uz
Feedback
با اساتید اقتصاد

با اساتید اقتصاد

Kanalga Telegram’da o‘tish

آشنایی با تحلیل اساتید اقتصاد در خصوص علم اقتصاد، و مسایل روز اقتصاد ایران و جهان t.me/eghtesadiyoun

Ko'proq ko'rsatish
8 277
Obunachilar
+124 soatlar
-37 kunlar
+3430 kunlar
Postlar arxiv
📌 خلاصه مقاله با عنوان: تحریم‌ها، جنگ‌ها و چشم‌انداز اقتصاد ایران نوشته: دکتر هاشم پسران (دانشگاه کالیفرنیای جنوبی و دانشگاه کمبریج) و دکتر ران اسمیت (دانشگاه بیرکبک لندن) تاریخ انتشار: ۲۵ اوت ۲۰۲۶ 🧠 خلاصه کلی مقاله به بررسی وضعیت کنونی و چشم‌انداز آینده‌ی اقتصاد ایران تحت تأثیر سه عامل اصلی می‌پردازد: ۱. تحریم‌های طولانی‌مدت (آمریکا و سازمان ملل) ۲. جنگ‌های اخیر (حمله اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ و حملات ترکیبی آمریکا-اسرائیل در فوریه ۲۰۲۶) ۳. درگیری بر سر کنترل تنگه هرمز و اختلال در صادرات نفت مقاله با مروری تاریخی بر اقتصاد ایران از انقلاب ۱۳۵۷ شروع شده و سپس دو سناریوی اصلی را برای آینده ترسیم می‌کند. 🎯 دو سناریوی اصلی سناریوی اول (بدبینانه) : ادامه جنگ و اقتصاد محاصره‌ای - ادامه حملات متناوب و محاصره‌ی دریایی آمریکا - قطع کامل صادرات نفت و کاهش شدید درآمد ارزی - کمبود کالاهای اساسی و احتمال اجبار به جیره‌بندی (بنزین، غذا، دارو) - خطر بروز ابرتورم (Hyperinflation) در صورت ادامه روند فعلی - افزایش هزینه‌های نظامی و کاهش شدید رفاه عمومی سناریوی دوم (خوش‌بینانه) : آتش‌بس و اجرای تفاهمنامه اسلام‌آباد - تفاهمنامه ۱۴ ماده‌ای که در ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶ امضا شد، اما اجرای آن مبهم است - در صورت اجرا: - لغو تدریجی تحریم‌ها - آزادسازی دارایی‌های مسدودشده - ازسرگیری صادرات نفت - دریافت ۳۰۰ میلیارد دلار کمک برای بازسازی از شرکای منطقه‌ای - کاهش تورم از طریق تثبیت نرخ ارز - امکان اجرای اصلاحات ساختاری (یکسان‌سازی نرخ ارز، حذف یارانه‌های پنهان، شفافیت بانکی) 🔑 پیشنهادهای سیاستی مقاله ۱. یکسان‌سازی نرخ ارز و حرکت به سمت نظام شناور مدیریت‌شده ۲. جایگزینی یارانه‌ی پنهان ارزی با انتقال نقدی هدفمند به دهک‌های پایین ۳. حذف تدریجی یارانه‌ی انرژی (به‌ویژه بنزین) با جبران آن برای فقرا ۴. اصلاح نظام بانکی با افزایش نظارت و جلوگیری از تسهیلات بی‌پشتوانه ۵. مدیریت جذب ارزهای آزادشده برای جلوگیری از تورم یا بیماری هلندی (Dutch Disease) ۶. اولویت‌بندی بازسازی بخش‌های مولد به جای هزینه‌های غیرمولد ۷. شفاف‌سازی و مقابله با رانت‌خواری ناشی از نظام چندنرخی و تحریم‌ها ⚠️ هشدارهای کلیدی - اقتصاد ایران شکننده ولی مقاوم است و تاکنون فروپاشی نکرده، اما در آستانه‌ی یک بحران عمیق قرار دارد. - فشار تورمی به شدت به نرخ ارز وابسته است و هرگونه شوک ژئوپلیتیک، تورم را جهشی می‌کند. - اگر جنگ تا پایان ۲۰۲۶ ادامه یابد، احتمال ورود به ابرتورم (بیش از ۵۰٪ در ماه) وجود دارد. - گروه‌های ذی‌نفوذ از نظام چندنرزی و تحریم‌ها سود می‌برند و اصلاحات واقعی نیازمند اراده‌ی سیاسی قوی است. ✅ نتیجه‌گیری نهایی نویسندگان تأکید می‌کنند که: «راه حل نظامی برای امنیت هرمز وجود ندارد؛ همکاری منطقه‌ای ضروری است.» و در سطح داخلی: «ایران دارای کارشناسان اقتصادی توانمندی است که در صورت رفع موانع ساختاری و سیاسی، می‌توانند اقتصاد را از بحران نجات دهند.» اما در غیر این صورت، ادامه‌ی وضعیت فعلی به معنای نابودی تدریجی زیرساخت‌های اقتصادی، افزایش فقر گسترده و بی‌ثباتی اجتماعی خواهد بود. 🔵 لینک دانلود مقاله 🔵 کانال با اساتید اقتصاد

