uz
Feedback
3imar سیمار

3imar سیمار

Kanalga Telegram’da o‘tish

...

Ko'proq ko'rsatish
544
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+17 kunlar
-530 kunlar
Postlar arxiv
Mahmoud Sharifi - Te Gham.mp37.26 MB

همه چیز داشتیم و ما را به کار نیامد و این تراژدی تلخ روزگار ماست امیر رحمتی انتخاب ساده‌ای بود؛ می‌توانستیم فرش را انتخاب کنیم اما انرژی هسته‌ای را ترجیح دادیم. می‌شد تمام دلارهای نفتی را که کردیم سانتریفیوژ و حالا محبوس خاک فردو و نطنز است را تار و پودهای رنگی بخریم و قسمتش کنیم بین تمام کارگاههای قالی‌بافی خاک‌خورده‌ی کاشان و تبریز و بیرجند و قم و نایین و چهارمحال تا نقش ایرانی ببافند و هنر و اقتصاد ایران را سوار بر قالیچه‌های سلیمانی‌ به اقصی نقاط عالم پرواز دهند. انتخاب بی شیله پیله ای بود؛ می‌توانستیم زعفران را انتخاب کنیم. تمام خاک خراسان را زعفران بکاریم و این زرِ سرخ را در جهان نامورتر از آن چه هست کنیم اما ترجیحمان این شد که ما را به سرخی دنباله‌ی موشکهایمان بشناسد جهان. انتخاب راحتی بود. می شد پیچیده اش نکنیم و آفتاب را انتخاب کنیم. تمام دشت لوت و کویرمان را بیاراییم به سفره های خورشیدی و به اندازه‌ی یک جهان برق تولید کنیم. می‌شد بادهای صد و بیست روزه سیستان را به خدمت بگیریم و پیشروترین تولید کننده انرژی‌های پاک در جهان باشیم اما انتخاب ما سخت‌ترینش بود: شکافتن هسته اتم! انتخاب واضحی بود؛ می‌توانستیم از چهار گوشه‌ی چهار فصل ایرانمان ستونهای صنعت توریسم را برافرازیم و جهان و جهانیان را به تحسین میهمان نوازی خود واداریم و ترکیه و دبی را حسرت‌کش دلارهای توریستی میهمانان وطن کنیم اما گویا برای عده‌ای از ما خوشایندتر آن بود که جهان ما را با گروگان‌گیری توریستهای چشم رنگی و موطلایی اش بشناسد. انتخاب بی دردسری بود؛ می‌شد با یک صدم آن دلارها که خرج آتش کردیم وام بدهیم به صیادان کنارک و دیلم و بندر آفتاب تا کشتی‌های صیادی پربازده بخرند و در آبهای گرم خلیج همیشه فارس و دریای عمان‌مان پا جای پای کشتی‌های صید ترال چینی بگذارند، اما فلاکت و فقر را برای بلوچستانمان زیبنده‌تر تشخیص دادیم لابد. انتخاب بدیهی بود؛ آنجا که با قطر و امارات و عراق و عربستان و کویت ظرفهای نفت و گاز مشترکی داشتیم، اولویت قاعدتا می‌بایست برداشت از آن کاسه‌ی اشتراکی می‌بود تا پیش از آن که رقیب تمامش کند ما محتوایش را سر کشیده باشیم، اما برای ما واجبتر آن بود گویا که روی موشکهایمان به عبری از نابودی اسراییل بگوییم تا جهان با کاغذپاره‌هایش تحریممان کند و هزار سال عقب بمانیم از تکنولوژی روز اکتشاف و برداشت نفت و گاز که همه همسایگانمان بدان مجهزند و نتیجه اش بشود همین جدول خاموشی هر روزه. همه چیز داشتیم و ما را به کار نیامد و این تراژدی تلخ روزگار ماست. این که انتخاب سهلی داشتیم: می‌شد زندگی را انتخاب کنیم اما در ما جماعتی به مرگ تشنه‌تر بودند! @simar50

