634
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+17 kunlar
-230 kunlar
Postlar arxiv
634
...
چه پیروزی غمانگیزی
مدتیست یک چیز واقعاً آزارم میدهد.
احساس میکنم سیاست فقط جامعه ما را به هم نریخته؛ آمده توی خانههایمان، نشسته بین ما و آدمهایی که دوستشان داریم و آرامآرام فاصله انداخته.
برادر با برادر حرف نمیزند، خواهر از خواهر بریده، پدر و پسر نمیتوانند ده دقیقه کنار هم بنشینند بدون اینکه بحثشان به سیاست بکشد. رفاقتهای بیستساله و سیساله سر یک اسم، یک جریان یا یک عقیده از بین میروند.
راستش بیشتر از خود اختلافها، این اصرار عجیب ما آزارم میدهد که باید ثابت کنیم «من درست میگویم و تو اشتباه.»
خودم را هم جدا نمیکنم. من هم حتماً جاهایی همین کار را کردهام. عصبانی شدهام، اصرار کردهام و خواستهام طرف مقابلم بفهمد که اشتباه میکند.
اما این روزها از خودم میپرسم: آخرش که چه؟
فرض کنیم ثابت کردم حق با من است. اگر برای اثباتش یک دوست را از دست داده باشم، با برادرم قهر کرده باشم یا فردی را که سالها بخشی از زندگیام بوده از خودم دور کرده باشم، دقیقاً چه چیزی را بردهام؟
گاهی حتی با افتخار میگوییم:
«بلاکش کردم.»
«حذفش کردم.»
«دیگر باهاش حرف نمیزنم.»
چه پیروزی غمانگیزی…
جمهوری اسلامی از همان ابتدای انقلاب یکی از مخربترین کارهایی که کرد، از بین بردن اعتماد میان آدمها بود. جامعهای ساخت که در آن آدمها از هم بترسند، به هم شک کنند، یکدیگر را قضاوت کنند و کمکم اعتمادشان را به هم از دست بدهند.
کافیست دوروبر خودمان را نگاه کنیم. چقدر اعتماد از بین رفته، چقدر دوستی و اتحاد شکسته، چقدر خانوادهها از هم دور شدهاند و چقدر رابطهها زیر فشار همین فضای سیاسی و اجتماعی آسیب دیدهاند.
و حالا حیف است ما خودمان ادامه همان کار را به عهده بگیریم.
تو درباره آینده کشور یک جور فکر کن، من جور دیگری. تو فکر کن من اشتباه میکنم، من هم فکر کنم تو اشتباه میکنی. اگر نتوانستیم همدیگر را قانع کنیم، یک جایی بگوییم: «قبول، تو نتوانستی من را قانع کنی، من هم نتوانستم تو را.»
بعد یک چای بخوریم، یک خاطره تعریف کنیم، یک خنده بکنیم و زندگی را ادامه بدهیم.
آدمهای سیاسی میآیند و میروند. شعارها و صفبندیها عوض میشوند. حتی افرادی که امروز ما به خاطرشان با هم دشمن شدهایم، ممکن است فردا کنار هم بنشینند.
اما برادری که سالها با او حرف نزدهایم شاید دیگر برنگردد. رفاقتی که شکسته شاید دیگر ساخته نشود.
جمهوری اسلامی به اندازه کافی اعتماد میان ما را از بین برده است.
حیف است بقیه کار را خودمان انجام بدهیم.
@simar50
634
برنامهای شگفتانگیز برای ساخت آهنگ زنگ و ویرایش فایلهای صوتی پیدا کردهام.
اسم این برنامه ringtone.maker.mp3.cutter.audio است. هرچه از فوقالعاده بودنش بگویم کم گفتهام!
آن را از طریق گوگل پلی دانلود کنید:
634
...
همدستی شهرت و شرارت
وقتی خبرهای مربوط به نظامهای تمامیتخواه جهانی میشود، سکانداران دنبال کسانی میگردند تا اعتبار جهانی بگیرند یا خود را در مقابل مردم خود توجیه کنند.
کسانی که نقطهضعفهایی دارند؛ افراطیاند یا با پول رام میشوند، اصول اخلاقی ندارند، تعصب نسبت به مَسلکی کورشان کرده یا کسبوکارشان روزمرهسازی شر و شرارات است، بهترین انتخاب هستند برای نظامهای مستبد:
#هیتلر، دوک و دوشِس وینزر را به آلمان نازی دعوت کرد و #فیدل_کاسترو، رهبر کوبا، گابریل گارسیا مارکز نویسنده کلمبیایی را به عنوان دوست در کنار خود مینشاند. در کره شمالی، کیم جونگ اون، ستاره سابق بسکتبال آمریکا، دنیس رادمن را کنار خود گذاشت. استالین، نویسندهها و متفکران چپگرای جهان را به شوروی دعوت میکرد؛ از جرج برنارد شاو تا ژان پل سارتر. #استالین سراغ والتر دورانتی هم رفت، رئیس دفتر نیویورکتایمز در مسکو، روزنامهنگاری بیاخلاق که راحت خریده شد.