🔴 شاخص سکوت یا گفتار سیاستگذار چیست؟ 🔴دکتر محمدرضا منجذب چرا یک مقام ارشد دولتی باید درباره کمبود ارز به‌صورت صادقانه و شفاف صحبت کند، در حالی که این کار ممکن است به بازار ارز سیگنال منفی بدهد و انتظارات تورمی را تشدید کند. برای پاسخ به این پرسش، باید بین سیاست‌گذاری ارتباطی در کوتاه‌مدت و اعتبار نهادی در بلندمدت تفاوت قائل شد. توصیه من به سیاستگذار ایرانی در خصوص نشر اخبار مثبت و منفی، مبتنی بر چهار اصل زیر است: ۱. تفکیک «صداقت» از «مدیریت انتظارات» - صداقت به‌معنای افشای هرگونه دادهٔ خام و لحظه‌ای نیست. بلکه به‌معنای شفافیت هدفمند است. - اگر کمبود ارز واقعیت دارد، سکوت یا انکار آن معمولاً پس از چند هفته با رفتار متغیرهای دیگر (مانند نرخ نیما، حواله در بازار آزاد یا اظهارات بازیگران غیررسمی) لو می‌رود و در آن زمان، اعتماد عمومی با افت شدیدتری مواجه می‌شود. - توصیه: اخبار منفی را با بستهٔ راهکار اعلام شود (مثلاً «با وجود محدودیت منابع ارزی در بهمن‌ماه، برنامهٔ تأمین از طریق مذاکرات بانکی و آزادسازی منابع بلوکه‌شده در دست اجراست»). این روش، هم راستگویی است و هم امیدوارکننده. ۲. زمان‌بندی و کانال انتشار، مهم‌تر از خود خبر است - در بازارهای مالی، «تعجب» گران‌ترین هزینه را دارد. اعلام خبر منفی در روز تعطیلی بازارهای جهانی یا پس از بسته شدن بازار داخلی، یا از طریق مصاحبهٔ غیررسمی با یک خبرگزاری خاص، اثر تخریبی کمتری نسبت به اظهارنظر ناگهانی در یک نشست عمومی دارد. - توصیه: از تدریج در افشاسازی و کانال‌های غیرمستقیم (مانند گزارش‌های دوره‌ای بانک مرکزی) برای اخبار منفی استفاده شود و اخبار مثبت (مانند افزایش ذخایر یا توافقات جدید) با لحن قاطع و از بالاترین سطح رسمی اعلام گردد. ۳. اثر اعلامی» را به نفع خود مدیریت کنید - تئوری انتظارات عقلایی می‌گوید که مردم از اظهارات دولت، «قاعدهٔ تصمیم‌گیری» را استنباط می‌کنند، نه فقط عدد خبر را. اگر دولت همواره فقط اخبار خوش‌بینانه بدهد، بازار یاد می‌گیرد که برعکس آن عمل کند (اثر «اعتبار صفر»). - توصیه: با اعلام گهگاهی و کنترل‌شدهٔ اخبار منفی، به بازار بفهمانید که دولت «صادق است»، بنابراین وقتی خبر مثبت می‌دهد، بازار با اطمینان بیشتری به آن واکنش مثبت نشان می‌دهد. این یعنی ایجاد سرمایهٔ اعتماد که در بلندمدت از نوسان شدید نرخ ارز جلوگیری می‌کند. ۴. از «داستان‌سرایی اقتصادی» به جای «بیان خشک آمار» استفاده کنید - مردم و فعالان اقتصادی، کمتر تحت تأثیر عدد دقیق ذخایر ارزی، و بیشتر تحت تأثیر «جهت‌گیری» قرار می‌گیرند. به‌جای گفتن «ارز نداریم»، می‌توان گفت «در مقطع فعلی، تخصیص ارز با اولویت کالاهای اساسی است و برای سایر اقلام، مکانیزم بازار آزاد تنظیم‌گر خواهد بود». این جمله هم صادق است و هم سیگنال هراس‌آور نمی‌دهد. 🔻 توصیهٔ نهایی به سیاستگذار: - اخبار منفی را صادقانه اما با افق‌گشایی بیان کنید (نه پایان‌بسته). - اخبار مثبت را فوری و پررنگ منتشر کنید تا اثر روانی آن دوچندان شود. - هرگز بین اظهارات رئیس‌جمهور، رئیس کل بانک مرکزی و وزیر اقتصاد تناقض ایجاد نشود؛ زیرا هزینهٔ تناقض‌گویی از هزینهٔ خود خبر منفی بسیار بیشتر است. - در خصوص ارز، به‌جای اظهارنظر دربارهٔ «مقدار» (که قابل راستی‌آزمایی فوری است)، بر «روند» و «سیاست» تأکید کنید (مثلاً: رویکرد ما تثبیت تدریجی نرخ است، نه جهش یک‌باره). در نهایت، اگر رئیس‌جمهور از کمبود ارز سخن می‌گوید، این اقدام را نه یک اشتباه تاکتیکی، بلکه یک سرمایه‌گذاری راهبردی برای راست‌گویی در بحران‌های آینده در نظر بگیرید؛ به شرط آن که بلافاصله، برنامهٔ عملیاتی برای جبران آن کمبود نیز تشریح شود. بازار از یک دولت قابل‌پیش‌بینی و صادق، بسیار کمتر از یک دولت خوش‌بینِ دروغگو می‌ترسد. 🔴 کانال دکتر منجذب