🦋

از خون جوانان وطن هوش مصنوعی @simar50

‌‌‌... رقص مادران سوگوار ناو هواپیمابر، ابزار جنگ و جا‌به‌جایی مرزها و قدرت‌هاست و دستگاه خطرناکی‌ست، اما آن مادر سوگواری که با رقص بر مزار جگرگوشه‌اش، ترس ملتی را به قعر خاک می‌فرستد، از آن خطرناک‌تر است. مادر سوگوار رقصان، با وجودی لبریز از خشم، زخم، درد و بیزاری، بنیان مشروعیت حاکم را واژگون می‌کند و حکومت و قدرت و روایت رسمی مشروع هزار وچهارصدساله از این مرگ را به‌ رسمیت نمی‌شناسد. حکومت، مرگ را در سکوت و انجماد زمستان دی‌ماه می‌پسندد اما این رقص، اعتراض است، خشم است و ادامه حرکت و زندگی کشتگانی‌ست که تا چهل‌روز پیش بین ما زندگی می‌کردند. حکومتی که تعیین می‌کند «چه کسی شایسته سوگواری‌ست» حالا پس از آن کشتار با سوگوارانی روبه‌رو شده که از آنها انتظار می‌رفت مُطیعانه و سر در گریبان گریه کنند. سوگوارانی که کل آیین رسمی و تعیین‌شده را واژگون کرده‌اند و نظم نمادین حاکم را بدون هیچ ابزاری، تنها با بدن‌شان، برهم زده و پایه‌های نظامش را بی‌جنگ و بمب و‌ موشک، فرو ریخته‌اند. ناو، ابزار جنگ است، خطرناک است و از بیرون و سریع حمله می‌کند اما مادر سوگوار رقصان، از درون و به‌ آهستگی معنا را فرو می‌پاشد؛ معنای ظلم را، معنای حکومت ظالمانه را، معنای مشروعیت یک نظام نیم‌قرنی را. @simar50 #گوشه #رقص_سوگ #جاویدنامان #مادران_داغدیده

... بهترین فرصت #رضا_طالشیان_جلودارزاده مگر سال‌ها نمی‌گفتیم، ما آمریکا را زیر پا له می‌کنیم؟ آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند؟ کاخ سفید را تبدیل به حسینیه می‌کنیم؟ حیفا و تل‌آویو را با خاک یکسان می‌کنیم؟ اسراییل را محو می‌کنیم؟ این گوی و این میدان.! این فرصت هم‌اکنون، فوری‌تر از همیشه پیش روی ماست.آمریکا کار ما را آسان کرده و آمده بیخ گوش ما.! بزنیم لته‌پار و له و لورده‌اش کنیم و عالمی و مللی را از شر یک کشور زورگو و استکباری آسوده کنیم و انقلاب‌مان را آسان‌تر از همیشه به جهان صادر کنیم. با یک تیر، دو نشان. هم آمریکا و هم اسراییل را یکجا نابود کنیم. این بهترین فرصت است.! چرا به دبیرکل سازمان ملل نامه می‌زنیم؟ و می‌نویسیم، "در صورت حمله آمریکا به ما، تمام پایگاه‌ها، تأسیسات و دارایی‌های نیروی متخاصم در منطقه، اهداف مشروع ما در چارچوب پاسخ دفاعی محسوب می‌شوند و ایالات متحده مسوولیت کامل و مستقیم هرگونه عواقب غیرقابل پیش‌بینی و کنترل نشده آنرا بر عهده خواهد داشت." این چه نامه‌ای است که صادر کردیم. این نامه یک اشتباه انقلابی است. این همه سال رجز خواندیم و و بیش از چهار دهه تمام سرمایه‌های انسانی، مادی، معنوی و سرزمینی کشور و روزگار و آینده چندنسل را سیاه کردیم و سوزاندیم و فریاد زدیم و گوش فلک را پر کردیم، آمریکا را فلان می‌کنیم و بهمان؛ مگر غیر از این است؟ خب، الان بهترین فرصت است. باید دست بجنبانیم و نابودش کنیم... این همه سال کشور و مردم را به فلاکت و بیچارگی انداختیم، پهپاد ساختیم و موشک درست کردیم، هایپرسونیک و شهاب ۱ و ۲ و ۳ و فجر و فاتح و قدر و عاشورا و فلان و زیردریایی‌های ذولفقار و غضنفر و ذبیح‌الله و فرض‌الله؛ صدها میلیارد دلار صرف محور مقاومت و شبه‌نظامیان منطقه کردیم. زشت است که هم‌اکنون هر کدام‌مان در گوشه‌ای مخفی بشویم و از زن و بچه خود دور باشیم و حتا جرات نکنیم، گوشی تلفن همراه‌مان را با خودمان حمل کنیم. یک شب را در بیمارستان سجاد بخوابیم و شبی دیگر را در بیمارستان نیکان بیتوته کنیم و شبی زیرزمین فلان آموزشگاه یا در یک خوابگاه دانشجویی.! بزنیم این شیطان بزرگ را و همه‌ی ناوگانهای‌اش را غرق کنیم و یکبار برای همیشه شر آن را کم کنیم و بعد بنشینیم با حسین شریعتمداری، سید احمد خاتمی و علم‌الهدا و سردار نقدی و این‌ها جشن مفصل بگیریم و بین مردم کالا‌برگ فوق‌العاده توزیع کنیم. @simar50

