uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling 👈

حدیث اشک

حدیث اشک

Kanalga Telegram’da o‘tish

کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" اشعار اهل بیت http://hadithashk.com شعر مذهبی ایتا و بله @hadithashk اینستاگرام: www.instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @hadithashk_admin لطفا درخواست تبادل و تبلیغات نکنید

Ko'proq ko'rsatish

📈 Telegram kanali حدیث اشک analitikasi

حدیث اشک (@hadithashk) Forsiy til segmentidagi kanali faol ishtirokchi. Hozirda hamjamiyat 15 807 obunachidan iborat bo'lib, Din & Maʼnaviyat toifasida 5 326-o'rinni va Eron mintaqasida 21 217-o'rinni egallagan.

📊 Auditoriya ko‘rsatkichlari va dinamika

невідомо sanasidan buyon loyiha tez o‘sib, 15 807 obunachiga ega bo‘ldi.

11 Oktabr, 2026 dagi oxirgi ma’lumotlarga ko‘ra kanal barqaror faollikka ega. Oxirgi 30 kunda obunachilar soni 83 ga, so‘nggi 24 soatda esa 0 ga o‘zgardi va umumiy qamrov yuqori darajada qolmoqda.

  • Tasdiqlash holati: Tasdiqlanmagan
  • Jalb etish (ER): Auditoriya o‘rtacha 10.35% darajada jalb etiladi. Nashrdan keyingi dastlabki 24 soatda kontent odatda umumiy obunachilar sonining 4.79% ini tashkil etuvchi reaksiyalarni to‘playdi.
  • Post qamrovi: Har bir post o‘rtacha 1 634 marta ko‘riladi; birinchi sutkada odatda 756 ta ko‘rish yig‘iladi.
  • Reaksiyalar va o‘zaro ta’sir: Auditoriya faol: har bir postga o‘rtacha 7 ta reaksiya keladi.
  • Tematik yo‘nalishlar: Kontent hadithashk.com, کس, موسی, زهرا, مرتضی kabi asosiy mavzularga jamlangan.

📝 Tavsif va kontent siyosati

Muallif resursni shaxsiy fikrni ifoda etish maydoni sifatida ta’riflaydi:
“کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" اشعار اهل بیت http://hadithashk.com شعر مذهبی ایتا و بله @hadithashk اینستاگرام: www.instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @hadithashk_admin لطفا درخواست تبادل و تبلیغات نکنید”

Yuqori yangilanish chastotasi (oxirgi ma’lumot 12 Oktabr, 2026 da olingan) sababli kanal doimo dolzarb va katta qamrovli bo‘lib qoladi. Analitika auditoriya kontent bilan faol hamkorlik qilishini, uni Din & Maʼnaviyat toifasidagi muhim ta’sir nuqtasiga aylantirishini ko‘rsatadi.

15 807
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+117 kun
+8330 kun
Postlar arxiv
از اوّلِ خلقت، جهانی مبتلایش غم مثلِ یک کشتی‌ست، زینب ناخدایش سرتاسرِ دنیا، همه روزی گرفتند از برکتِ یا ربّنا یا ربّنایش جنّ و ملک بعد از طوافِ چادرِ او- -با خود تبرّک می‌برند از خاکِ پایش این روزها زائر ندارد صحنِ او، کاش - -می‌بُرد فطرس روحِ ما را تا سرایش حالا که دقّت می‌کنم کارِ قلم نیست توصیفِ او یا رحمتِ بی‌انتهایش خواندیم قبل از ذکرِ عجّل لِوَلیّک یا رب به حقّ زینب و به اشک هایش ما جایِ خود داریم وقتی در غمِ او حتّی خدا هم روضه می‌خوانَد برایش پروانه باید بود حولِ شمعِ نامش دیوانه باید بود در بزمِ عزایش حالا اگر پایِ بساطِ روضه هستیم برده‌ست حتماً نامِ ما را در دعایش وقتی که با فنّ بلاغت خطبه می خواند یادِ علی افتاد کوفه با صدایش حتّی اگر دنیا به جنگِ او بیاید جدّی نمی‌گیرد کسی را جز خدایش غم دیده اما مثلِ کوهی استوار است  زیرا علی بوده‌ست عمری مقتدایش دنیا به او خیلی بدی کرده از اوّل اما چه باید گفت از کرب و بلایش منزل به منزل نیزه را می‌بیند و بعد- -می‌‌بارد از داغِ حسینِ سر جدایش از بعدِ عاشورا، همه فهمیده بود‌ند غم مثلِ یک کشتی‌ست، زینب ناخدایش #شعر_ولادت_حضرت_زینب_س #علی_گلچین_پور @hadithashk

می رسد بر گوش جان آوا زِ عشق می‌رسد از لحظه آغازِ عشق از وجود پاک بانویی که هست مظهر زیبایی و اعجازِ عشق تا که نورش منجلی شد در زمین فاش شد بر اهل عالم رازِ عشق بَهر عُشّاق شکسته بال و پر نوکری او پر پروازِ عشق در حکایت نامه دلدادگان راوی قِصّه انسان سازِ عشق زینب است دُخت علی مرتضی یاورِ نام آورِ ممتازِ عشق کیست عشق او که از روز ازل ناز او را می خرد او نازِ عشق ؟! کیست عشق او... حسینِ فاطمه او امیر و زینبش سربازِ عشق از ولادت تا شهادت کربلا مثل زهرا می شود جانبازِ عشق گفت عاشورا ندیدم من به جُز ... صحنه ای زیبا ز چشم اندازِ عشق #شعر_ولادت_حضرت_زینب_س #محمد_حسین_رسولی @hadithashk