پول‌شویی چگونه قیمت خانه‌های لوکس را بالا می‌برد؟ 👤 دکتر حسن قلی پور فریدونی؛ دانشیار اقتصاد املاک، دانشگاه سیدنی غربی ✍️ پول‌شویی یکی از عوامل کمتر دیده‌شده مؤثر بر قیمت مسکن است. پول‌شویی فرآیند پنهان کردن منشأ دارایی‌های حاصل از فعالیت‌های مجرمانه و وارد کردن آنها به اقتصاد رسمی است و حجم آن در جهان حدود ۲ تا ۵ درصد تولید ناخالص داخلی برآورد می‌شود. ✍️ این پدیده می‌تواند اقتصاد زیرزمینی و فعالیت‌های مجرمانه را گسترش دهد، درآمدهای مالیاتی را کاهش دهد و بر بازارها اثر بگذارد. ✍️ بازار مسکن به‌دلیل امکان انتقال منابع مالی قابل‌توجه، دشواری شناسایی مالک واقعی، قابلیت نگهداری بلندمدت و امکان افزایش ارزش ظاهری از طریق بازسازی، یکی از مسیرهای مهم ورود پول‌های غیرقانونی به اقتصاد رسمی است. ✍️ مطالعه‌ای درباره ۳۱ کشور عضو سازمان همکاری اقتصادی و توسعه نشان می‌دهد سخت‌گیری و اجرای مؤثر مقررات مبارزه با پول‌شویی می‌تواند ورود وجوه غیرقانونی به بازار مسکن، فشار تقاضا و قیمت‌ها را کاهش دهد. ✍️ پول نامشروع ممکن است خریداران را به پرداخت بیش از ارزش بنیادی ملک، به‌ویژه در بخش لوکس، ترغیب کند. افزایش قیمت در این بخش به املاک مجاور و دیگر بخش‌های بازار سرایت می‌کند و با تقویت تقاضای سفته‌بازانه، چرخه افزایش قیمت را شکل می‌دهد. ✍️ همچنین سازندگان را به ساخت واحدهای گران‌قیمت سوق می‌دهد و سهم مسکن قابل‌دسترس را کاهش می‌دهد. شواهدی از کانادا، بریتانیا و قبرس نیز این ارتباط را تأیید می‌کند. ✍️ بااین‌حال، پول‌شویی مهم‌ترین عامل گرانی مسکن نیست و عواملی مانند نرخ بهره، تورم، درآمد، هزینه ساخت، زمین و عرضه همچنان اصلی‌اند. ✍️ مبارزه با پول‌شویی باید در کنار سیاست‌های مسکن، با نظارت بر معاملات، شناسایی ذی‌نفع واقعی، شفافیت منابع مالی و کنترل فساد دنبال شود. 🔵 کانال با اساتید اقتصاد

🔵 بیست اقتصاددان نامی
🔵 بیست اقتصاددان نامی

🔴 از تاب‌آوری تا فرسایش ساختاری 👤 دکتر بهروز‌ هادی‌زنوز ✍️ تحریم‌های طولانی‌مدت به عاملی ساختاری در اقتصاد ایران تبدیل شده‌اند که اثرات تخریبی آن‌ها ناشی از همزمانی فشارهای خارجی با ضعف‌های نهادی، تعدد مراکز تصمیم‌گیری، کسری بودجه، ناکارآمدی سیاست خارجی و فرسایش سرمایه اجتماعی است. ✍️ این وضعیت اقتصاد را از صادرات رسمی و شفاف به سمت سازوکارهای غیررسمی، پرهزینه و کم‌بازده سوق داده است. ✍️ پیامدهای این روند در چند محور اصلی نمایان است: ۱. کاهش درآمدهای نفتی و انزوای مالی: فروش نفت با تخفیف‌های سنگین، هزینه‌های مبادله بالا و اتکا به خریداران محدود، به همراه قطع ارتباط با شبکه بانکی جهانی، بسترساز گسترش رانت، فساد و سلطه نهادهای شبه‌دولتی شده است. ۲. فرسایش تولید و بحران انرژی: ناتوانی در جذب سرمایه و فناوری، بهره‌وری و رقابت‌پذیری را کاهش داده است. به‌رغم داشتن منابع عظیم، بخش انرژی با قطعی برق و کمبود گاز روبه‌روست. ۳. آسیب‌های اجتماعی و نهادی: تورم مزمن و نااطمینانی، طبقه متوسط و سرمایه انسانی را تضعیف کرده، افق برنامه‌ریزی را کوتاه‌تر ساخته و شکاف دولت-ملت را افزایش داده است. ✍️ اگرچه ایران ظرفیت‌هایی چون بازار بزرگ، موقعیت ژئوپلیتیک و نیروی انسانی متخصص دارد، اما این عوامل تنها به «تاب‌آوری برای بقا» انجامیده‌اند، نه «تاب‌آوری توسعه‌گرا». ✍️ عبور از این بحران نیازمند اصلاحات عمیق ساختاری (اصلاح نظام بانکی، شفافیت، واقعی‌سازی قیمت انرژی و مهار کسری بودجه)، تنش‌زدایی در سیاست خارجی و پیوند با بازارهای جهانی است؛ اصلاحاتی که با مانع جدی «ذی‌نفعان اقتصاد تحریمی» روبه‌روست. ✍️ در نهایت، تداوم وضع موجود بدون بازسازی نهادی و رقابت‌پذیری، تاب‌آوری را به فرسایش ساختاری بدل خواهد کرد. 🔵 کانال با اساتید اقتصاد

