The Catcher in the Rye
تبلیغات ندارم. کانالهای آرشیو: @caulfild2 @caulv
Ko'proq ko'rsatish📈 Telegram kanali The Catcher in the Rye analitikasi
The Catcher in the Rye (@caulfild) Forsiy til segmentidagi kanali faol ishtirokchi. Hozirda hamjamiyat 32 338 obunachidan iborat bo'lib, Sanʼat & Dizayn toifasida 780-o'rinni va Eron mintaqasida 10 504-o'rinni egallagan.
📊 Auditoriya ko‘rsatkichlari va dinamika
невідомо sanasidan buyon loyiha tez o‘sib, 32 338 obunachiga ega bo‘ldi.
09 Iyul, 2026 dagi oxirgi ma’lumotlarga ko‘ra kanal barqaror faollikka ega. Oxirgi 30 kunda obunachilar soni 640 ga, so‘nggi 24 soatda esa 23 ga o‘zgardi va umumiy qamrov yuqori darajada qolmoqda.
- Tasdiqlash holati: Tasdiqlanmagan
- Jalb etish (ER): Auditoriya o‘rtacha 24.43% darajada jalb etiladi. Nashrdan keyingi dastlabki 24 soatda kontent odatda umumiy obunachilar sonining 12.92% ini tashkil etuvchi reaksiyalarni to‘playdi.
- Post qamrovi: Har bir post o‘rtacha 7 897 marta ko‘riladi; birinchi sutkada odatda 4 177 ta ko‘rish yig‘iladi.
- Reaksiyalar va o‘zaro ta’sir: Auditoriya faol: har bir postga o‘rtacha 1 ta reaksiya keladi.
- Tematik yo‘nalishlar: Kontent غار, اسپارت, وقت, ترجمه, ژانوس kabi asosiy mavzularga jamlangan.
📝 Tavsif va kontent siyosati
Muallif resursni shaxsiy fikrni ifoda etish maydoni sifatida ta’riflaydi:
“تبلیغات ندارم.
کانالهای آرشیو:
@caulfild2
@caulv”
Yuqori yangilanish chastotasi (oxirgi ma’lumot 10 Iyul, 2026 da olingan) sababli kanal doimo dolzarb va katta qamrovli bo‘lib qoladi. Analitika auditoriya kontent bilan faol hamkorlik qilishini, uni Sanʼat & Dizayn toifasidagi muhim ta’sir nuqtasiga aylantirishini ko‘rsatadi.
Ma'lumot yuklanmoqda...
| Sana | Obunachilarni jalb qilish | Esdaliklar | Kanallar | |
| 10 Iyul | +12 | |||
| 09 Iyul | +24 | |||
| 08 Iyul | +41 | |||
| 07 Iyul | +17 | |||
| 06 Iyul | +28 | |||
| 05 Iyul | +35 | |||
| 04 Iyul | +38 | |||
| 03 Iyul | +22 | |||
| 02 Iyul | +19 | |||
| 01 Iyul | +23 |
«گربهای که از دست میرفت، گربهای پیر بود که در خانهی من زندگی میکرد. این گربه بسیار سالم بود و هرگز مریض نمیشد. گربه سیاه رنگی بود که «دینا» نام داشت. نوهی او یک گربه سیاه دیگر بود که «مای» نام گرفت. هر دوی آنها گربههای دوستداشتنیای بودند که در ماه دسامبر به دنیا آمدند و بزرگ شدند. آنها گربههای وحشی بودند که در نزدیکی خانه پرسه میزدند. آن گربهها گوشهای کوتاهی داشتند، دمی کوتاه داشتند، عاشق گرما بودند و وقتی غذا میخوردند، تپل میشدند.»
| 2 | مریم به فرشته گفت: «این چگونه ممكن است؟ من باکره هستم.»
[لوقا ۱: ۳۴]
The Annunciation, 1445. by Francesco Pesellino (Pesellino) | 5 134 |
| 3 | از خاطرات سیلویا پلات (ترجمهی مهسا ملک مرزبان، ص ۳۹۶)
شنبه، دهم ژانویه ۱۹۵۹:
دیروز صبح گریه کردم؛ انگار یک ساعتِ تمام برای گریه و زاری وقت داشتم: چرا گریستن اینقدر لذتبخش است؟ بعد از آن، احساس پاکی و تصفیهی روحی میکنم. انگار غمی دارم که با گریه بر آن فائق میآیم. غمی عمیق.
