ch
Feedback
یک حبه شعر

یک حبه شعر

前往频道在 Telegram

ما تلخ، ما شیرین

显示更多
348
订阅者
无数据24 小时
-17
-330
帖子存档
🇮🇷 تاریخ شما شرح برانداختنِ ماست این کهنه‌کتابی‌ست که جلدش کفن ماست این گربه کِز کرده چسبیده به دیوار ته‌مانده‌ای از بیشه شیر وطن ماست بی‌پرده بگوییم که در پرده نگنجیم عریانی ما پاک‌ترین پیرهنِ ماست چیزی که نداریم به تاراج شما رفت آن‌چیز که مانده‌ست همان فوت و فن ماست سرسختی فردوسی و سرمستیِ حافظ آن لشکر پنهان‌شده در خویشتنِ ماست معشوق غزل جلوه‌ای از روح حماسه است سهراب، همان سروِ چمانِ چمنِ ماست ای آن‌که به آئینِ عجم خُرده‌گرفتی نوروز همان پاسخ دندان‌شکن ماست ما زنده به آنیم که آرام نگیریم این آیه کوتاه، تمامِ سخن ماست آقای #حسن_قریبی @yek_habbeh_sher

sticker.webp0.77 KB

❤️ بنگر که جهان به عشق پابرجاست می‌کوش به عشق تا که برجایی با مهر و صفا و راستی سَرکن مشتاق اگر به صید دل‌هایی شهید #سیدعلی_خامنه‌ای @yek_habbeh_sher

🕊 روزها فکر من این است و همه‌شب سخنم که چرا غافل از احوال دل خویشتنم؟ ای خوش آن روز که پروازکنم تا برِ دوست! به هوای سر کویش پر و بالی بزنم... #مولانا جان @yek_habbeh_sher

🔥 گَه می‌گردم بر آتشِ هجر، کباب گَه سرگردان بحرِ غم، همچو حباب القصه چو خار و خَس درین دِیرِ خراب گَه بر سَرِ آتشم، گهی بر سر آب استاد #ابوسعید_ابوالخیر @yek_habbeh_sher

🥁 طبل‌می‌زدند کوفیان تا نرسد صدای حسین... هنوز هم صدای طبل می‌آید هنوز هم صدای حسین نمی‌رسد! آقای #احسان_پرسا @yek_habbeh_sher

😔 ترکِ ما کردی، برو هم‌صحبت اغیار باش یار ما چون نیستی، با هرکه خواهی یار باش گرچه می‌دانم که دشوار است صبر از روی دوست چندروزی صبر خواهم‌کرد، گو دشوار باش صبر خواهم‌کرد وحشی! در غم نادیدنش من که خواهم‌مُرد، گو از حسرت دیدار باش #وحشی_بافقی عاشق @yek_habbeh_sher

💔 گمگشته دیار محبت کجا رود؟ نام حبیب هست و نشان حبیب نیست عاشق منم که یار به حالم نظرنکرد ای خواجه درد هست ولیکن طبیب نیست #هوشنگ_ابتهاج نازنین @yek_habbeh_sher

به هنگام جوانی سن، واژه‌ای بی‌معناست؛ من حتی لحظه‌ای به آن نیندیشیدم، تا آن‌روز که پیرمردی از پیچ راه زندگی پیداشد و در گوشم چنین گفت: من می‌دانم جوانی چیست اما تو، تو هنوز نمی‌دانی پیری چگونه است. روزی تو نیز چنین خواهی‌گفت؛ چرا که زمان چنان‌که گفته‌اند، رسمش بردن است. بسیار پرسیده‌ام از فرزانگانی که دیده‌ام اما همه پاسخ‌ها را نیافتم؛ و هنوز هیچ‌کس همه آنها را نمی‌داند. روزهایی خواهندآمد برای به‌یادآوردن؛ روزهایی سرشار از اشک و لبخند. در پی تابستان، زمستان می‌رسد و سال‌ها نیز چنین می‌گذرند. پس ای دوست! بیا باهم موسیقی بسازیم؛ من نغمه‌های کهنه را می‌نوازم و تو برایم آوازهای تازه بخوان. و آن زمان که جوانی تو نیز به‌سرآید، کسی خواهدبود که زمانش را با تو قسمت‌کند. برگردان آزاد: #ناصر_رضایی‌پور پ.ن: این، ترانه‌ای معمول با صدای #اورسون_ولز فقید نیست، مکثی اندیشیده بر مرز زمان است؛ گفتاری بر بستر موسیقی برای پاسخ به پرسشی کهن: پرسشی دربارهٔ جوانی، پیری و سایه همیشگی مرگ. او تجربه شور آغاز، سنگینی پایان و آگاهی میان این‌دو را به‌زبان‌می‌آورد. (وام‌گرفته از نوشته آیدین خرسندفر) #گاهی_بشنویم @yek_habbeh_sher

