uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

Inside_the_Psyche

Inside_the_Psyche

Kanalga Telegram’da o‘tish

Banafsheh Najafizadeh(PhD) Psychoanalytical Psychotherapist & Psychologist CRPO Registered (Qualifying) , PCO Registered , TCPS Member

Ko'proq ko'rsatish
949
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-17 kun
-430 kun
Postlar arxiv
آدم وقتی تنها می‌شود، تازه می‌فهمد چقدر از بودنِ خودش را به دیگری سپرده بود.
آدم وقتی تنها می‌شود، تازه می‌فهمد چقدر از بودنِ خودش را به دیگری سپرده بود.

‍ دیگری همیشه هیولاست، چون اگر نباشد باید خودم را ببینم. و من از دیدن خودم بیشتر می‌ترسم. هر بار که تنها می‌ماند خشمگین می‌شود نمی‌گوید «می‌ترسم» می‌گوید: «تو هم مثل بقیه‌ای». در بعضی رابطه‌ها یکی همیشه درست است و دیگری همیشه غلط، نه برای برتری، برای بقا. تو را کنترل می‌کند که مبادا بروی اما همان کنترل دورت می‌کند و این چرخه بی پایان است. باور ندارد که دوست داشتنی‌ست هر بار امتحانت می‌کند و هر بار که ثابت می‌کنی باور نمی‌کند. تو شریک نیستی سایه‌ای آینه دردهایی که او جرأت دیدنش را ندارد. تو را گاهی شبیه پدرش می‌بیند و گاهی شبیه مادری که ترکش کرد. تو آن‌گونه نیستی اما مجازات می‌شوی. در نگاه اول رابطه نباید تعارض داشته باشد تعارض یعنی ترک شدن. پس یا سکوت است یا انفجار. بخشی از روان هنوز #کودک است، نه کودکی معصوم، کودکی که رها شده فهمیده نشده ترسیده. عشق برایش یعنی زنده ماندن. روان‌درمانی یعنی ایستادن روبروی خودت بی‌نیاز از ساختن دشمن از دیگری. دیدن آدمی پشت نقاب هیولا. https://t.me/inside_the_psyche

‍ در هر رابطه‌ای اشتیاق و اجتناب موج می‌زند. در هر فردی به دلایلی این‌ها حضور دارند و ظاهر می‌شوند. تعارضات درونی آدمی نه در
‍ در هر رابطه‌ای اشتیاق و اجتناب موج می‌زند. در هر فردی به دلایلی این‌ها حضور دارند و ظاهر می‌شوند. تعارضات درونی آدمی نه در تنهایی، که در رابطه بیشتر پدیدار می‌شوند. بنابراین در رابطه هم رفع می‌شوند. تعارض بین کسی که دیگری از او مراقبت می‌کند با کسی که ترجیح می‌دهد از دیگران مراقبت کند. آن‌که به دنبال تحسین است و آن‌که دیگران را تحسین می‌کند. در هر رابطه‌ای نقش‌ها تنها برای یک نفر نیست بلکه حداقل در طی زمان باید تغییر کند.

HSP.mp332.70 MB

بزرگترین خطای ما این است که فکر می‌کنیم آدم‌ها حقیقت را نمی‌دانند؛ آن‌ها حقیقت را دقیقاً می‌دانند، اما با تمام وجود می‌جنگند
بزرگترین خطای ما این است که فکر می‌کنیم آدم‌ها حقیقت را نمی‌دانند؛ آن‌ها حقیقت را دقیقاً می‌دانند، اما با تمام وجود می‌جنگند تا آن را حس نکنند٠ ویلفرد بیون

