2 601
订阅者
+1024 小时
+237 天
+12230 天
帖子存档
گروه رقص ویرسکی
(The Virsky Ensemble)
— اوج هنر رقص فولکلور.
هوپاک، حرکات و فیگورهای قزاقی، پرشهای شگفتانگیز و سرعتی نفسگیر؛ نمایشی سرشار از انرژی، قدرت و زیبایی.
🌺@SELMULY چکامـه
•
پسر عزیزم
الکسی فیودوروویچ !
شاید بهتر باشد تو هم بدانی
ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺑﮕﻮﯾﻤﺖ ﮐﻪ ﻗﺼﺪ ﺩﺍﺭﻡ ﺗﺎ ﺁﺧﺮ ﺑﻪ ﮔﻨﺎﻫﺎﻧﻢ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﻫﻢ.
ﭼﻮﻥ ﮔﻨﺎﻩ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺍﺳﺖ.
ﻫﻤﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺑﺪ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ، ﺍﻣﺎ ﻫﻤﮕﯽ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ،
اما ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺧﻔﺎ ﺍﻧﺠﺎﻣﺶ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ ﻭ ﻣﻦ ﺩﺭ ﻋﯿﺎﻥ؛ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮْ ﮔﻨﺎﻫﮑﺎﺭﺍﻥ، ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺳﺎﺩﮔﯽ ﺍﻡ ﺑﺮ ﻣﻦ ﻣﯽﺗﺎﺯﻧﺪ.
اﻟﮑﺴﯽ ﻓﺌﻮﺩﻭﺭﻭﻭﯾﭻ! ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺑﮕﻮﯾﻤﺖ ﮐﻪ ﺑﻬﺸﺖِ ﺗﻮ ﺑﻪ ﻣﺬﺍﻗﻢ ﺳﺎﺯﮔﺎﺭ ﻧﯿﺴﺖ،
ﺍﯾﻦ ﺑﻬﺸﺖِ ﺗﻮ ﺗﺎﺯﻩ ﺍﮔﺮ ﻫﻢ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺟﺎﯾﯽ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﺮﺍﯼ يك آدمِ ﻣﺤﺘﺮﻡ ﻧﯿﺴﺖ!....
#داستایوفسکی برادران کارامازوف🌺@SELMULY چکامـه
🌾☀️
#بدرود
پشت خرمنهای گندم،
لای بازوهای بید
آفتاب زرد، كمكم رو نهفت.
بر سر گیسوی گندمزارها
بوسهی بدرود تابستان شكفت.
🌾
از تو بود ای چشمهی جوشان تابستان گرم
گر به هر سو،
خوشهها جوشید و خرمنها رسید
از تو بود از گرمی آغوش تو
هرگلی خندید و هر برگی دمید...
🌾
این همه شهد و شكر از سینهی پرشور توست
در دل ذرات هستی نور توست
مستی ما از طلایی خوشهی انگور توست...
راستی را، بوسهی تو،
بوسهی بدرود بود؟
بسته شد آغوش تابستان؟
خدایا، زود بود!
- #فریدون_مشیری
از دفتر: #بهار_را_باور_کن
1405/6/31
🌺@SELMULY چکامـه
#بیکلام
موسیقی Summer's End اثر هیروشی یامازاکی
تکنوازی پیانو بسیار زیبا، دلنشین و احساسی
🌺@SELMULY چکامـه
🌾☀️
#بدرود
پشت خرمنهای گندم،
لای بازوهای بید
آفتاب زرد، كمكم رو نهفت.
بر سر گیسوی گندمزارها
بوسهی بدرود تابستان شكفت.
🌾
از تو بود ای چشمهی جوشان تابستان گرم
گر به هر سو،
خوشهها جوشید و خرمنها رسید
از تو بود از گرمی آغوش تو
هرگلی خندید و هر برگی دمید...
🌾
این همه شهد و شكر از سینهی پرشور توست
در دل ذرات هستی نور توست
مستی ما از طلایی خوشهی انگور توست...
راستی را، بوسهی تو،
بوسهی بدرود بود؟
بسته شد آغوش تابستان؟
خدایا، زود بود!
- #فریدون_مشیری
از دفتر: #بهار_را_باور_کن
1405/6/31
🌺@SELMULY چکامـه
👑
شـبـانــگـه بــه سـر فــکــر تــاراج داشــت سـحـرگـه نـه تن سر؛ نـه سر تاج داشت بــه یــک گــردش چـــرخ نــیــلــوفــری نـه تــاجـی بـه جــا مـانـد و نـه نــادریسقف کاخ هشت بهشت - اصفهان 🌺@SELMULY چکامـه
🍂🍁
پاییز از راه میرسد؛
با چمدانی پر از عطر باران،
خشخش برگها و خاطرههای دور...