🔴 از تاب‌آوری تا فرسایش ساختاری 👤 دکتر بهروز‌ هادی‌زنوز ✍️ تحریم‌های طولانی‌مدت به عاملی ساختاری در اقتصاد ایران تبدیل شده‌اند که اثرات تخریبی آن‌ها ناشی از همزمانی فشارهای خارجی با ضعف‌های نهادی، تعدد مراکز تصمیم‌گیری، کسری بودجه، ناکارآمدی سیاست خارجی و فرسایش سرمایه اجتماعی است. ✍️ این وضعیت اقتصاد را از صادرات رسمی و شفاف به سمت سازوکارهای غیررسمی، پرهزینه و کم‌بازده سوق داده است. ✍️ پیامدهای این روند در چند محور اصلی نمایان است: ۱. کاهش درآمدهای نفتی و انزوای مالی: فروش نفت با تخفیف‌های سنگین، هزینه‌های مبادله بالا و اتکا به خریداران محدود، به همراه قطع ارتباط با شبکه بانکی جهانی، بسترساز گسترش رانت، فساد و سلطه نهادهای شبه‌دولتی شده است. ۲. فرسایش تولید و بحران انرژی: ناتوانی در جذب سرمایه و فناوری، بهره‌وری و رقابت‌پذیری را کاهش داده است. به‌رغم داشتن منابع عظیم، بخش انرژی با قطعی برق و کمبود گاز روبه‌روست. ۳. آسیب‌های اجتماعی و نهادی: تورم مزمن و نااطمینانی، طبقه متوسط و سرمایه انسانی را تضعیف کرده، افق برنامه‌ریزی را کوتاه‌تر ساخته و شکاف دولت-ملت را افزایش داده است. ✍️ اگرچه ایران ظرفیت‌هایی چون بازار بزرگ، موقعیت ژئوپلیتیک و نیروی انسانی متخصص دارد، اما این عوامل تنها به «تاب‌آوری برای بقا» انجامیده‌اند، نه «تاب‌آوری توسعه‌گرا». ✍️ عبور از این بحران نیازمند اصلاحات عمیق ساختاری (اصلاح نظام بانکی، شفافیت، واقعی‌سازی قیمت انرژی و مهار کسری بودجه)، تنش‌زدایی در سیاست خارجی و پیوند با بازارهای جهانی است؛ اصلاحاتی که با مانع جدی «ذی‌نفعان اقتصاد تحریمی» روبه‌روست. ✍️ در نهایت، تداوم وضع موجود بدون بازسازی نهادی و رقابت‌پذیری، تاب‌آوری را به فرسایش ساختاری بدل خواهد کرد. 🔵 کانال با اساتید اقتصاد

🔴 آیا شکاف تورمی بین دهک ها افزایش یافت⁉️ 🔵 تدوین دکتر محمدرضا منجذب ⭕️ اینفوگرافیک مطلب را از اینجا ببینید 🔴 کانال دکتر منجذب

🔴 اینفوگرافیک: شکاف تورمی بین دهک ها افزایش یافت⁉️ 🔵 تدوین دکتر محمدرضا منجذب ⭕️ اینفوگرافیک مطلب را از اینجا ببینید 🔴 کانال دکتر منجذب

