uz
Feedback
Winterfell.ir

Winterfell.ir

Kanalga Telegram’da o‘tish

کانال تلگرام رسمی سایت winterfell.ir «مرجع تخصصی ترجمه کتابهای نغمه ای از یخ و آتش»❄️game of thrones 🔥 دانلود خاندان اژدها در کانال👈 https://t.me/winterfell_hotd تماس با مدیریت برای خرید کتاب: @Galadriel7

Ko'proq ko'rsatish
5 189
Obunachilar
+724 soatlar
+467 kunlar
+13630 kunlar
Postlar arxiv
#کتاب #ترجمه #آتش_و_خون 🔹پسران اژدها 🔸بخش پنجاه و ششم بانو جین از خاندان وسترلینگ که با آلین تاربک، که همراه با شاهزاده اگان در نبرد دریاچه چشم خدایان جانش را از دست داده بود، ازدواج کرده بود، چند ماه بعدش نیز، فرزندی از لرد کشته‌شده به دنیا آورده بود. بلند و ظریف، با موهایی قهوه‌ای و درخشان، یکی از پسران جوان لرد کسترلی راک در زمانی که میگور وی را فراخوانده بود خاستگارش بود، ولی این موضوع اهمیتی برای پادشاه نداشت. بیشترین دردسر را بانو الینور از خاندان کاستاین داشت، همسر سِر تئو بولینگ، شوالیه‌ای که در نزاع آخر پادشاه با برادران گدا برای وی جنگیده بود. باوجوداینکه فقط نوزده سال داشت، وقتی که چشمان پادشاه به وی افتاد، بانو الینور سه پسر برای بولینگ به دنیا آورده بود. پسر کوچک‌تر هنوز شیرخوار بود که سِر تئو به جرم توطئه چیدن با ملکه آلیسا برای قتل پادشاه و نشاندن جهیریس، پسر بچه کوچک، بر تخت آهنین توسط گارد شاهی دستگیر شد. باوجوداینکه بولینگ خود را بی‌گناه می‌دانست، وی گناهکار شناخته شد و در همان روز سرش را از بدنش جدا کردند. پادشاه میگور، به خاطر خدایان، به بیوه‌اش هفت روز فرصت سوگواری داد، پس از آن وی را فرا خواند تا به وی اعلام کند قرار است با وی ازدواج کند. در استونی سپت، سپتون مون، برنامه عروسی پادشاه میگور را تقبیح کرد، و صدها نفر از رعایای شهر تشویقش کردند، ولی تعداد کمی از آنها جرئت داشتند مستقیماً با اعلیحضرت مقابله کنند. سپتون اعظم از اولد تاون سوار کشتی شده و روانه بارانداز پادشاه شد تا تشریفات مذهبی عروسی را انجام دهد. در یک روز گرم بهاری در سال چهل و هفت پس از فتح، میگور تارگرین در حیاط قلعه سرخ با سه همسرش ازدواج کرد. با وجود اینکه هر کدام از ملکه های جدید ردا و لباس‌هایی با رنگ‌های خاندان پدریشان پوشیده بودند، رعایای بارانداز پادشاه آنها را "عروس‌های سیاه" نامگذاری کرده بودند، زیرا همه آنها بیوه بودند. #rokh 🔥⚔❄️ @winterfellir

#کتاب #سریال #خاندان_اژدها 📌شوالیه‌های وفادار اما فراموش‌شده 🔹️تاریخ را فاتحان می‌نویسند؛ به همین علت، نام بسیاری از کسانی که با شجاعت جنگیدند اما در نهایت شکست خوردند، به‌مرور در سایه‌ی پیروزمندان محو می‌شود. در کتاب آتش و خون نیز چنین قهرمانان گمنامی کم نیستند. یکی از این روایت‌ها، به ۱۱۳ مدافعی بازمی‌گردد که در روز سقوط کینگزلندینگ، تا آخرین لحظه در برابر نیروهای جناح سیاه ایستادگی کردند. 🔸️این ۱۱۳ نفر، متشکل از سیزده شوالیه از خاندان های‌تاور و صد مرد مبارز، در دروازه‌ی رودخانه راه را بر رداطلایی‌های وفادار به دیمون تارگرین بستند. آن‌ها با وجود آگاهی از برتری دشمن، ساعت‌ها مقاومت کردند و بهای سنگینی از نیروهای مهاجم گرفتند؛ اما سرانجام با سقوط دیگر دروازه‌های شهر، مقاومتشان بی‌ثمر ماند و نامشان در تاریخ به فراموشی سپرده شد. 🔹️درباره‌ی آن‌ها در آتش‌و‌خون آمده است: «با وجود استحکام دیوارهای کینگزلندینگ، شهر در کمتر از یک روز سقوط کرد. نبردی کوتاه اما خونین در دروازه‌ی رودخانه درگرفت؛ جایی که سیزده شوالیه از خاندان هایتاور، همراه با صد مرد مبارز، رداطلایی‌ها را عقب راندند و برای چندین ساعت، حملات دشمن را از هر دو سو، درون و بیرون شهر، دفع کردند. اما در همین هنگام، سربازان رینیرا شش دروازه‌ی دیگر را گشوده بودند و از همین رو، مقاومت قهرمانانه‌ی آنان دستاوردی برای جناح سبز نداشت. حضور اژدهایان ملکه در آسمان، آخرین امیدهای مدافعان را نیز از میان برد و وفاداران باقی‌مانده‌ی پادشاه ایگان‌دوم یا گریختند، یا پنهان شدند و یا در برابر ملکه رینیرا زانو زدند.»  🔸️در سریال خاندان اژدها، این بخش از روایت به‌طور کامل حذف شده است. به نظر می‌رسد سریال برای برجسته‌تر نشان دادن رینیرا و تقویت روایتی که بسیاری آن را دارای رویکردی فمینیستی می‌دانند، این مقاومت را کنار گذاشته است؛ در نتیجه، یکی از معدود صحنه‌هایی که وفاداران جناح سبز تا آخرین نفس ایستادگی می‌کنند، هرگز به تصویر کشیده نمی‌شود و بخشی از عظمت و پیچیدگی فتح کینگزلندینگ از بین می‌رود. 🔥⚔❄️ @winterfellir

