uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

یک حبه شعر

یک حبه شعر

Kanalga Telegram’da o‘tish

ما تلخ، ما شیرین

Ko'proq ko'rsatish
343
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+27 kun
+630 kun
Postlar arxiv
🤕 خبرت خراب‌تر کرد جراحت جدایی چو خیال آب روشن که به تشنگان نمایی تو چه ارمغانی آری که به دوستان فرستی؟ چه از این بِه‌ ارمغانی که تو خویشتن بیایی؟ #سعدی جان #هوشنگ_ابتهاج نازنین از درد می‌گوید... @yek_habbeh_sher

🌧 سکوت، عطر خیابان خیس، تنهایی بگو به فکر منی، این هوا هوای من است… #سید‌تقی_سیدی نازنین @yek_habbeh_sher

👁 چشم‌هایت چراغ‌های روشن تهران‌اند در شب‌های تیره من. من در رؤیاهایم از بلندای برج میلاد آزادی را با چشمان تو تماشامی‌کنم؛ با چشمان تو امام‌زاده صالح را از میانه بلوار کشاورز زیارت‌می‌کنم؛ در ازدحام تهران‌پارس با چشمان تو به گنبد روشن شاه عبدالعظیم خیره می‌شوم؛ من از شهرک امید با چشمان تو در دریاچه چیتگر غرق‌می‌شوم؛ و با چشمان تو در کوچه‌های هفت‌حوض بی‌مقصد پرسه‌می‌زنم؛ از نیاوران تا بازار و از اوین تا تهرانپارس من با چشم‌های تو به پرواز درمی‌آیم. من ساکن چشمان توام؛ چشمانت، تهران من است. #ناصر_رضایی‌پور آبان ۱۴۰۵ @yek_habbeh_sher

😔 - آن‌که دریابد چه می‌گویم، کجاست؟ #مشیری + گفتند یافت‌می‌نشود، جسته‌ایم ما... #مولانا @yek_habbeh_sher

🌷 گفتم بهار کو؟ تابوتی در غروب نشانم‌داد بر شانه‌های مردان در شیون زنان با لاله‌ای که سرخ و سراسیمه رسته‌بود از لای درز آن.
🌷 گفتم بهار کو؟ تابوتی در غروب نشانم‌داد بر شانه‌های مردان در شیون زنان با لاله‌ای که سرخ و سراسیمه رسته‌بود از لای درز آن. زنده‌یاد #منصور_اوجی (۱۴۰۰ - ۱۳۱۶) پ.ن: نهم آبان، زادروز استاد منصور اوجی، شاعر و مترجم شیرازی، و از پیشروان شعر کوتاه امروز است. جناب‌شان در دل ۸۹ساله شدند. 🎀 @yek_habbeh_sher

😍 دیدنش حال مرا یک‌جور دیگر می‌کند حال یک دیوانه را دیوانه بهتر می‌کند در نگاهش یک سگ وحشی رهاکرده، و این جنگ بین ما دوتا را نابرابر می‌کند ... آنقدر دلبسته‌ام بر دکمه پیراهنش فکر آغوشش لباسم را معطر می‌کند ... باحیا بودم ولی با دیدنش فهمیده‌ام آب گاهی مؤمنین را هم شناگر می‌کند دوستش دارم ولی این راز باشد بین ما دیدنش حال مرا یک‌جور دیگر می‌کند آقای #علی_صفری @yek_habbeh_sher

🌬 نسیمی از دیار آشتی شعر و صدای زنده‌یاد #فریدون_مشیری باری اگر روزی کسی از من بپرسد «چندی که در روی زمین بودی، چه کردی؟» ... در زیر این نیلی سپهر بی‌کرانه چندان که یارا داشتم در هر ترانه نام بلند عشق را تکرارکردم... @yek_habbeh_sher

🥺 حریصی، ظالمی، بی‌منطقی، دنبال آزاری تو هم فهمیده‌ای من عاشقم، فهمیده‌ای، آری به‌غیراز سال‌ها دلتنگی و تشویش و بی‌خوابی مگر چیزی میان ماست؟ حاشاکن که حق‌داری تو معروفی به زیبایی، و مغروری به یکتایی شبیه من ولی هستند انسان‌های بسیاری من از عشقت نوشتم سال‌ها، شد دفتر شعری تو تنها دفتر شعر من و در دست اغیاری بگو، عیبی ندارد، شکوه‌کن از عشق، طوری نیست اگر مانند من هرشب تو هم تا صبح بیداری… آقا #سید‌تقی_سیدی @yek_habbeh_sher

🍂 آبان پاییز فصل بادهای بی‌بهانه بود و آوازهای بازیگوش لابه‌لای برگ‌ها و باران‌ها خون بارید بر قتلگاه و آسمان آهسته سر خم‌کرد. #قارن_سوادکوهی نازنین @yek_habbeh_sher

