fa
Feedback
یک حبه شعر

یک حبه شعر

رفتن به کانال در Telegram

ما تلخ، ما شیرین

نمایش بیشتر
341
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
-830 روز
آرشیو پست ها
😍 چشم خود بستم که ديگر چشم مستش ننگرم ناگهان دل داد زد «ديوانه! من می‌بينمش!» #شهريار عاشق @yek_habbeh_sher

❤️ أكرر للمرة الألف أني أحبك.. كيف تريدينني أن أفسر ما لا يفسر؟ وكيف تريدينني أن أقيس مساحة حزني؟ وحزني كالطفل.. يزداد في كل يوم جمالاً ويكبر.. دعيني أقول بكل اللغات التي تعرفين والتي لا تعرفين.. احبک انت... ... ... ... ... ... ... برای هزارمین‌بار تکرارمی‌کنم که دوستت‌دارم... چگونه می‌خواهی تفسیرناشدنی را تفسیرکنم؟ و چگونه می‌خواهی وسعتِ اندوهم را اندازه‌بگیرم؟ حال‌آنکه اندوهِ من، چون کودکی‌ست... که هر روز زیباتر می‌شود و بزرگ‌تر. بگذار با همه زبان‌هایی که می‌شناسی و نمی‌شناسی، بگویم... دوستت‌دارم... عالی‌جناب #نزار_قبانی برگردان: #ناصر_رضایی‌پور @yek_habbeh_sher

💌 چندی پیش در خبرها آمد که ۱۶۰هزار نامه‌ای که هرگز به مقصد نرسیده‌اند، در بایگانی ملی انگلیس گشوده و بازخوانی می‌شوند. این نامه‌ها در فاصله سال‌های ۱۶۵۲ تا ۱۸۱۵ میلادی توسط کشتی‌هایی حمل‌می‌شدند که ناوگان دریایی انگلیس آنها را تصرف‌کرده‌بود. اما این تنها نمونۀ تاریخی از نامه‌های بی‌پاسخ نیست. در ادبیات فارسی، شاعران از «صد نامه»هایی گفته‌اند که برای معشوق فرستاده‌اند و هرگز پاسخی نگرفته‌اند. 👇 صد نامه فرستادم، یک نامهٔ تو نامد گویی خبر عاشق هرگز نرساند کس #انوری صد نامه فرستادم، صد راه نشان‌دادم یا راه نمی‌دانی، یا نامه نمی‌خوانی #مولانا پندار که: صد نامه و قاصد بفرستم در شهر شما قصهٔ درویش که خوانَد؟ #اوحدی_مراغه‌ای صد نامه فرستادم و آن شاهِ سواران پیکی ندوانید و سلامی نفرستاد #حافظ تا چند ز خون مژه در کوی تو احباب صد نامه نویسند و جواب از تو نخواهند؟! #فروغی_بسطامی صد نامه نوشتیم و جوابی ننوشتی این هم که جوابی ننویسند، جوابی‌ست #راغب_تبریزی روحم به تو صد نامه نوشت و نفرستاد ترسید که دیوانه کنی نامه‌رسان را #غلامرضا_طریقی @yek_habbeh_sher

❤️ از جناب #اوحدالدین_کرمانی است که: زان‌پیش که ما طُفیل آدم بودیم در خلوت خاص با تو همدم بودیم این صحبت ما با تو، نه امروزین است پیش‌از من و تو، من و تو با هم بودیم استاد #باباافضل_کاشانی هم فرموده‌اند: زان‌پیش که ما طُفیل آدم بودیم در خلوت خاص، هردو محرم بودیم بی منت عین و شین و قاف، اندر گِل معشوقه و عشق، هردو با هم بودیم پ.ن: خلاصه که «زان‌پیش...» @yek_habbeh_sher

🌱 اما برای شادمانی سیاره ما چندان آماده نیست خوشی را باید از چنگ روزهای آینده بیرون‌کشید. در این زندگی، مردن دشوار نیست ساختن زندگی بسیار دشوارتر است... آقای #ولادیمیر_مایاکوفسکی @yek_habbeh_sher

🌷 شهید چشمانش آتش و شبنم بود اگر نزدیک می‌رفتی آواز سرمی‌داد. و بر بازوانش لحظه سکوت و نیایش بخار می‌شد. آه نامش را هرچه می‌خواهی بگو بگو شهیدی بود جوان از کلبه بیرون‌رفت وقتی بازآمد چهره‌ای خدایی داشت. #محمود_درویش بزرگ برگردان: #موسی_بیدج 📙 ریتا... عشق و یاسمن @yek_habbeh_sher

🤕 آوخ! هنوز زخمی‌ام و رنج‌می‌برم دنیا هرآنچه داشت بلا ریخت بر سرم مردم چه می‌کنند که لبخندمی‌زنند؟! غم را نمی‌شود که به رویم نیاورم! قانون روزگار چگونه‌ست کین‌چنین درگیر جنگ تن‌به‌تنی نابرابرم؟! تو آنقدر شبیه به سنگی که مدتی‌ست از فکر دیدن تو ترک‌می‌خورد سرم وامانده‌ام که تا به‌کجا می‌توان‌گریخت از این همیشه‌ها که ندارند باورم حال مرا نپرس که هنجارها مرا مجبورمی‌کنند بگویم که «بهترم»! زنده‌یاد #نجمه_زارع @yek_habbeh_sher

