uz
Feedback
جامعه مدرن

جامعه مدرن

Kanalga Telegram’da o‘tish

شنيده نشدن دليلى براى ساكت ماندن نيست..... ويكتور هوگو ادمین @sammer_y ====== ما درگير جامعه مريضى هستيم كه تك تكمون عضوش هستيم

Ko'proq ko'rsatish
3 916
Obunachilar
+124 soatlar
+47 kunlar
-530 kunlar

Ma'lumot yuklanmoqda...

Taglar buluti
Ma'lumot yo'q
Muammo bormi? Iltimos, sahifani yangilang yoki bizning qo'llab-quvvatlash boshqaruvchimizga murojaat qiling>.
Kirish va chiqish esdaliklari
---
---
---
---
---
---
Obunachilarni jalb qilish
Iyul '26
Iyul '26
+61
0 kanalda
Iyun '26
+65
2 kanalda
Get PRO
May '26
+11
0 kanalda
Get PRO
Aprel '26
+3
0 kanalda
Get PRO
Mart '260
0 kanalda
Get PRO
Fevral '26
+25
6 kanalda
Get PRO
Yanvar '26
+20
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '25
+29
3 kanalda
Get PRO
Noyabr '25
+41
5 kanalda
Get PRO
Oktabr '25
+30
9 kanalda
Get PRO
Sentabr '25
+32
6 kanalda
Get PRO
Avgust '25
+27
5 kanalda
Get PRO
Iyul '25
+42
8 kanalda
Get PRO
Iyun '25
+39
11 kanalda
Get PRO
May '25
+33
5 kanalda
Get PRO
Aprel '25
+42
7 kanalda
Get PRO
Mart '25
+43
6 kanalda
Get PRO
Fevral '25
+50
7 kanalda
Get PRO
Yanvar '25
+67
6 kanalda
Get PRO
Dekabr '24
+73
8 kanalda
Get PRO
Noyabr '24
+77
11 kanalda
Get PRO
Oktabr '24
+78
7 kanalda
Get PRO
Sentabr '24
+56
8 kanalda
Get PRO
Avgust '24
+65
5 kanalda
Get PRO
Iyul '24
+50
2 kanalda
Get PRO
Iyun '24
+56
4 kanalda
Get PRO
May '24
+66
3 kanalda
Get PRO
Aprel '24
+61
7 kanalda
Get PRO
Mart '24
+76
6 kanalda
Get PRO
Fevral '24
+69
6 kanalda
Get PRO
Yanvar '24
+52
4 kanalda
Get PRO
Dekabr '23
+73
8 kanalda
Get PRO
Noyabr '23
+80
3 kanalda
Get PRO
Oktabr '23
+55
3 kanalda
Get PRO
Sentabr '23
+69
0 kanalda
Get PRO
Avgust '23
+90
0 kanalda
Get PRO
Iyul '23
+65
0 kanalda
Get PRO
Iyun '23
+64
0 kanalda
Get PRO
May '23
+72
0 kanalda
Get PRO
Aprel '23
+76
0 kanalda
Get PRO
Mart '23
+62
0 kanalda
Get PRO
Fevral '23
+72
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '23
+115
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '22
+126
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '22
+125
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '22
+103
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '22
+87
0 kanalda
Get PRO
Avgust '22
+103
0 kanalda
Get PRO
Iyul '22
+70
0 kanalda
Get PRO
Iyun '22
+91
0 kanalda
Get PRO
May '22
+94
0 kanalda
Get PRO
Aprel '22
+83
0 kanalda
Get PRO
Mart '22
+72
0 kanalda
Get PRO
Fevral '22
+64
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '22
+95
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '21
+83
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '21
+73
