The Catcher in the Rye
تبلیغات ندارم. کانالهای آرشیو: @caulfild2 @caulv
Ko'proq ko'rsatish📈 Telegram kanali The Catcher in the Rye analitikasi
The Catcher in the Rye (@caulfild) Forsiy til segmentidagi kanali faol ishtirokchi. Hozirda hamjamiyat 32 964 obunachidan iborat bo'lib, Sanʼat & Dizayn toifasida 771-o'rinni va Eron mintaqasida 10 501-o'rinni egallagan.
📊 Auditoriya ko‘rsatkichlari va dinamika
невідомо sanasidan buyon loyiha tez o‘sib, 32 964 obunachiga ega bo‘ldi.
02 Sentabr, 2026 dagi oxirgi ma’lumotlarga ko‘ra kanal barqaror faollikka ega. Oxirgi 30 kunda obunachilar soni 303 ga, so‘nggi 24 soatda esa 4 ga o‘zgardi va umumiy qamrov yuqori darajada qolmoqda.
- Tasdiqlash holati: Tasdiqlanmagan
- Jalb etish (ER): Auditoriya o‘rtacha 31.61% darajada jalb etiladi. Nashrdan keyingi dastlabki 24 soatda kontent odatda umumiy obunachilar sonining 16.64% ini tashkil etuvchi reaksiyalarni to‘playdi.
- Post qamrovi: Har bir post o‘rtacha 10 420 marta ko‘riladi; birinchi sutkada odatda 5 484 ta ko‘rish yig‘iladi.
- Reaksiyalar va o‘zaro ta’sir: Auditoriya faol: har bir postga o‘rtacha 1 ta reaksiya keladi.
- Tematik yo‘nalishlar: Kontent غار, اسپارت, وقت, ترجمه, ژانوس kabi asosiy mavzularga jamlangan.
📝 Tavsif va kontent siyosati
Muallif resursni shaxsiy fikrni ifoda etish maydoni sifatida ta’riflaydi:
“تبلیغات ندارم.
کانالهای آرشیو:
@caulfild2
@caulv”
Yuqori yangilanish chastotasi (oxirgi ma’lumot 03 Sentabr, 2026 da olingan) sababli kanal doimo dolzarb va katta qamrovli bo‘lib qoladi. Analitika auditoriya kontent bilan faol hamkorlik qilishini, uni Sanʼat & Dizayn toifasidagi muhim ta’sir nuqtasiga aylantirishini ko‘rsatadi.
Ma'lumot yuklanmoqda...
| Sana | Obunachilarni jalb qilish | Esdaliklar | Kanallar | |
| 03 Sentabr | +7 | |||
| 02 Sentabr | +7 | |||
| 01 Sentabr | +12 |
| 2 | [بیماریشناسی درختان، بلانچارد و تاتار، ترجمهی بهروز جعفرپور] | 5 783 |
| 3 | عشق همچون یک جویباره؛ پیوستهست و متوقف نمیشه.
Love Streams (1984)
dir. John Cassavetes | 6 930 |
| 4 | Matn yo'q... | 8 031 |
| 5 | این بخشی از نامهی جیمز جویسِ ۲۷ ساله به دلبرش، نورا بارنِکِلِ ۲۵ سالهست. حالا اینها رو بهش گفته و تنها ۵ روز بعد، یکی از عجیبترین نامهها رو براش مینویسه که توی برگردان فارسیِ نامههاش نیاوردن. نامهای که در ۸ دسامبر ۱۹۰۹ نوشته شده. زمانی که جویس از پشت با نورا سکس کرده و نورا هم چندتا گوز بیرون داده. این تنها بخشی از اون نامهست:
«...فکر میکنم گوز نورا را هر جا باشد بشناسم. فکر میکنم حتی در اتاقی پر از زنهای گوزو هم بتوانم گوزهای او را تشخیص بدهم. صدای نسبتا دخترانهای دارد؛ نه مثل آن گوز خیس و پُربادی که تصور میکنم زنهای چاق داشته باشند. ناگهانی و خشک و کثیف است، درست مثل چیزی که یک دختر جسور ممکن است شبها برای شوخی در خوابگاه مدرسه از خودش دربیاورد. امیدوارم نورا جلوی صورتم حسابی بگوزد تا بوی آنها را هم بشناسم...»
[متن به انگلیسی] | 11 542 |
| 6 | Japanese Beggar, 1904. by Vasily Vereshchagin
Woman as an Itinerant Monk; Onna Komuso (Otsu-e). late 1600s-early 1700s.