#کتاب #ترجمه #آتش_و_خون 🔹پسران اژدها 🔸بخش پنجاه و پنجم چنین فراری برای شخص رینا تارگرین غیرممکن بود. باوجوداینکه نامش را تغییر می‌داد، موهایش را رنگ می‌کرد، و جامه‌ای مانند فاحشه‌های میخانه‌ها یا جامه‌های بلند سپتاها را بر تن می‌کرد، هیچ راهی برای استتار اژدهایش پیدا نمی‌کرد. دریم‌فایر ماده اژدهایی باریک و به رنگ آبی روشن با علامت‌هایی نقره‌ای که پیش از این دو بار تخم‌گذاری کرده بود، و رینا نیز از دوازده سالگی با وی پرواز می‌کرد. مخفی کردن اژدهایان کار راحتی نبود. در عوض شاهدخت تا جایی که می‌توانست از میگور دور شده بود، به جزیره انصاف رفته بود، جایی که مارک فارمن با مهمان‌نوازی از وی در قلعه انصاف، همراه با برج‌های سفید بلندش که از بالای دریای غروب سر بر آورده بودند، پذیرایی می‌کرد. و وی آنجا استراحت می‌کرد، دعا می‌کرد، کسب علم می‌کرد، کنجکاو بود بداند که قبل از اینکه عمویش کسی را به دنبال او بفرستد، چه مدت فرصت دارد. رینا مطمئن بود که او اینکار را انجام خواهد داد، پس از آن گفت؛ مسئله اصلی زمان آمدنش بود، نه آمدنش. احضارها زودتر از وقتی که دوست داشت برایش فرستاده شد، بااین‌وجود ترسی نداشت. راهی برای سرپیچی نداشت. اگر چنین می‌کرد پادشاه با بالریون بر سر مردم جزیره انصاف هوار می‌شد. رینا شیفته لرد فارمن و بیش از وی نیز شیفته پسر دومش اندرو، شده بود. او قصد نداشت پاسخ مهربانی‌های آنان را با آتش و خون بدهد. سوار بر دریم‌فایر راهی قلعه سرخ شد، آنجا بود که فهمید باید با عمویش، قاتل شوهرش، ازدواج کند. و آنجا نیز با دیگر عروس‌ها دیدار کرد، زیرا این عروسی سه نفره بود. #rokh 🔥⚔❄️ @winterfellir

#سریال #خاندان_اژدها #طنز وقتی هشت فصل با وایت واکرها می‌جنگی، کشته میشی و دوباره زنده میشی و می‌جنگی، آخرش دیمون تارگرین میگ
#سریال #خاندان_اژدها #طنز وقتی هشت فصل با وایت واکرها می‌جنگی، کشته میشی و دوباره زنده میشی و می‌جنگی، آخرش دیمون تارگرین میگه شاهزاده موعود یک زنه... 🔥⚔❄️ @winterfellir