🍃 کجایی که نیستی تمام این ماه‌ها؟ مسافر کدام شهری که من تک‌درخت سایه‌دار کنار جاده‌اش باشم؟ مشغول چه‌کاری این هفته‌ها؟ رهگذر کدام خیابانی که من راننده سپیدموی اتوبوس خطی‌اش شوم؟ چه می‌خوری این روزها؟ مشتری کدام کافه‌ای که من آنجا سازدهنی بزنم و تماشایت‌کنم؟ چه می‌شنوی این دقیقه‌ها؟ دل‌سپرده کدام ترانه‌ای که من زخمی‌ترین سکوتم را برایت بخوانم؟ و کجا نفس‌می‌کشی تمام این ثانیه‌ها؟ اهلی کدام گوشه این شهر آلوده‌ای که من هوای پاک درون سینه‌ات باشم؟ کجایی که نیستی؟ #ناصر_رضایی‌پور ۲۰ تیر ۱۴۰۵ @yek_habbeh_sher

❤️‍🩹 گفتم از یاد تو را می‌برم و یادم گفت؛ «بنده بی‌خود کنم و جدم و اجدادم و تو! در همین لحظه که دلتنگم و دلگیر، چه‌ام؟ من که آمیخته از مجمع اضدادم و تو…» آقا #سید‌تقی_سیدی @yek_habbeh_sher

📖 کتاب لغت عشق من! در کتاب لغت حروف نادانند اما به‌این‌خاطر زنده می‌مانند که با اشک و خاطره شُکر و استعاره نان‌شان می‌دهیم. عالی‌جناب #محمود_درویش @yek_habbeh_sher

❣ دلی که عاشق و صابر بوَد، مگر سنگ است؟ ز عشق تا به صبوری، هزار فرسنگ است برادرانِ طریقت! نصیحتم مکنید که توبه در ره عشق، آبگ
❣ دلی که عاشق و صابر بوَد، مگر سنگ است؟ ز عشق تا به صبوری، هزار فرسنگ است برادرانِ طریقت! نصیحتم مکنید که توبه در ره عشق، آبگینه بر سنگ است دگر به خُفیه نمی‌بایدم شراب و سَماع که نیکنامی در دین عاشقان ننگ است چه تربیت شنوم یا چه مصلحت بینم مرا که چشم به ساقی و گوش بر چنگ است؟ به یادگار کسی، دامن نسیم صبا گرفته‌ایم و دریغا که باد در چنگ است! به خشم رفتهٔ ما را که می‌برد پیغام؟ بیا که ما سپر انداختیم اگر جنگ است بکُش چنان‌که توانی که بی مشاهده‌ات فراخنای جهان بر وجود ما تنگ است ملامت، از دل سعدی فرونشوید عشق سیاهی از حبشی چون رود؟ که خودرنگ است #سعدی جان عکس: رضا فیلو @yek_habbeh_sher

☺️ شیخ با من سخن از عالم عُقبی می‌گفت گفتمش شیخ! به آنجا که روم «او» هم هست؟ آقای #فریبرز_رضانواز @yek_habbeh_sher

🇮🇷 تاریخ شما شرح برانداختنِ ماست این کهنه‌کتابی‌ست که جلدش کفن ماست این گربه کِز کرده چسبیده به دیوار ته‌مانده‌ای از بیشه شیر وطن ماست بی‌پرده بگوییم که در پرده نگنجیم عریانی ما پاک‌ترین پیرهنِ ماست چیزی که نداریم به تاراج شما رفت آن‌چیز که مانده‌ست همان فوت و فن ماست سرسختی فردوسی و سرمستیِ حافظ آن لشکر پنهان‌شده در خویشتنِ ماست معشوق غزل جلوه‌ای از روح حماسه است سهراب، همان سروِ چمانِ چمنِ ماست ای آن‌که به آئینِ عجم خُرده‌گرفتی نوروز همان پاسخ دندان‌شکن ماست ما زنده به آنیم که آرام نگیریم این آیه کوتاه، تمامِ سخن ماست آقای #حسن_قریبی @yek_habbeh_sher

sticker.webp0.77 KB

❤️ بنگر که جهان به عشق پابرجاست می‌کوش به عشق تا که برجایی با مهر و صفا و راستی سَرکن مشتاق اگر به صید دل‌هایی شهید #سیدعلی_خامنه‌ای @yek_habbeh_sher

🕊 روزها فکر من این است و همه‌شب سخنم که چرا غافل از احوال دل خویشتنم؟ ای خوش آن روز که پروازکنم تا برِ دوست! به هوای سر کویش پر و بالی بزنم... #مولانا جان @yek_habbeh_sher

🔥 گَه می‌گردم بر آتشِ هجر، کباب گَه سرگردان بحرِ غم، همچو حباب القصه چو خار و خَس درین دِیرِ خراب گَه بر سَرِ آتشم، گهی بر سر آب استاد #ابوسعید_ابوالخیر @yek_habbeh_sher

🥁 طبل‌می‌زدند کوفیان تا نرسد صدای حسین... هنوز هم صدای طبل می‌آید هنوز هم صدای حسین نمی‌رسد! آقای #احسان_پرسا @yek_habbeh_sher

😔 ترکِ ما کردی، برو هم‌صحبت اغیار باش یار ما چون نیستی، با هرکه خواهی یار باش گرچه می‌دانم که دشوار است صبر از روی دوست چندروزی صبر خواهم‌کرد، گو دشوار باش صبر خواهم‌کرد وحشی! در غم نادیدنش من که خواهم‌مُرد، گو از حسرت دیدار باش #وحشی_بافقی عاشق @yek_habbeh_sher