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '21
+90
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '21
+97
0 kanalda
Get PRO
Avgust '21
+102
0 kanalda
Get PRO
Iyul '21
+136
0 kanalda
Get PRO
Iyun '21
+126
0 kanalda
Get PRO
May '21
+86
0 kanalda
Get PRO
Aprel '21
+117
0 kanalda
Get PRO
Mart '21
+114
0 kanalda
Get PRO
Fevral '21
+113
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '21
+150
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '20
+5 059
0 kanalda
Sana
Obunachilarni jalb qilish
Esdaliklar
Kanallar
29 Iyul+2
28 Iyul+2
27 Iyul+2
26 Iyul+3
25 Iyul+1
24 Iyul+4
23 Iyul+1
22 Iyul+1
21 Iyul+1
20 Iyul+1
19 Iyul+2
18 Iyul+1
17 Iyul0
16 Iyul+2
15 Iyul+3
14 Iyul+3
13 Iyul0
12 Iyul0
11 Iyul+1
10 Iyul+2
09 Iyul+1
08 Iyul+4
07 Iyul+3
06 Iyul+3
05 Iyul+4
04 Iyul+3
03 Iyul+6
02 Iyul+3
01 Iyul+2
Kanal postlari
به خودت یاد بده که...! بدون مورد توجه قرار گرفتن، بدون تایید‌ شدن، بدون دعوت‌ شدن ب جمعی و بدون حمایت شدن هم حالت خوب باشه و
به خودت یاد بده که...! بدون مورد توجه قرار گرفتن، بدون تایید‌ شدن، بدون دعوت‌ شدن ب جمعی و بدون حمایت شدن هم حالت خوب باشه و بتونی از زندگیت لذت ببری! ✅@jamemodern

2
اَمُرداد امرداد در اصل صورت درست واژه‌ای است که از ایرانی باستان a-mṛtāt- آمده و به معنی «بی‌مرگی، جاودانگی و فنا‌ناپذیری» است. این واژه از پیشوند نفی a- («نا، بی») و ریشهٔ mar-/mṛ- («مردن، تباه شدن») ساخته شده است؛ بنابراین معنای اصلی آن «بی‌مرگ» یا «نامیرایی» است. این واژه در فارسی میانه به صورت Amurdād / Amurdāt درآمد و نام یکی از امشاسپندان، همچنین نام ماه پنجم سال و روز هفتم هر ماه گشته است. صورت رایج «مرداد» در فارسی امروز در حقیقت بر اثر حذف نادرست پیشوند نفی اَ- پدید آمده و از نظر ریشه‌شناسی معنایی معکوس «مرگ» را القا می‌کند؛ ازاین‌رو در متون و پژوهش‌های زبان‌شناختی، «امرداد» صورت اصیل و درست شمرده می‌شود. #فرهنگ #ریشه‌شناختی حسن‌دوست ➖➖➖➖🍀 #ریشه #واژه ✅ @jamemodern
706
3
در بزم جهان شور ، مستانه چنین باید ... 👌🌹👌🌹👌🌹 ❤️ ✅ @jamemodern
552
4
بعضی حسرت‌ها، فقط به اندازه‌ی یک ثانیه‌اند… اما آدم، سال‌ها با آن‌ها زندگی می‌کند… 🕊️ قطعه‌ای ساخته‌شده با هوش مصنوعی؛ اما مثل هر موسیقی دیگری، این احساسی است که در شنونده بیدار می‌کند که ماندگار می‌شود. ✅@jamemodern
766
5
"عبدالله مبارک را پرسیدند: کدام خصلت در آدمی نافع‌تر است؟ گفت: عقلی وافر. گفتند: اگر نبود؟ گفت: حُسنِ ادب. گفتند: اگر نبود؟ گفت: برادری مُشفق تا مشورتی کند. گفتند: اگر نبود؟ گفت: خاموشیِ دائم. گفتند: اگر نبود؟ گفت: مرگ در حال...! #تذکره_الاولیا #عطار_نیشابوری ✅@jamemodern
934
6
هیچوقت یکی را با همه‌ی وجودت دوست نداشته باش، یک تکه از خودت را نگه دار برای روزهایی که هیچکس را بجز خودت نداری. - هاروکی #موراکامی ➖➖➖➖🍀 آرامش شب نصیبتون... ✅ @jamemodern
902
7
