کانال ادبیات و هنر چکامه
Kanalga Telegram’da o‘tish
2 601
Obunachilar
+1024 soatlar
+237 kun
+12230 kun
Postlar arxiv
✨💫
با سپاس از حضور و همراهی
شما دوستان ارجمند ...
🙏🌺🌿🩶🌟❤️🌿🌺🙏
تا درودی دیگر بدرود.
با معرفی و فوروارد مطالب (کپی ممنوع)
از کانال، چکامه را حمایت کنید.
🌺@SELMULY چکامـه
یک دنیا آرامش با آهنگ فوق العاده احساسی ترکیه ای درآلبومی بنام"به سوی افق"از بوراک جانوزر
ملودیهای زیبای اجرا شده باگیتار، پیانو و ویلونسل القا کننده این حس خوب آرامش هستند.
#باهمبشنویم
#پاینده_ایران_آزاد
🌺@SELMULY چکامـه
✨💫
هنوز در سفرم
خیال میکنم
در آبهای جهان قایقی است
و من، مسافر قایق
هزارها سال است
سرود زنده دریانوردهای کهن را
به گوش روزنههای فصول میخوانم
و پیش میرانم
مرا سفر به کجا میبرد؟
کجا نشان قدم، ناتمام خواهد ماند
و بند کفش به انگشتهای نرم فراغت
گشوده خواهد شد؟
#سهراب_سپهری
«شب و روزگار خوش»
🌺@SELMULY چکامـه
📝
شاعرِ بدون روتوش
برای صدسالگی فریدون مشیری
✍ علی ورامینی
▫️آدم خوشحافظهای نیستم ولی غروب زمستان ۲۴ سال پیش که کتاب «سه دفتر» فریدون مشیری را خریدم با تمام جزئیات به خاطر دارم. کتابفروشیِ نزدیک چهارراه مشیرِ شیراز سبک و سیاقش چنین نبود که راهرو و قفسه داشته باشد و میان هزاران عنوان کتاب بچرخی و انتخاب کنی، اصلا کتابفروشی راه ورودی نداشت. مابین صاحب کتابفروشی و مشتری، میزی به طول دهنه کتابفروشی و عریض و پر از کتاب بود. معمولا چنین بود که از قبل همه مشتریانش میدانستند چه میخواهند. او هم کتاب را یا همان وقت میداد یا میگفت فلان روز بیا بگیر.
▫️سه دفتر را داشت؛ چاپ سیزدهم. شنیدن کوچه با صدایِ کوروش یغمایی من را نسبت به فریدون مشیری کنجکاو کرده بود. تا اتوبوس خط واحد سر کوچه رسید یک دفترش را تقریبا خوانده بودم. برای نوجوانی با احساسات و عواطف خاص آن دوران انگار شعرهای فریدون مشیری زبان ناطق ناگفتهها بود. نه در فرم و نه معنا شعرهایش هیچ پیچیدگی نداشت. بعدتر فهمیدم انگار حسی مشترک میان بسیاری از همسن و هماحوالات بوده. گواهش گزیدهای از اشعارش که چند سال بعد و سال اول دانشجویی از همکلاسیای هدیه گرفتم که با خودکار رنگی بعضی شعرهایش علامت خورده بود. یا نامهای که با شعر «حریق خزان» شروع شده بود.
▫️البته که حد و قد شاعر کوچه و کارهایش به زبان ناطق احساسات نوجوانی محدود نمیشد. مشیری ترانهسرای قدری بود. «پرکن پیاله را» با صدای محمدرضا شجریان اولین تلاش موسیقی کلاسیک ایرانی برای خواندن آواز بر روی شعر نو بود، بعدتر هم کارهای ماندگاری با ترانههای او ساخته شد. شفیعی کدکنی در نقد شاعر معروفی میگفت که فلانی یک شعرش را مردم به حافظه ندارند و ماندن در ذهن مردم را معیاری برای شاعر خوب بودن در نظر میگرفت. با این معیار حتما مشیری یکی از شاعران خوب معاصر است.
▫️او در واقع زبان شعرِ عواطف گوناگون و حتی متناقض مردم است. شعرهایش مملو از احساسات آنی شاعریست که بیهیچ روتوش و فیلتری سروده شده است. عشق، غم، اندوه، شادی، دلبستگی، دلتنگی، نفرت، امید و ناامیدی و هر احساسی که آدمی در دورانهای مختلف تجربه میکند، در شعر مشیری در سرراستترین شکل ممکن دیده میشود.
▫️ او یک شعر دارد با عنوانِ «نمیخواهم بمیرم» و هزار بد و بیراه به مرگ میگوید و شعری دارد با نام «چرا از مرگ میترسید» که به زبان شاعرانه استدلال میکند، مرگ آن نوشداروی شیرین همه رنجهاست. اگر مرگ ۲۶ سال پیش گریبانش را نگرفته بود، امروز، ۳۰ شهریور یک قرن زیسته بود.