میآید تا کوچهها را
با رنگهای طلایی و نارنجی بیاراید
و به ما یادآوری کند
که گاهی رها کردن،
زیباترین شکلِ ادامه دادن است.
پاییز، فصلِ رفتن نیست؛
فصلِ دوباره دیدنِ زیباییهاست؛
در یک فنجان چای گرم،
در صدای باران،
در خیابانی پر از برگهای خیس
و در دلِ آدمی که هنوز
برای زندگی شوقی تازه دارد.
🍂 #پاییز؛
فصلِ رنگها، باران و دوستداشتن. 🍁
🌺@SELMULY چکامـه
Live is Life
Opus
زندگی همین لحظههاییست که میگذرند؛
پس شادی را به فردا موکول نکنیم،
از قید و بندهای بیهوده رها شویم،
و قدر همین لحظههای ناب را بدانیم.
زندگی را باید زندگی کرد؛ همین حالا، همینجا.
🌺@SELMULY چکامـه
🔅
بگذار قرارمان این باشد سبز بمانیم در میان هزاران تاریکی ...هر صبح دیروزهاے مبهم خود را در نامعلومترین جاے ڪائنات دفن ڪن و هیچ گذشتهے تلخے را بہ یاد نیاور هر آدمے میتواند با هر صبح متولد شود! 🌻🌱🌻🌱🌻 سـلااااام دوسـتان عزیز بامدادتون بخیـــرررررر امروزتون به مهـــر و شـادی 🌺@SELMULY چکامـه
✨💫
با سپاس از حضور و همراهی
شما دوستان ارجمند ...
🙏🌺🌿🩶🌟❤️🌿🌺🙏
تا درودی دیگر بدرود.
با معرفی و فوروارد مطالب (کپی ممنوع)
از کانال، چکامه را حمایت کنید.
🌺@SELMULY چکامـه
یک دنیا آرامش با آهنگ فوق العاده احساسی ترکیه ای درآلبومی بنام"به سوی افق"از بوراک جانوزر
ملودیهای زیبای اجرا شده باگیتار، پیانو و ویلونسل القا کننده این حس خوب آرامش هستند.
#باهمبشنویم
#پاینده_ایران_آزاد
🌺@SELMULY چکامـه
✨💫
هنوز در سفرم
خیال میکنم
در آبهای جهان قایقی است
و من، مسافر قایق
هزارها سال است
سرود زنده دریانوردهای کهن را
به گوش روزنههای فصول میخوانم
و پیش میرانم
مرا سفر به کجا میبرد؟
کجا نشان قدم، ناتمام خواهد ماند
و بند کفش به انگشتهای نرم فراغت
گشوده خواهد شد؟
#سهراب_سپهری
«شب و روزگار خوش»
🌺@SELMULY چکامـه
📝
شاعرِ بدون روتوش
برای صدسالگی فریدون مشیری
✍ علی ورامینی
▫️آدم خوشحافظهای نیستم ولی غروب زمستان ۲۴ سال پیش که کتاب «سه دفتر» فریدون مشیری را خریدم با تمام جزئیات به خاطر دارم. کتابفروشیِ نزدیک چهارراه مشیرِ شیراز سبک و سیاقش چنین نبود که راهرو و قفسه داشته باشد و میان هزاران عنوان کتاب بچرخی و انتخاب کنی، اصلا کتابفروشی راه ورودی نداشت. مابین صاحب کتابفروشی و مشتری، میزی به طول دهنه کتابفروشی و عریض و پر از کتاب بود. معمولا چنین بود که از قبل همه مشتریانش میدانستند چه میخواهند. او هم کتاب را یا همان وقت میداد یا میگفت فلان روز بیا بگیر.
▫️سه دفتر را داشت؛ چاپ سیزدهم. شنیدن کوچه با صدایِ کوروش یغمایی من را نسبت به فریدون مشیری کنجکاو کرده بود. تا اتوبوس خط واحد سر کوچه رسید یک دفترش را تقریبا خوانده بودم. برای نوجوانی با احساسات و عواطف خاص آن دوران انگار شعرهای فریدون مشیری زبان ناطق ناگفتهها بود. نه در فرم و نه معنا شعرهایش هیچ پیچیدگی نداشت. بعدتر فهمیدم انگار حسی مشترک میان بسیاری از همسن و هماحوالات بوده. گواهش گزیدهای از اشعارش که چند سال بعد و سال اول دانشجویی از همکلاسیای هدیه گرفتم که با خودکار رنگی بعضی شعرهایش علامت خورده بود. یا نامهای که با شعر «حریق خزان» شروع شده بود.