بیشتر نظامهایی که اعتبار را با این روشها میخرند، سرآسیمه میخواهند سیاست غیرانسانی و شرارت خود را در جهان باورپذیر کنند و از خود چهرهای معتبر و منطقی و قربانی رسانهها بسازند.
اما معمولاً رودست میخورند؛ این چهرههای مشهور جذب شده و کنارشان ایستاده، معمولا ژلهای یا تقلبیاند، یا وعدهای تهی گرفتهاند، یا رودست میخورند و شر دامن خودشان را هم میگیرد، یا کمی بعد سرخورده شده و تلاش برای همسویی با این نظامها را مایه ننگ زندگی خود میخوانند.
تلاش و پشتکار این نوع حکومتها این است که چهره واقعیشان برای دنیا نمایان نشود یا با خبرسازی و پروپاگاندا چهره غیرواقعی از خود بسازند. دلیل پذیرایی و آغوش بازشان از چهرههای مشهور همین است؛ میخواهند وجود متظاهرانه و نمایشی معتبری از خود بسازند؛ هرچقدر که هزینهاش باشد، هرچقدر که غیرمنطقی باشد، هرچقدر که مصنوعی و خندهدار و فریبکارانه به نظر برسد، مهم نیست. مهم این است که اعتباری جعلی و ظاهری برای خود بسازند تا به پشتوانه آن کمی بیشتر بمانند و ادامه دهند و ظلم کنند و ریشه بدوانند.
@simar50
634
...
همدستی شهرت و شرارت
وقتی خبرهای مربوط به نظامهای تمامیتخواه جهانی میشود، سکانداران دنبال کسانی میگردند تا اعتبار جهانی بگیرند یا خود را در مقابل مردم خود توجیه کنند.
کسانی که نقطهضعفهایی دارند؛ افراطیاند یا با پول رام میشوند، اصول اخلاقی ندارند، تعصب نسبت به مَسلکی کورشان کرده یا کسبوکارشان روزمرهسازی شر و شرارات است، بهترین انتخاب هستند برای نظامهای مستبد:
#هیتلر، دوک و دوشِس وینزر را به آلمان نازی دعوت کرد و #فیدل_کاسترو، رهبر کوبا، گابریل گارسیا مارکز نویسنده کلمبیایی را به عنوان دوست در کنار خود مینشاند. در کره شمالی، کیم جونگ اون، ستاره سابق بسکتبال آمریکا، دنیس رادمن را کنار خود گذاشت. استالین، نویسندهها و متفکران چپگرای جهان را به شوروی دعوت میکرد؛ از جرج برنارد شاو تا ژان پل سارتر. #استالین سراغ والتر دورانتی هم رفت، رئیس دفتر نیویورکتایمز در مسکو، روزنامهنگاری بیاخلاق که راحت خریده شد.
بیشتر نظامهایی که اعتبار را با این روشها میخرند، سرآسیمه میخواهند سیاست غیرانسانی و شرارت خود را در جهان باورپذیر کنند و از خود چهرهای معتبر و منطقی و قربانی رسانهها بسازند.
اما معمولاً رودست میخورند؛ این چهرههای مشهور جذب شده و کنارشان ایستاده، معمولا ژلهای یا تقلبیاند، یا وعدهای تهی گرفتهاند، یا رودست میخورند و شر دامن خودشان را هم میگیرد، یا کمی بعد سرخورده شده و تلاش برای همسویی با این نظامها را مایه ننگ زندگی خود میخوانند.
تلاش و پشتکار این نوع حکومتها این است که چهره واقعیشان برای دنیا نمایان نشود یا با خبرسازی و پروپاگاندا چهره غیرواقعی از خود بسازند. دلیل پذیرایی و آغوش بازشان از چهرههای مشهور همین است؛ میخواهند وجود متظاهرانه و نمایشی معتبری از خود بسازند؛ هرچقدر که هزینهاش باشد، هرچقدر که غیرمنطقی باشد، هرچقدر که مصنوعی و خندهدار و فریبکارانه به نظر برسد، مهم نیست. مهم این است که اعتباری جعلی و ظاهری برای خود بسازند تا به پشتوانه آن کمی بیشتر بمانند و ادامه دهند و ظلم کنند و ریشه بدوانند.
@simar50
