Inside_the_Psyche
Kanalga Telegram’da o‘tish
Banafsheh Najafizadeh(PhD) Psychoanalytical Psychotherapist Member of APA, PCOIran, TCPS
Ko'proq ko'rsatish968
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+27 kunlar
-430 kunlar
Ma'lumot yuklanmoqda...
O'xshash kanallar
Taglar buluti
Kirish va chiqish esdaliklari
---
---
---
---
---
---
Obunachilarni jalb qilish
Iyun '26
Iyun '26
+3
0 kanalda
May '26
+3
0 kanalda
Get PRO
Aprel '26
+4
0 kanalda
Get PRO
Mart '26
+6
0 kanalda
Get PRO
Fevral '26
+5
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '26
+8
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '25
+3
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '250
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '25
+5
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '25
+5
0 kanalda
Get PRO
Avgust '25
+5
0 kanalda
Get PRO
Iyul '25
+4
0 kanalda
Get PRO
Iyun '25
+9
0 kanalda
Get PRO
May '25
+8
0 kanalda
Get PRO
Aprel '25
+4
0 kanalda
Get PRO
Mart '25
+3
0 kanalda
Get PRO
Fevral '25
+4
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '25
+7
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '24
+10
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '24
+6
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '24
+8
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '24
+7
0 kanalda
Get PRO
Avgust '24
+14
0 kanalda
Get PRO
Iyul '24
+5
0 kanalda
Get PRO
Iyun '24
+14
0 kanalda
Get PRO
May '24
+33
0 kanalda
Get PRO
Aprel '24
+18
1 kanalda
Get PRO
Mart '24
+9
1 kanalda
Get PRO
Fevral '24
+11
2 kanalda
Get PRO
Yanvar '24
+8
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '23
+7
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '23
+7
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '23
+6
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '23
+7
0 kanalda
Get PRO
Avgust '23
+15
0 kanalda
Get PRO
Iyul '23
+13
0 kanalda
Get PRO
Iyun '23
+8
0 kanalda
Get PRO
May '23
+14
0 kanalda
Get PRO
Aprel '23
+12
0 kanalda
Get PRO
Mart '23
+16
0 kanalda
Get PRO
Fevral '23
+10
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '23
+10
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '22
+9
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '22
+11
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '22
+11
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '22
+3
0 kanalda
Get PRO
Avgust '22
+10
0 kanalda
Get PRO
Iyul '22
+5
0 kanalda
Get PRO
Iyun '22
+9
0 kanalda
Get PRO
May '22
+4
0 kanalda
Get PRO
Aprel '22
+6
0 kanalda
Get PRO
Mart '22
+9
0 kanalda
Get PRO
Fevral '22
+9
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '22
+13
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '21
+10
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '21
+7
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '21
+8
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '21
+10
0 kanalda
Get PRO
Avgust '21
+14
0 kanalda
Get PRO
Iyul '21
+11
0 kanalda
Get PRO
Iyun '21
+11
0 kanalda
Get PRO
May '21
+12
0 kanalda
Get PRO
Aprel '21
+27
0 kanalda
Get PRO
Mart '21
+11
0 kanalda
Get PRO
Fevral '21
+23
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '21
+13
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '20
+1 382
0 kanalda
| Sana | Obunachilarni jalb qilish | Esdaliklar | Kanallar | |
| 22 Iyun | 0 | |||
| 21 Iyun | 0 | |||
| 20 Iyun | 0 | |||
| 19 Iyun | 0 | |||
| 18 Iyun | 0 | |||
| 17 Iyun | +2 | |||
| 16 Iyun | +1 | |||
| 15 Iyun | 0 | |||
| 14 Iyun | 0 | |||
| 13 Iyun | 0 | |||
| 12 Iyun | 0 | |||
| 11 Iyun | 0 | |||
| 10 Iyun | 0 | |||
| 09 Iyun | 0 | |||
| 08 Iyun | 0 | |||
| 07 Iyun | 0 | |||
| 06 Iyun | 0 | |||
| 05 Iyun | 0 | |||
| 04 Iyun | 0 | |||
| 03 Iyun | 0 | |||
| 02 Iyun | 0 | |||
| 01 Iyun | 0 |
Kanal postlari
| 2 | سوگ و ملانکولی
سوگ، معمولاً واکنشیست به از دست دادن یک شخص محبوب یا یک مفهوم انتزاعی که جایگزین او شده، مانند میهن، آزادی، آرمان و نظایر آن. با این حال در برخی افراد، تحت تأثیر همین عوامل، به جای سوگ، ملانکولی پدیدار میشود؛ که به همین دلیل به وجود زمینهای بیمارگونه در آنها مشکوک میشویم.
