ام حیدر
Kanalga Telegram’da o‘tish
خدایا؛ بوس! مهاجر مادام العمر بله بفرمایید؟: https://t.me/SendHarfBot?start=6ddbcbe913ab
Ko'proq ko'rsatish511
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-27 kunlar
-1030 kunlar
Postlar arxiv
511
برای بار هزارم فایل پروپوزالمو فرستادم برای استادم، برای اصلاحیه نخوردن و تصویب شدنش هزارتا صلوات نذر میکنم، خدایا لطفا🙏🏼
اگه الان نشه، مییییره تا مهر :)))
بیچارهام.
511
مثل روزی که snn رسما فیلمم رو گرفت و لوگوی خودشو روش زد و وقتی اعتراض کردم، همه پریدن بهم که: الان تو این وضعیت به فکر این چیزایی؟
خب عزیزانم، ما تمام عمرمون درین سرزمین در برهههای حساس کنونی به سر میبریم. پس دیگه بیخیال همه چیز بشیم دیگه؟
511
خودم ندیده بودم، ولی تابحال چندین نفر برام فرستادن و نمیدونم فقط برای من عجیبه؟ یا مثلا یه چیز نرماله تو فعالیت مجازی؟
نمیدونم.
511
+1
مدتهاست چیزی به اسم اجازه گرفتن برای استفاده از محتوای پیج اشخاص وجود نداره.
درحالی که بارها پیش اومده فلان خبرنگار خارجی که اساسا شغلش همینه، اومده و بابت این ازم اجازه گرفته و من هربار بخاطر نبود این فرهنگ بین خودمون افسوس میخورم.
511
صبحی که بعد شنیدن خبر شهادت آقا راه افتادم سمت انقلاب، تو مترو خانوما خیلی گریههای بلند و داد و هوار میکردن
و من ازین مدل شلوغ کردن متنففرم
خصوصا تو اون شرایط که همه فرو پاشیده بودیم
هی جلوی خودمو گرفتم، آخرش سرشون داد زدم :)))
واقعا داد زدم که دهنشونو ببندن
کلا کاش ملت تو محیط بسته و عمومی خفه باشن. ممنون
511
صبحی که بعد شنیدن خبر شهادت آقا راه افتادم سمت انقلاب، تو مترو خانوما خیلی گریههای بلند و داد و هوار میکردن
و من ازین مدل شلوغ کردن متنففرم
هی جلوی خودمو گرفتم، آخرش سرشون داد زدم :)))
واقعا داد زدم که دهنشونو ببندن
کلا کاش ملت تو محیط بسته و عمومی خفه باشن. ممنون
511
من تو این شلوغیای این مدلی معمولا تنهام و هر چقد دلم میخواد راه میرم و هرجا دلم بخواد با ملت دعوا میکنم. جدی
در حالت عادی روم نمیشه حقمو بگیرم، ولی اینجور جاها زن و مرد نداره، هرکی بیقانونی و اذیت کنه رو میزنم.
و واقعا روحم آروم میگیره
511
درواقع من هیچ تلاشی برای رسیدن به پیکرها نکردم، اصلا معتقدم درست نیست که توی اون جمعیت و فشار و مخصوصا حضور آقایون قرار بگیرم
من یه گوشه که خنکتر بود میایستادم و به صدای مداح گوش میدادم، ماشین حمل پیکر میومد از جلوم رد میشد :؛)
511
درواقع من هیچ تلاشی برای رسیدن به پیکرها نکردم، اصلا معتقدم درست نیست که توی اون جمعیت و آقایون قرار بگیرم که برم و همچین کاری کنم
من یه گوشه که خنکتر بود میایستادم و به صدای مداح گوش میدادم، ماشین حمل پیکر میومد از جلوم رد میشد :؛)
511
بعد اصلا روم نمیشد بیام اینجا بگم اینا رو
چون میدونستم خیلیا نتونستن بیان و به بقیه هم خیلی سخت گذشته
ولی گفتم همیشه غر میزنی، این دفعه بیا اینم بگو
511
من خیلی آدم نشونهبازی نیستم، قبلا هم گفتم
اما امروز دیگه حس کردم شهید یه چیزایی رو برام تلافی کرد
شاید بد رفتاری بعضی مهموناش، شاید خستگیمون تو مراسماتش، نمیدونم.
هرچند همه رو با جون و دل میخریدیم، ولی خب..
