The Catcher in the Rye
تبلیغات ندارم. کانالهای آرشیو: @caulfild2 @caulv
Show more📈 Analytical overview of Telegram channel The Catcher in the Rye
Channel The Catcher in the Rye (@caulfild) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 31 957 subscribers, ranking 814 in the Art & Design category and 10 648 in the Iran region.
📊 Audience metrics and dynamics
Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 31 957 subscribers.
According to the latest data from 21 June, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by 515 over the last 30 days and by 14 over the last 24 hours, overall reach remains high.
- Verification status: Not verified
- Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 29.82%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 12.74% reactions from the total number of subscribers.
- Post reach: On average, each post receives 9 528 views. Within the first day, a publication typically gains 4 071 views.
- Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 2.
- Thematic interests: Content is focused on key topics such as غار, اسپارت, وقت, ترجمه, ژانوس.
📝 Description and content policy
The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
“تبلیغات ندارم.
کانالهای آرشیو:
@caulfild2
@caulv”
Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 22 June, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Art & Design category.
Data loading in progress...
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 22 June | +5 | |||
| 21 June | +15 | |||
| 20 June | +12 | |||
| 19 June | +19 | |||
| 18 June | +31 | |||
| 17 June | +8 | |||
| 16 June | +32 | |||
| 15 June | +15 | |||
| 14 June | +33 | |||
| 13 June | +23 | |||
| 12 June | +85 | |||
| 11 June | +9 | |||
| 10 June | +4 | |||
| 09 June | +30 | |||
| 08 June | +13 | |||
| 07 June | +13 | |||
| 06 June | +10 | |||
| 05 June | +13 | |||
| 04 June | +37 | |||
| 03 June | +12 | |||
| 02 June | +15 | |||
| 01 June | +23 |
| 2 | «در طول تابستان سالهای ۲۰۰۰ و ۲۰۰۱ و زمستان ۲۰۰۲-۲۰۰۱، من ۶ تا ۷ ماه در کراسنویارسک [شهری در سیبری] اقامت داشتم و از ۴۰ تا ۵۰ اردوگاه زندان مختلف بازدید کردم که بیشتر آنها گولاگهای سابق بودند.»
Zona, 2000-2. by Carl De Keyzer | 1 743 |
| 3 | این هم یکسری توضیحات در موردشون:
«ساعتهای مکانیکی در قرن شانزدهم توسط مبلغان یسوعی پرتغالی که قصد گسترش مسیحیت را داشتند، وارد ژاپن شدند. ساعتهایی که همراه خود آوردند عمدتاً ساخت انگلستان و هلند بودند. ژاپنیها این ساعتها را بهعنوان نقطه آغاز برای ساخت ساعتهای خود قرار دادند.
شیوه زمانسنجی در ژاپن تا پیش از ۱۸۷۱ با روش ما متفاوت بود. برخلاف نظام غربی که روز را به ۲۴ ساعت مساوی تقسیم میکند، ژاپنیها از یک نظام زمانی «فصلی/تغییری» استفاده میکردند. روز از طلوع خورشید آغاز و با غروب خورشید پایان مییافت و به شش بخش تقسیم میشد. همین تقسیمبندی برای شب نیز به کار میرفت. با تغییر فصلها، طول «ساعتها» نیز تغییر میکرد؛ بهطوری که «ساعتهای» تابستان طولانیتر از «ساعتهای» زمستان بودند.
ساعتهای ژاپنی برای این شیوه زمانسنجی تطبیق داده شده بودند. در این ساعت فانوسی اولیه، وزنههای کوچک روی تعادل باید هر صبح و عصر تنظیم میشدند. همین امر باعث میشد ساعت در طول روز و شب با سرعتهای متفاوت کار کند. اگرچه این نظام زمانی برای ما عجیب به نظر میرسد، اما در یک جامعه کشاورزی که به نور خورشید وابسته است، چندان غیرعادی نیست.» | 3 885 |
| 4 | ساعتی که در نقاشی بالا، گوشهی تصویر مشخصه رو دیدم، توی گوگل گشتم تا ببینم ساعتهای ژاپنی در قرن هجدهم به چه شکلی بودن.
A Japanese brass and iron striking lantern clock, kake-dokei, last quarter 18th century | 3 688 |
| 5 | زنگِ عصرانهی ساعت
زنی با لباسی آزاد پس از حمام روی ایوان نشسته است. خدمتکار در لحظهای که ساعت در سمت چپ تصویر تا حدی دیده میشود و زنگ ساعت را به صدا درمیآورد، سرش را به سوی آن برمیگرداند. زن، هرچند به صدای ساعت گوش میدهد، به نظر میرسد ذهنش جای دیگری درگیر است. اشارهای به یک روایت عاشقانه وجود دارد؛ ضربههای ساعت شاید زن را به یاد دیدار نزدیک معشوق بیندازد.