خدا گفته بیا ما هم بگوئیم فقط امروز نه فردا هم بگوئیم همیشه بعد ذکر نام زینب... سلام الله علیها هم بگوئیم #حضرت_زینب_سلام_الله_علیها #سید_مجتبی_شجاع @hadithashk

photo content

علی را جلوه گر کرده خدا در قامت زینب تعال الله که حُسن مرتضی شد قسمت زینب به محراب اطاعت با تواضع سر فرود آرد نهد پیشانی اش را معرفت در ساحت زینب به چشم دل ببینی نه سما را خوب میفهمی گرفته نور، خورشید شرف از طلعت زینب شب میلاد دخت مرتضی در عرش پیچیده میان خیلی از حور و ملائک صحبت زینب یکی گوید ز حُجبش آن یکی از قلب بی باکش یکی گوید زِ رفتار و یکی از عفت زینب یکی گوید ز جدش آن یکی گوید زبابایش یکی گوید که تکیه کرده دین بر همت زینب یکی گوید که زینب زینت نام علی باشد یکی گوید علی هم گشته فخر و زینت زینب یکی پرسد که سنگین تر زِ وزن کهکشانها چیست؟ جواب آمد قسم بر نام زینب غیرت زینب یکی پرسید زینب را که باشد رهنون حق جواب آمد که زهرا می دهد تربیت زینب #شعر_مدح_حضرت_زینب_س #جهان_سلیمانی @hadithashk

عقیله العرب لیلا غریزن غرق و ناز و دلبری باشد مجنون به شوقش غرق در خنیاگری باشد من می پسندم آنچه را شمعم پسندیده او گفته باید بال من خاکستری باشد جان را ندادم پای او این از قصورم نیست ماندم که شاید هدیه های بهتری باشد نعش مرا اصلا دم این خانه بگذارید زیر قدم های نگارم پادری باشد ما را مَران از دور خود ای کبریای محض باید به دور چون تویی دور و بری باشد سر می‌بُرم گر رخ نمایی ناجی یوسف زشت است پیش تو روی پیکر سری باشد قطعا پسر خوب است اما بین هر خانه رحمت سرازیر است وقتی دختری باشد هر جا برادر گفته شد یاد ابالفضلیم زینب به خاطر آمدحرف از خواهری باشد قطعا نیاید از حسین و زینبش سرتر دنیا ندید از این دوتا خواهر برادر تر دلها به عشقش تا دمشقش پر کشیده خانوم همیشه زحمت نوکر کشیده نقاش او حجب و حیا را مثل زهرا عزت و غیرت را چنان حیدر کشیده وحی آمده بار دگر در بیت حیدر در مصحفش یک آیه ی دیگر کشیده گویی خدا بار دگر کوثر نوشته یا بار دیگر ساقی کوثر کشیده حنانه ای بالاتر از خورشید و ماه ست ریحانه ای که منتش اختر کشیده زینب حسین است و حسن حیدر و زهرا جام بلا را یک نفس او سر کشیده زینب حلیمه عالمه زینب عفیفه انداخت نطقش لرزه در نسل سقیفه ما جای خود ارباب ما باشد خرابش او جانشین شخص زهرا در غیابش ای کاف و ها و یا و عین و صاد زینب مدح تو را گفته خدا هم در کتابش ماها سیاهی لشکری هستیم اما خصم تو را باشد ابوفاضل جوابش از روز اول انتخاب تو حسین است از روز اول هم تو هستی انتخابش جز تو ملیکه در جهان دیگر نداریم باشد علیِ اکبری پا به رکابش خیلی پدرها دختری هستند،از این رو پس مرتضی را کن اباالزینب خطابش نام علی زینت دهد بر هر دو دنیا شخص عقیله گشته اما زین بابش شاگرد هایش مرجع تقلید عالم جان ها فدای از رقیه تا ربابش ثانی زهرا ای فهیم بی مفهم اخت الوقار،اخت الکَرم،اُم المُحرم هرکس گرفتارش نشد محشر گرفتار است از دشمن حیدر و زهرا نیز بیزار است تا شامل حالت دعای پنج تن باشد پس نوکری کوی زینب بهترین کار است زینب و ما ادراک ما زینب چه می گویی مدحش چنان مدح پدر سخت است و دشوار است کرب و بلا در کربلا مانده بدون او پرچم اگر بالاست چون زینب علمدار است گفت اُسْکُتو و ایستاد حتی زمان آنجا #سید_حسین_صمدی #شعر_ولادت_اهل_بیت #شعر_ولادت_بنت_امیرالمومنین #شعر_ولادت_حضرت_زینب #شعر_ولادت_عقیله_بنی_هاشم لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹

غرق نور غرق نور است آسمان امشب روی لب ها تبسمی پیداست روز میلاد دختران بی شک بهترین روز عمر مادر هاست... دختری که مقام و منقبتش هم ردیف چکامه زهراست مدح او در قلم نمی گنجد دختری که ادامه زهراست... دختری از قبیله خورشید با خودش نور منجلی آورد.‌‌.. دختری که ولادتش امشب خنده روی لب علی آورد... دختری که قنوت های دعا در پی استجابتش بودند هاجر و ساره ها و مریم ها همه مات نجابتش بودند دختری که میان او با عشق از همان ابتدا قراری بود دختری از تبار باران که در نگاهش شکوه جاری بود.. دختری که برای این خانه مصرعی در دل رباعی شد بین گهواره تا تبسم کرد خنده های حسن تداعی شد.. آمده زینت پدر بشود .. بس که این دختر ابرو  دارد در نگاهی که داشت پیدا بود سرنوشتی که پیش رو دارد هان چه سری ست این شب میلاد با دل شیعه عالمی دارد گریه کن ها ولادت زینب رنگ و بوی محرمی دارد ... مثل امشب میان گهواره زینب و اشک های بارانی خواهرت را بغل بگیر حسین راز این گریه را تو میدانی.... بعد پنجاه سال در گودال سِر آن گریه ها هویدا شد روی نی ها سر برادر رفت خواهری بین خیمه تنها شد... دختر مکه و منا را کاش در کنار سنان نمی دیدم ... کاش عقیق شکسته ات را من دست آن ساربان نمی دیدی حمید ندیمی #حمید_ندیمی #شعر_ولادت_اهل_بیت #شعر_ولادت_بنت_امیرالمومنین #شعر_ولادت_حضرت_زینب #شعر_ولادت_عقیله_بنی_هاشم لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹

فاتح میدان صبر شیعه نشسته ست زیر سایه ی طوبی سوی علی برده است دست تمنا وقت بلا وقت درد وقت مصیبت نیست پناهی به غیر چادر زهرا سلام الله علیها گاه بجز صبر چاره دگری نیست صبر علاج است بر مصیبت دنیا خاک طلا می شود به معجزه صبر یا به مثل ماجرای غوره و حلوا صبر مصافیست بی ملاحظه بی رحم صبر مسیریست عاشقانه و زیبا بر نمی آید زدستی هرکسی این کار فاتح میدان صبر، زینب کبری آنکه به اعجاز صبر در همه ی عمر رو به جهان ایستاد یکه و تنها حضرت علیا مخدّره جبل الصّبر ماحصل بوتراب و امّ ابیها روزی هر خانه دختر است و از این روی زینب کبری است رزق خانه مولا هاشمیون پاسبان جلوه نورش فاطمیون در طواف او به تولا پرده نشینی که در زمان نزولش چشم فلک هم نداشت اذن تماشا علم کنیزش که این عقیله خلقت عالمه غیر معلمه ست شگفتا.. نایبه الزّهرا؛ صدّیقه صغری دختری از دودمان عفت و تقوا کرب و بلا، کوفه، شام، یا که مدینه هر نفس از عمر خویش در دل صحرا هر که به او گفت حاصلت چه شد از عشق هیچ شکایت نکرد و گفت: ((جمیلا)) رو به ترحّم نداد و هیچ نمی خواست دخت علی از کسی نکرد تقاضا شام به هم ریخت تا که رفت به منبر کاخ فرو ریخت تا که تاخت به اعدا خطبه چنان خوانده بین غائله آنروز تا ابد افتاده دشمنش به تقلا خطبه ای از جنس خطبه فدکیّه باز گمانم به مسجد آمده زهرا سلام الله علیها وقت شروع سخن همینکه به پا خواست گفت خدا: ای ملائکه همه برپا ولوله افتاد: مرتضی است مگر او؟ اینهمه با عزت و غیور و توانا وحی نه اما نبود کار بشر هم خطبه چنین استوار و محکم و گیرا واژه به واژه شبیه تیغ دو دم شد تا که کند در میان معرکه غوغا دخت علی چادر حیا به کمر بست پس کمر فتنه را شکست در آنجا گفت که تفسیر انتم الطّلقا چیست گفت به گوش یزید موعظه اش را: ما چه نیازی به تخت و تاج تو داریم؟ نسل علی از نیاز هست مبرا تو نوه ی نابکار هند جگرخار! جدّه ی من حضرت خدیجه غرّا پرچم خونخواهی حسین به دوشم در رگ من غیرت است، غیرت سقا من زنم اما ز تیره اسد الله شیر تبار علی عالی اعلی حضرت عالی جناب حیدر کرار آنکه به یک دست کنده است در از جا دست درازی به حق فاطمه کردی؟ دولت ظلمت نمیکشد به درازا ... #شعر_ولادت_اهل_بیت #شعر_ولادت_بنت_امیرالمومنین #شعر_ولادت_حضرت_زینب #شعر_ولادت_عقیله_بنی_هاشم #مجید_تال لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹

یا زینب(س) گمان کن که با کعبه همسایه ای پی حفظ چندین هزار آیه ای و حتی اگر غرق سرمایه ای بدان بی علی پست و بی مایه ای خود کعبه هم می رود صبح و شام به دیدار حیدر علیه السلام علی نزد حق است و حق با علیست مسیر الی الله تنها علیست مپرس از چه ذکر لب ما علیست عبادت همین گفتن یا علیست اگر که خدا خواندن او بد است بشر خواندنش کفر صد در صد است همیشه خدا بود هم صحبتش به محراب خم شد فقط قامتش خدا نیز در پاسخ طاعتش به او دختری داد شد زینتش ندیده فلک اینچنین دختری که بر خلق عالم کند سروری از افلاک تا خاک پرواز کرد برای برادر کمی ناز کرد در آغوش او چشم را باز کرد سپس پرده برداری از راز کرد چنین گفت چشمش به ماه منیر امیری حسینٌ و نعم الامیر نگاهش دوای تب پنج تن حضورش چراغ شب پنج تن چه بنویسم از کوکب پنج تن شده قبله ام زینب پنج تن به طغیان کشانده جنون مرا به پایش بریزید خون مرا چه خوب است امشب خدا خواستن طلا نه دل مبتلا خواستن هر آنچه که خوب است را خواستن خلاصه فقط کربلا خواستن تمام سحر ذکر یا رب بگو همه حاجتت را به زینب بگو چنان مادرش عالمه زینب است به بیت علی قائمه زینب است به غم های او خاتمه زینب است پس از فاطمه، فاطمه زینب است زمان دعا نوحه دم داده ام خدا را به زینب قسم داده ام چو با او کسی همنشین می شود یکی از بزرگان دین می شود یکی مثل ام البنین می شود که روزی قمر آفرین می شود به ام البنین مرحمت کرده است اباالفضل را تربیت کرده است اباالفضل حالا هوادار اوست اباالفضل ماه شب تار اوست ابالفضل امروز علمدار اوست و کار دفاع از حرم کار اوست خوشا آنکه او انتخابش کند فدایی زینب خطابش کند    علی ذوالقدر   #شعر_ولادت_اهل_بیت #شعر_ولادت_بنت_امیرالمومنین #شعر_ولادت_حضرت_زینب #شعر_ولادت_عقیله_بنی_هاشم #علی_ذوالقدر لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹

یا زینب(س) از دو عالم جدا شدند عشاق پای دلبر فدا شدند عشاق با علی آشنا شدند اگر با خدا آشنا شدند عشاق خاک پای ابوتراب شدند صاحب کیمیا شدند عشاق راستی دلرباست وادی عشق راستی دلربا شدند عشاق همه عبدیم عبد فاطمه‌ایم مُرشد راه ما شدند عشاق دانش‌آموز مکتبش هستیم از گدایان زینبش هستیم . غارت جان دوستان چه نکوست مُلک دل می رسد به غمزه‌ی دوست در مقامات دلبر است اگر لب اهل قصیده قافیه‌گوست از کرامات ساقی کوثر دست ما تا سحر به دست سبوست بی معلّم علوم یک نقطه در محیط احاطه‌ی بانوست اینکه `بحرالعلوم ها” اینجا سیّد ما شدند جلوه‌ی اوست که لدنّیست علم فاطمی‌اش ای به قربان حلم فاطمی‌اش . سینه‌ی دهر غرق تاب و تبش عارفان هفت شهر در طلبش ارجمندی که خاندان رسول ذکر کردند عقیلهالعربش یک بنی هاشمند مشتاقش یک بنی هاشمند در طربش عالمان را خدا زیاد کند تا بگویند خطی از خطبش عابدان خاکبوس محرابش بنویسید از نماز شبش که امامت به نور رو دارد التماس دعا از او دارد . این قیامت اگر قیام کند همه را خادم امام کند پیش پایش حسین پا‌ میشد تا بدین جلوه احترام کند چه کسی جُز مقربین دیگر درک این قدر و این مقام کند کربلا ناتمام بود، مگر.. صبر او کار را تمام کند جگر مرتضاست در دل او کٌفر هرچند ازدحام کند خَم به ابرو نیاورد زینب به کسی رو نیاورد زینب . ما که باشیم؟ خاک دربارش یارب این لطف را نگهدارش چه بگوییم ما که می افتد دست عباس در پی کارش چشمها جای خویش، محرومند.. ماه و خورشید هم ز دیدارش چادر از نور داشت روی سرش در زمان گذر ز بازارش پرچم عشق را به دست گرفت با همان بازوی گرفتارش دین اگر ماند، کار زینب بود از جلال و وقار زینب بود  حبیب اولیایی فر   #حبیب_اولیایی_فر #شعر_ولادت_اهل_بیت #شعر_ولادت_بنت_امیرالمومنین #شعر_ولادت_حضرت_زینب #شعر_ولادت_عقیله_بنی_هاشم لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹

یا زینب(س) وه که ملک آب زند راه را گل بزند سر در درگاه را قاب کند عکس رخ ماه را هدیه ی شاهانه دهد شاه را سپس. به اذن ربّ حیّ جلیل وحی بَرَد به مصطفی جبریل که هدیه ای داده خدا از شعف چه هدیه ای گوهر پاک صدف چه گوهری پاک چو دُرّ نجف کنون رسد به گوش ات از هر طرف از لب جبریل و ملک زمزمه آمده دخت حیدر و فاطمه مژده که‌ هنگام بهار آمده ست حاصل باغبان به بار آمده ست غنچه ی گل به شاخسار آمده ست فاطمه‌ ای علی تبار آمده ست نور خداوند شده‌ منجلی آمده عشق فاطمه و علی شب شبِ میلاد و چه نیکو شب است نغمه ی آل مصطفی یا رب است ز آسمان بر قدمش کوکب است زِینِ اَبَ ست و نام او زینب است قیامتی بپاست در عالمین آمده یار مجتبی و حسین هم که به اقتدار چون حیدر ست هم به حیا فاطمه را دختر ست هم که حسین و حسن دیگرست هم به جزا شفیعه ی محشر ست این سخن جمله ی آل کساست زینب ، اعتبار کرب و بلاست دختر شاه و دختر یاس بود ز کودکی معنی احساس بود چقدر بر حسین حساس بود پلهگه منبرش عباس بود فاتح کوفه است و شام بلا زنده ازو واقعه ی کربلا    جواد کریم زاده   #جواد_کریم_زاده #شعر_ولادت_اهل_بیت #شعر_ولادت_بنت_امیرالمومنین #شعر_ولادت_حضرت_زینب #شعر_ولادت_عقیله_بنی_هاشم لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹

زينت نام علی(ع) ای امیرالمؤمنین در جلد زن خورده ای از ثدی قدوسی لبن ای خداوند تجلای سخن احمد خوشبوی اقلیم قرن امتحان از امتحانت ممتحن زینت نام امیرالمؤمنین مقصد تفسیر قرآن مبین کاسه لیست روح و جبریل امین دست الله صمد در آستین زیردستت هر زمان و هر زمن اقتدارت اقتدار حیدری صولت تو صولت پیغمبری بهر نازت رب اعلا مشتری میکند عالم ز تو فرمانبری میگشایی تا به دستوری دهن بی معلم کیست جز تو عالمه بی مفهم کیست جز تو فاهمه سرور نسوان ز بعد از فاطمه جاده عز و شرف را خاتمه   بر گلستان ولایت یاسمن سِر عصمت رشته ای از معجرت حضرت ایوب دربان درت میکند تعظیم عالم محضرت شاخه ی طوبی است چوب منبرت تا بیندازی به نطق لب رسن در شجاعت شیر ربانی ستی مخزن اسرار سبحانی ستی بر حدوث انس و جان بانی ستی نور طور مرد عمرانی ستی بر ترانی کن روان زنهار لن شاعر مضمون صبر و اقتدار بر بُراق حشمت و حکمت سوار هفت عالم در یدت اندر سحار `زن مگو بنت الجلال اخت الوقار”    جامع اوصاف ممدوح و حسن ذات بسم الله رحمن رحیم اهدنایت بر صراط المستقیم کُنه ذکر یا علی و یا عظیم در یدت مفتاح جنات النعیم شأن و فضلت انبیاء را طعنه زن مرجع تقلید  عشاق حسین عاشق و مفتون و مشتاق حسین در ولایت عین و مصداق حسین سدره مغروس در باغ حسین   میوه ات روزیِ جنات عَدَن بر تمام پنج تن چون یاوری دختری و خواهری و مادری لهجه ات دارد غریو حیدری پهلوان عرصه ی افشاگری   در میان کوفه و شام کهن سر شکستی و تو عشق آموختی چشم را در چشم دلبر دوختی غم خریدی و جهان افروختی از غم هجده صنوبر سوختی    در پی رأس قتیل بی کفن   احمد ترک #احمد_ترک #شعر_ولادت_اهل_بیت #شعر_ولادت_بنت_امیرالمومنین #شعر_ولادت_حضرت_زینب #شعر_ولادت_عقیله_بنی_هاشم لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹

حضرت زینب(س) باز چشمم به دری مانده ز خواب افتاده دلم از فرط جنون در تب و تاب افتاده کارم انگار به یک باده ناب افتاده کاسه در برکه مواج شراب افتاده باده دادند که برباد دهم هستی را بعد ساغر بزنم عربده مستی را بنویسید بیایند مسافرترها  مست ها، دلشده ها، ازهمه شاعرترها  بنویسید به عشق دل زائرترها  که بیایند طواف، از همه جابرترها چون به ارباب جهان دلبر و دلدار رسید خواهر خون خدا قافله سالار رسید چقدر عاطفه گنجانده خدا در خواهر  چه صفایی است در این جشن برادر خواهر چه می آید بغل واژه معجر، خواهر  لفظ لالایی لبها شده خواهر خواهر  پر جبریل امین هست ،ولی راحت نیست بغلی بودن این طفل که بی حکمت نیست ناز از حضرت زینب بود و کشته حسین  دست انداخته دور و بر انگشت حسین وا کند برهمه خلق کنون مشت حسین تا بگویند در افلاک حسین پشت حسین مثل یک روح میان دو بدن می مانند پای هم بعد علی، بعد حسن می مانند شانه ی عرش خدا بالش زیر سر او پنجه ی روح الامین است به چشم تر او چقدر حور و ملک آمده دور و بر او  چه جلال و جبروتی است دراین محشر او پدرش فخر به او کرده، به خود می نازد مادرش بر رخ او پوشیه می اندازد ز وقارش شده پای همه ی عالم سست  شده از نور وجودش دو سه خورشید درست پشت ارباب درآمد زهمان روز نخست دست از غیر حسین بن علی شست که شست چشم بد درهمه جا، درهمه کس هست که هست بیخودی نیست که ارباب به زینب دل بست گرهی را که خدا بست به دست زینب ماده ی تبصره اش هست به دست زینب جز حسین کیست چنین دست به دست زینب  خون اگر ریخت حلال است به دست زینب کار عشق است چه ربطی به تو و من دارد سر اگر نذر حسین است شکستن دارد غصه ای آمد و نگذاشت مرا چشم به راه کمرم خرد شد از بار غمی گاه به گاه  روضه خوان ضجه زد و گفت دراین مصرع، آه:  `هرکه دارد هوس کرببلا بسم الله” پر، کشیدند درافلاک کبوترها را  و سپردند به او قافله ی سرها را صحبت از سر شد و سر شد شب زینب با سر چقدر سخت گذشت آه چهل شب با سر  چقدر سنگ می آمد طرف لب با سر  چقدر گفت به دشمن که مودب با سر از چپ و راست بلا بود که نازل می شد نوبت بردن سر جانب محمل می شد قبله شد محمل و خم شد کمرِ نیزه کمی سرصدا کرد همان جا خبرِ نیزه کمی دیده شد از پس یک پرده سرِ نیزه کمی  جگری سوخت، خنک شد جگرِ نیزه ک ... #رضا_دین_پرور #شعر_ولادت_اهل_بیت #شعر_ولادت_بنت_امیرالمومنین #شعر_ولادت_حضرت_زینب #شعر_ولادت_عقیله_بنی_هاشم لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹

زینب سلام الله علیها بجز عشق عالم کمالی ندارد بجز عاشقی دین خیالی ندارد غرض عشق باشد غرض عاشقی است وگرنه جهان که مجالی ندارد کسی که از این چشمه نوشید و جوشید غروبی ندارد زوالی ندارد خوشا آن دلی را که عاشق نوشتند خوشا آنکه جز عشق بالی ندارد نبرده است بویی از این عشق آنکس که با مرتضی اتصالی ندارد حرامم نفس ،عاشق‌اش گر نباشم بدون علی  عُمر ، حالی ندارد از این عشق ما را لبالب نوشتند که ما را اسیران زینب نوشتند زنی راز گونه زنی چون معما زنی رعد آسا زنی عرش پیما زنی شیرآور  زنی شیر پرور زنی بی نظیر و زنی بی مهابا نه مریم نه حوا نه هاجر نه دیگر زنی چون خدیجه زنی مثل زهرا از او، جبرئیل اندکی گفت و پُر شد ورق بر ورق از ثرا تا ثریا فقط بعد نامش علی می‌نویسد سلامُ علیها سلام علیها نگفت و نگفته است الا حسین و... ...ندید و ندیده است الا جمیلا تو و وصف نامش  من و مدح و شعرش که هیهات و هرگز که اصلا  و حاشا دو دنیا از او گفته‌اند و کم اوست فقط فاطمه فاطمه فاطمه اوست علی در بلاغت علی در فصاحت علی در شهود و علی در شهامت علی وقت راز و علی وقت رزم و علی در نماز و علی در صلابت علی وقت تفسیر و تعبیر و تکثیر زمان، مات نطق و زمین غرق حیرت حسن آستان و حسین آسمان و حسن در کمال و حسین از جلالت رکابش که خورده به نام کسی که که کنیه ندارد به غیر از قیامت ندیده است او را به جز چشم زهرا ندیده است از او ملَک جز کرامت پرِ محملش  فاتح خیبر است و... فقط پرده‌دارش علی‌اکبرست و... نیازی ندارد علم را بکوبد فقط بس بود تا قدم را بکوبد طنین قدم‌های او گفت با شام که بر خاک ، کاخ ستم را بکوبد و بر تلِّ ویرانه‌ی آن  مُهیاست همانجا ستون حرم را بکوبد یزید از عرق خیسِ خیس است و ترسد که با خطبه تیغ دو دَم را بکوبد چو دریای طوفان‌زده رفته تنها که بر صخره امواج غم را بکوبد نمانده است چاره قضا و قدَر را مگر روی دفتر قلم را بکوبد شگفت و بزرگ و مهیب و عجیب است که نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِیبٌ است مگر می‌شود با تو دل جان نگیرد جهان پیش راه تو مژگان نگیرد مگر می‌شود بُرد نام تو را و فراقی که داریم پایان نگیرد مگر می‌شود شرح عشق  تو را گفت ... #حسن_لطفی #شعر_ولادت_اهل_بیت #شعر_ولادت_بنت_امیرالمومنین #شعر_ولادت_حضرت_زینب #شعر_ولادت_عقیله_بنی_هاشم لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹

به نام زینب کبری(س) به نام زینب کبری ، به یادگار علی به دختری که شده فخر و افتخار علی به نام عصمت صغری و زینت بابا به دختری که درخشیده در مدار علی به فضل بی حدش این بس که وقت میلادش خطاب گشته به زینب ز کردگار علی عصای دست پدر بود و مادرش زهرا و چون حسین و حسن بود بی قرار علی و مثل حضرت زهرا جلال حیدر بود و آبروی علی بود و اقتدار علی پدر فدایی او بود و دل گرفتارش و او اسیر پدر بود و سر به دار علی اگر که حکم جهادش دهند می بینید که مثل شیر خدا می شود کنار علی و وقت خطبه چنان خطبه خوان شود که همه به سجده پیش وی افتند در جوار علی و با وجود چنین خواهری برادر او دگر نیاز ندارد به ذوالفقار علی شکسته شد قد زینب به زیر بار ستم که نشکند علم حیدر و وقار علی و پای زخم جبینش روا بود والله که خون عالم و آدم شود نثار علی   علی رفیعی   #شعر_ولادت_اهل_بیت #شعر_ولادت_بنت_امیرالمومنین #شعر_ولادت_حضرت_زینب #شعر_ولادت_عقیله_بنی_هاشم #علی_رفیعی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹

جانم زینب(س) به نام قبله غم‌های خاندان علی چراغ روشن شب‌های آسمان علی به نام عالمه‌ای از اهالی آن شهر همان که علم نبی هست و در امان علی همان کسی که به معراج ما رایت الا سخن شبیه خدا گفته با لسان علی همان عقیله که وقت سخن کم آوردند عقول مردم وامانده از بیان علی علی بدون الف خطبه خواند و زینب خواند بدون قدّ الف خطبه از دهان علی و زین اب شده زینب اگر، بدان معناست که اوست محور زیبایی جهان علی به نام نامی زینب که زینت پدر است به نام نامی زینب که هست جان علی مرا به جان علی قبول کن بانو ... شوم فدای غلامان آستان علی  علی رفیعی   #شعر_ولادت_اهل_بیت #شعر_ولادت_بنت_امیرالمومنین #شعر_ولادت_حضرت_زینب #شعر_ولادت_عقیله_بنی_هاشم #علی_رفیعی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹

عشق شده سهم دلم سراسر، عشق تا برایم شده مقدّر، عشق امشب از شوق و ذوق لبریز و می دهد مِی به ما ز ساغر، عشق باز نازل شده است اعطینا می رسد کوثری ز کوثر، عشق چه معطّر فضای زیبایی در مدینه به پاست از سَر، عشق دسته دسته ملک رسیده زمین تا بیفتد به پای دلبر، عشق چقَدَر از بهشت گل ریزند بر قدوم عزیز حیدر، عشق هیچ شب، قدرِ نورِ امشب نیست هیچ ماهی شبیه زینب نیست آب شد قلبم از تماشایش محو شد در نگاه زیبایش چشم معصوم او شبیه علی چقَدَر آشناست آوایش دختری آمده به دنیا که مثل زهراست نور سیمایش باید از آسمانیان پرسید اثر برکت قدمهایش دیدنی تر شده پیمبر با خبر جبرئیل و اهدایش صلوات و سلام حق اینکه نام زینب نوشته شد پایش چه برازنده زینت باباست دختری که تجلّی زهراست صورتش بوسه گاه پیغمبر چون خدیجه است عطر این دختر پیش عطر ملیح این مولود گلِ بی بو، گلابی از قمصر گلِ دامان فاطمه آمد خنده اش می برد دل از مادر مرج البحرین یلتقیان که رسیده است نوبت گوهر صبر گوید به هر طواف سرش نیست از دختر علی بهتر قبله ی اهل معرفت اینجاست اینکه زهرا گرفته است در بر از نگاهش فرشته می ریزد چشمه ها رشته رشته می ریزد گریه اش اتفاق معنادار دلبری کرده در پی دلدار روی دست کسی به غیر حسین او نگیرد دمی دوباره قرار می شود از نگاهشان فهمید قصه ی عاشقیِ بی تکرار از همین لحظه بود شکل گرفت حس خواهر برادری انگار طرحی از خاطرات فردا شد این تلاقیِ لحظه ی دیدار اشک در چشم حیدر و زهراست از حدیث نگفته ای بسیار ... تا ابد قدر و آبرو دارد هر که دختر شبیه او دارد صحبت کائنات زینب شد باب خیر و برات زینب شد هم عقیله، فهیمه، عالمه هم جمع کلّ صفات، زینب شد حیدر و فاطمه، حسین و حسن از تمام جهات، زینب شد بعد تفسیر پنج تن گویا رمز صوم و صلات، زینب شد قهرمان قیام عاشورا شرح باب النجات، زینب شد نفسش شعله های آتشِ مِهر آب و تابِ حیات، زینب شد عشق را با خدا زده پیوند دل به غارت بَرَد به یک لبخند جانِ ما هدیه ا ... #جابر_عابدی #شعر_ولادت_اهل_بیت #شعر_ولادت_بنت_امیرالمومنین #شعر_ولادت_حضرت_زینب #شعر_ولادت_عقیله_بنی_هاشم لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹

یا زینب(س) داغم و از جگرم کورهٔ تب ریخته است از سمرقندِ دلم طعمِ رطب ریخته است در دلم باز خدا شور و طَرَب ریخته است شوقِ مدحِ ثمر و زینتِ اَب ریخته است بِشِتابید بیائید نگین آمده است دخترِ فاطمه امشب به زمین آمده است   این زمین از نَفَسَش تا به مُعلا برسد آمد و خاک، قَدَش تا به ثریا برسد خونِ دل بود که میخورد جهان، تا برسد... چونکه او آمده تا عشق به معنا برسد به کجا هست چنین... عاشقِ آشفته کَمند زینب و عشق دو تا واژهٔ مأنوسِ همند   در شُعاعِ نظرش خانهٔ دل آباد است زمزمی هست اگر، چشمِ پُر از فریاد است ملکوت است که نذرِ قَدَمش آماده است گذرِ عشق به دنیایِ علی افتاده است رو به رویش پدرش تا که تَبَسُم میکرد نَفَسِ بادِ صبا قافیه را گُم میکرد   اهلِ بیت از کَرَمش لطف و عطا میخواهند از نمازِ شبِ او فیضِ دعا میخواهند قلب هایی که شکسته است شفا میخواهند خاطرش را همهٔ حوریه ها میخواهند اوست آنکس که خدا با دَمِ او همراه است خواهرِ شاه ، خودش جلوهٔ شاهنشاه است   سورهٔ مریمِ زهراست به کوثر سوگند حیدرِ راهِ حسین است به حیدر سوگند وَ قَسم پُشتِ قَسم آمده در هر سوگند... باز تفهیم نشد مرتبه اش در سوگند به مقامش همهٔ دَهر گواهی بوده به خداوند که او نا متناهی بوده   کم کم از طالعِ او سِکهٔ اقبال افتاد محترم بود که از شاخهٔ اجلال افتاد همهٔ زندگی اش تا که به گودال افتاد... خودش افتاد زمین و خودش از حال افتاد زینب آن بانویِ قدیسهٔ پاکیزه مَآب رفته تا مجلسِ نامَحرم و تا بَزمِ شراب   مهدی قربانی   #شعر_ولادت_اهل_بیت #شعر_ولادت_بنت_امیرالمومنین #شعر_ولادت_حضرت_زینب #شعر_ولادت_عقیله_بنی_هاشم #مهدی_قربانی لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹

بی بی جانم شده سهم دلم سراسر، عشق تا برایم شده مقدّر، عشق امشب از شوق و ذوق لبریز و می دهد مِی به ما ز ساغر، عشق باز نازل شده است اعطینا می رسد کوثری ز کوثر، عشق چه معطّر فضای زیبایی در مدینه به پاست از سَر، عشق دسته دسته ملک رسیده زمین تا بیفتد به پای دلبر، عشق چقَدَر از بهشت گل ریزند بر قدوم عزیز حیدر، عشق هیچ شب، قدرِ نورِ امشب نیست هیچ ماهی شبیه زینب نیست آب شد قلبم از تماشایش محو شد در نگاه زیبایش چشم معصوم او شبیه علی چقَدَر آشناست آوایش دختری آمده به دنیا که مثل زهراست نور سیمایش باید از آسمانیان پرسید اثر برکت قدمهایش دیدنی تر شده پیمبر با خبر جبرئیل و اهدایش صلوات و سلام حق اینکه نام زینب نوشته شد پایش چه برازنده زینت باباست دختری که تجلّی زهراست صورتش بوسه گاه پیغمبر چون خدیجه است عطر این دختر پیش عطر ملیح این مولود گلِ بی بو، گلابی از قمصر گلِ دامان فاطمه آمد خنده اش می برد دل از مادر مرج البحرین یلتقیان که رسیده است نوبت گوهر صبر گوید به هر طواف سرش نیست از دختر علی بهتر قبله ی اهل معرفت اینجاست اینکه زهرا گرفته است در بر از نگاهش فرشته می ریزد چشمه ها رشته رشته می ریزد گریه اش اتفاق معنادار دلبری کرده در پی دلدار روی دست کسی به غیر حسین او نگیرد دمی دوباره قرار می شود از نگاهشان فهمید قصه ی عاشقیِ بی تکرار از همین لحظه بود شکل گرفت حس خواهر برادری انگار طرحی از خاطرات فردا شد این تلاقیِ لحظه ی دیدار اشک در چشم حیدر و زهراست از حدیث نگفته ای بسیار ... تا ابد قدر و آبرو دارد هر که دختر شبیه او دارد صحبت کائنات زینب شد باب خیر و برات زینب شد هم عقیله، فهیمه، عالمه هم جمع کلّ صفات، زینب شد حیدر و فاطمه، حسین و حسن از تمام جهات، زینب شد بعد تفسیر پنج تن گویا رمز صوم و صلات، زینب شد قهرمان قیام عاشورا شرح باب النجات، زینب شد نفسش شعله های آتشِ مِهر آب و تابِ حیات، زینب شد عشق را با خدا زده پیوند دل به غارت بَرَد به یک لبخند جانِ ما هدیه ا ... #جابر_عابدی #شعر_ولادت_اهل_بیت #شعر_ولادت_بنت_امیرالمومنین #شعر_ولادت_حضرت_زینب #شعر_ولادت_عقیله_بنی_هاشم لینک در سایت 🌹HadithAshk.com🌹

«هر روز باید دعا کنیم» امام صادق علیه‌السلام فرمودند: دعا کن، نگو که کار از کار گذشته؛ چرا که نزد خداوند مقام و جایگاهی وجود دارد که جز با خواستن از او (خدا) نمی‌توان به آن دست یافت و اگر کسی دهانش را ببندد و چیزی از خداوند نخواهد، چیزی هم به او داده نخواهد شد. متن عربی روایت: «اُدْعُ وَ لَا تَقُلْ إِنَّ الْأَمْرَ قَدْ فُرِغَ مِنْهُ إِنَّ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْزِلَةً لَا تُنَالُ إِلَّا بِمَسْأَلَةٍ وَ لَوْ أَنَّ عَبْداً سَدَّ فَاهُ وَ لَمْ يَسْأَلْ لَمْ يُعْطَ شَيْئاً فَسَلْ تُعْطَ يَا مُيَسَّرُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ بَابٍ يُقْرَعُ إِلَّا يُوشِكُ أَنْ يُفْتَحَ لِصَاحِبِهِ.» 📚 الکافی، جلد ۲، صفحه ۴۶۶ #اللهم_عجل_لولیک_الفرج @hadithashk