🌺
1 618
حیوانات آسودهاند؛
آنها فقط زندگی میکنند، بیآنکه در سرشان دادگاهی برپا باشد.
بیچاره انسان؛
درون سرش جنگی دائمیست؛
میان آنچه میخواهد و آنچه باید بخواهد،
میان فرشته و شیطان،
میان خدا و نفس.
رنج انسان از همینجاست؛
اینکه همزمان هم میدان جنگ است،
هم سرباز،
هم قاضی
و هم کسی که باید در پایان، انتخاب کند.
1 618
فکر کردن زیاد به غم و مطالب غمگین و منفی ، به مرور زمان برای ذهن یک عادت میشه و این عادت مثل اعتیاد میشه و ذهن رفته رفته از شادی دور میشه ، و دیگه به صورت ناخوداگاه در همه حال به دنبال غم میگرده چون براش شده عادت ، پس به خودتون ظلم نکنید
و با کنترل ذهن و هدایت ذهن به سمت شادی و حقیقت و آرامش ، سعی کنید ازین فرصت کوتاه که به شما داده شده حداکثر استفاده رو کنید و این رو متوجه بشید که زندگی فقط یه تجربه کوتاه هست و قرار نیست برای چیزی حرص بخورید چون موندگار نیستید شما فقط یک مسافری که با قرار گرفتن در کالبد جسم و این کره خاکی قراره یکم تجربه کسب کنه و به کمال برسه
1 618
نیمی از رنج شما به جغرافیای شما مرتبط است ، چرا که دین و مذهب و آیین و تربیت و تكامل شخصیت و موقعیت اجتماعی و کارکتر شما از آن نقطه نشعت . میگیرد ، شما باید بسیار انسان قوی و جسوری باشید که بتوانید هر روز از خودتان سوال کنید و هر روز برای تغيير و بهبود رنج ها و زخم هوای روح خودتان دست به کار شوید
شودان وه خیر
1 618
عشق مانند بسیاری از کارهای زندگی هدف و منفعت مشخصی ندارد. انسان در امور روزمره معمولاً برای هر کاری دلیل و مقصدی دارد، اما عشق را نمی توان با منطق سود و زیان توضیح داد؛ انسان عاشق می شود بدون اینکه بتواند دلیل کاملاً منطقی برای آن ارائه کند.
عشق ارزش مادی ندارد و قرار نیست چیزی در برابر آن به دست آید. ارزش آن در خود تجربه عشق، زیبایی درونی و حالتی است که در وجود انسان ایجاد می کند. به همین دلیل، از نگاه حسابگرانه و صرفاً منطقی ممکن است عشق نوعی دیوانگی به نظر برسد.
1 618
به ما یاد ندادن خودمون باشیم
فقط ازمون خواستن بهترین باشیم.
بهترین ماشین، بهترین خونه، زیباترین صورت، ایدهآلترین اندام، منطقیترین ازدواج، بینقص ترین رابطه، بالاترین نمره، میلیونیترین درآمد ..
یه روز زیر بار این همه [ترین] له میشیم، شاید اون موقع بقیه بفهمن؛ [خودت] بودن
بهتر از [ترین] بودنه...
