uz
Feedback
Inside_the_Psyche

Inside_the_Psyche

Kanalga Telegram’da o‘tish

Banafsheh Najafizadeh(PhD) Psychoanalytical Psychotherapist Member of APA, PCOIran, TCPS

Ko'proq ko'rsatish
954
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
-230 kun
Postlar arxiv
بزرگترین خطای ما این است که فکر می‌کنیم آدم‌ها حقیقت را نمی‌دانند؛ آن‌ها حقیقت را دقیقاً می‌دانند، اما با تمام وجود می‌جنگند
بزرگترین خطای ما این است که فکر می‌کنیم آدم‌ها حقیقت را نمی‌دانند؛ آن‌ها حقیقت را دقیقاً می‌دانند، اما با تمام وجود می‌جنگند تا آن را حس نکنند٠ ویلفرد بیون

انسان نه فقط با زبان، بلکه از خلال لغزش‌های زبان، سکوت‌ها، نشانه‌های بدنی و تکرارهای زندگی‌اش سخن می‌گوید. ناخودآگاه در پشت گ
انسان نه فقط با زبان، بلکه از خلال لغزش‌های زبان، سکوت‌ها، نشانه‌های بدنی و تکرارهای زندگی‌اش سخن می‌گوید. ناخودآگاه در پشت گفتار پنهان نیست، بلکه در خود گفتار و در آن چیزی که بی‌اختیار از دهان و زبان بدن انسان بیرون می‌زند، خود را آشکار می‌کند. لکان

انسان آن چیزی را در جلسه روانکاوی می‌گوید که خودش می‌تواند بشنود. هدف روانکاوی صرفا کمک به مراجع برای سخن گفتن نیست، مهم‌تر از همه گسترش ظرفیت او برای شنیدن آن چیزی است که ناخودآگاهش سال‌ها از او پنهان داشته است. در پایان یک روانکاوی موفق، مراجع سرانجام توانسته است آنچه را همیشه گفته بود، بشنود. از همین رو لکان می‌گوید دانش نزد مراجع است. https://t.me/inside_the_psyche

آن‌که ترس یا درد را نمی‌شناسد زندگی کوتاهی دارد. مشکلات اضطرابی جزو عمومی‌ترین مسائل روانی هستند که مردم برای آن کمک می‌گیرند. پنیک یا حملهٔ وحشت، شدیدترین شکل اختلالات اضطرابی است. همه ساختار تن و ذهن در حالت آماده باش‌اند. عضلات منقبض و ضربان قلب شدید است. اما معمولاً علت آن برای فرد مشخص نیست، شبیه فردی گم شده در جنگل که احتمال هر خطری را می‌دهد. او در این ترس غرق است، شبیه مرگ است. تعارضات ناهشیار در دوران مدرن سبب شده آدمی بیشتر برای ترس خود به دنبال موضوعی بیرونی بگردد. برای مثال، ترس از بیماری، ترس از سرطان، بیماری‌های قلبی. اما در حملات پنیک آدمی از بدن خود نمی‌تواند فرار کند. پنیک شبیه فروپاشی موقت است. حمله ناگهانی ببر است بر سر و گردن، گویی تجربه دیوانگی است. هنگام حملات پنیک هیچ اعتمادی به ذهن و بدن نیست و همواره ترس از تکرار حمله وجود دارد. روان‌کاوی با علائم پنیک درگیر نیست، بلکه درمان بر موضوعات درونی متمرکز می‌شود. یکی از عوامل مهم در درمان مشکلات اضطرابی به‌خصوص پنیک، رابطه با درمانگر است. https://t.me/inside_the_psyche

مادرِ مرده Dead Mother ❇️ مادرِ مرده، در واقع مادری است که از نظر فیزیکی زنده است ولی از نظر روانی در ذهن بچه مرده است. آندره
مادرِ مرده   Dead Mother ❇️ مادرِ مرده،  در واقع مادری است که از نظر فیزیکی زنده است ولی از نظر روانی در ذهن بچه مرده است. آندره گرین معتقد است عقده ی مادر مرده فقط در انتقال و در اتاق درمان مشخص میشود.