▫️البته که حد و قد شاعر کوچه و کارهایش به زبان ناطق احساسات نوجوانی محدود نمیشد. مشیری ترانهسرای قدری بود. «پرکن پیاله را» با صدای محمدرضا شجریان اولین تلاش موسیقی کلاسیک ایرانی برای خواندن آواز بر روی شعر نو بود، بعدتر هم کارهای ماندگاری با ترانههای او ساخته شد. شفیعی کدکنی در نقد شاعر معروفی میگفت که فلانی یک شعرش را مردم به حافظه ندارند و ماندن در ذهن مردم را معیاری برای شاعر خوب بودن در نظر میگرفت. با این معیار حتما مشیری یکی از شاعران خوب معاصر است.
▫️او در واقع زبان شعرِ عواطف گوناگون و حتی متناقض مردم است. شعرهایش مملو از احساسات آنی شاعریست که بیهیچ روتوش و فیلتری سروده شده است. عشق، غم، اندوه، شادی، دلبستگی، دلتنگی، نفرت، امید و ناامیدی و هر احساسی که آدمی در دورانهای مختلف تجربه میکند، در شعر مشیری در سرراستترین شکل ممکن دیده میشود.
▫️ او یک شعر دارد با عنوانِ «نمیخواهم بمیرم» و هزار بد و بیراه به مرگ میگوید و شعری دارد با نام «چرا از مرگ میترسید» که به زبان شاعرانه استدلال میکند، مرگ آن نوشداروی شیرین همه رنجهاست. اگر مرگ ۲۶ سال پیش گریبانش را نگرفته بود، امروز، ۳۰ شهریور یک قرن زیسته بود.
🌺@SELMULY چکامـه
🌾🍂🌿
🍁🍀
🎋
❞ جانی واکر: باید نگاه کنی! این یکی دیگر از قوانین ماست. بستن چشمهایت چیزی را تغییر نمیدهد. هیچ چیز فقط به خاطر اینکه تو آن چه را دارد اتفاق میافتد نمیبینی، ناپدید نمیشود. در حقیقت، بار دیگری که چشمهایت را باز کنی اوضاع حتی خیلی بدتر خواهد بود. دنیایی که ما در آن زندگی میکنیم این چنین است، آقای ناکاتا. چشمهایت را کاملا باز نگه دار. فقط یک ترسو چشمهایش را میبندد. بستن چشمهایت و گرفتن گوشهایت زمان را متوقف نمیکند. ❝
- کافکا در کرانه
هاروکی موراکامی
🌺@selmuly▪️چکامه
🎵 مرا عاشق
شهرام ناظری
شعر: مولانا
آهنگساز: پرویز مشکاتیان
🌺@SELMULY چکامـه
یاد واره
🎼 پرویز مشکاتیان
پرویز مشکاتیان (۱۳۳۴–۱۳۸۸)، آهنگساز، نوازندهٔ سنتور و پژوهشگر موسیقی ایرانی، از چهرههای برجستهٔ موسیقی معاصر ایران بود. او در نیشابور زاده شد و با بهرهگیری از ردیف موسیقی ایرانی و نگاهی نو به آهنگسازی، آثار ماندگاری آفرید.
مشکاتیان علاوه بر مهارت کمنظیر در نوازندگی سنتور، در آهنگسازی و ساخت قطعاتی برای آواز و موسیقی ایرانی نیز نقش مهمی داشت و همکاریهایش با هنرمندانی چون محمدرضا شجریان، شهرام ناظری و گروه عارف، بخشی درخشان از کارنامهٔ اوست.
آثار او آمیزهای از اصالت موسیقی ایرانی، ظرافت شاعرانه و نوآوری بود؛ موسیقیای که هنوز هم برای بسیاری از دوستداران موسیقی ایرانی، رنگ و حال ویژهای دارد.
🕊️ مشکاتیان در ۳۰ شهریور ۱۳۸۸ در تهران درگذشت، اما نغمههای سنتور و ساختههایش همچنان در موسیقی ایران طنینانداز است.
🌺@SELMULY چکامـه
°
بزرگترین سازه با شکوه خشتی جهان که از دل تاریخ سر برآورده است.
ارگ بم، بررگترین سازه خشتی جهان است که همچون قصری افسانهای در دل کویر ایران، قد بر افراشته و چشم نوازی می کند.
🌺@SELMULY چکامـه