🌺@SELMULY چکامـه
🌾🍂🌿
🍁🍀
🎋
❞ جانی واکر: باید نگاه کنی! این یکی دیگر از قوانین ماست. بستن چشمهایت چیزی را تغییر نمیدهد. هیچ چیز فقط به خاطر اینکه تو آن چه را دارد اتفاق میافتد نمیبینی، ناپدید نمیشود. در حقیقت، بار دیگری که چشمهایت را باز کنی اوضاع حتی خیلی بدتر خواهد بود. دنیایی که ما در آن زندگی میکنیم این چنین است، آقای ناکاتا. چشمهایت را کاملا باز نگه دار. فقط یک ترسو چشمهایش را میبندد. بستن چشمهایت و گرفتن گوشهایت زمان را متوقف نمیکند. ❝
- کافکا در کرانه
هاروکی موراکامی
🌺@selmuly▪️چکامه
🎵 مرا عاشق
شهرام ناظری
شعر: مولانا
آهنگساز: پرویز مشکاتیان
🌺@SELMULY چکامـه
یاد واره
🎼 پرویز مشکاتیان
پرویز مشکاتیان (۱۳۳۴–۱۳۸۸)، آهنگساز، نوازندهٔ سنتور و پژوهشگر موسیقی ایرانی، از چهرههای برجستهٔ موسیقی معاصر ایران بود. او در نیشابور زاده شد و با بهرهگیری از ردیف موسیقی ایرانی و نگاهی نو به آهنگسازی، آثار ماندگاری آفرید.
مشکاتیان علاوه بر مهارت کمنظیر در نوازندگی سنتور، در آهنگسازی و ساخت قطعاتی برای آواز و موسیقی ایرانی نیز نقش مهمی داشت و همکاریهایش با هنرمندانی چون محمدرضا شجریان، شهرام ناظری و گروه عارف، بخشی درخشان از کارنامهٔ اوست.
آثار او آمیزهای از اصالت موسیقی ایرانی، ظرافت شاعرانه و نوآوری بود؛ موسیقیای که هنوز هم برای بسیاری از دوستداران موسیقی ایرانی، رنگ و حال ویژهای دارد.
🕊️ مشکاتیان در ۳۰ شهریور ۱۳۸۸ در تهران درگذشت، اما نغمههای سنتور و ساختههایش همچنان در موسیقی ایران طنینانداز است.
🌺@SELMULY چکامـه
°
بزرگترین سازه با شکوه خشتی جهان که از دل تاریخ سر برآورده است.
ارگ بم، بررگترین سازه خشتی جهان است که همچون قصری افسانهای در دل کویر ایران، قد بر افراشته و چشم نوازی می کند.
🌺@SELMULY چکامـه
🖊️ عباس کیارستمی
🔘 هـر بار که هنـرمنـدی چیـزی میآفـرینــد، در
فـراینـد آفـرینـش میمیــرد و زنـده میشـود. به
هنگام تولیـد فیلـم، تشویـش و بیخوابی مزمنی
که دچارش میشوم _ کابـوس و تردیـد به خود،
ترس از شکست، دودلی _ مرا از پای درمیآورد.
اما در پایان کـار، نتیجـهاش هـر چـه میخـواهـد
باشد، دوباره زنده و تازه میشوم.
🔘 اغلب مردم فقط یک بار زندگی میکنند، اما
یک هنـرمنـد بارها زندگـی میکند. هر کار هنـری
ارمغـانـی است جانکـاه، شیـره آفـریننـدهاش را میکشد، اما در آخر به او جان تازهای میبخشد.
جالب اینجاسـت که من توانستـهام با هـر پروژه
شاهـد مرگ و زندگـی خودم باشم. پردههایی از
مقابل چشم کنار میرود.
🔘 هنـر، جان انسان را میمکـد، اما به او تازگی و طول عمر هم میبخشد. هر فرصتی برای آفرینـش مجالی است برای به کمال رسیـدن، زایشی دوباره.