😢 - کی همدیگر را می‌بینیم؟ - بعد از یک سال و یک جنگ - و جنگ کی تمام‌می‌شود؟ - آنگاه که باهم دیدارکنیم... جناب #محمود_درویش @yek_habbeh_sher

🇮🇷 برین کشورِ پاکِ یزدان‌پرست مبادا که دشمن بیارد شکست! #نظامی_گنجوی بزرگ @yek_habbeh_sher

سخنِ راست و حق، درشت باشد. تاریخ #بیهقی یکم آبان، روز بزرگداشت #ابوالفضل_بیهقی پدر نثر فارسی، است. 🔸جالب اینکه جنابشان، از ز
سخنِ راست و حق، درشت باشد. تاریخ #بیهقی یکم آبان، روز بزرگداشت #ابوالفضل_بیهقی پدر نثر فارسی، است. 🔸جالب اینکه جنابشان، از زندانیان مهریه بوده‌اند! ابن فُندُق در تاریخ بیهق (تصحیح مرحوم بهمنیار، ص۱۷۷) می‌نویسد:
مهر و‌ صداق مفصلی برای زن خود تعهد کرده‌بود که از عهده آن برنیامد و بدین‌جهت در زمان حکومت عبدالرشید غزنوی ... «او را از جهت مهر زنی، قاضی در غزنی حبس‌فرمود. بعداز آن طغرل برار -که غلام گریخته محمودیان بود- ملک غزنی به‌دست‌گرفت و سلطان عبدالرشید را بکُشت و خدم ملوک را با قلعه فرستاد؛ و ازآن‌جمله، یکی ابوالفضل بیهقی بود که از زندان قاضی، با حبس قلعه فرستاد...».
@yek_habbeh_sher

😔 گوشه‌گرفتم ز خلق و فایده‌ای نیست گوشه چشمت، بلای گوشه‌نشین است #سعدی جان @yek_habbeh_sher

💔 تو آرزوی منی، من وبال گردن تو تو گرم کشتن من، من به‌گوربردن تو تو آبروی منی، پس مخواه بنشینم رقیب تاس‌بریزد به شوق بردن تو! تویی نماز و منم مست، مانده‌ام چه کنم که هم اقامه، خطا هم سبک‌شمردن تو سپرده‌ام به خدا هرچه کرده‌ای با من خطاست دست کسی جز خدا سپردن تو خدا کند که نفهمی غمت چه با من کرد! که مرگ من نمی‌ارزد به غصه‌خوردن تو آقای #حسین_زحمتکش @yek_habbeh_sher

🇮🇷 ز پوچ جهان هیچ اگر دوست‌دارم تو را ای کهن بوم و بر! دوست‌دارم ...همه شاعران تو و آثارشان را به پاکی نسیم سحر دوست‌دارم استاد #مهدی_اخوان_ثالث @yek_habbeh_sher

❤️ بی‌اعتنا به شک و یقین دوست‌دارمت جوری عجیب، ساده، متین دوست‌دارمت من عادتم نبود که شیدا شوم چنین در حیرتم که چه شد چنین دوست‌دارمت ... تنها تویی که فاصله‌اش با دلم کم است اصلآ تو را برای همین دوست‌دارمت بانو #زهرا_وهاب @yek_habbeh_sher

👌 هرگز دلم برای کم‌وبیش غم نداشت آری نداشت غم، که غم بیش‌وکم نداشت «در دفتر زمانه فتد نامش از قلم هر ملتی که مردم صاحب‌قلم نداشت» در پیشگاه اهل خِرد نیست محترم هرکس که فکر جامعه را محترم نداشت باآنکه جیب و جام من از مال و می تهی‌ست ما را فراغتی‌ست که جمشید جم نداشت انصاف و عدل داشت موافق بسی، ولی چون فرخی، موافق ثابت‌قدم نداشت پ.ن: به فراخور ۲۵ مهرماه، سالروز شهادت #فرخی_یزدی در زندان جور @yek_habbeh_sher

🌊 موجیم که آسودگی‌ِ ما عدمِ ماست ما زنده به آنیم که آرام نگیریم ما را که به تزویر و حِیَل نیست سروکار آن صید حلال است که در دام نگیریم جناب #کلیم_کاشانی @yek_habbeh_sher

😍 تنت بهانه بکری برای معصیت است که برده هفت جهنم به زیر پیرهنی بهشت و وعده مشروط دین حرامم باد! اگر به دست من افتد شبی، چنین بدنی آقای #محمد_مقدم @yek_habbeh_sher

😘 گفتمش نازک بدن! دستت ببوسم یا لبت؟ گفتا که عاقل عقل دارد، هرکجا نازک‌تر است آقای #هوشنگ_جاویدانی @yek_habbeh_sher