حدیث اشک
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" اشعار اهل بیت http://hadithashk.com شعر مذهبی . . . لطفا درخواست تبلیغات نکنید ایتا @hadithashk اینستاگرام: www.instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @asgharpoor53 @hadithashk_admin لطفا درخواست تبلیغات نکنید
Ko'proq ko'rsatish📈 Telegram kanali حدیث اشک analitikasi
حدیث اشک (@hadithashk) Forsiy til segmentidagi kanali faol ishtirokchi. Hozirda hamjamiyat 15 152 obunachidan iborat bo'lib, Din & Maʼnaviyat toifasida 5 733-o'rinni va Eron mintaqasida 21 572-o'rinni egallagan.
📊 Auditoriya ko‘rsatkichlari va dinamika
невідомо sanasidan buyon loyiha tez o‘sib, 15 152 obunachiga ega bo‘ldi.
12 Iyun, 2026 dagi oxirgi ma’lumotlarga ko‘ra kanal barqaror faollikka ega. Oxirgi 30 kunda obunachilar soni 176 ga, so‘nggi 24 soatda esa 7 ga o‘zgardi va umumiy qamrov yuqori darajada qolmoqda.
- Tasdiqlash holati: Tasdiqlanmagan
- Jalb etish (ER): Auditoriya o‘rtacha 5.61% darajada jalb etiladi. Nashrdan keyingi dastlabki 24 soatda kontent odatda umumiy obunachilar sonining 1.73% ini tashkil etuvchi reaksiyalarni to‘playdi.
- Post qamrovi: Har bir post o‘rtacha 849 marta ko‘riladi; birinchi sutkada odatda 262 ta ko‘rish yig‘iladi.
- Reaksiyalar va o‘zaro ta’sir: Auditoriya faol: har bir postga o‘rtacha 2 ta reaksiya keladi.
- Tematik yo‘nalishlar: Kontent hadithashk.com, کس, موسی, زهرا, مرتضی kabi asosiy mavzularga jamlangan.
📝 Tavsif va kontent siyosati
Muallif resursni shaxsiy fikrni ifoda etish maydoni sifatida ta’riflaydi:
“کانال رسمی سایت"" حدیث اشک""
اشعار اهل بیت
http://hadithashk.com
شعر مذهبی
.
.
.
لطفا درخواست تبلیغات نکنید
ایتا
@hadithashk
اینستاگرام:
www.instagram.com/hadith_ashk
ارتباط با ادمین
@asgharpoor53
@hadithashk_admin
لطفا درخواست تبلیغات نکنید”
Yuqori yangilanish chastotasi (oxirgi ma’lumot 13 Iyun, 2026 da olingan) sababli kanal doimo dolzarb va katta qamrovli bo‘lib qoladi. Analitika auditoriya kontent bilan faol hamkorlik qilishini, uni Din & Maʼnaviyat toifasidagi muhim ta’sir nuqtasiga aylantirishini ko‘rsatadi.
Ma'lumot yuklanmoqda...
| Sana | Obunachilarni jalb qilish | Esdaliklar | Kanallar | |
| 13 Iyun | +10 | |||
| 12 Iyun | +9 | |||
| 11 Iyun | +11 | |||
| 10 Iyun | +12 | |||
| 09 Iyun | +7 | |||
| 08 Iyun | +8 | |||
| 07 Iyun | +4 | |||
| 06 Iyun | +9 | |||
| 05 Iyun | +18 | |||
| 04 Iyun | +14 | |||
| 03 Iyun | +8 | |||
| 02 Iyun | +9 | |||
| 01 Iyun | +14 |
| 2 | به وقت رزم نشان داد مرد پیکار است
و او شبیه علمدار خود علمدار است
میان این همه ساغر فروش در بازار
عسل فروشی قاسم نماد بازار است
اگر که در رگ او خون حیدری جاریست
میان خیمه نشستن برای او عار است
عجب ندار اگر او یل حسن باشد
که در مقابل او هرکه هست فی النار است
زبعد ِرفتن اکبر قرار او هم رفت
زبعد ِرفتن او از زمانه بیزار است
به زیر سم ستوران به خس خس افتاده
بگو به نجمه از این بعد کار او زار است.