Sylvia Plath, aged 26, from "The Unabridged Journals of Sylvia Plath" (dated January 10, 1959). | 6 223 |
| 4 | یک جملهی زبانزد و منسوب به وودی آلن بود که میگفت: «بزرگترین اشتباه زندگیم اونجا بود که فکر کردم اگه کاری با بقیه نداشته باشم، بقیه هم کاری با من ندارن.»
در پذیرشش، شما اگه بدون هیچ حاشیهای، سر وقت، سرت رو بندازی پایین و بری سر کار -یا هرجایی- و برگردی. آزارت به کسی نرسه و با همه خوشرفتار باشی و کارت رو بهدرستی انجام بدی، همیشه یکی پیدا میشه که روزت رو خراب کنه یا برات چالش درست کنه.
دستکم توی پنج سال گذشته که سر این کارم، این رو به فراوانی دیدم. | 6 577 |
| 5 | فرشتهی زن سیاهپوست
از یک رسالهی کیمیاگری قرونوسطایی، حدود ششصد سال پیش.
Aurora consurgens, 1420s. | 6 722 |
| 6 | اینجا مجری از لینچ میپرسه که آیا تابحال رواندرمانی رفتی؟
لینچ پاسخ میده:
فقط یک بار. دلیلی برای رفتن داشتم. همون ابتدا خیلی رک ازش پرسیدم: «آیا این فرآیندی که قراره طی کنیم، میتونه روی خلاقیتم تأثیر بذاره؟» و اون گفت: «دیوید، باید باهات صادق باشم، میتونه.» و من همونجا مجبور شدم باهاش دست بدم و خداحافظی کنم. گفتم این برای من نیست. چون خلاقیت یک چیز جادوییه و تو نمیخوای اونقدر زیاد دربارهش بدونی که باعث بشه متوقف بشه.
David Lynch explains why he said no to therapy | 10 704 |
| 7 | این سیزدهمین استندآپ کمدی لوییه. همچنان مثل گذشته، پرقدرت و خوب.
قبلیها اینهان:
Ridiculous (2026)
Louis C.K. at the Dolby (2023)
Back to the Garden (2023)
Sorry (2021)
Sincerely Louis C.K. (2020)
Louis C.K. 2017 (2017)
Live at the Comedy Store (2015)
Oh My God (2013)
Live at the Beacon Theater (2011)
Hilarious (2010)
Chewed Up (2008)
Shameless (2007)
One Night Stand (2005) | 7 395 |
| 8 | باید تو زندگی دنبالِ لذتهایِ جدید باشی چون زندگی بیش از حد طولانیه. واقعاً چیزی که یاد گرفتم اینه که زندگی زیادی طولانیه. چون میتونی یه زندگی عالی داشته باشی، ولی بعد از اون بخش، هنوز زندهای. هنوز مجبوری اینجا باشی.
Ridiculous (2026)
dir. Louis C.K. | 7 192 |
| 9 | از چت جپت خواستم این نقاشی (که نسخهی بهتری نداره) رو رنگی کنه. بعداز دو/سه دقیقه تلاش، نوشت که خشونتآمیزه و با آییننامهی من ناسازگاره که رنگیش کنم. گفتم با این کارهات داری تاریخ هنر رو دستکاری میکنی. از ما گفتن. خودت میدونی.
بعد رنگیش کرد.
داستان «خداداد و برادرانش» و بردگی «شاهدخت دریابار» بهدست دزدان دریایی، بخشی از داستانهاییه که در نگارش اصیل عربی و فارسیِِ «هزارویک شب» نیست و آنتوان گالان، مترجم فرانسوی، در آغاز سدهی هجدهم از زبان یک داستانسرای سوری به نام «حنا دیاب» شنید و به مجموعهش اضافه کرد. در برگردانهای فارسی گمون نمیکنم پیدا بشه (من که پیدا نکردم) ولی میتونید [اینجا] داستانش رو بشنوید.