به طور کلی صلاح در این است که آدمی شعور خویش را با نگفتن نشان دهد نه با گفتن، زیرا سکوت از هوشمندی است و گفتن از خودپسندی! ✅@jamemodern
787
8
موسی غنی‌نژاد:(اقتصاد دان٫نویسنده٫پژوهشگر) دین را ابزار پروژه‌های خود نکنید! چرا شریعتی یک شیاد بود؟ چون پروفسور شاندل... ✅@j
موسی غنی‌نژاد:(اقتصاد دان٫نویسنده٫پژوهشگر) دین را ابزار پروژه‌های خود نکنید! چرا شریعتی یک شیاد بود؟ چون پروفسور شاندل... ✅@jamemodern
876
9
روز یکشنبه که هوا به شکل شکنجه‌آوری سرد بود، مامور شدم تا چهار تا پسربچه‌ی ده دوازده ساله را از این‌ور شهر ببرم آن‌ور شهر. با خودم فکر کردم احتمالا کار سختی نیست و بچه‌ها فرشته‌اند و گلی از گل‌های بهشت‌. توی راه برایشان جاستین بیبر پخش می‌کنم و بهشان پدرانه لبخند می‌زنم تا برسیم. ولی دلم الکی خوش بود. همه‌ی بچه‌ها فرشته نیستند. این چهار تا پسر هم که قطعا فرشته نبودند. دیو بودند. هیولا. گودزیلا. تجسم نیروی شر در سینمای آمریکا و هند. سه تای آن‌ها نشستند عقب و یکی‌شان که مثل آنتن پیکان دراز بود نشست جلو. راه افتادیم. که کاش موتور ماشین همان‌جا منفجر شده بود و راه نیفتاده بودیم. هر چهار نفرشان همزمان با هم حرف می‌زدند. اصلاح می‌کنم. هر چهار نفرشان با هم فریاد می‌زدند. می‌خندیدند. بعد از توی جیب‌شان شکلات درآوردند و پرت کردند سمت هم. دوباره خندیدند. آنتن که جلو نشسته بود شروع کرد صندلی خودش را تا ته برد عقب و هیولای پشت سرش را پرس کرد. بعد همه هرهر خندیدند. کوفت. یکی‌شان از پشت خودش کشاند جلو و از لای دوتا صندلی رد کرد و شروع کرد با دکمه‌های کولر و بخاری ور رفتن. می‌خواستم بکوبم پشت دستش اما یادم آمد که دوران تنبیه و خشونت با بچگی ما تمام شده است. آرام با دست هلش دادم عقب. افتادیم توی اتوبان. صدای بچه‌ها پرده صماخ و حلزون و گوش میانی‌ام را ترکانده بود. یکی‌شان از انتهایش بو تولید می‌کرد. از بس که می‌خندیدند. کابین ماشین بخار گرفته بود. پنجره را دادم پایین که هوای تازه بیاید داخل. که خب هوا سرد بود. دوباره پنجره را دادم بالا. رسیدم به مرز جنون. به سرم زد که بزنم کنار اتوبان و پرتشان کنم بیرون و بروم. یا دست و پا و دهن‌شان را ببندم و برشان گردانم خانه‌شان. کاش شب قبل لوبیا خورده بودم و مثل آن یکی عوضی که بو تولید می‌کرد، من هم همین کار را می‌کردم. بخاری را هم زیاد می‌کردم و پنجره‌ها را هم قفل می‌کردم تا بی‌هوش بشوند. اما من آدم هیچ کدام از این کارها نبودم. سرعتم را زیاد کردم که لااقل این چهار چس‌فیلِ شلوغ و بی‌ادب را زودتر برسانم به مقصد. صدا و جنب و جوش‌شان کلافه‌ام کرده بود. با خودم گفتم به سیاق عملیات کامیکازی، ماشین را بکوبم به یکی از کامیون‌های توی اتوبان و خودم را خلاص کنم. شاید در جهانی دیگر آرامش به استقبالم می‌آمد. اما من از مرگ می‌ترسم. آن‌هم مرگ با این کیفیت پایین. فرورفته در نشیمن‌گاه یک کامیون حمل ذرت و در جوار چهار هیولای بودار. یک ماشین سواری کنارم بود و با سرعت می‌راند. یک زن و مرد توی آن نشسته بودند. یک بچه هم انگار روی صندلی عقب بود. واضح بود که حال‌شان خوب