ما اطمینان داریم که سوگ پس از مدتی معین فروکش خواهد کرد و هرگونه مداخله در آن را بیفایده، یا حتی زیانبار میدانیم.
ملانکولی از نظر روانی با ویژگیهایی نظیر افسردگی عمیقاً دردناک، از دست دادن علاقه به جهان بیرونی، از دست دادن توانایی عشقورزی، بازداری در انجام هرگونه عملکرد، و کاهش عزت نفس مشخص میشود که در قالب خودسرزنشگری و ناسزاگویی به خویش بروز مییابد و تا توهم انتظار مجازات شدت میگیرد.
این تصویر زمانی برایمان قابل فهمتر میشود که در نظر آوریم سوگ نیز جز در یک مورد، همان ویژگیهای ملانکولی را دارد: اختلال در عزت نفس در سوگ وجود ندارد، اما در سایر جنبهها، این دو یکساناند.
سوگ عمیق، که واکنشیست به فقدان شخصی که دوستش داشتیم، شامل همان خلق دردناک، همان بیعلاقگی به جهان بیرونی -مگر آنچه یادآور فرد متوفی است- همان ناتوانی در انتخاب ابژهٔ جدید عشق -که به معنای جایگزینی فرد ازدسترفته است- و همان کنارهگیری از هر فعالیتی که با یاد و خاطرات متوفی ارتباطی ندارد، است.
فرد ملانکولیک ویژگی دیگری را نیز نشان میدهد که در سوگ غایب است: کاهشی چشمگیر در عزت نفس و تهیشدگی عظیم ایگو.
در سوگ، جهان فقیر و تهی شده است؛ در ملانکولی، این خود ایگوست که چنین میشود.
مراجع ایگوی خود را برای ما بیارزش، ناتوان از عملکرد، و از نظر اخلاقی نکوهیدنی توصیف میکند. او خود را سرزنش میکند، تحقیر میکند، و انتظار طرد شدن و مجازات دارد. خود را در برابر دیگران خوار میسازد و برای هر یک از نزدیکانش، که با چنین فرد بیارزشی پیوند دارند، احساس تأسف میکند.
او باور ندارد که تغییری در او رخ داده، بلکه خودانتقادیاش را به گذشته نیز تعمیم میدهد و ادعا میکند که هرگز بهتر از این نبوده است. تصویر این توهم حقارت -که عمدتاً اخلاقی است- با بیخوابی، امتناع از خوردن غذا، و غلبه -شگفتانگیز از نظر روانشناختی- بر سائقی که تمام موجودات زنده را به چسبیدن به زندگی وامیدارد، کامل میشود.
نویسنده: زیگموند فروید
https://t.me/inside_the_psyche | 136 |
| 3 | انتقال چیست و چگونه عمل میکند؟
در معنای کلی، انتقال به «فرایند جابهجایی چیزی یا کسی از یک مکان یا وضعیت به مکان یا وضعیت دیگر» گفته میشود. اما تعریف روانشناختیِ انتقال با این معنا تفاوت دارد و مستقیماً به افرادی مربوط میشود که در فرآیند رواندرمانی شرکت میکنند. در این بافت، انتقال بهعنوان فرافکنی احساسات ناهشیار فرد بر درمانگرش تعریف میشود.