The Story of the Princess of Deryabar, 1899. by Józef Marian Deskur | 8 065 |
| 10 | قسمت ابتدایی کتاب رو با کمک هوشواره ترجمه کردم:
داستانِ تأسیسِ جزیرهی بزرگ، که اکنون آمریکای شمالی نامیده میشود؛ دو نوزادِ متولد شده و آفرینش جهان
در میانِ مردمانِ باستان، دو جهان وجود داشت. جهانِ زیرین در تاریکیِ عظیمی فرو رفته بود و در تملکِ هیولایی بزرگ قرار داشت؛ اما جهانِ بالایی مسکنِ نوعِ بشر بود. در آنجا زنی باردار شد و قرار بود دوقلوهایی به دنیا بیاورد. هنگامی که زمانِ زایمانش نزدیک شد، شرایطِ او پریشانیِ بزرگی در ذهنش ایجاد کرد و توسط برخی از بستگانش ترغیب شد تا بر روی تشکی که برایش آماده کرده بودند دراز بکشد تا تنِ خستهاش تجدید قوا کند؛ اما در حالی که او در خواب بود، همان مکان به سمتِ جهانِ تاریک فرو رفت.
هیولاهایِ آبهایِ عظیم از دیدنِ صحنهی سقوطِ او به جهانِ زیرین وحشتزده شدند؛ در نتیجه، تمامِ گونههایِ موجودات فوراً در محلی که انتظار میرفت او به آنجا سقوط کند، گرد آمدند. هنگامی که هیولاها جمع شدند و به مشورت پرداختند، یکی از آنها با عجله مأمور شد تا در اعماقِ آب جستجو کند و مقداری خاک بیابد؛ هیولا به اعماق رفت، موفق شد و با خاک بازگشت. درخواستِ دیگری مطرح شد مبنی بر اینکه چه کسی قادر است زن را از وحشتِ آبهای عظیم در امان نگه دارد؛ اما هیچکس نتوانست این کار را انجام دهد تا اینکه لاکپشتی بزرگ پیش آمد و پیشنهاد کرد که وزنِ او را بر دوش بگیرد که مورد پذیرش واقع شد.
زن همچنان از فاصلهای دور در حالِ سقوط بود. لاکپشت بیدرنگ عمل کرد و مقدار کمی خاک بر پشتِ او مالیده شد. زن بر جایگاهِ آمادهشده فرود آمد و آرامش یافت. در حالی که لاکپشت او را نگه داشته بود، لحظه به لحظه بزرگتر شد و به جزیرهای قابلتوجه از خاک تبدیل گشت که ظاهراً با بوتههایِ کوچک پوشیده شده بود... | 7 143 |
| 11 | کتاب «طرحهایی از تاریخ باستان شش ملت» اثر دیوید کیوسیک که دویست سال پیش منتشر شد، اولین روایت از تاریخ و فرهنگ عامه بومیان آمریکاست که توسط یک سرخپوست نوشته شده.
احتمالا داستانهای مربوط به موجود افسانهای «پاگنده» از همین کتاب ریشه گرفته.
Sketches of the Ancient History of the Six Nations, 1827. by David Cusick | 7 321 |
| 12 | جمعکردن این مجموعه و پیداکردن شعرهاش یه روز کامل وقتمو گرفت. بقیهشون هم میتونید [اینجا] ببینید. | 7 132 |
| 13 | سه موش کور، سه موش کور/ببین چطور میدون، ببین چطور میدون/همهشون دنبال زنِ کشاورز دویدن/اونم با چاقوی تیزش، دمِ همهشون رو چید و برید/تا حالا تو زندگیت دیدی چنین چیزی رو/مثل این سه تا موش کور.