است. زن طوری می‌خندید و هشتاد و پنج دندان سفید و سالمش را نمایش می‌داد که انگار جلوی دوربین دارد برای خمیردندان تبلیغ می‌کند. مرد هم در خلسه‌ی خوبی بود. سرعت هر دو نفرمان زیاد بود و لای کامیون‌ها و ماشین‌های ریز و درشت لایی می‌کشیدیم. همان‌جا بود که انگار کائنات یک #حقیقت مهم را فرو کرد در حلقم. من و آن مرد هر دو نفرمان داشتیم توی آن اتوبان شلوغ با آن سرعت می‌راندیم و برای #زنده_ماندن فرمان را چپ و راست می‌چرخاندیم. اما یک فرق بزرگ بین من و آن عوضی وجود داشت. من دلیلی برای زنده ماندن داشتم و آن هم ترسم از #مرگ بود و البته وظیفه‌ی رساندن آن چهار گودزیلا به مقصد. ولی آن مردک #انگیزه برای زندگی داشت. انگیزه‌ای با هشتاد و پنج دندان سفید. بین من و آن بزرگوار فرق بزرگی وجود داشت. با این‌که هر دو نفرمان توی همان اتوبان کوفتی داشتیم می‌راندیم. یکی‌مان باید زنده می‌ماند و ادامه می‌داد و یکی‌مان می‌خواست زنده بماند. من زنده بودم و آن الدنگ #زندگی می‌کرد. خلاصه این‌طور. رفتیم و برگشتم. نیمی از سلول‌های خاکستریم مردند و چند چروک به صورتم اضافه شد. کائنات هم وسط اتوبان کشید پایین و حقیقت بزرگش را به من نشان داد. یک خط بزرگ گذاشت بین آن‌هایی که #ملزم به زنده‌ماندند و آن‌هایی که انگیزه‌ی #زندگی‌کردن دارند. این دو تا با هم فرق بزرگی دارند. فرقی به بزرگی فرق بین زنده ماندن و زندگی کردن. قبل از بردن هیولاها، لوبیای خیس‌نکرده میل کنید. جدن. ➖➖➖➖🍀 #فهیم_عطار ✅ @jamemodern
936
10
بعضی حسرت‌ها، فقط به اندازه‌ی یک ثانیه‌اند… اما آدم، سال‌ها با آن‌ها زندگی می‌کند… 🕊️ قطعه‌ای ساخته‌شده با هوش مصنوعی؛ اما مثل هر موسیقی دیگری، این احساسی است که در شنونده بیدار می‌کند که ماندگار می‌شود. ✅@jamemodern
825
11
دردِ یک سرزمین، فقط خرابیِ دیوارهایش نیست؛ خستگیِ مردمانی‌ست که دیگر به هیچ‌چیز امید ندارند… ✅@jamemodern
دردِ یک سرزمین، فقط خرابیِ دیوارهایش نیست؛ خستگیِ مردمانی‌ست که دیگر به هیچ‌چیز امید ندارند… ✅@jamemodern
989
12
اگر دلت آروم نیست و استرس داری بزار اینو بهت بگم: ‏آن‌جا که دلت آرام گرفت مقصد توست. ✅@jamemodern
858
13
درِ این قفس، برای تو ساخته شده بود. اما حالا که آنجایی، دیگر در را نمی‌بینی. ما در میانِ دیوارهایی زندگی می‌کنیم که خودمان ساخته‌ایم، و بعد، در تمامِ عمرمان، به دنبالِ کلیدی می‌گردیم که وجود ندارد... فرانتس کافکا 📚محاکمه ✅@jamemodern
947
14
آدمیزاد هرچی عمیق‌تر میشه، تمایلش به توضیح دادن کمتر میشه. انگار می‌فهمی که سکوت، بلندترین جوابی هست که می‌تونی به کج‌فهمی‌ها بدی. قدرتِ واقعی یعنی بلد باشی کجا دیگه نباید کلمه‌هاتو خرج کنی. ✅@jamemodern
977
15
« #وصله_ی_جان» یعنی: #مرمت کننده ی روح، متعلق به آخرین رگ قلب، چسبیده به آخرین جانِ آدمی، بنا کننده ی غم های زیبا، ریشه ی احساسات عمیق، عضو جدایی ناپذیر #قلب... اگه کسی رو داری که انقدر برات عزیزِ «وصله ی جان»صداش کن.. ➖➖➖➖🍀 #موسیقی #عشق_و_دیگر_هیچ شبتون آروم.... ✅ @jamemodern
1 036
16