صحبت‌های دکتر علی سرزعیم درباره دولت، سرمایه‌گذاری و اصلاح قیمت بنزین دکتر علی سرزعیم معتقد است در ایران با وجود بزرگ بودن دولت، ظرفیت و توان تصمیم‌گیری و اجرای دولت پایین است. به همین دلیل، وقتی ایده‌های بزرگ و اصلاحات گسترده را به دولت می‌سپاریم، دولت توان اجرای آنها را ندارد و ممکن است در برابر چنین طرح‌هایی شوکه شود. او می‌گوید سال‌ها درباره سرمایه‌گذاری شعار داده‌ایم و حتی عنوان سال را به «سرمایه‌گذاری» اختصاص داده‌ایم؛ اما وقتی زیرساخت کافی نداریم و برق نداریم، سؤال این است که قرار است چه سرمایه‌گذاری‌ای انجام شود؟ سرزعیم معتقد است اگر ایران به شرایط دهه ۸۰ برمی‌گشت و تکنوکرات‌ها در ساختار تصمیم‌گیری حضور پررنگ‌تری داشتند، شاید اصلا نیازی به بسیاری از ایده‌های امروز برای اصلاح اقتصاد انرژی نداشتیم. او به صنعت برق اشاره می‌کند؛ صنعتی که زمانی یکی از نقاط قوت ایران بود. بهترین دانش‌آموزان کشور به سمت مهندسی برق رفتند و ایران توانست در این حوزه به توانمندی بالایی برسد. به گفته او، امروز حتی در پیچیده‌ترین تجهیزات صنعت برق نیز توان رقابت داریم و مپنا از نظر فنی توان ساخت بسیاری از تجهیزات را دارد؛ اما مسئله این است که پولی برای اجرای پروژه‌ها وجود ندارد. به گفته سرزعیم، ورشکستگی صنعت برق به جایی رسیده که حتی به سازندگان گفته می‌شود: «بیا بساز، چهار سال دیگر پولت را می‌دهم.» نتیجه چنین وضعیتی هم روشن است؛ نیروهای متخصص این صنعت در حال مهاجرت‌اند و صنعتی که زمانی یکی از قوی‌ترین نقاط قوت اقتصاد ایران بود، به یکی از نقاط ضعف تبدیل شده است. او معتقد است ما با سیاست‌های اقتصادی نادرست، یکی از مهم‌ترین نقاط قوت کشور را به نقطه ضعف تبدیل کرده‌ایم و امروز باید برای این وضعیت تأسف بخوریم. از نگاه سرزعیم، یکی از معدود نقاط درخشان اقتصاد ایران در دهه ۹۰، اقتصاد دیجیتال بود. شرکت‌هایی مانند دیجی‌کالا، آپارات و اسنپ شکل گرفتند و خدماتی با کیفیت بالا ارائه کردند؛ به‌گونه‌ای که بخشی از سبک زندگی مردم به استانداردهای کشورهای توسعه‌یافته نزدیک شد. اما بعد، همین بخش نیز با محدودیت‌ها و سیاست‌های نادرست مواجه شد. او معتقد است ایران در سه حوزه برق، اقتصاد دیجیتال و پزشکی مزیت و توانمندی جدی ایجاد کرده بود؛ اما وقتی با صنایع و بخش‌های توانمند کشور این‌گونه برخورد می‌کنیم، طبیعی است که مشکلات گسترده‌ای ایجاد شود. سرزعیم در ادامه به ایده پرداخت یارانه انرژی به مردم اشاره می‌کند و آن را در شرایط فعلی یک «ایده درجه دوم» می‌داند. به بیان او، ایده اصلی این بود که دولت بتواند خودش تصمیم بگیرد و اصلاح قیمت‌ها را انجام دهد و مجلس در جزئیات آن مداخله نکند؛ اما به دلیل ضعف دولت و سطح بالای بی‌اعتمادی، اجرای چنین اصلاحاتی بسیار دشوار شده است. بنابراین، وقتی امکان افزایش جدی قیمت بنزین وجود ندارد، یکی از راه‌های قابل‌اجرا این است که بخشی از منابع حاصل از اصلاح قیمت انرژی به طور مستقیم به مردم برگردانده شود تا مردم در اصلاحات ذی‌نفع شوند. او حتی تأکید می‌کند که اگر لازم باشد، می‌توان قیمت را در چند مرحله و با افزایش‌های کوچک بالا برد؛ حتی اگر لازم باشد این کار بارها تکرار شود. هدف این است که جامعه به یک قیمت ثابت و غیرواقعی عادت نکند و بتوان اصلاح قیمت را به‌تدریج پیش برد. از نگاه سرزعیم، در شرایط فعلی اولویت اصلی باید حفظ نظم و ثبات کشور باشد. ایران با دشمنان و تهدیدهای جدی خارجی مواجه است و اگر در داخل دچار بحران و شورش شویم و کشور از نظر اجتماعی و سیاسی به هم بریزد، هزینه شکست می‌تواند بسیار سنگین باشد. به همین دلیل، او معتقد است اصلاح قیمت باید تدریجی و محدود باشد؛ مثلا قیمت آزاد بنزین به حدود ۱۰ هزار تومان برسد، نه اینکه یک‌شبه جهش بزرگی ایجاد شود. هدف این است که هم اصلاحات اقتصادی آغاز شود و هم جامعه به‌تدریج با تغییر قیمت‌ها کنار بیاید. در نهایت، مسئله از نگاه سرزعیم این است که در شرایط فعلی باید بین اصلاح اقتصادی و حفظ ثبات اجتماعی تعادل ایجاد کنیم. شاید راه‌حل ایده‌آل روی کاغذ قابل‌اجرا نباشد؛ بنابراین باید سراغ راه‌حل‌های کوچک‌تر، تدریجی‌تر و عملی‌تری رفت که دولت واقعا توان اجرای آنها را داشته باشد. 🔵 کانال با اساتید اقتصاد

