uz
Feedback
جامعه مدرن

جامعه مدرن

Kanalga Telegram’da o‘tish

شنيده نشدن دليلى براى ساكت ماندن نيست..... ويكتور هوگو ادمین @sammer_y ====== ما درگير جامعه مريضى هستيم كه تك تكمون عضوش هستيم

Ko'proq ko'rsatish
3 921
Obunachilar
-224 soatlar
+87 kunlar
+2930 kunlar
Postlar arxiv
رو به سمت نور ایستاده ام دلم برای تک تک شما تنگ است خوب که دقت کنی کوک بریده باد و عطسه بی هنگام حباب هم همین را می گویند. ➖➖➖➖🍀 شبتون آروم... ✅ @jamemodern 

@noqtesarkhat 🫆 در نهایت کسانی با تو می‌مانند که #زیبایی را در روحت دیده اند. مدهوش شدگان #ظاهر، یکی یکی خواهند رفت.... ➖➖➖➖
@noqtesarkhat 🫆 در نهایت کسانی با تو می‌مانند که #زیبایی را در روحت دیده اند. مدهوش شدگان #ظاهر، یکی یکی خواهند رفت.... ➖➖➖➖🍀 ✅ @jamemodern

هر زمانی بخواهم در حق چشمانم خوبی کنم؛ تو را تماشا میکنم.. 👌🏼⚜️ ✅@jamemodern

و من همیشه می‌خوردم به دری که بسته بود، یا می‌رسیدم به جمعیتی که راه نمی‌دادند، حتی به عمد دست دراز می‌کردند تا نگذارند جلوتر بروم. می‌دانستم که نمی‌رسم، اما رفتم، تمام شب، تمام روز...! هوشنگ گلشیری نیمه تاریک ماه@jamemodern

«انسان به هر چیزی عادت می‌کند؛ حتی چیزهایی که روزی از آن‌ها وحشت داشت.» و شاید همین ترسناک‌ترین حقیقت درباره ما باشد. @jamemodern

‏امیدوارم تا عمر دارید دور باشید از رابطه‌های بی‌پناه سوال‌های بی‌پاسخ، امیدهای بی‌جان. ⚜️⚜️⚜️👌🏼 ✅@jamemodern

سلام بر تویی که اطرافت پر از آدم است و تنهایی. بر تویی که آنقدر شنیده و آغوشیده و فهمیده نشدی، که به تنهایی و سکوت پناه بردی.
سلام بر تویی که اطرافت پر از آدم است و تنهایی. بر تویی که آنقدر شنیده و آغوشیده و فهمیده نشدی، که به تنهایی و سکوت پناه بردی. سلام بر تویی که به خیالشان قوی بودی و به حال خود رهایت کردند و تو در سکوتی نجیبانه، از درون شکستی و آجر به آجر فرو ریختی... ✅@jamemodern

«آن شب فکر میکردم میمیرم، و دیگر نمی‌توانم در دنیا دوام بیاورم. اما شب‌های زیادی گذشت و من هنوز زنده‌ام.» —تاریکم فردا سراغ من بیا… ✅@jamemodern

به راستی زندگانی چه رنج عظیمی ست... شخصاً اعتقاد داشته ام که زندگانی بر همین امر بنا شده است و البته هر چه گذشت ایمانم بر این امر راسخ تر شد! رنج هایی بی پایان که در مرحله به مرحله زندگی گریبان گیر ما بوده اند و هر چه بیشتر فهمیدیم بر رنج هامان افزوده شد! دیریست به این می‌اندیشم که شاید هدف ، کنار آمدن یا تحمل کردن همین رنج های آدمیست! و هنر تراشیدن لذت هایی از دیواره ی این رنج ها ! آری لذت! لذت هایی زودگذر و ساختگی که در بهترین حالتشان فقط لبخندهایی گذرا به من هدیه داده اند.. امروز در کتابی خواندم " تا وقتی که رنج میبریم از نظر روانی زنده هستیم ، در واقع ما با رنج بالغ میشویم و رشد میکنیم" #فرانکل ویکتورامیل ✅@jamemodern