رگو این شعرها را بهعنوان آثار معصومانهی کودکانه نمیبیند. او معتقد بود که بسیاری از قصهها و ترانههای کودکانه، از همان ابتدا پر از خشونت، ترس، سلطه، تنبیه، جنسیت و قدرت بودهاند؛ فقط چون بارها آنها را شنیدهایم، دیگر متوجه تاریکیشان نمیشویم. به همین دلیل، در آثار او شخصیتها حالتی میان رؤیا و کابوس دارند. برای مثال؛ حیوانها لباس انسان پوشیدهاند. کودکان گاهی شبیه پیرمردها یا موجودات عجیب هستند. مقیاس اشیا بههم ریخته است؛ یک پرنده ممکن است از انسان بزرگتر باشد. فضا همزمان طنزآمیز و تهدیدکننده است. این حس باعث میشود بیننده نداند باید بخندد یا احساس ناراحتی کند.
Three Blind Mice, 1989. by Paula Rego | 8 184 |
| 14 | پادشاه پیر «کول»: افسانهای درباره یک پادشاه که به خوشگذرونی و موسیقی علاقه داشت.
Old King Cole, 1989. by Paula Rego | 6 784 |
| 15 | پائولا رگو یک مجموعه چاپی داره به نام «ترانههای کودکانه» بر اساس ۲۶ شعر و متل کودکانهی انگلیسی. از این دست شعرهای کوتاهِ دو/سه بیتی که توی فرهنگهای مختلف بچهها زمزمه میکنن.
مثلا اینیکی در مورد پشمهای یک گوسفند سیاهه: «بَعوبَع =))، گوسفند سیاه، پشم داری؟ بله قربان، بله قربان، سه کیسه! یکی واسه ارباب، یکی واسه بانو، یکی واسه اون پسر کوچولویی که میشینه اونروبرو.»
این تصویرسازیها بهشدت کمیک، غنی و در عین حال آمیخته به لحنی شوم و هولناک هستند که ترانههای کودکانهی کلاسیک را به داستانهایی پررنگولعاب دربارهی حماقت و توهم، بیرحمی، سنتها و مسائل جنسی تبدیل میکنند.
Baa, Baa, Black Sheep, 1989. by Paula Rego | 7 268 |
| 16 | سه تا از پوسترهای فیلمی که کیارستمی طراحی کرده.
وسوسه شیطان (۱۳۴۶)، محمد زریندست
مسافر جنوب (۱۳۷۵)، پرویز شهبازی
رشید (۱۳۵۰)، پرویز نوری | 8 409 |
| 17 | هوشواره | 7 775 |
| 18 | یک دریانورد پیر، وسط یک مهمونی عروسی، جلوی یکی از مهمونها رو میگیره و مجبورش میکنه داستان زندگیش رو بشنوه؛ یک سفر دریایی وحشتناک.
کشتیِ اونها اولش سفر خوبی داره، اما بعد وارد ناحیهای یخزده در قطب جنوب میشه. یک آلباتروس (پرندهی دریایی) ظاهر میشه و باعث میشه یخها بشکنن و کشتی نجات پیدا کنه.
اما دریانورد، بدون دلیل، این پرندهی مقدس رو با تیر میکشه. از این لحظه به بعد، همهچیز به هم میریزه. باد میخوابه، کشتی در دریا گیر میفته، و خدمه یکییکی میمیرن. همهی مرگها به نوعی به گردن دریانورد میفته، و او تنها بازمانده روی کشتی میشه.
به عنوان مجازات، دچار یک نوع نفرین میشه: مجبوره رنج بکشه و ببینه، اما نمیتونه بمیره. و در انزوا و عذاب روحی رها میشه.
نقطهی تحول زمانی اتفاق میفته که ناگهان زیبایی موجودات دریایی (که قبلاً از اونها متنفر بود) رو درک میکنه و به نوعی عشق و احترام به طبیعت در او بیدار میشه. در همون لحظه، طلسم شروع به شکستن میکنه.
در نهایت، زنده میمونه، اما محکومه که این داستان رو بارها و بارها برای دیگران تعریف کنه، به عنوان نوعی کفاره و هشدار اخلاقی. | 7 384 |
| 19 | دریانورد و پرندهی مُرده
«منظومهی دریانوردِ کهن»، سمیوئل تیلور کلریج
The Rime of the Ancient Mariner, 1798. by Samuel Taylor Coleridge
I Watched the Water-Snakes, 1876. by Gustave Doré | 7 159 |
| 20 | Boy playing the violin, 1913. by Karl Wilhelm Diefenbach | 7 293 |