#شعر_شهادت_حضرت_قاسم_ابن_الحسن_ع
#محرم_۱۴۰۵
#یاسر_مسافر
@hadithashk | 497 |
| 3 | دستم بِگِرفت و پابهپا بُرد حسین
هرکس که ز او کَند، زمین خورد حسین
از دوری تو طاقت من طاق شده
از هجر تو قلب و دل من مُرد حسین
#مهدی_فخاریان
@hadithashk | 460 |
| 4 | بنویسید که شاه است اباعبدالله
ذکر ما اول ماه است اباعبدالله
تکیه هایش به من آموخت به او تکیه کنم
بهترین پشت و پناه است اباعبدالله
بیشتر از پدرم کرده برایم پدری
چون اباعبدالله است اباعبدالله
به علم دست بکش تا ز بدی دست کشی
باعث ترک گناه است اباعبدالله
پرچمت تا که عوض شد همه یکرنگ شدیم
بهترین رنگ سیاه است اباعبدالله
ما گنهکارترین مردم دنیا هستیم
اگر این عشق گناه است اباعبدالله
بسکه آقایی و لطف و کرم از تو دیدیم
ذکر خیرت همه جا هست اباعبدالله
وسط روضهی او از ته دل آه بکش
معنی دیگر آه است اباعبدالله
آه از آن لحظه که میدید به چشمش زهرا
یوسفش در ته چاه است اباعبدالله
کاش میشد که دوباره به حرم برگردی
خواهرت چشم به راه است اباعبدالله
#محرم_۱۴۰۵
#باقر_احمدی
@hadithashk | 437 |
| 5 | چنان رَدِی که زِ زخمی شبیه قاب شده
دلم به وصل تو آقا چنان سراب شده
جوانی ام پی لهو و لعب گذر کرد و
حساب آخرتم بر سرم خراب شده
ظهور یار شود کی به گفتن الفاظ
مگر که عشق به گفتن فقط خطاب شده
روایت است که بین زمینیان هستی
چقدر قلب تو آقا ز ما کباب شده
تو بین مردمی و من تو را نمی بینم
گناهکاری من بین ما حجاب شده
فقیر مهر نگاه تو هست زندگی ام
به پیش چشم طبیبان دلم جواب شده
به سیلی پدرانه همیشه محتاج است
نجات طفل اگر که اسیر خواب شده
مرا به دام نگاه خودت اسیرم کن
به روز حشر بیا و بگو حساب شده
نه مهزیار توانم شوم نه شیخ طریق
به لطف، پیش همه گو که انتخاب شده
نگو که راه ندارد بگو شود (سائل)
اگر نظر بکند خوار خود گلاب شده
#شعر_مناجات_امام_زمان_عج
#محمد_مهدی_جعفرزاده(سائل )
@hadithashk | 289 |
| 6 | "درخیمه ی حسینیم، خونخواه و جان فداییم"
هر لحظه بیقرار، میدان کربلاییم
دلبسته ی امیریم، رزم آور و دلیریم
ذلت نمی پذیریم، سربازِ مقتداییم
ما مردهای مَردیم، آتش به قلبِ سردیم
پیروز هر نبردیم، ما لشکر خداییم
لبریز افتخاریم، در اوج اقتداریم
چون کوهِ استواریم، طوفانِ نینواییم
ما تیغ در نیامیم، آماده ی قیامیم
در راه انتقامیم، با عزم و با وفاییم
ما موجِ بیقراریم، سر را به کف بیاریم
ترسی زِ سر نداریم، مشتاقِ این بلاییم
ما ملت غیوریم، آتشفشانِ نوریم
ما لشکر ظهوریم، مدیون لاله هاییم
در مکتبِ شهادت، با شوق و با ارادت
داریم این سعادت، آزاده و رهاییم
ما نوکرِ حسینیم، خاکِ درِ حسینیم
در محضرِ حسینیم، تا به ابد گداییم
در مکتب علمدار، فرمانبریم و بیدار
داریم شور بسیار، ما تحت این لواییم
این خیمه، خیمهی ماست، دارالشفایِ دلهاست
اینجا بهشتِ دنیاست، ما اهلِ این سراییم
ایثارِ ما حسینیست، پیکارِ ما حسینیست