آلبر كامو در انتهاى رمان ”طاعون” آنجايى كه اييدمى و بيمارى تمام شده و مردم جشن گرفته اندامى نويسد: ”طاعون براى آنهايى كه كسى را به خاطرش از دست داده اند، تا ابد ادامه دارد...» و شب بخیر ✅@jamemodern

لعنت به جنگ! یه سرباز روسی که با پهپاد اوکراینی روبه‌رو شده بود، از اپراتور درخواست کرد که اول دوست کنارش رو بزنه تا بتونه سیگارشو قبل مرگ تموم کنه اپراتور پهپاد درخواستش رو قبول میکنه، اول سرباز دیگه رو میزنه و بعد سربازی که درخواست کرده بود رو میزنه. ✅@jamemodern

فقر شب را "بی غذا" سر کردن نیست، فقر روز را "بی اندیشه"سر کردن است...! صمد بهرنگی @jamemodern

آدم با خودش میگه برم سفر بهتر میشم. بعد می‌بینه هرجا بره بوی خون میاد... ✅@jamemodern

شب بخیر ای کسی که مدتهاست واسه هر ذره‌ی زندگیت می‌جنگی و کسی هم اطرافت نیست بهت بگه دمت گرم... ✅@jamemodern

مرا فراموش خواهی كرد از من جدا خواهی شد ... پس مرا از غارَم بیرون نكش عادت هایم را از من مگیر، خصوصا عادتی كه به «تنهایی» دارم را #اوغوز_آتای ✅@jamemodern

تفنگ‌های پر برای شلیک به مغزهای پر ساخته شده‌اند و مغزهای خالی برای پر کردن این تفنگها! از کسی که کتابخانه دارد و کتاب‌های زیادی می‌خواند نباید هراسید از کسی باید ترسید که تنها یک کتاب دارد و آن را مقدس می‌پندارد، ولی هرگز آن را نخوانده است... #فردریش_نیچه ✅@jamemodern