🔴 نقشه راه توسعه اقتصادی ایران؛ از نوآوری آمریکایی و رفاه اروپایی تا برنامه‌ریزی چینی 👤 دکتر محمدمهدی بهکیش؛ اقتصاددان ✍️ امید آن است که در آینده‌ای نه چندان دور جنگ تمام شود و تحریم‌ها رفع شوند. در آن زمان چالش اصلی اقتصاد ایران انتخاب یا طراحی الگوی توسعه‌ای متناسب با شرایط تاریخی، فرهنگی و ساختار خود است. ✍️ این مسیر را می‌توان در بررسی و ترکیب سه الگوی جهانی جست‌وجو کرد: ۱. الگوی آمریکا (رقابت و نوآوری): با تکیه بر بخش خصوصی و نقش نظارتی دولت، پیشتاز کارآفرینی و نوآوری است، اما نابرابری و خدمات اجتماعی گران از نقاط ضعف آن است. درس آن برای ایران، تضمین حقوق مالکیت، ثبات قوانین و تسهیل رقابت است. ۲. الگوی اروپا (رقابت با عدالت اجتماعی): بدون گرایش به سوسیالیسم، از طریق مالیات بالاتر، خدمات عمومی، آموزش و سلامت گسترده‌ای فراهم می‌آورد. درس این الگو، امکان هم‌نشینی بخش خصوصی با عدالت اجتماعی و سرمایه‌گذاری روی سرمایه انسانی است. ۳. الگوی چین (رقابت در چارچوب حکمرانی متمرکز): با راهبرد بلندمدت، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها، شایسته‌سالاری و حمایت از صادرات به قدرت صنعتی بدل شد، گرچه تمرکز قدرت و چالش‌های مالی از محدودیت‌های آن است. ✍️ نقطه اشتراک هر سه الگو، تعامل گسترده با اقتصاد جهانی و تمرکز بر توسعه صادرات کالا و خدمات است؛ امری که به محیط کسب‌وکار پیش‌بینی‌پذیر و تضمین سرمایه‌گذاری نیاز دارد. ✍️ تداوم تحریم‌ها و ابهام بین‌المللی می‌تواند به خروج سرمایه‌های انسانی و فیزیکی، جایگزینی کریدورهای ترانزیتی و انرژی و در نهایت انزوای جغرافیایی و فقر طولانی‌مدت ایران منجر شود. 🔵 کانال با اساتید اقتصاد

🎥 درمان اقتصاد ایران از مسیر سرمایه بخش خصوصی می‌گذرد دکتر پرویز خوشکلام خسروشاهی، رئیس‌کل سابق بیمه مرکزی: 🔹 مشکل اصلی اقتصاد ایران کمبود منابع نیست، بلکه نااطمینانی و فرار سرمایه بخش خصوصی است؛ اگر سیاست‌گذار بتواند این مانع را کاهش دهد، سرمایه‌گذاری بخش خصوصی می‌تواند نقطه آغاز شکوفایی اقتصاد ایران باشد.

🔵 آثار و تبعات محاصره دریایی ترامپ بر اقتصاد ایران/ جهش ۴ برابری هزینه تجارت، شوک جدید تورمی و رکود در راه است 🔺دکتر کامران ندری: 🔹یک کارشناس اقتصادی گفت: اگر این محاصره دریایی اجرا شود، این ۷۰ درصد تجارت ایران با دنیا که شامل هم صادرات و هم واردات است، تحت تأثیر قرار می‌گیرد. اگر بخواهیم این حجم از مبادلات را به مسیر‌های ریلی یا حمل‌ونقل زمینی منتقل کنیم، طبق گفته کارشناسان، هزینه تجارت ما تا ۴ برابر می‌تواند افزایش پیدا کند./متن کامل 🔵 کانال با اساتید اقتصاد