این نیز بگذرد و من هم بدونِ تو میگذرانم همانطور که بدونِ هرکسی گذراندم اما عزیزدلم، دوست داشتم تمام گذشتنی‌ها با تو بگذرد… ✅@jamemodern
1 372
17
‌ عمر #خیام بر مرگ شاگرد خود با همان وقار و متانت، با همان تسلیم و رضا و با همان غم و اندوه نجیبانه که بر مرگ دوستان دیگر گریسته بود گریست و مرگ ایشان را با این عبارت تعبیر می‌کرد که «ما همه از یک #شراب نوشیده بودیم، ولی ایشان دو سه دوری پیش از من #مست شدند.» [ امین معلوف || سمرقند | ترجمه‌ی محمد قاضی #امین_معلوف #سمرقند ‌➖➖➖➖🍀 ✅ @jamemodern
1 729
18
آیا می‌شود به آدمی اعتماد کرد که قیمه‌اش هر دفعه یک مزّه‌ی متفاوت می‌دهد؟ نمی‌دانم. شاید این‌جا یکی از آن‌جاهایی‌ست که عادت مهم است. تو می‌خواهی غذا همیشه همان طعم را بدهد. پس باید همیشه دقیقاً همان کارها را بکنی. تو هوسِ «قیمه» می‌کنی و وقتی می‌خواهی «قیمه» بخوری دقیقاً می‌خواهی همان قیمه را بخوری. این دیگر یک چیز تجربی نیست. قدر مسلّم تجربه هم می‌شود کرد اما وقت‌هایی که داری تجربه می‌کنی می‌دانی داری تجربه می‌کنی. می‌دانی این غذا آن طعمِ همیشگی را نخواهد داد چون همیشه اول پیازها را در روغن داغ سرخ می‌کنی، بعد گوشت‌ها را توش تفت می‌دهی، بعد ادویه می‌زنی، اما این‌بار، استثنائاً، می‌خواهی پیازها را خام‌خام با گوشت‌ها بیندازی توی قابلمه، بی‌روغن، تا با آب پیاز بپزد. این وضعیتی خاص است. وقتی بعد مدت‌ها می‌روی پیش مادرت و می‌پرسد چه می‌خواهی برایت درست کنم و می‌گویی کتلت یا فرمه‌سبزی، می‌دانی دقیقاً همان مزّه‌ی همیشگی را خواهد داد. برای یک رستوران پیر، از این‌سر شهر می‌روی آن‌سر، می‌روی «دهباشیان» آلبالوپلو بخوری یا «پردیس» ته‌چینِ قیمه‌بادمجان. چرا؟ چون این‌همه سال است همان یک مزّه را می‌دهد (ولو با اغماض!) این‌جا همان‌جاست که احتیاجی به هیچ نوآوری‌ای نداری. کار هرچقدر برای آشپزها تکراری‌تر و ملال‌آورتر می‌شود، اعتماد تو بیشتر است. اصلاً برای همین است که می‌روی: « #عادت » ـــ‌همان که همیشه، هر جای دیگری، تو را #دلزده می‌کند. خب، بعضی آدم‌ها مزّه‌های جدید به شما می‌دهند، اما احساس #امنیت نه. و کاریش هم نمی‌شود کرد. از ترازو و پیمانه و زمان‌سنجِ دقیق و رسپی هم کاری برنمی‌آید. #ملال خواهرِ امنیت است. | از #زخم‌های_نهانی | عماد #مرتضوی ‌➖➖➖➖🍀 ✅ @jamemodern
1 372
19
... چرا فریاد نمی‌زنی؟ چرا بر سرِ خدا فریاد نمی‌کشی و از او توضیح نمی‌خواهی؟ نشسته‌ای، دست روی دست گذاشته‌ای و می‌گویی: «خدا
... چرا فریاد نمی‌زنی؟ چرا بر سرِ خدا فریاد نمی‌کشی و از او توضیح نمی‌خواهی؟ نشسته‌ای، دست روی دست گذاشته‌ای و می‌گویی: «خدا تنبیهم کرده؟!» مگر چه‌کار کرده‌ای که باید تنبیه بشوی؟ چرا خدا این دزدانِ سرِ گردنه، این ستمگرانِ سنگ‌دل، این ارباب و کشیش‌ِ ریاکارِ آبادی را تنبیه نمی‌کند؟ این دیگر چه عدالتی‌ست؟ از جا بلند شو! تو که گوسفند نیستی، انسانی. انسان یعنی موجودِ زنده‌ای که به‌پامی‌خیزد و توضیح می‌خواهد. مسیح باز مصلوب #نیکوس_کازانتزاکیس ✅@jamemodern
1 321
20
همین… ✅@jamemodern
همین… ✅@jamemodern
1 280