🌺@SELMULY چکامـه
Repost from کانال تبادلات علمی فرهنگیان
🎲♟دسترسی ویژه به کانالهای علمی🎲♟
♦️برای داشتن این مجموعه در مدت♦️
محدود، با انتخاب کلید های زیر وارد شوید🎭🎓
جهت هماهنگی در لیست🫱🏼🫲🏼
@HHo_bb
🎵 محو تماشا
🎤 آواز: همایون شجریان
🎼 آهنگساز: علی قمصری
✍️ شعر: فریدون مشیری
🌺@SELMULY چکامـه
Those who have believed without reason cannot be convinced by a thousand reasons. کسانی که بدون دلیل باور کردهاند، با هزاران دلیل قانع نمیشوند. — جیمز رندی (James Randi) 🌺@SELMULY چکامـه
🕊 روز جهانی صلح | ۲۱ سپتامبر
تو مگو همه به جنگاند و ز صلح من چه آید تو یکی نهای، هزاری، تو چراغ خود برافروز که یکی چراغ روشن ز هزار مرده بهتر که به است یک قدِ خوش ز هزار قامتِ کوژ #مولاناصلح فقط نبودنِ جنگ نیست؛ صلح یعنی زیستن در امنیت، آزادی، عدالت و کرامت انسانی. صلح پایدار زمانی شکل میگیرد که گفتوگو جای خشونت را بگیرد، تفاوتها پذیرفته شوند و هیچ انسانی به دلیل عقیده، باور یا سبک زندگیاش از جامعه حذف نشود. صلح از میدانهای جنگ آغاز نمیشود؛ از خانه، از جامعه و از شیوهٔ رفتار ما با یکدیگر آغاز میشود. صلح، فقط خاموشیِ سلاحها نیست؛ آموختنِ باهمزیستن است. 🕊️🌿 🌺@SELMULY چکامـه
•
ای همه گلهای از سرما کبود
خندههاتان را كه از لبها ربود؟
مهر هرگز اين چنين غمگين نتافت
باغ هرگز اين چنين تنها نبود
تاجهای نازتان بر سر شكست
باد وحشی چنگ زد در سينهتان
صبح میخندد، خودآرايی كنيد
اشکهای يخزده آيينهتان
رنگ عطرآويزتان بر باد رفت
عطر رنگ آميزتان نابود شد
زندگی در لای رگهاتان فسرد
آتشِ رخسارههاتان دود شد!
روزگاری شامِ غمگينِ خزان
خوشتر از صبحِ بهارم مینمود
اين زمان حالِ شما حال من است
ای همه گلهای از سرما كبود!
امروز، سی شهریور، تولد صدسالگی فریدون مشیری است.
🌺@SELMULY چکامـه
«گل برافشان»
با صدای #امین_اله_رشیدی
آهنگ #امین_اله_رشیدی
شعر #فریدون_مشیری
🌺@SELMULY چکامـه
#فریدون_مشیری
فریدون مشیری، شاعر نامآشنای معاصر ایران، ۳۰ شهریور ۱۳۰۵ در تهران زاده شد. از نوجوانی به شعر و ادبیات علاقه داشت و نخستین شعرهایش را در همان سالهای جوانی منتشر کرد.
او در کنار شاعری، سالها در مطبوعات فعالیت کرد و با نشریات ادبی و فرهنگی همکاری داشت. مشیری از شاعرانی بود که توانست میان زبان و موسیقی شعر کلاسیک فارسی و بیان ساده و صمیمی شعر نو پیوندی دلنشین ایجاد کند. شعرهایش اغلب سرشار از عشق، انساندوستی، طبیعت، صلح و اندیشههای انسانی است.
از مجموعههای شناختهشدهٔ او میتوان به «تشنهٔ توفان»، «گناه دریا»، «ابر و کوچه»، «بهار را باور کن» و «از خاموشی» اشاره کرد.
فریدون مشیری ۳ آبان ۱۳۷۹ در تهران درگذشت و در بهشت زهرا به خاک سپرده شد. شعر او همچنان به دلیل زبان روان، عاطفهٔ انسانی و پیوند با زندگی روزمره، جایگاه ویژهای در میان دوستداران شعر معاصر فارسی دارد.
🌺@SELMULY چکامـه
#آتش_پنهان
گرمیِ آتش خورشید فسرد
مهرگان زد به جهان رنگِ دگر
پنجهی خستهی این چنگیِ پیر
ره دیگر زد و آهنگ ِ دگر
زندگی مرده به بیراه زمان
کرده افسانهی هستی کوتاه
جز به افسوس نمیخندد مهر
جز به اندوه نمیتابد ماه!
باز در دیدهی غمگین ِ سحر
روح بیمار طبیعت پیداست
باز در سردی لبخند غروب
رازها خفته ز ناکامیهاست
شاخهها مضطرب از جنبش باد
در هم آویخته، می پرهیزند
برگها سوخته از بوسهی مرگ
تک تک از شاخه فرو میریزند
میکند بادخزانی خاموش
شعلهی سرکش تابستان را
دست مرگ است و ز پا ننشیند.
تا به یغما نبرد بستان را
دلم از نام خزان می لرزد
زان که من زادهی تابستانم
شعر من آتش پنهان من است
روز و شب شعله کشد در جانم
میرسد سردی پاییز حیات
تاب این باد بلاخیزم نیست
غنچهام غنچهی نشکفته به کام
طاقت سیلی پاییزم نیست!
- #فریدون_مشیری
از دفتر #گناه_دریا
🌺@SELMULY چکامـه
🔅
بسی گفتند: – «دل از عشق برگیر!
که: نیرنگ است و افسون است و جادوست!»
ولی ما دل به او بستیم و دیدیم
که او زهر است، اما … نوشداروست!
برشی از شعر «زهر شیرین»
۳۰ شهریور زادروز #فریدون_مشیری شاعر و روزنامه نگار معاصر گرامی باد.05/6/30 درود و مهر بر دوسـتان نیکمرام صبحتـــــوندلارااام حالدلتــــــونخوووب دوشـنبه تون مملو از شور و نشاط 🌺@SELMULY چکامـه