هستهٔ نارسیسیسم، نفرت از رابطه‌مندی است. یعنی دیگری تا وقتی دوست‌داشتنی است که دیگری نباشد؛ نیاز نداشته باشد، مطالبه نکند، مخ
هستهٔ نارسیسیسم، نفرت از رابطه‌مندی است. یعنی دیگری تا وقتی دوست‌داشتنی است که دیگری نباشد؛ نیاز نداشته باشد، مطالبه نکند، مخالفت نکند و جهان مستقل خودش را وارد رابطه نکند.رابطه از جایی دشوار می‌شود که دو نفر بودن آغاز می‌شود. ‏نویل سمینگتون ‏نظریه‌ای تازه دربارۀ نارسیسیم

یک زوج بر سر کارهای خانه با هم دعوا می‌کنند. زوج دیگری در چرخه حسادت و کنترل گرفتارند. زوج دیگری برای یک روح در دو بدن شدن در حال تلاش‌اند، اما مواقعی که اختلافات بالا می‌آید، #اضطراب زیادی را تجربه می‌کنند. اغلب ما در روابط عاشقانه با امیال ناهشیار و ترس‌هایمان مواجه می‌شویم. رابطه معمولا به این شکل است که هر پارتنری در دیگری امید کامروا شدن آرزوهای ناهشیارش را همچنین اجتناب‌ها و مقاومت‌هایش را می‌بیند. وقتی دو نفر با هم دیدار می‌کنند برای مثال دیدار عاشقانه، تنها با نگاه کردن و صحبت کردن همدیگر را ورانداز نمی‌کنند، بلکه ناهشیار هم یکدیگر را بررسی می‌کنند. ناهشیار هر فردی همواره با ناهشیار دیگری در ارتباط است. ما در سطح زیرین همواره در حال عمل هستیم، بدون ارتباط ناهشیار هیچ رابطه‌ عاشقانه‌ای وجود ندارد. مهم نیست که نفر مقابل کیست! مهم این است که فانتزی هایی را در من برمی‌انگیزد. باورهایی از من در او دیده می‌شود. برای مثال چیزی که در یک نفر مراقبت و حمایت است، می‌تواند برای دیگری احساس کنترل و دخالت در رابطه عاشقانه باشد. به این ترتیب دیگری زاده ادراک ماست. https://t.me/inside_the_psyche

روابطی که آدم‌ها نمی‌توانند به هم عشق دهند.. یعنی یک نفر در رابطه به‌طور کامل در خدمت خودش است، مرزی به‌نام دیگری برای او وجود ندارد. رابطه امتداد اوست، مجزا نیست. یعنی این فرد تصورش این است که تماماً دوست‌داشتنی و خوب است. این افراد از موضوعات چالشی و اضطراب‌آور در خود و دیگری اجتناب می‌کنند. تعارضات حل‌وفصل نمی‌شود چرا که صحبت از دموکراسی در رابطه عدم صمیمیت را ایجاد می‌کند. ایده‌آل او فقط تحسینش می‌کند. پیام فرد نارسیسیستیک این است که من می‌خواهم برای تو همه چیز باشم. این پارتنرهای مکمل اغلب از ناامنی زیادی رنج می‌برند و با احساس حقارت دست‌ و پنجه نرم می‌کنند. اغلب یکی منفعلانه و محتاط عمل می‌کند. حمایت، مراقبت و نیز تسلط یافتن فردی نارسیسیستیک را بر خود قبول می‌کند. در چشم دیگران ظاهرا قربانیِ رابطه است. اغلب در رسانه‌ها یکی چنان معروف می‌شود که رذل و بدذات است و شریکی که در رنج است. اما اغلب به این شکل ساده نیست، طبق تحقیقات اغلب این زوج مکمل اغلب نیازها و کام‌بخشی‌های مشابهی دارند، اگرچه متضاد هستند. آن‌ها در جستجوی خویشتن ایده‌آل‌اند. چیزی که در بزرگ‌منشیِ ظاهری پارتنرش می‌یابد. افراد نارسیسیستیک به یکدیگر نقشی می‌دهند که اجازه ترک آن را ندارند. آن‌ها به هم خدمت می‌کنند، برای ایثارهایشان پاداش می‌گیرند، در رابطه بازی می‌کنند، دغل‌کاری می‌کنند اما آن‌چه نمی‌توانند به هم بدهند عشق است. https://t.me/inside_the_psyche

