uz
Feedback
یک حبه شعر

یک حبه شعر

Kanalga Telegram’da o‘tish

ما تلخ، ما شیرین

Ko'proq ko'rsatish
351
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kunlar
-530 kunlar
Postlar arxiv
😔 همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی؟! ... بشکست اگر دل من، به‌فدای چشم مستت! سر خُمّ می سلامت، شکند اگر سبویی! جناب #فصیح‌الزمان_شیرازی (رضوانی) @yek_habbeh_sher

😢 وفا ندیده‌ام از عشق جز وفای غمش وفا، چه اسم غریبی! کجا شنیده‌امش؟ #سید‌تقی_سیدی عزیز @yek_habbeh_sher

😔 صلح است میان کفر و اسلام با ما تو هنوز در نبردی… آقای #سعدی @yek_habbeh_sher

🚀 صدا چه بود عزیزان من؟! کجا را زد؟ خدای من! نکند خانه شما را زد؟! پرنده‌های مهاجر به سرفه افتادند صدا سکوت‌شکن بود، سمت ما را زد درست ساعت املای آب بابا بود که کوله‌پشتی دلتنگ بچه‌ها را زد صلات ظهر، صدای اذان به‌گریه‌نشست عجیب بود ولی خانه خدا را زد هرآنچه را که به دستش رسید، ویران‌کرد غریبه را به‌فناداد و آشنا را زد شنیده‌بود صدا ماندگار خواهدبود کشید تیغ و به آنی رگ صدا را زد شنیده‌بود دعا تیر اهل ایمان است درست وقت دعا، خانه دعا را زد شنیده‌بود گروهی به گریه مشغولند کمان‌به‌دست شد و مجلس عزا را زد خلیج، زلف‌پریشان و موج‌درموج است خبر دهید به دریا که ناخدا را زد خلیل و قاسم و منصور و مرتضا و حمید هما و هانیه و زهره و ندا را زد به روزه‌دار، به کودک، به تشنه رحم‌نکرد علم‌به‌دوش شهیدان کربلا را زد ولی ولی دم ایران آریایی گرم! چراکه پنبه این قوم بی‌حیا را زد... #سعید_بیابانکی عزیز @yek_habbeh_sher

😔 برای روبروشدن، یه لحظه هم غنیمته تو سایه‌تم وسیع‌تر از رؤیای نصف‌نیمه‌ته توقع من از شبا، تو رو به خواب دیدنه بهشت من تصورِ به سمت تو دویدنه جهان من بدون تو، یه رنج بی‌نهایته تحمل ندیدنت، فقط به حرف راحته آقا #کاظم_بهمنی @yek_habbeh_sher

😢 می‌روم از دستی به دست دیگر کجایی تو؟ می‌خواستم در آغوشت بگیرم نبودنت را در آغوش می‌گیرم می‌خواستم صدایت را ببوسم خنده فاصله‌ها را می‌شنوم لب‌هایم صورتم را ازهم‌دریده‌اند از کویر تشنه دست‌هایم درخششی پدیدارمی‌شود می‌خواستم ببینمت چشم‌هایم را می‌بندم می‌روم از یک‌طرف سرم به طرف دیگرش کجایی تو؟ #واسکو_پوپا شاعر یوگسلاو 📓 دوردست‌های درون ما @yek_habbeh_sher

🥰 بگو دوستم‌داری تا زیباتر شوم... #نزار_قبانی عاشق @yek_habbeh_sher

🤲🏻 به کدامین دعات خواهم‌یافت؟ تا روَم آن دعا بیاموزم... جناب #عبدالرزاق_اصفهانی @yek_habbeh_sher

🌅 امیدوارم، اگرچه که جان رسیده به لب به صبح می‌رسد این روزگارِ دائم‌شب! آقا #سید‌تقی_سیدی @yek_habbeh_sher

#خیام همچنان در زندگی ما جاریست... ۲۸ اردی‌بهشت، روز بزرگداشت جناب #خیام_نیشابوری خجسته‌باد! @yek_habbeh_sher

🩵 مرگ بعضی‌وقت‌ها از درد دوری بهتر است بی‌قرارم کرده و گفته صبوری بهتر است توی قرآن خوانده‌ام... یعقوب یادم‌داده‌است: دلبرت وقتی کنارت نیست، کوری بهتر است نامه‌هایم چشم‌هایت را اذیت‌می‌کند درددل‌کردن برای تو حضوری بهتر است چای دم‌کن... خسته‌ام از تلخی نسکافه‌ها چای با عطر هل و گل‌های قوری بهتر است من سرم بر شانه‌ات؟ یا تو سرت بر شانه‌ام؟ فکرکن خانم! اگر باشم چه‌جوری بهتر است؟   جناب #حامد_عسگری @yek_habbeh_sher