این احساسات، در اصل به سوی چهرههای مهم دوران کودکی —نظیر والدین— جهتگیری داشتهاند. مفهوم انتقال در رواندرمانی در اواخر قرن بیستم بسط یافت، هنگامیکه رویکردهای درمانی ساختار خشک و سختگیرانهٔ پیشین را ترک کردند و امکان انعطافپذیری بیشتری در شیوههای درمانی فراهم شد.
انتقال مثبت: انتقال گاه میتواند نتایجی مفید بههمراه داشته باشد. نمونهای از انتقال مثبت زمانیست که فرد جنبههای خوشایندِ روابط گذشتهاش را بر رابطه با درمانگر فرافکنی میکند. در این وضعیت، مراجع ممکن است درمانگر را فردی دلسوز، دانا و حامی ببیند، که این امر میتواند تجربهٔ درمان را پربارتر کند.
انتقال منفی: در انتقال منفی، احساسات منفی به درمانگر انتقال مییابد. خشم و خصومت دو احساسی هستند که ممکن است در دوران کودکی نسبت به یکی از والدین یا فرد مهم دیگری تجربه شده باشند و اکنون در چارچوب رابطهٔ درمانی مجدد ظاهر شوند.
انتقال جنسیشده: آیا نسبت به درمانگر خود احساس کشش دارید؟ اگر چنین است، ممکن است درگیر انتقال جنسیشده (که گاه با عنوان انتقال اروتیک نیز شناخته میشود) باشید. احساساتی که زیر چتر انتقال جنسیشده قرار میگیرند.
انتقال متقابل: درمانگران سلامت روان نیز باید نسبت به این احتمال آگاه هستند که احساسات و تعارضهای درونی خودشان ممکن است به مراجع منتقل شود. این فرایند انتقال متقابل نام دارد و میتواند رابطهٔ درمانی را مبهم و پیچیده سازد.
در برخی رویکردها رواندرمانگران از انتقال متقابل در جهت پیشبرد درمان استفاده میکنند. برای مثال، اگر مراجع به درمانگر بگوید که بهنظر میرسد عصبانیست، درمانگر ممکن است احساسات خود را با او در میان بگذارد؛ ابتدا با تأیید و تحسین دقت مراجع در شناسایی این هیجان، و سپس با همکاری برای درک اینکه چه اندازه از این واکنش، بازتاب فرافکنی مراجع است.
نویسنده: لیزا فریتشر
https://t.me/inside_the_psyche | 194 |
| 4 | دیگر شبیه خودت نیستی!
عکسهای قدیمی را نگاه کردم آن روزها هم شبیه خودم نبودم.
"چی میخوای؟" "نمیدونم"
اگر سالها خودت را با دیگری تنظیم کرده باشی، طبیعیست که خواستههای شخصیات را فراموش کنی.
گاهی "ما" آنقدر پررنگ میشود که دیگر "من" ی باقی نمیماند.
اما اگر "تو" نباشی آن "ما" هم واقعی نیست.
بعضیها وارد #رابطه که میشوند تغییر میکنند: حرفهایشان، علایقشان، حتی خندیدنشان.
اما وقتی رابطه تمام میشود، حس میکنند چیزی از دست دادهاند، چیزی از خودشان.
در بعضی رابطهها یک نفر زیادی نزدیک میشود و دیگری پس میکشد. انگار که یکی شدن ترسناک است و فاصله گرفتن دردناک.
گاهی آنقدر خودت را با دیگری هماهنگ میکنی که حتی متوجه نمیشوی چه چیزهایی را دوست نداری. بعد از مدتی نمیدانی این تویی که داری زندگی میکنی یا نسخهای که برای پذیرفته شدن ساختهای.
در بعضی روابطی که ترس از طرد شدن زیاد است، یکی شدن با دیگری راهی برای حفظ رابطه میشود.
اما این شبیه شدن، کم کم فردیت را کمرنگ میکند.