6fac8f5a.mp32.24 MB

📻 پادکست مدرسه زندگی 🎼 در ستایش شب  @tehranpodcast | تهران پادکست ━━━━━━◉────── ↻ㅤ   ◁ㅤ ㅤ❚❚ㅤ ㅤ▷ㅤㅤ ⇆

چگونه ناکامی‌های کوچک جهان ما را افسرده می کند؟ ناکامی‌های کوچک: از روزمرگی تا افسردگی ناکامی‌های کوچک، تأثیرات بزرگ گاهی روزمان را با انرژی و امید شروع می‌کنیم، اما کافی است چند اتفاق کوچک پیش نیاید: ایمیلی که بی‌پاسخ می‌ماند، پروژه‌ای که به‌تعویق می‌افتد، یا حتی خراب شدن دستگاه قهوه‌ساز. این رویدادها در نگاه اول ناچیز به نظر می‌رسند، اما چرا گاهی چنین ناکامی‌هایی می‌توانند خلق ما را به‌شدت پایین بیاورند و حتی باعث شوند احساس کنیم زندگی بی‌معنا شده است؟ در روان‌کاوی، ناکامی یکی از نیروهای اساسی در شکل‌گیری روان و دنیای ذهنی فرد به شمار می‌رود. اما آنچه تعیین‌کننده‌ی اثرات این ناکامی‌هاست، شیوه‌ی پردازش آن‌ها در ذهن ماست. ناکامی می‌تواند به رشد روانی منجر شود یا ما را در وضعیت‌هایی ابتدایی‌تر از تفکر و احساس نگه دارد. برای درک بهتر این پدیده، نگاهی به نظریه‌ی ملانی کلاین در مورد ناکامی و نقش آن در رشد روانی خواهیم داشت و سپس بررسی می‌کنیم که چرا برخی از افراد نسبت به ناکامی‌های کوچک حساس‌ترند و چگونه این ناکامی‌ها می‌توانند ما را به سمت افسردگی سوق دهند. ناکامی در نظریه‌ی کلاین: دو مسیر متفاوت ملانی کلاین، روان‌کاو برجسته‌ی بریتانیایی، ناکامی را بخش اجتناب‌ناپذیر رشد روانی می‌دانست. از نظر او، نوزاد در نخستین مراحل زندگی، جهان را از دریچه‌ای دوگانه می‌بیند: “خوب” یا “بد”. زمانی که نیازش فوراً برآورده شود، دنیا را خوب و حمایت‌گر درک می‌کند، اما وقتی ناکام می‌شود، دنیا برایش به مکانی ناامن و تهدیدکننده تبدیل می‌شود. https://t.me/inside_the_psyche

یونگ و نظرش در باب نیمه‌ی دوم زندگی؛ دوران پس از چهل سالگی! ‏

شفای بعضی‌ها لطف بیشتر است، شفای بعضی‌ها مسئولیت‌پذیری بیشتر. شفای برخی در همدلی بیشتر است و شفای برخی دیگر در مرز گذاشتن. شف
شفای بعضی‌ها لطف بیشتر است، شفای بعضی‌ها مسئولیت‌پذیری بیشتر. شفای برخی در همدلی بیشتر است و شفای برخی دیگر در مرز گذاشتن. شفای بعضی‌ها در رهاکردن است و شفای بعضی‌ها در چگونگی ورود کردن. شفای برخی در صحبت کردن است و شفای برخی دیگر سکوت. شفای بعضی بازگشت به گذشته است و شفای بعضی در رها کردن آن. شفای برخی افراد در یادگیری نحوهٔ دادن است و شفای برخی دیگر یادگیری نحوهٔ گرفتن است. و بسیاری از ما بینابین تمامی این‌ها در رقصیم.

Inside_the_Psyche - Telegram kanali @inside_the_psyche statistikasi va tahlili