سردارِ ما حسینیست، سرمست این عطاییم
در خیمهی مُحرّم، بستیم عهدِ محکم
تا آخرین نفس هم، همرزم و هم صداییم
#جابر_عابدی
@hadithashk | 220 |
| 7 | خون از لبان چاک چاکش پاک می کردم
با دست خود شش ماهه ام را خاک می کردم
شرمنده ی شش ماهه ام هستم خبر دارید ؟
چشمان بازش را خودم بستم خبر دارید ؟
هرگز نکرده هیچ کس کاری که من کردم
با تکه ای قنداقه طفلم را کفن کردم
بالای سر مشغول تلقین دادنش بودم
خیره به رگ های ظریف گردنش بودم
در گوشش استرجاع را با لحن غم خواندم
آن جا به تنهایی نمازش را خودم خواندم
من هم وجودم رنگ و بوی محتضر دارد
بابای بچه مرده از حالم خبر دارد
چشم انتظار لحن باباگفتنش بودم
از روز میلادش به فکر جوشنش بودم
می خواستم روزی عصای دست من باشد
آینده داماد عموجانش حسن باشد
حالا تمام هستی ام در گور خوابیده
داغش به روی خیمه خاک مرده پاشیده
یادم نرفته آن ترک هایی که بر لب داشت
یادم نرفته روزهای آخری تب داشت
لرز سرش ؛ ضعف تنش آتش به جانم زد
با هر تلظی کردنش آتش به جانم زد
از مادرش هم نیز کاری بر نمی آمد
از فرط بی حالی صدایش در نمی آمد
از وصله ی جان دل بریدن گریه هم دارد
از این و آن منت کشیدن گریه هم دارد
بیش از بقیه حرمله خیلی عذابم کرد
تیر سه شعبه عاقبت خانه خرابم کرد
از کشتن ما حرمله هرگز نشد خسته
امد برای کشتن طفل زبان بسته
ای کاش مثل اکبرم من را صدا می زد
طفل عزیزم روی دستم دست و پا می زد
دیگر رباب از فکر او بیرون نمی امد
راحت سه شعبه از گلو بیرون نمی امد
در راه دین شش ماهه مثل مادرم دادم
در راه خیمه بود یاد محسن افتادم
با حسرت دیدار او عمری برادر سوخت
محسن ؛ همان که پشت در همراه مادر سوخت
#شعر_شهادت_حضرت_علی_اصغر_ع
#محرم_۱۴۰۵
#طِفلُالرَضیع
#علیرضا_خاکساری
@hadithashk | 173 |
| 8 | بنده ای که بیش تر غرق خجالت می شود
بیشتر مشمول احسان و محبت میشود
بعد هر سبحان ربی اسم اعلی علی ست
پس خدا در سجده ها با او عبادت می شود
خوش به حال ما که باب الله شخص حیدر است
پس اگر در میزنیم اینجا اجابت میشود
این گدا ممسوس ذات الله را چسبیده است
بس که مولا دستگیر این رعیت میشود
روزی اهل بکا از زمزم چشم علی ست
گریه ما از کنار چاه قسمت میشود
بعد استغفار بابایم فقط خون گریه کرد
چون گناهان خار بین چشم حضرت میشود
ای که ناز ما یتیمان را کشیدی نیمه شب
کوله بارت را زمین بگذار زحمت می شود
مطمئنم گر نبخشد بنده هایش را خدا
بیشتر از مرتضی زهرا اذیت می شود
جان به قربان علی که وقت گفتن از نجف
پای لنگ نوکرش پای زیارت می شود
وقتی اینجا آمدم با ذکر اربابم حسین
غصه کمتر میخورم حتما عنایت می شود
روزی ماه محرم دست زهرا و علی ست
هر کسی در خانه ی مولاست دعوت میشود
من فدای آن کسی که پیش چشم مادرش
آن لباسی کهنه ای که داشت غارت میشود
#محرم_۱۴۰۵
@hadithashk | 179 |
| 9 | زمان رقص پرچم آمد از راه
صدای لشکر غم آمد از راه
بسوزید و بسوزید و بسوزید