انسان نه فقط با زبان، بلکه از خلال لغزش‌های زبان، سکوت‌ها، نشانه‌های بدنی و تکرارهای زندگی‌اش سخن می‌گوید. ناخودآگاه در پشت گ
انسان نه فقط با زبان، بلکه از خلال لغزش‌های زبان، سکوت‌ها، نشانه‌های بدنی و تکرارهای زندگی‌اش سخن می‌گوید. ناخودآگاه در پشت گفتار پنهان نیست، بلکه در خود گفتار و در آن چیزی که بی‌اختیار از دهان و زبان بدن انسان بیرون می‌زند، خود را آشکار می‌کند. لکان

انسان آن چیزی را در جلسه روانکاوی می‌گوید که خودش می‌تواند بشنود. هدف روانکاوی صرفا کمک به مراجع برای سخن گفتن نیست، مهم‌تر از همه گسترش ظرفیت او برای شنیدن آن چیزی است که ناخودآگاهش سال‌ها از او پنهان داشته است. در پایان یک روانکاوی موفق، مراجع سرانجام توانسته است آنچه را همیشه گفته بود، بشنود. از همین رو لکان می‌گوید دانش نزد مراجع است. https://t.me/inside_the_psyche

‍ ‍ آن‌که ترس یا درد را نمی‌شناسد زندگی کوتاهی دارد. مشکلات اضطرابی جزو عمومی‌ترین مسائل روانی هستند که مردم برای آن کمک می‌گیرند. پنیک یا حملهٔ وحشت، شدیدترین شکل اختلالات اضطرابی است. همه ساختار تن و ذهن در حالت آماده باش‌اند. عضلات منقبض و ضربان قلب شدید است. اما معمولاً علت آن برای فرد مشخص نیست، شبیه فردی گم شده در جنگل که احتمال هر خطری را می‌دهد. او در این ترس غرق است، شبیه مرگ است. تعارضات ناهشیار در دوران مدرن سبب شده آدمی بیشتر برای ترس خود به دنبال موضوعی بیرونی بگردد. برای مثال، ترس از بیماری، ترس از سرطان، بیماری‌های قلبی. اما در حملات پنیک آدمی از بدن خود نمی‌تواند فرار کند. پنیک شبیه فروپاشی موقت است. حمله ناگهانی ببر است بر سر و گردن، گویی تجربه دیوانگی است. هنگام حملات پنیک هیچ اعتمادی به ذهن و بدن نیست و همواره ترس از تکرار حمله وجود دارد. روان‌کاوی با علائم پنیک درگیر نیست، بلکه درمان بر موضوعات درونی متمرکز می‌شود. یکی از عوامل مهم در درمان مشکلات اضطرابی به‌خصوص پنیک، رابطه با درمانگر است. https://t.me/inside_the_psyche

مادرِ مرده Dead Mother ❇️ مادرِ مرده، در واقع مادری است که از نظر فیزیکی زنده است ولی از نظر روانی در ذهن بچه مرده است. آندره
مادرِ مرده   Dead Mother ❇️ مادرِ مرده،  در واقع مادری است که از نظر فیزیکی زنده است ولی از نظر روانی در ذهن بچه مرده است. آندره گرین معتقد است عقده ی مادر مرده فقط در انتقال و در اتاق درمان مشخص میشود.

هستهٔ نارسیسیسم، نفرت از رابطه‌مندی است. یعنی دیگری تا وقتی دوست‌داشتنی است که دیگری نباشد؛ نیاز نداشته باشد، مطالبه نکند، مخ
هستهٔ نارسیسیسم، نفرت از رابطه‌مندی است. یعنی دیگری تا وقتی دوست‌داشتنی است که دیگری نباشد؛ نیاز نداشته باشد، مطالبه نکند، مخالفت نکند و جهان مستقل خودش را وارد رابطه نکند.رابطه از جایی دشوار می‌شود که دو نفر بودن آغاز می‌شود. ‏نویل سمینگتون ‏نظریه‌ای تازه دربارۀ نارسیسیم