🔴 دکتر محمدرضا منجذب: مکانیسم تأثیر خبر خوب و خبر بد بر متغیرهای اقتصادی در شرایط جنگی خبرهای خوب و بد از طریق کانال "انتظارات" بر متغیرهای اقتصادی تأثیر می‌گذارند. خبر بد (افزایش ریسک): هرگونه نشانه از تشدید تنش، مانند تهدید به حمله نظامی به ایران یا بسته شدن تنگه هرمز، به‌عنوان یک "خبر بد" تلقی می‌شود. این اخبار باعث افزایش حق‌الرحمه ریسک ژئوپلیتیکی در قیمت نفت می‌شوند. فعالان بازار انتظار اختلال در عرضه را دارند و برای جبران این ریسک، قیمت‌های آتی را بالا می‌برند. خبر خوب (کاهش ریسک): برعکس، اخباری که حاکی از کاهش تنش، مذاکره، یا عبور موفقیت‌آمیز نفتکش‌ها از مناطق بحرانی باشد، به‌عنوان "خبر خوب" عمل کرده و با کاهش حق‌الزحمه ریسک، قیمت نفت را به‌سرعت پایین می‌آورند . این نوسانات می‌توانند به‌سرعت و در کسری از دقیقه رخ دهند. تحلیل نقش ترامپ: استفاده از اخبار راست و دروغ برای اثر بر قیمت نفت تحلیل‌ها نشان می‌دهد که دولت ترامپ به‌طور سیستماتیک از انتشار اخبار (چه راست و چه دروغ) برای تأثیرگذاری بر بازار نفت استفاده کرده است . مکانیسم این کار به شرح زیر است: 1. انتشار خبر خوش‌بینانه کاذب: مقامات آمریکایی، از جمله رئیس‌جمهور، اخبار غیرواقعی یا اغراق‌آمیز درباره پیشرفت در مذاکرات یا موفقیت‌های نظامی یا باز بودن تنگه هرمز منتشر می‌کنند . 2. زمان‌بندی دقیق: این اخبار اغلب در زمان‌هایی منتشر می‌شوند که بازارها در حالت کم‌نقدشوندگی هستند (مثلاً اوایل صبح دوشنبه) تا تأثیر آن‌ها بر قیمت‌ها به حداکثر برسد . 3. هدف: هدف اصلی این اقدامات، کاهش مصنوعی قیمت نفت و آرام‌سازی موقت بازارهاست . این کار به دولت آمریکا کمک می‌کند تا از افزایش قیمت بنزین و تبعات سیاسی آن در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای جلوگیری کند . چرا این روش کار می‌کند؟ بیش از ۷۰ درصد معاملات در بازارهای آتی انرژی توسط الگوریتم‌های رایانه‌ای انجام می‌شود که به جای بررسی فیزیکی نفتکش‌ها، تیتر اخبار را اسکرپ می‌کنند. این الگوریتم‌ها واکنش سریعی به هر خبر جدید نشان می‌دهند و فرصت مناسبی برای معامله‌گران با دسترسی به اطلاعات سریع‌تر فراهم می‌کنند . اثرات بر بازارهای داخلی ایران اخبار و فشارهای اقتصادی خارجی، تأثیرات مخرب و عمیقی بر اقتصاد ایران داشته است که در متغیرهای کلیدی زیر قابل مشاهده است: سقوط آزاد ریال: ارزش ریال در بازار آزاد به پایین‌ترین حد تاریخی خود رسیده و از مرز ۲ میلیون ریال به ازای هر دلار عبور کرده است . اخبار بد این را تشدید می کند و بالعکس. ابرتورم و کاهش قدرت خرید: تورم سالانه در ایران برای چندین ماه متوالی از ۸۰ درصد فراتر رفته و در برخی مقاطع به ۱۳۰ درصد نیز رسیده است . بحران سوخت: به دلیل کمبود پالایشگاه و تأثیر بلوکه دریایی بر واردات سوخت، صف‌های طولانی در پمپ‌بنزین‌های تهران شکل گرفته است و دولت با کسری روزانه ۱.۵ میلیون لیتری بنزین مواجه است. بورس نیز اثرات بر بازارهای موازی خارج از ایران اخبار دستکاری‌شده تأثیری موقتی اما قابل‌توجه بر بازارهای جهانی داشته است: نوسانات شدید و موقتی قیمت نفت: اخبار کاذب توانسته‌اند نوسانات شدیدی در قیمت نفت ایجاد کنند. برای مثال، در یک مورد، قیمت نفت WTI در یک روز ۸ درصد سقوط کرد و یا در موردی دیگر، انتشار یک خبر کاذب باعث کاهش ۱۵ درصدی قیمت در عرض یک ساعت شد . کاهش اعتبار و اثربخشی: با تکرار این الگو، فعالان بازار به اخبار کاخ سفید بی‌اعتماد شده‌اند. معامله‌گران شاخصی به نام "TACO" (ترامپ همیشه عقب‌نشینی می‌کند) ابداع کرده‌اند و اعلام می‌کنند که تا زمانی که خود ایران خبری را تأیید نکند، به ادعاهای آمریکا اعتنا نمی‌کنند. دوام و افق آینده این اثرات تحلیل‌ها نشان می‌دهد که این اثرات کوتاه‌مدت و رو به کاهش هستند، اما در عین حال زمینه‌ساز یک بحران بزرگ‌تر در آینده می‌شوند. اثر کوتاه‌مدت: تأثیر اخبار بر بازارهای مالی، بویژه با استفاده از الگوریتم‌ها، بسیار سریع است اما معمولاً دوام زیادی ندارد. به محض اینکه واقعیت روشن می‌شود، قیمت‌ها به سطح قبلی خود بازمی‌گردند. بحران قریب‌الوقوع: تداوم این وضعیت، بازار را به سمت یک شوک عرضه واقعی سوق می‌دهد. ذخایر استراتژیک نفت آمریکا به پایین‌ترین سطح خود در ۴۰ سال اخیر رسیده است و تنگه هرمز عملاً مسدود شده است. با اتمام این ذخایر، دستکاری قیمت‌ها با اخبار دروغین بی‌اثر شده و بازار با واقعیت تلخ کمبود فیزیکی نفت مواجه خواهد شد. 🔴 کانال دکتر منجذب

🔴 اجرای سیاست‌های تعدیل اقتصادی بانک جهانی در ایران علت اصلی حمله آمریکا و اسرائیل بود، اگر این سیاست‌ها را اجرا نمی‌کردند اصلا جنگ نمی‌شد 👤 دکتر حسین راغفر اقتصاددان و استاد اقتصاد دانشگاه الزهرا: هنوز هم اجرای سیاست‌های مخرب بانک جهانی و تعدیل ساختاری در کشور ما ادامه دارد و باعث ویرانی اقتصاد ما شده است.