الا یاران محرم آمد از راه
#محرم_۱۴۰۵
#مرتضی_عابدینی
@hadithashk | 155 |
| 10 | سلام قرار قلبم
سلام عزیز جونم
رسیدنت بخیره
بابای مهربونم
اومدی تو خرابه
یه ذره جون بگیرم
وضع سرت خرابه
الهی من بمیرم
دیگه نزاری بری
دق میکنم جون تو
دیدم که چوب چکار کرد
با لب و دندون تو
میبینی که شکستم
میبینی که خمیدم
چون این روزا همیشه
سر بریده دیدم
خونه ی خاکی من
از دل دشت بهتره
دامن سوخته بابا
از نی و طشت بهتره
تو بغلم بابایی
امنِ سرِ شکسته
چقد به دادت رسید
عمه با دست بسته
تو آغوش باباشون
بگو بخندی دارن
دخترا هم سن من
موی بلندی دارن
فک نکنم تا سحر
درد دلام تموم شه
نمیگم از کنیزی
باید بابایی روم شه
#محرم_۱۴۰۵
#شعر_شهادت_حضرت_رقیه_س
#مرتضی_عابدینی
@hadithashk | 209 |
| 11 | خودتی دختر خوبم؟
خودتی ماه قشنگم
بمونم رو دامن تو
بابایی خسته ی جنگم
نخوری غصه عزیزم
این روزا میگذره زودی
من رو بردن توی آفتاب
تو چرا بابا کبودی
موهای سرت چ نازه
همه جوره مثل ماهی
شبیه مادرمی تو
من فدات بشم الهی
میشه لالایی بخونی
که منم یه کم بخوابم
توخودت خبر داری که
زخمی! بزم شرابم
این شب آخره بابا
شب آهه شب درده
نبینم که عشق بابا
تو خرابه خونه کرده
منومیبخشی رقیه؟
میدونم که زجر کشیدی
میدونم که سخته بابا
سرمو رو نیزه دیدی
#شعر_شهادت_حضرت_رقیه_س
#محرم_۱۴۰۵
#مرتضی_عابدینی
@hadithashk | 159 |
| 12 | روی کتیبه حک شده با اذن کردگار
وارد شوند گریه کنان در عزای یار
آزادگی ملت ما از محرم است
پاینده است خون شهیدان این دیار
هرکس که رفته، نور ببارد به قبر او!
ما زنده ایم با نفس پیر تکیه دار
سیدعلی خامنه ای هست بین مان
با خانواده آمده و هست پای کار
تأثیر عشق پاکِ پدر مادران ماست
داریم اگر که بین حسینیه ها قرار
امواج بردگی همه را غرق میکند
جز آنکه شد به کشتی خون خدا سوار
اموال گریه کن همه اش خرج روضه هاست
یک لقمه بُرده ایم به خانه حلال وار
رحمت به هرکسی که شده عاشقت حسین!
لعنت به پیروان یزید شرابخوار
ما را غذای نذری تو بی نیاز کرد
ریزه خور ترا چه نیازی به احتکار!
روزی اگر حسین نگویم نمیشود
این ذکر، روزی ام شده روزی هزار بار
ما را لباس مشکی مان روسفید کرد
یعنی دعای مادر او شد اثرگذار
پیراهن حسین معلّق شده ز عرش
زهرا هنوز می کشد از داغ او هوار
قربان کشته ای که لباسی تنش نماند
قربان آنکه تاخت به او ده سوار کار
#رضا_دین_پرور
#محرم_۱۴۰۵
@hadithashk | 145 |
| 13 | تو دلم رو حیدری کردی عمو
وجودم رو مادری کردی عمو
اصلا احساس یتیمی ندارم
تو برا من پدری کردی عمو
راضیه برادرت بزار برم
جوونیم فدا سرت بزار برم
یه قسم میدم که رد خور نداره
تو رو جون مادرت بزار برم
بگو عمه آینه قرآن نیاره
بگو نجمه سر به صحرا نذاره
چه زره تن ام کنی چه یک کفن
بخدا فرقی به حالم نداره
اکبرت زره رو شونه داش چی شد؟؟
یا کلاه خود روی سر گذاش چی شد ؟؟
زیر ضربه ی عمود فرق سرش...