Evening Chime of the Clock, 1766. by Suzuki Harunobu | 3 638 |
| 6 | سر شورشیان، مسجدی در قاهره
Heads of the Rebel Beys at the Mosque of El Hasanein, Cairo, 1866. by Jean-Léon Gérôme | 5 179 |
| 7 | No text... | 5 464 |
| 8 | «تزومپانتلی» (Tzompantli) یک سازهی آیینی در تمدنهای باستانی آمریکای مرکزی بود؛ چیزی شبیه قفسه یا داربست جمجمهها. واژه Tzompantli از زبان ناهواتل (زبان آزتکها) میآید:
tzontli = جمجمه / مو
pantli = ردیف یا قفسه
یعنی تقریباً: «ردیف جمجمهها».
این سازه معمولاً از تیرهای چوبی افقی و عمودی ساخته میشد و جمجمهی انسانها را از سوراخهایی که در دو طرف جمجمه ایجاد میکردند روی تیرها قرار میدادند.
بیشتر با تمدنهای تولتک، مایاها و آزتکها شناخته میشود. اما معروفترین نمونه مربوط به پایتخت آزتکها یعنی Tenochtitlan بود.
در جهانبینی آنها قربانیکردن انسان راهی برای حفظ نظم کیهانی و تغذیه خدایان محسوب میشد. همچنین نوعی جنگ روانی بود که نشان میداد حکومت یا شهر چهقدر قدرتمند است.
نکتهی جالب این است که برخلاف تصور قدیمی، همه جمجمهها متعلق به «جنگجوهای مرد» نبود؛ بررسیها نشان داده بین آنها زنان و کودکان هم وجود داشتهاند. این باعث شد نگاه پژوهشگران به آیین قربانی در آزتکها پیچیدهتر شود. | 5 541 |
| 9 | یهودا اسخریوطی، خارپیچشده روی سی سکهی نقره راه میره.
Judas Iscariot, 1908. by Sascha Schneider | 5 499 |
| 10 | ۱۳ سال بعد، همون دختر با همون مدل مو
The 32nd Annual Toronto International Film Festival - Actress Labina Mitevska at Latin Party at C Lounge on September 11, 2007 in Toronto, Canada. by Haidee Malkin | 7 654 |
| 11 | راهب جوانی در صومعهای در مقدونیه زندگی میکنه که با دختری فراری روبهرو میشه؛ دختری که وسط درگیریهای قومی گیر افتاده و جانش در خطره...
Before the Rain (1994)
dir. Milcho Manchevski | 7 011 |
| 12 | «پسری که در ماهی پنهان شده» یکی از ۳۹ اثر اچینگیه که هاکنی در سال ۱۹۶۹ برای مجموعه «شش افسانه از برادران گریم» خلق کرده.
داستانش مربوط به یک شاهزادهست که در برجی با دوازده پنجره زندگی میکنه و شرط ازدواجش اینه که خواستگار باید بتونه جایی پنهان بشه و او پیداش نکنه؛ اگه پیداش کنه، کشته میشه... یکی از خواستگارها در یکی از مراحل، داخل شکم ماهی پنهان میشه که هاکنی همین لحظه رو کشیده.
ترچمهی فارسی داستان رو پیدا نکردم اما با کمک هوشواره ترجمهش کردم که از [اینجا] میتونید این داستان کوتاه رو بخونید.
دو داستان دیگه از این مجموعه رو [اینجا] و [اینجا] گذاشتم.
The boy hidden in a fish (The Little Sea Hare), 1969. by David Hockney | 10 794 |
| 13 | علت رنگ موی دیوید هاکنی
Hockney (2014)
dir. Randall Wright | 8 931 |
| 14 | توئیتر: Twitter
لترباکسد: Letterboxd | 9 042 |
| 15 | «ماهیگیر و دیو» یکی از داستانهای شهرزاد در «هزار و یک شب»ه.
داستانش رو میتونید از [اینجا] بخونید.
The Fisherman and the Afrite (or Genie), 1868. by Henry Marsh (After John La Farge) | 10 326 |
| 16 | دیوید هاکنی هم رفت (۱۹۳۷-۲۰۲۶)
David Hockney, London, 1965. by David Sharkey | 12 741 |
| 17 | ساحل ایران با فضای کانی آیلند. به سبک مارتین پار. | 12 383 |
| 18 | ایران دههی ۳۰ شمسی. به سبک ویویان مایر.
زنی در حال صحبت با یک بیخانمان (برای جزئیاتدادن به تصویر، اون مرد رو اضافه کردم) | 9 656 |
| 19 | تصویر یک خانوادهی ایرانی به سبک عکسهای نن گلدین. | 9 054 |
| 20 | خیابان شلوغ تهران، سیاهوسفید به سبک عکسهای هلموت نیوتن. فلاش دوربین هم روشن باشه. (فقط توی دومی گفتم باقی مردم به زن نگاه کنن) | 10 081 |
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