که در عالم نمی‌داند کسی احوال فردا را ... 🕊️ #سعدی ✅@jamemodern

سر دوراهی نوشتن یا ننوشتن افتاده‌ام. این چهاردیواری مجازی نزدیک به بیست سال است که محل پناه وخانه‌ی امن من در برابر همه‌ی آن چیزهایی بوده که پشت این دیوارها و در جهان واقعی رخ داده است. همیشه هم وضعیت این طور بوده که قبل از نوشتن و آمدن به این چهاردیواری، همه‌ی اتفاقات جهانِ بیرون را مثل چکمه‌های لجن‌مال دم در درآورده‌ام و بعد پایم را گذاشته‌ام داخل. در را چفت و بست کرده‌ام و این‌جا نوشته‌ام. انگار که در یک جهان موازی زندگی می‌کنم. ولی دیگر شدنی نیست انگار. بعد از آن‌که آن‌همه آدم را دو روزه در خیابان‌ها کشتند و بعد از آن‌که کشور را بمباران کردند، انگار دیگر این دو جهان موازی به اجبار باهم تلاقی کرده‌اند و هم مسیر شده‌اند. اگر از آن‌چه گذشته است ننویسی، متهم هستی به حمایت از ظالم و کمک به نسیان آنچه گذشته و بی‌دغدغه بودن. اگر هم بنویسی، از لای تک‌تک کلمات و حرف‌ها، سوتفاهم و مخالفت استخراج می‌شود. هر چیزی که نوشته بشود حتما در این جهان بی‌نهایت مخالف سرسخت دارد. حتی اگر موضوع سفیدی ماست باشد. تازه اگر بدانیم که حرف درست کدام است که آن را بزنیم. زورمان به هیچ کدام از دو طرف نمی‌رسد و افتاده‌ایم به جویدن خرخره‌ی همدیگر. آن‌هایی که در خیابان خون ما را ریختند با آن‌هایی که روی سرمان بمب ریختند، در شُرُف #صلح هستند ولی ما هنوز مشغول شکاندن استخوان‌های همدیگر هستیم. این‌که خیلی‌ها (مثل من) زیر علم هیچ کدام از این دو طرف نمی‌خواهند سینه بزنند. این‌که ما قربانیان #جنگ #باطل علیه باطل هستیم. این‌ها سر #منافع خودشان دست همدیگر را فشار دادند. ما کماکان مشغول فشار دادن گلوی همدیگر هستیم. دوستی‌های‌مان پاشیده شد. مرزهای بین‌مان پررنگ تر شد. تنهاتر شدیم. شدیم بی‌نهایت گروه #تک‌نفره. صرفا از روی احساساتم حرف می‌زنم. حتما بی‌نهایت آدم وجود دارد که عقاید راسخی دارند که حرف‌های من را می‌توانند با آن رد کنند و آن‌ها هستند که "حق" هستند. آن‌ها هستند راه سعادت را بلدند و بقیه مفت‌خوران بی‌دغدغه‌ای هستند که اصلا نمی‌فهمند بنی‌آدم اعضای یکدیگرند. همین محق بودن می‌شود شمشیرشان. سر دوراهی نوشتن و ننوشتن هستم. که مهم هم نیست. مهم جان آدم‌هایی بود که دیگر بین ما نیستند. مهم آینده‌ی آدم‌هایی است که بین این دو باطل هر روز مبهم‌تر از دیروز می‌شود. مهم این هست که هیچ راه عملی و سالمی برای پایان دادن به این سیاهی وجود ندارد. هیچ اراده‌ای برای عملی کردن راهکاری که مردم محور آن باشند وجود ندارد. مهم کیفیت #ناسالم #زندگی‌ای است که بی‌هیچ دلیل موجهی به آن #دچار شده‌ایم... ➖➖➖➖🍀 #فهیم_عطار شب بخیر ... ✅ @jamemodern

آنهایی که قدر زندگی را می‌دانند با آنچه پس از آن می‌آید انس دارند. میل به از میان برداشتن خود به فکر خیلی‌ها، من جمله خودم، خطور کرده است. هر روز صبح از خود می‌پرسیم چرا باید به زندگی ادامه دهیم. ما نژاد، ملیت، مذهب، پدر، مادر یا رنگ پوستمان را انتخاب نمی‌کنیم. تنها چیزی که می‌توانیم انتخاب کنیم این است که به زندگی ادامه دهیم یا خیر. امکان خودکشی تنها آزادی واقعی ماست، که نوعی خروج از این دنیا است. اگر ما از این آزادی بهره نمی‌بریم به خاطر این است که ــ علی‌رغم دشواری‌ها ــ تصمیم گرفته‌ایم زنده بمانیم و وقتی که قبول می‌کنیم که زندگی کنیم، وقتی که با این آزادی کنار می‌آییم، آنگاه با شادی بیشتری زندگی می‌کنیم. فلسفه و هنر به ما می‌آموزد که زندگی بر ما تحمیل نشده بلکه پیش‌کش شده است. بلیط ورود را به ما داده‌اند، اما بلیط خروج را هم داریم، تاشده در جیبمان. اگر یکی از فیلم‌های مرا نمی‌پسندید، مختارید از دری که بالایش «خروج» نوشته، راه به بیرون ببرید. مثل اینکه جایی نیچه نوشته است اگر کسی در لبه پرتگاه به نیت پریدن ایستاده است، کار ما این است که او را هُل کوچکی بدهیم... _عباس کیارستمی @jamemodern

عزیزِ من، برخی آدم‌ها هستند که اندوه‌های بزرگی هم دارند اما هنوز زندگی می‌کنند و لبخند می‌زنند. اندوه تو تا چه حد بزرگ است که حتی لبخند هم نمی‌زنی؟ شب بخیر، و عیبی نداره اگه نمی‌دونی بدنت خسته‌تره یا مغزت یا قلبت یا بچه‌ای که پشت پلکهات گریه می‌کنه ✅@jamemodern