زیر تیغ و نیزه دست و پاش چی شد ؟؟
لبم از هُرم عطش سوخته ببین
بیا این چهره ی افروخته ببین
نیزه هایی که زدن به پهلوهام
بدنم رو به زمین دوخته بیین
گرچه من شدم اسیر سُم اسب
گرچه بودم تو مسیر سُم اسب
جای شکرش باقیه بابام نبود
که ببینه منو زیر سُم اسب
زیر دست و پا تنم ریخته به هم
ذره ذره بدنم ریخته به هم
نعل اسباشون گواه حرفمه
مهره های گردنم ریخته به هم
#محرم_۱۴۰۵
#شعر_شهادت_حضرت_قاسم_ابن_الحسن_ع
#علیرضا_خاکساری
@hadithashk | 157 |
| 14 | دیگه برام تو آسمون
یه دونه هم ستاره نیست
چشای من بد میبینه
لبای تو ک پاره نیست
عروسکام مثل خودم
بد جوری آواره شدن
بابا درست میبینی تو
گوشای من پاره شدن
خوش اومدی عزیز من
خوش اومدی قرار من
حیف دخترا نمیبینن
تو اومدی کنار من
من هر جا گفتم بابایی
با تازیونه زدنم
جون تو ، من رقیه ام
فقط کبوده بدنم
دلم گرفته بابایی
خسته شدم اسیر شدم
به قد خم خرده نگیر
منم مث تو پیر شدم
سر تو روی نیزه ها
ماه تو آسمونمه
ی چی میخواستم بگمت
بابایی رو زبونه
سرت رو دیدم تو تنور
دلیل بغض و نالمه
راست و حسینی بِم بگو
میخوره من سه سالمه ؟
#محرم_۱۴۰۵
#شعر_شهادت_حضرت_رقیه_س
#مرتضی_عابدینی
@hadithashk | 134 |
| 15 | سوی محشر توشه ای هرچند نفرستاده ام
هست امیدم به این اشک به ظاهر ساده ام
جای حیرت نیست بعد از روضه حالم بهتر است
مادرم در روضه شیرم داده، هیئت زاده ام...
هر زمان جز او ندیدم هیچکس را، عاشقم
چشم اگر بستم به جان و مال خود دلداده ام
فاطمه چندین برابر خرجی ام را داده است
در عزای بچه هایش هرچه نذری داده ام
بس که مستم می کند نام حسین بن علی
ترس دارم غافلان گویند اهل باده ام
روز محشر پیرهن مشکی نجاتم می دهد
دست گیری می کند این جامه از سجاده ام
راهِ رفتن تا خدا، راه نجف تا کربلاست
چندسالی می شود دیوانه ی این جاده ام
از خطر هرگز هراسی نیست در راه وصال
من برای دیدنش تا پای جان آماده ام
صورتم هر بار در این راه خاکی می شود
یاد آن خد التریب روی خاک افتاده ام
#محرم_۱۴۰۵
#علی_ذوالقدر
@hadithashk | 178 |
| 16 | تو رفتی و کلی برایم دردسر مانده
یک سینه پر از آه،با کوهی شرر مانده
سخت است اینکه از عقابت در دل صحرا
باید ببینی که فقط یک مشت پر مانده
سخت است وقتی داغ سختی بر دلت داری
یک عده خوشحالند وتو تنها و در مانده
من یک پیمبر داشتم،که ارباًارباً شد
حالا کنار علقمه شق القمر مانده
دستت که افتاد امنیت هم سایه اش افتاد
من ماندم و دستی که حالا بر کمر مانده
بالا سرت تا که رسیدم،مات افتادم
از آن همه عباس من ،این مختصر مانده؟
نیمی ز چشمت با نوک تیر سه پر رفته
نیم دگر هم خیره بر مشک و سپر مانده
اینجا مگر که ابن ملجم بوده ای سقا
ضرب عمودش تا به کتف تو اثر مانده
با تو چه کرده داس ها هر قطعه میگیرم
بر خاک صحرا باز یک نیم دگر مانده
از من بپرسد خواهرم پس کو علمدارت
با گریه خواهم گفت که،چیزی مگر مانده
از ما؛فقط من ماندم و یک زینب تنها
از رو به رو ؛اما هزاران بد نظر مانده
برخیز میترسم ببینم خواهرم زینب
مابین خولی و سنان خیره سر مانده
#محرم_۱۴۰۵
#شعر_شهادت_حضرت_ابالفضل_العباس_ع
#سید_حسین_صمدی
@hadithashk | 181 |
| 17 | آهسته تر
ای راهیِ خوف و خطر آهسته تر آهسته تر
دور از تو چشم بد نظر آهسته تر آهسته تر
ای راحت و آرامِ جان آهسته ران آهسته ران
ای زادهء خیر البشر آهسته تر آهسته تر
با اشک چشمان ترم دیدم به خواب مضطرم
شد جسم پاکت مختصر آهسته تر آهسته تر