صمیمیت، یعنی کنار دیگری بودن، بدون اینکه شبیه او شوی.
این همان نقطه تعادل است که خیلیها از آن میگذرند.
آدمها در گروهها رابطهها و خانوادهها نقشهایی بازی میکنند تا پذیرفته شوند. اما اگر نقابها را برداریم چه چیزی باقی میماند؟
https://t.me/inside_the_psyche | 269 |
| 5 | https://t.me/inside_the_psyche | 242 |
| 6 | https://t.me/inside_the_psyche | 280 |
| 7 | از نگاه لکان فانتزی ساختاری است که میل را حفظ میکند.
یعنی اگر میل واقعاً به طور کامل ارضا شود، ممکن است فرو بپاشد. پس بعضی افراد ناخودآگاه خواستن را بیشتر از داشتن دوست دارند.
پس بجای داشتن واقعی، به فانتزی یا خیال داشتن پناه میبرند و در اینجا است که رویاپردازی بر عملگرایی سبقت میگیرد.
https://t.me/inside_the_psyche | 424 |
| 8 | نیاز شدید به کنترل، نشانه اضطرابی است که از ناشناختهها داریم.
انگار همیشه از پیش میخواهیم بدانیم که چه میشود. چرا نمیتوانیم گاهی بگذاریم خودش پیش برود؟
حس میکنیم چیزی کم داریم ولی به جای اینکه ببینیم این کمبود از کجاست، آن را با خرید پر میکنیم!
گاهی میان شبکههای اجتماعی میگردیم تا از تنهایی و بلاتکلیفی فرار کنیم، بی آنکه "اضطراب پنهان" را ببینیم.
"حالا انجامش میدهم.." میگوییم و به تعویق میاندازیم. از شکست، شاید از موفقیت.
اضطراب که میآید یا به یخچال پناه میبریم یا از غذا میگریزیم، بی آنکه با اضطراب روبرو شویم.
انتخاب یک لباس سفارش غذا یا حتی فرستادن پیامی ساده گاهی اینقدر سخت میشود چرا که پشت این تردیدها، ترس از قضاوت یا اشتباه پنهان است.
وقتی کاری میکنیم منتظریم کسی بگوید "خوب بود"شاید در دل این انتظار، ترس_از_طرد نشسته است.
بعضی از ما در وقت استراحت هم باید مشغول باشیم! شاید از لحظهای که هیچ کاری نماند جز روبرو شدن با خود، میترسیم.
برخی همیشه جذب آدمهای دوردست میشوند! از صمیمیت میترسند؟ شاید این هم راهی باشد برای گریز از ترس ترک شدن.
چقدر میتوانیم یک ساعت بیگوشی بیموسیقی بیکار با خودمان بمانیم؟ شاید این شتاب برای پر کردن لحظات، گریزی از اضطراب و تنهایی در سکوت باشد.
https://t.me/inside_the_psyche | 434 |
| 9 | رواندرمانی فقط برای "علائم" نیست. کمک میکند برای اولین بار درباره زندگیات فکر کنی، در معنای واقعیِ فکر کردن: چه میخواهی، از چه میترسی و چرا همان راهی را رفتهای که دیگران برایت نوشتهاند. تغییر از همین جا شروع میشود. | 270 |
| 10 | تأملاتی در خور ایام جنگ و مرگ
مردمان کموبیش توسط دولتهایی که تشکیل میدهند نمایندگی میشوند، و این دولتها توسط حکومتهایی که بر آنها حکم میرانند.
یک دولت متخاصم هر آن کار خلاف و هر آن عمل خشونتآمیزی را که موجب رسوایی فرد میشود، بر خود مجاز میشمارد. علیه دشمن نه تنها از حیلههای جنگی پذیرفتهشده، بلکه از دروغگویی و فریب عامدانه نیز استفاده میکند.