Ebi - Manzel Be Manzel (Dj Mamsi Remix).mp38.24 MB

... روزتون به عشق♥️ You don’t need religion to be human . If you can’t tell right from wrong , it’s a lack of understanding and intelligence , not religion . برای انسان‌بودن احتیاجی به مذهب نیست. اگر نمی‌توانید درست را از نادرست تشخیص دهید، کمبودِ فهم و شعور است نه مذهب. @simar50 #انسان_باشید

... اندوه حافظ #محمد_علی_اسلامی_ندوشن از اندوه حافظ نوشته در بخشی از مقاله‌اش می‌‌نویسد: 《....اندوهى که در #حافظ وجود دارد، اندوه #تاریخ است: اندوه زمان، اندوه زندگى ‏و اندوه مشکلات زندگى. 》  او مقاله‏اى نوشته‌ است  با این عنوان که: «چراحافظ گریه مى‏کرد؟» و در بخشی از مقاله آمده است: 《حافظ چند جا از #گریه خودش یاد کرده است. او واقعاً مى‏نشست و گریه مى‏کرد. مى‏گوید: «گریه حافظ چه سنجد پیش استغناى دوست؟» این گریۀ تاریخ است و تراکم گرفتارى‏ها و ناکامى‏هاى قوم #ایرانى که جمع شده بود. گذشته از آن، حافظ مى‏خواست با گشایش #زندگى کند، ولى در فقر به سر مى‏برد و انواع سرخوردگى‏هایى که براى یک فرد حساس هست، شامل حال او مى‏شد: مشکلات خصوصى، خانوادگى، ناهموارى زمان، سبک‏مایگى و حمق مردم.》 سعی می‌کنم ابیاتی که حافظ در آن از گریه گفته است بیابم: 《ز گریه مَردُمِ چشمم نشسته در خون است ببین که در طلبت حالِ مَردُمان چون است》 بیت دیگر: 《خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه کز دستِ غم خلاصِ من آنجا مگر شود》 باز می‌‌گردم در دیوان حافظ: ترسم که اشک در غمِ ما پرده‌در شود وین رازِ سر به مُهر به عالَم سَمَر شود اگرچه حافظ، حضوری همیشگی در خانه‌ی ما ایرانیان دارد در جشن #یلدا ، در عید نوروز و #هفت‌_سین در تفال‌های #عاشقانه و گرفتاری‌ها.  او روح مردم ایران است و روایت‌گر کالبد جمعی ما با همه‌ی گرفتاری‌های تاریخی و فرهنگی... و گشایشی که آرزوی دیرینه‌ی ماست. @simar50 #شعر #ادبیات #ایران

‏تنها صداست که می ‌ماند ‏و امان از صدای او که ابدی شد در گوش من... ‏⁧ #فـروغ_فـرخـزاد⁩ https://t.me/NasimAtaei