بعد تو ای والا گوهر ، چون مادرت در پشت در
اهل مخیّم در شرر آهسته تر آهسته تر
گویا میان مقتلت ، آمد به قتلت قاتلت
شد خنجر او کارگر ، آهسته تر آهسته تر
جسمی شریف از پا به سر ، می خورْد از صد ها نفر
صد نیزه همچون میخ در ، آهسته تر آهسته تر
دست یکی انگشتری ، دست یکی مانده سری
خیرات شد جسمت دگر ، آهسته تر آهسته تر
احیاگر صوم و صلات ، محرومی از آب فرات
ای از همه لب تشنه تر ، آهسته تر آهسته تر*
تضمینی از شعر شهید غلامعلی رجبی رحمة الله عليه
محمد حسين نيك زاد
#حدیث_اشک #شعر_روضه #شعر_گودال_قتلگاه #شعر_مرثیه #شعر_مقتل_سیدالشهداء
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹 | 228 |
| 18 | یا الله
اربابمان افتاد
لرزه به ارکان زمین و آسمان افتاد
نیزه به پهلو خورد
در گوشه ی گودال آقا نیمه جان افتاد
تا از نفس افتاد
در شیب مقتل بود زهرا، هم زمان افتاد
سمت حرم رفتند
دلشوره در جان امام مهربان افتاد
میخواست برخیزد
از بس جراحت داشت آقا ناتوان افتاد
مشغول یا رب شد
راه عبور نیزه ای سمت دهان افتاد
شمشیر بالا رفت
یک دست عبدالله آنجا ناگهان افتاد
خیلی اذیت شد
وقتی به جانش خنجر کند سنان افتاد
شمر آمده گودال
سر که جدا شد ناگهان نبض جهان افتاد
سر دست خولی و
رخت و لباسش هم به دست این و آن افتاد
عریان بدن میشد
در عرش اعلی ناله و آه و فغان افتاد
عمامه به اخنس ...
انگشتر آقا به دست ساربان افتاد
روی زمین جسمِ
مولای بی همتای ما بی سایه بان افتاد
وحید محمدی
#حدیث_اشک #شعر_روضه #شعر_گودال_قتلگاه #شعر_مرثیه #شعر_مقتل_سیدالشهداء
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹 | 228 |
| 19 | یا اباعبدالله الحسین(ع)
قسمت نشد آخر بنوشی جرعه آبی
لب تشنه و بی حال ، زیر آفتابی
خونِ زیادی رفته از جسمت عزیزم
پس پلکِ سنگین را تحمل کن نخوابی
داری به لب ذکرِ «غیاث المستغیثین»
«هل من معین» که شد سوالِ بی جوابی
دارد چرا لب تشنه ذبحت میکند شمر؟
اینگونه کشتن آمده در چه کتابی؟!
خورشیدِ عالم تابی و حیف است اینطور
از زیر سنگ و نیزه بر عالم بتابی
بر روی خاک گرم اگر جسمت بیفتد
بر گردن اطفال میافتد طنابی
حتما گلوی شمر را ترجیح میداد
خنجر اگر میداشت حق انتخابی
پیداست از طرز نگاهت سمت خیمه
ناراحت و دلواپس حال ربابی
نامردِ جاهل وقت غارت فکر میکرد
پیراهنت را برده و برده ثوابی
تو نیزه خوردی خواهرت هم سنگ خورده
مثل تو خواهر هم اذیت شد حسابی
گروه شعر یا مظلوم
#حدیث_اشک #شعر_روضه #شعر_گودال_قتلگاه #شعر_مرثیه #شعر_مقتل_سیدالشهداء
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹 | 215 |
| 20 | امان از دل زینب(س)
وقتی که تن حسین بی سر شده بود
دلشوره ی زینب دو برابر شده بود
از خولی و شمر دیرتر می آمد
افتادن و گریه کار خواهر شده بود
تنها نه فقط رقیه، در ظهر عطش...
از غصه ات آفتاب لاغر شده بود
در ظهر دهم حرف سر و خنجر بود
در عصر دهم صحبت معجر شده بود
ابرو به هم آورد ابالفضل...چقدر
با دیدن حرمله مکدر شده بود
با خاطره ی خنده ی معصوم علی
چشمان رباب روز و شب تر شده بود
گیسوی سه ساله کوچه پس کوچه ی شهر
بازیچه ی دختران کافر شده بود
از غربت زین العابدین این بس که
در شام ، یزید ، روی منبر شده بود
شهریار سنجری
#حدیث_اشک #شعر_روضه #شعر_گودال_قتلگاه #شعر_مرثیه #شعر_مقتل_سیدالشهداء
لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹 | 206 |
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