‍ یک زوج بر سر کارهای خانه با هم دعوا می‌کنند. زوج دیگری در چرخه حسادت و کنترل گرفتارند. زوج دیگری برای یک روح در دو بدن شدن در حال تلاش‌اند، اما مواقعی که اختلافات بالا می‌آید، #اضطراب زیادی را تجربه می‌کنند. اغلب ما در روابط عاشقانه با امیال ناهشیار و ترس‌هایمان مواجه می‌شویم. رابطه معمولا به این شکل است که هر پارتنری در دیگری امید کامروا شدن آرزوهای ناهشیارش را همچنین اجتناب‌ها و مقاومت‌هایش را می‌بیند. وقتی دو نفر با هم دیدار می‌کنند برای مثال دیدار عاشقانه، تنها با نگاه کردن و صحبت کردن همدیگر را ورانداز نمی‌کنند، بلکه ناهشیار هم یکدیگر را بررسی می‌کنند. ناهشیار هر فردی همواره با ناهشیار دیگری در ارتباط است. ما در سطح زیرین همواره در حال عمل هستیم، بدون ارتباط ناهشیار هیچ رابطه‌ عاشقانه‌ای وجود ندارد. مهم نیست که نفر مقابل کیست! مهم این است که فانتزی هایی را در من برمی‌انگیزد. باورهایی از من در او دیده می‌شود. برای مثال چیزی که در یک نفر مراقبت و حمایت است، می‌تواند برای دیگری احساس کنترل و دخالت در رابطه عاشقانه باشد. به این ترتیب دیگری زاده ادراک ماست. https://t.me/inside_the_psyche

‍ ‍ ‍ روابطی که آدم‌ها نمی‌توانند به هم عشق دهند.. یعنی یک نفر در رابطه به‌طور کامل در خدمت خودش است، مرزی به‌نام دیگری برای او وجود ندارد. رابطه امتداد اوست، مجزا نیست. یعنی این فرد تصورش این است که تماماً دوست‌داشتنی و خوب است. این افراد از موضوعات چالشی و اضطراب‌آور در خود و دیگری اجتناب می‌کنند. تعارضات حل‌وفصل نمی‌شود چرا که صحبت از دموکراسی در رابطه عدم صمیمیت را ایجاد می‌کند. ایده‌آل او فقط تحسینش می‌کند. پیام فرد نارسیسیستیک این است که من می‌خواهم برای تو همه چیز باشم. این پارتنرهای مکمل اغلب از ناامنی زیادی رنج می‌برند و با احساس حقارت دست‌ و پنجه نرم می‌کنند. اغلب یکی منفعلانه و محتاط عمل می‌کند. حمایت، مراقبت و نیز تسلط یافتن فردی نارسیسیستیک را بر خود قبول می‌کند. در چشم دیگران ظاهرا قربانیِ رابطه است. اغلب در رسانه‌ها یکی چنان معروف می‌شود که رذل و بدذات است و شریکی که در رنج است. اما اغلب به این شکل ساده نیست، طبق تحقیقات اغلب این زوج مکمل اغلب نیازها و کام‌بخشی‌های مشابهی دارند، اگرچه متضاد هستند. آن‌ها در جستجوی خویشتن ایده‌آل‌اند. چیزی که در بزرگ‌منشیِ ظاهری پارتنرش می‌یابد. افراد نارسیسیستیک به یکدیگر نقشی می‌دهند که اجازه ترک آن را ندارند. آن‌ها به هم خدمت می‌کنند، برای ایثارهایشان پاداش می‌گیرند، در رابطه بازی می‌کنند، دغل‌کاری می‌کنند اما آن‌چه نمی‌توانند به هم بدهند عشق است. https://t.me/inside_the_psyche

6fac8f5a.mp32.24 MB

📻 پادکست مدرسه زندگی 🎼 در ستایش شب  @tehranpodcast | تهران پادکست ━━━━━━◉────── ↻ㅤ   ◁ㅤ ㅤ❚❚ㅤ ㅤ▷ㅤㅤ ⇆