👁 نگهبانان ابرو تا نگهبانان ابرو دستشان بر خنجر است فتح چشمان قشنگت مثل فتح خیبر است رنگ چشمت بهترین برهان اثبات خداست «قل هو الله احد» گوید هرآن‌کس کافر است انحنای ناب مژگانت «صراط المستقیم» از نگاهت دل‌بریدن هم جهاد اکبر است خنده‌هایت چون عسل، حتی از آن شیرین‌تراند هر لبت تمثیل زیبایی ز حوض کوثر است بوسه‌هایت طعم حوا می‌دهد با عطر سیب بوسه‌هایت یادگاری از جهان دیگر است* لب به خنده واکنی، آرامشم پَرمی‌کشد غنچه می‌گردد لبت، فریاد من بالاتر است یک‌دو تار از کاکُلت دل را اسارت برده‌است الامان از روسری، زیرش هزاران لشکر‌ است مهربان هستی، دلم در بند موهایت خوش است** مهربانی با اسیران، شیوه پیغمبر است آیة الکرسی کجا هم‌قدّ موهایت شود؟ گفتن از اعجاز مویت، کار چندین منبر است جدّ من قابیل و گندمزار مویت پرثمر بهر من هر خوشه‌اش از هردو دنیا سرتر است یک گره بر بخت من زد، یک گره بر روسری هرکدامش وا شود، من روزگارم محشر است خواهشی دارم... جسارت می‌شود... اما اگر موی تو آشفته باشد دور گردن، بهتر است آقای #مهدی_ذوالقدر * احمد عزیزی: بوسه سهم آدم از عصیانگری‌ست بوسه تنها ارث حوا از پری‌ست ** حافظ: عقل اگر داند که دل در بند زلفت چون خوش است عاقلان دیوانه ‌گردند از پی زنجیر ما @yek_habbeh_sher

😔 هرزمان فالی گرفتم، «غم مخور» آمد ولی این امید واهیِ حافظ مرا بیچاره کرد! #محمد_شیخی نازنین @yek_habbeh_sher

🤒 با شکایت‌ها که دارم از زمستان فراق گر بهاری باز باشد، لیس بعد الورد برد هر که را دردی چو سعدی می‌گدازد، گو منال چون دلارامش طبیبی می‌کند، داروست درد #سعدی جان @yek_habbeh_sher

🫂 محدوده قلمرو من، چین زلف توست از عرش تابه فرش، رسیده‌ست این به من جغرافیای کوچک من بازوان توست ای کاش تنگ‌تر شود این سرزمین به من! جناب #علیرضا_بدیع @yek_habbeh_sher

😞 رمضان رسیده‌است راستی... حسرت تو را خوردن روزه را باطل‌نمی‌کند؟ آقای #علی_قاضی_نظام @yek_habbeh_sher

💋 گفتی که مسلمانم و ماهِ رمضان است بوسه بده افطارکنم، وقتِ اذان است ای حادثه در حادثه! ای زلزله! ای عشق! هرجا خبری هست، تو پایت به میان است! آقای #سجاد_شهیدی @yek_habbeh_sher

💗 گفتم که ز من نهان‌مکن چهره خویش تا بردارم ز حُسن تو بهره خویش گفتا که بترس بر دل و زَهره خویش کین فتنه عشق بَرکشد دَهره خویش حضرت #مولانا @yek_habbeh_sher

👄 روزه دارم من و افطارم از آن لعلِ لب است آری افطارِ رُطب در رمضان مستحب است روز ماه رمضان زلف میفشان که فقیه بخورد روزۀ خود را به خیالی که شب است زیر «لب» وقت نوشتن همه‌کس نقطه نهد گو چرا نقطۀ خال تو به بالای لب است؟! شادروان #شاطرعباس_صبوحی @yek_habbeh_sher

👆 👆 👆 "مثنوی افشاری"، آوازی است با صدای استاد #محمدرضا_شجریان، در آواز افشاری، که به درخواست صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، برای ماه مبارک رمضان ساخته شد. ترانه‌های این اثر، از میان ترانه‌های دفترهای اول، سوم و پنجم مثنوی مولانا انتخاب شده‌اند. نغمه مثنوی، به سبکی خاص در افشاری نواخته می‌شود که «مثنوی پیچ» هم نامیده می‌شود و علت آن چرخش‌های تحریری است که در ۴ نوبت در درآمد و فرود آواز صورت می‌گیرد. 🔅 جملهٔ اول مثنوی افشاری- درآمد این دهان ب‍‍ستی دهان‍‍ی باز ش‍‍د این دهان ب‍‍ستی دهان‍‍ی باز ش‍‍د تا خورن‍‍دهٔ لق‍‍مه‌های راز ش‍‍د 🔅 جملهٔ دوم مثنوی افشاری-جامه‌دران لب فروب‍‍ند از طعام و از شراب لب فروب‍‍ند از طعام و از شراب سوی خوان آسمانی ک‍‍ن شتاب 🔅 جملهٔ سوم مثنوی افشاری- عراق گر تو ای‍‍ن ان‍‍بان ز نان خالی کن‍‍ی پر ز گوهرهای اج‍‍لالی کن‍‍ی 🔅 جملهٔ چهارم مثنوی افشاری-اوج عراق طفل جان از شیر شی‍‍طان باز ک‍‍ن بعد از آن‍‍ش با مل‍‍ک انباز ک‍‍ن بعد از آن‍‍ش با مل‍‍ک ان‍‍باز ک‍‍ن 🔅 جملهٔ پنجم مثنوی افشاری-درآمد چ‍‍ند خوردی چرب و شی‍‍ری‍‍ن از طعام امتحان ک‍‍ن چ‍‍ند روزی در صیام 🔅 جملهٔ ششم مثنوی افشاری- جامه‌دران + فرود چ‍‍ند شب‌ها خواب را گ‍‍شت‍‍ی اسی‍‍ر یک شب‍‍ی بی‍‍دار ش‍‍و دول‍‍ت بگی‍‍ر @yek_habbeh_sher