Women and komuso, 18th century. by Suzuki Harunobu | 8 274 |
| 7 | برای اینکه این کلاههای حصیری همهی چهره رو میپوشوند، مجرمها ازش سوءاستفاده کردن تا بتونن در روز روشن هم هویت خودشون رو پنهان کنن. در نتیجه، این شیوهی پوشش و راهبان کموسو در دورههای گوناگون بارها ممنوع شد. | 7 818 |
| 8 | از مجموعهی «شغلها در دورهی شووا»
کُموسو، راهبان ژاپنی پیرو آیین فوکه-شو آیین بوداگرایی ذن در دوره ادو (۱۶۰۰ تا ۱۸۶۸) بودند. آنها را با سبد حصیری که بر سر میگذاشتند (آن را تنگای مینامند) میشناختند... و با نواختن شاکوهاچی (نوعی فلوت ساختهشده از بامبو) در شهرها و روستاها میگشتند. از مردم پول یا برنج میگرفتند...
این قطعات موسیقی را هونکیوکو (به معنی قطعات موسیقی اصیل) مینامند که در هنگام تمرینات تمرکز سویذن به عنوان روشی برای رسیدن به روشنی و نیز برای درمانگری و همچنین دریافت پول نواخته میشوند...
روحانیان را ابتدا کُمُسو (komosō) مینامیدند (به معنی روحانیان حصیرپوش) اما بعدها آنان را با نام کُموسو (Komusō) شناخته شدند (به معنی راهبان پوچ یا راهبان تهی). طریقت فوکهذن بر سفر تاکید زیادی داشت، به همین دلیل دیدن راهبان کموسوی سرگردان در ژاپن قدیم متداول بودهاست.
The Komuso, 1940. by Sanzo Wada | 7 513 |
| 9 | پینترست من پر شده از این میمهای ووجک | 10 863 |
| 10 | یه ربات ساده زدیم که گیفهای توییتر رو برای تلگرام دریافت میکنه: @Catcher_Twitter_Bot | 5 156 |
| 11 | The Storm, 2023. by Laurent Proux | 10 739 |
| 12 | فلینی ده-دوازده سال پایانی از اینجور چیزها میکشیده و برای دوستاش میفرستاده.
Federico Fellini (1920-93) | 14 201 |
| 13 | تسبیحِ یادآورِ مرگ
نزدیک به پونصد سال پیش
ابزار: عاج فیل، سیم و تا اندازهای زَرکاری شده.
ریزهکاری برجستهای داره.
Rosary, 1500-25 (German) | 11 662 |
| 14 | دارم این سیتکام رو میبینم
یک فصلش رو دیدم و خوشم اومده
برای گذروندن زمانم خیلی خوبه.
It's Always Sunny in Philadelphia (2005– ) | 12 205 |
| 15 | سوگواران
دو زن و یک مرد که از درد و سرما درهمشکستهاند، چشمبهراهِ رسیدنِ پیکر ماهیگیری هستند که در دریا جان باخته است.
در میان آنها، زنی ایستاده است که صلیبی در دست دارد؛ در سوی راست او، مرد جوانی شاخهای از گیاه شمشاد را در دست گرفته و در پشت سر او، زن دیگری با لمدادن به پشت زن اول، اندوه خود را پنهان میکند. نقاش با نشانههایی اندک، جایگاه دین را در زندگی این خانوادههای گمنام که همواره دستخوش تهدید عناصر خروشان طبیعت هستند، بازگو کند.
The Mourners of Etaples, 1883. by Francis Tattegrain | 13 825 |
| 16 | چندتا ویدئو از ویلم دفو توی خیابون، از تیکتاک و ردیت و اینستاگرام و توییتر... پیدا کردم؛ بامزهن.
بهویژه که توی سه چهارتاش ازش میخوان پند و ارز بده ولی میپیچونه (گمون نمیکنم ساختگی باشن).
[همگی به زبان انگلیسی] | 14 455 |
| 17 | الگوی موهاش [۲۱۹ سال پیش]
Portrait de Mademoiselle Athénaïs d'Albenas, 1807. by Louis Léopold Boilly | 12 914 |
| 18 | دورهمیِ خانوادگی
خواهرم امروز یک پیکبرگ (کارتپستال) برام آورده بود. این نقاشی روش بود.
Family Reunion, 1945. by John Philip Falter | 13 286 |
| 19 | Rachel Weisz, 2023. by Yulia Gorbachenko | 11 514 |
| 20 | اسم این نقاش منو یاد اینجای آفیس انداخت. | 10 994 |