دولت نهایت درجهٔ اطاعت و فداکاری را از شهروندانش طلب میکند، اما همزمان با پنهانکاری مفرط و سانسور اخبار و ابراز عقیده، با آنها همچون کودکان رفتار میکند. [دولت] خود را از ضمانتها و معاهداتی که بدان واسطه متعهد به سایر دولتها بود تبرئه میکند، و بیشرمانه به آزمندی و شهوت قدرت خویش اعتراف مینماید، که فرد آنگاه بایستی به نام میهنپرستی آن را تأیید کند.
نبایستی مایهٔ تعجب باشد که این سست شدن تمام پیوندهای اخلاقی در جامعهٔ بشری، پیامدهایی بر اخلاقیات افراد داشته باشد؛ چراکه وجدان ما آن قاضی انعطافناپذیری نیست که معلمان اخلاق اعلام میکنند، بلکه در منشأ خود «اضطراب اجتماعی» است و نه چیزی دیگر.
هنگامی که اجتماع دیگر اعتراضی نمیکند، واپسرانی شورهای اهریمنی نیز پایان مییابد، و انسانها مرتکب اعمالی از قساوت، فریب، خیانت و توحش میشوند که چنان با سطح تمدن آنها ناسازگار است که آدمی آنها را ناممکن میپنداشت.
شهروند جهان متمدن که از او سخن گفتم، حق دارد که در دنیایی که برایش بیگانه شده است درمانده بایستد. میهن بزرگش فروپاشیده، داراییهای مشترکش ویران گشته، و هموطنانش متفرق و خوار شدهاند!
با وجود این، در نقد ناامیدی او سخنی هست که بایستی گفته شود. اگر دقیق سخن بگوییم، این [ناامیدی] موجه نیست، چراکه مشتمل بر تخریب یک توهم است. ما از توهمات استقبال میکنیم چراکه آنها ما را از احساسات ناخوشایند در امان میدارند، و در عوض ما را قادر میسازند تا از رضایتمندیها لذت ببریم.
دو چیز در این جنگ حس سرخوردگی ما را برانگیخته است: اخلاقیات نازلی که در سطح بیرونی توسط دولتهایی نشان داده میشود که در روابط درونیشان ژست حافظان معیارهای اخلاقی را میگیرند، و سبعیتی که توسط افرادی نشان داده میشود که، بهعنوان مشارکتکنندگان در بالاترین تمدن بشری، آدمی گمان نمیبرد قادر به چنین رفتاری باشند.
پژوهش روانکاوانه نشان میدهد که عمیقترین جوهر سرشت انسان متشکل از تکانههای سائقمحوری است که ماهیتی بدوی دارند، که در تمام انسانها مشابهاند و هدفشان ارضای نیازهای نخستین معینی است.
این تکانهها فینفسه نه خوب هستند و نه بد. ما آنها و تظاهراتشان را بر حسب رابطهشان با نیازها و مطالبات اجتماع انسانی بدینگونه طبقهبندی میکنیم. بایستی اذعان شود که تمام تکانههایی که جامعه آنها را بهعنوان شر محکوم میکند از این نوع بدوی هستند.
تمدن از طریق چشمپوشی از ارضای سائق به دست آمده است، و به نوبهٔ خود همان چشمپوشی را از هر تازهوارد طلب میکند.
متن کامل را اینجا بخوانید.
نویسنده: زیگموند فروید | 293 |
| 11 | باید به درون زخمهایتان بخزید
و با ترسهایتان روبرو شوید...
بعد از خونریزی، فرآیند شفا آغاز میشود...
کارل_گوستاو_یونگ | 203 |
| 12 | «میلِ باز مضاعف عشق است، اما عشق باز مضاعف به هذیان تبدیل میشود.»
ژک_لکان
Redoubled : باز مضاعف | 208 |
| 13 | پدر، ناممکن را قابل تحمل میکند. با آنکه از آغاز دسترسی به لذت ممکن نیست، قانونِ پدر ممنوعیت را جا میاندازد تا این واقعیت را قابل پذیرش کند.