🔴 ولی افتاد مشکل‌ها 👤 دکتر تیمور رحمانی؛ عضو هیات علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران ✍️ چهار سال سردرگمی نظام سیاست‌گذاری در حوزه بنزین، ناشی از عدم به رسمیت شناختن «قیمت» و سازوکارهای بازار است. ✍️ این رویکرد بوروکراتیک و پرهزینه، دولت را به بن‌بست کشانده و اکنون ناچار است تسلیم واقعیت‌های اقتصادی شود. هرگونه اصلاح قیمت با توجه به افت شدید رفاه عمومی و وابستگی جمعیت بیشتری به بنزین ارزان، ریسک بالای ناآرامی اجتماعی دارد. ✍️ دولت باید صادقانه بپذیرد که ضرورت افزایش قیمت، نه ناشی از سوءمصرف مردم، بلکه نتیجه مستقیم سیاست‌های تورم‌زای گذشته خودِ نظام حکمرانی است. ✍️ ادعای «لنگر تورمی بودن بنزین» نیز باطل است؛ چرا که قیمت بنزین از سال ۱۳۹۸ ثابت بوده، اما کشور رکورد تورم را شکسته است. بنابراین، تورم علت اصلی است، نه افزایش قیمت سوخت. ✍️ علاوه بر این، بسیاری از طرح‌های پیچیده توزیع بنزین، پوششی برای ایجاد رانت و پلتفرم‌های رانتی برای گروه‌های خاص است؛ لذا باید از هرگونه پیچیده‌سازی بیهوده پرهیز کرد. ✍️ راهکار پیشنهادی برای برون‌رفت از این وضعیت عبارت است از: ۱. شناورسازی تدریجی قیمت حول مقادیر فعلی. ۲. حذف کارت سوخت جایگاه‌داران و کاهش پیچیدگی‌های توزیع. ۳. واریز مابه‌التفاوت درآمد حاصل از اصلاح قیمت به حساب خانوارها به عنوان یارانه. ۴. حرکت به سمت نرخ واحد شناور که متناسب با تورم عمومی تعدیل شود. ✍️ دولت باید از ایجاد تورم پرهیز کند و درآمدهای حاصل از این اصلاحات را صرف توسعه آموزش و بهداشت عمومی نماید تا مردم بازگشت هزینه‌های خود را در خدمات عمومی احساس کنند. 🔵 کانال با اساتید اقتصاد

🔵 اگر جنگ و محاصره تا 3 ماه آینده ادامه یابد، ذخایر کشور به شدت کاهش خواهد یافت | مسیرهای جایگزین برای تجارت ظرفیت محدودی دارند 🔵 دکترمحمدمهدی بهکیش: 🔹در شرایط فعلی حتی مسیرهای جایگزین برای تجارت نیز ظرفیت محدودی دارند 🔹تحریم‌های ثانویه باعث می‌شود شرکت‌هایی که با ایران همکاری می‌کنند، در معرض از دست دادن امکان فعالیت در بازار آمریکا قرار گیرند. از آنجا که حتی بسیاری از شرکت‌های چینی با بازار آمریکا تعامل گسترده دارند، این محدودیت به‌ویژه در حوزه بانکی آثار جدی بر تجارت ایران گذاشته است 🔹در حال حاضر مشکلات پیش روی تجارت کشور به قدری جدی شده که می‌تواند کشور را در مرز اختلال جدی قرار دهد 🔹اگر جنگ و محاصره دو تا سه ماه دیگر ادامه پیدا کند، ذخایر کشور به‌شدت کاهش خواهد یافت و کمبود کالا در داخل افزایش خواهد یافت/ متن کامل 🔵 کانال با اساتید اقتصاد

🟣 هیچ‌یک از ذینفعان اصلی انرژی، به‌جز قاچاقچیان از وضعیت راضی نیستند 💬دکتر فرشاد فاطمی، عضو هیات علمی دانشگاه شریف: 🗣‌ سیاست‌گذار، مردم و صنایع را به مصرف بالای انرژی متهم می‌کند، اما شرکت‌های تأمین‌کننده (تولید، انتقال و توزیع) نیز ناراضی‌اند و از مطالبات وصول‌نشده و کمبود سرمایه‌گذاری گلایه دارند؛ این نشان می‌دهد که هیچ‌یک از ذینفعان اصلی از وضعیت انرژی راضی نیستند. 🗣این نارضایتی گسترده، نشان از یک خطای راهبردی در مدیریت انرژی دارد؛ با وجود برخورداری از بزرگترین مواهب هیدروکربنی جهان، در ادارهٔ این بخش به جایی رسیده‌ایم که تقریباً همهٔ ذینفعان (به‌جز قاچاقچیان سوخت) از سیستم ناراضی‌اند.

🔻هشدار یک اقتصاددان درباره رشد تورم، بیکاری و رکود اقتصادی در صورت تداوم محاصره دریایی/ جایگزین کردن دریا با جاده و ریل ممکن نیست دکتر آلبرت بغزیان: 🔹باید ببینیم در چنین شرایطی چگونه می‌توانیم محدودیت‌ها را دور بزنیم. از ابتدا مشخص است که اگر محاصره یا تحریم طولانی شود، باید به دنبال راه‌هایی برای تأمین نیاز‌های کشور باشیم، اما سؤال این است که این نیاز‌ها قرار است از چه مسیری و با چه هزینه‌ای تأمین شوند. 🔹در هر حال، تحریم و محاصره در نهایت به ضرر رشد اقتصادی و رفاه مردم تمام می‌شود و پیامد‌هایی مانند تورم، بیکاری و رکود اقتصادی را به دنبال دارد. به‌ویژه اینکه کاهش رفاه مردم، یکی از نخستین نتایج استمرار چنین شرایطی است. 🔹حمل‌ونقل دریایی، در بسیاری از موارد، به‌صرفه‌ترین مسیر برای جابه‌جایی حجم بالای کالا است و نمی‌توان به سادگی آن را با مسیر‌های دیگر جایگزین کرد./اقتصاد ۲۴ 🔵 کانال با اساتید اقتصاد