⁉️ کاروانی نیزه سردار در میان خیل زن‌های بلادیده در کنار آخرین سردار باقی‌مانده بیمار غل به پا، زنجیر بر گردن، به شهر آمد شور و شادی شام را آکند ▪️ پیرمردی شامی از یک جنگجو پرسید: ما که را کشتیم؟ جنگجو مغرور پاسخ‌داد: سرور جمع جوانان بهشتی را شیر نخلستان یثرب را مرشد زُهاد و پیر عابدان مکه را کشتیم ▪️ مرد شامی باز هم پرسید: ما که را کشتیم؟ جنگجو این‌بار پاسخ‌داد: مادر او حضرت زهرا سرور زن‌های عالم بود و علی‌بن ابی‌طالب شیر بدر و خیبر و خندق اولین مرد مسلمان در میان خلق مرشد و بابای او بوده‌است و خلاصه اینکه او پور رسول‌الله خاتم پیغمبران از عهد آدم بود ▪️ مرد شامی بغض‌کرد و باز هم پرسید: ما که را کشتیم؟! جنگجو این‌بار سر خم‌کرد و با گریه گفت: واویلا! ما حسین‌بن علی را، آه... ما که را کشتیم؟! #احسان_پرسا ی گرامی @yek_habbeh_sher

😓 حسین کشته‌شد به عده‌ای رسید قول مُلک ری به عده‌ای رسید خاتم حسین به عده‌ای رسید گوشوار اهل بیت و سهم من دو پرس، قیمه اضافه بود... جناب #احسان_پرسا @yek_habbeh_sher

🏴 این خیمه‌گه است یا که آتشگاه است؟! این اسب، چرا زخمی و بی‌همراه است؟! این پارچه که شده‌ست تور از نیزه پیراهن فرزند رسول‌الله است؟! آقای #احسان_پرسا @yek_habbeh_sher

😢 رسم است هرکه داغ جوان دید، دوستان رأفت برند حالتِ آن داغ‌دیده را یک دوست زیر بازوی او گیرد از وفا وان‌یک ز چهره پاک‌کند اشکِ دیده را آن‌دیگری بر او بِفشانَد گلاب و شهد تا تقویت.کند دلِ محنت‌چَشیده را یک جمع دعوتش به گُل و بوستان کنند تا برکنندش از دل خارِ خَلیده را جمعِ دگر برای تسلّای او دهند شرح سیاه.کاری چرخِ خمیده را القصّه هرکسی به طریقی ز روی مِهر تسکین‌دهد مصیبتِ بر وی رَسیده را آیا که داد تسلیتِ خاطرِ حسین؟ چون دید نعش اکبر درخون‌تپیده را آیا که غمگساری و اَندُه‌بَری نمود لیلای داغ‌دیدهٔ زَحمت‌کَشیده را؟ بعد از پسر، دل پدر آماج تیر شد آتش‌زدند لانهٔ مرغ پریده را جناب #ایرج_میرزا @yek_habbeh_sher

🚩 ای شمر لعین! زیر پایت ماه است ریحانه حضرت رسول‌الله است از سینه‌اش آن پای نجس را بردار این پرچم لا اله الا الله است #احسان_پرسا ی عزیز @yek_habbeh_sher

😢 ظهر است و امام شهدا مانده فقط با او انگار که خدا مانده فقط شش‌ماهه و عباس... در اردوی حسین سرباز بدون دست‌وپا مانده فقط آقای #احسان_پرسا @yek_habbeh_sher

🕌 بنویس لب پُرترک و دیده خیس بنویس فرات لعنتی، رود خسیس بنویس که این، قبر حسین‌بن علی‌ست بنویس ولی به خط کوفی ننویس جناب #اح
🕌 بنویس لب پُرترک و دیده خیس بنویس فرات لعنتی، رود خسیس بنویس که این، قبر حسین‌بن علی‌ست بنویس ولی به خط کوفی ننویس جناب #احسان_پرسا @yek_habbeh_sher

آسمان‌ها شاید آبی باشند؛ آری (زمانی که برف و بوران و تگرگ بند بیاید) اما آبی‌تر از چشمان محبوب من آسمان‌های بهاری هم نیستند قلب‌ها شاید واقعی باشند؛ بله (چه شب و چه روز و چه غمگین و چه شاد) اما حقیقی‌تر از قلب عاشق تو قلبی نمی‌روید «اکنون» شاید تازه باشد؛ آری (به تازگی نخستین سلام بهاری) اما به تازگی هزارمین بوسه ما هیچ «اکنونی» نیست. #ای_ای_کامینگز برگردان: #سینا_کمال‌آبادی و #سمیرا_نکوئیان کتاب خسته‌ای (فکرمی‌کنم) @yek_habbeh_sher

❣ و دیگر بحث، بحث امتحان نیست و این فرزند، فرزندی جوان نیست حسین آورده طفلی شیرخواره و می‌داند که قوچی در میان نیست آقای #احسان_پرسا @yek_habbeh_sher

و دیگر بحث بحث امتحان نیست و این فرزند فرزندی جوان نیست حسین آورده طفلی شیرخواره و می‌داند که قوچی در میان نیست احسان پرسا