اینجا نقش قانون روشن میشود، قانون نه تنها بازدارنده نیست، بلکه ساختدهنده است. یعنی به امر ناممکن، لباس ممنوعیت میپوشاند تا ما خیال کنیم چیزی ممکن را از دست دادهایم!
ما باید بپذیریم که بخشی از لذت از آغاز از دست رفته است.
بهزبان لکانی: ژوئیسانس هرگز کامل نبوده است. از همان لحظهای که به زبان وارد شدیم و از وحدت و یگانگی با مادر جدا افتادیم، لذت شکاف برداشته است.
Looking Awry by Slavoj Zizek | 0 |
| 14 | 🎨 Anxiety by Edvard Munch, 1894
شرم وقتی بیدار میشود که موقعیت سوژه در برابر نگاه #بزرگدیگری به لرزه میافتد. یعنی او به چشمِ دیگری خودش را در جایگاه تحقیرآمیز میبیند. | 0 |
| 15 | کلمه،
کلمه،
کلمه...
گاهی تبدیلِ رنجِ ناگفته به کلمه، یافتنِ پیوند میانِ چند داستانِ پراکندهی زندگی، وصل کردنِ آنها به هم و ساختنِ روایتی قابل فهم از این رنج، میتواند تو را نجات دهد. گاهی فقط زبان است که تو را نجات میدهد.
به قولِ ویتگنشتاین حدود جهانِ من، حدود زبانِ من است. | 0 |
| 16 | گمان میکنم، عصر ما، بیش از هر زمان، به نوعی «روانکاوی جمعی» نیاز دارد: به گفت و گویی بزرگ میان ذهنها، تا مالیخولیای خاموش ما به زبان بیاید. اگر سخن نگوییم، اگر ننویسیم، اگر نشنویم، افسردگی جهانی بدل به قانونِ نوین میشود.
ژولیا کریستوا | 0 |
| 17 | کسی که احساس بی ارزشی دارد، غالباً فقدان را به خود نسبت میدهد. به جای آن که بپذیرد هیچ کسی کامل نیست، نتیجه میگیرد من کافی نیستم. این جا به جایی، انتخابی ناآگاهانه اما بقابخش در کودکی بوده است، زیرا حفظ تصویر دیگری، به قیمت تخریب ارزش خود، امنتر بوده است. | 0 |
| 18 | اما نمیتوانیم تا ابد بنشینیم و تنها به زخمهایمان خیره شویم.
هاروکی موراکامی | 0 |
| 19 | 🎨 At the Deathbed by Edvard Munch, 1895
اهمالکاری و فلج روانی در بحرانهای جمعی از لحظهای برمیخیزد که انسان میان خشم، سوگ و بیمعنایی معلق میماند. در این تعلیق، زندگی روزمره بیاهمیت میشود. ظرف شستن در برابر مرگ، برنامهریزی در برابر بیثباتی، پوچ به نظر میرسد. این پوچی افسردگی نیست. این سوگ جمعی است. | 0 |
| 20 | وظیفهی روانی که هر فرد میتواند و باید بر عهدهی خود بگذارد، این نیست که به دنبال احساس امنیت باشد، بلکه این است که قدرت تاب آوردن و کنار آمدن با ناامنی را در خود پرورش دهد.
اریک_فروم
فروم در این دیدگاه، بر مفاهیم عاملیت و بلوغ روانی تمرکز دارد. او معتقد است که جست و جوی امنیت مطلق، تلاشی واهی و گاهی کاذب است که مانع از رشد فردی میشود. در مقابل، پذیرش ابهام و تحمل ناامنی به عنوان بخشی جداییناپذیر از هستی، نشانهی سلامت روان و قدرت میل به زندگی اصیل است.
تحمل ناامنی به معنای انفعال نیست، بلکه به معنای توانایی اقدام و حرکت با وجود فقدان قطعیت است.
فروم این موضوع را نه یک انتخاب تفننی، بلکه یک ضرورت اخلاقی برای انسانیت مدرن میداند. | 0 |
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