#کتاب #ترجمه #آتش_و_خون 🔹پسران اژدها 🔸بخش پنجاه و چهارم پادشاه میگور به همه پیشنهادات به نوبت گوش داد. بااین‌وجود به اکثر پیشنهادات اعتنایی نکرد، ولی بعضی دلایل‌شان وی را قانع کرد. او تصمیم گرفت، زنی خوش‌بنیه را به همسری برگزیند، البته نه خواهر چاق و زشت باترول. او همانگونه که لرد سلتیگار به وی اصرار کرده بود بیش از یک زن اختیار خواهد کرد. دو زن احتمال پسر دار شدنش را دو برابر می‌کرد؛ سه زن نیز سه برابرش می‌کرد. و یکی از همسرانش باید برادرزاده‌اش باشد. ایده لرد ولاریون بسیار خوب بود، ملکه آلیسا و دو بچه کوچک‌ترش همچنان پنهان مانده بودند(گفته شده که آنها از سمت دریای باریک فرار کرده و به ولانتیس یا تایروش رفته‌اند)، ولی همچنان تهدیدی برای تاج و تخت میگور و پسری که شاید بدنیا بیاید به شمار می‌رفتند. ازدواج با دختر اینیس هر ادعایی که از سوی برادر و خواهران کوچک‌ترش مطرح شود را تضعیف خواهد کرد. پس از مرگ شوهرش و پروازش به جزیره انصاف، رینا تارگرین خیلی سریع به محافظت از دخترانش پرداخت. اگر اگان پادشاه حقیقی بود، طبق قانون دختر بزرگترش، آیریا، وارث وی خواهد بود، و از این رو شاید بخواهد مدعی مقام ملکه برحق هفت پادشاهی بشود...ولی آیریا و خواهرش ریلا، تازه یک سالشان شده بود، و رینا نیز می‌دانست که در بوق و کرنا کردن چنین ادعایی آنها را به کام مرگ خواهد کشاند. در عوض موهایشان را رنگ کرد، نام‌شان را تغییر داد، و آنها را به جای دیگری فرستاد، مسئولیت بزرگ کردن‌شان را بر عهده متحدین قدرتمند و مورد اعتمادش سپرد، مردانی لایق که آنها را در خانه‌های مجلل خود پرورش دهند و اطلاعی نیز از هویت واقعی‌شان نداشته باشند. شاهدخت اصرار داشت، حتی مادرشان نیز نباید بداند دخترانش کجا رفته‌اند ؛چیزی که نداند را حتی زیر شکنجه نیز نمی‌تواند لو بدهد. #rokh 🔥⚔❄️ @winterfellir

#سریال #خاندان_اژدها خاندان اژدها رسماً پایان بازی تاج‌وتخت را با روایتی تازه بازنویسی می‌کند رینیرا در قسمت دوم فصل سوم خاندان اژدها پیروز می‌شود و لحظه‌ای که بر تخت آهنین می‌نشیند، سرشار از ارجاعات مستقیم به پایان بازی تاج‌وتخت است؛ انتخابی جالب، چون فصل پایانی آن سریال میان بسیاری از بینندگان محبوب نبود. زمانی که دنریس تارگرین کینگزلندینگ را تصرف کرد، برخلاف تمام اصولی که در طول سریال بر آن‌ها پایبند بود، شهر و مردمش را به آتش کشید. خشم و اندوه دنریس او را به «ملکه دیوانه» تبدیل کرد و همین سرنوشت مرگبارش را رقم زد. با وجود بحث‌برانگیز بودن آن پایان، خاندان اژدها تلاش کرده میان قهرمان تارگرینی خود و شخصیت اصلی سریال مادر شباهت‌هایی ایجاد کند. در فصل ۳ قسمت ۲، درست پس از آن‌که رینیرا با حقیقت مرگ جیس روبه‌رو می‌شود، به حرف آلیسنت اعتماد می‌کند و اجازه می‌دهد دروازه‌های ردکیپ گشوده شود. این اعتماد نتیجه می‌دهد و در پایان قسمت، رینیرا محکم بر تخت آهنین نشسته است. دیدن رینیرا بر تخت شمشیرها لحظه‌ای عمیقاً رضایت‌بخش بود؛ گامی بزرگ برای تبدیل شدن به ملکهٔ رسمی وستروس، چیزی که دنریس هرگز به آن نرسید چون پیش از رسیدن به آن لحظه توسط جان اسنو متوقف شد. فصل ۳ این خلأ را پر می‌کند، اما معنا و تأثیر صحنه بسیار فراتر از این است. از زاویه‌های دوربین گرفته تا رفتار رینیرا، همه چیز طوری طراحی شده تا این لحظه در کنار پایان بازی تاج‌وتخت قرار گیرد و تضادی معنادار با بیداری «ملکه دیوانه» ایجاد کند. تفاوت رینیرا و دنریس در تصرف کینگزلندینگ شباهت‌های روایی و بصری میان فصل ۳ قسمت ۲ خاندان اژدها و قسمت‌های ۵ و ۶ فصل ۸ بازی تاج‌وتخت چشمگیر است. نخستین شباهت، تجربهٔ احساسی دو ملکه پیش از ورود به کینگزلندینگ است. دنریس در جنگ با سرسی، یک اژدها — که برایش حکم فرزند داشت — و همچنین دوست و محرم اسرارش، میساندی، را از دست داد. رینیرا نیز پس از مرگ دردناک پسرش در نبرد گالت، در اندوهی جان‌کاه فرو می‌رود. هر دو ملکه پس از این فقدان‌ها فرو می‌ریزند و هر دو احساس خیانت می‌کنند. تصمیم دنریس برای سوزاندن شهر با وجود به صدا درآمدن ناقوس‌ها، به شدت با اندوه او گره خورده است. اما رینیرا، که همان تجربه را پشت سر گذاشته، بدون آسیب رساندن به کسی بر فراز شهر پرواز می‌کند. درست مانند بازی تاج‌وتخت، مردم با دیدن اژدها وحشت‌زده می‌شوند، اما برخلاف آن سریال، رینیرا تنها به سوی باروهای ردکیپ می‌رود. دنریس همهٔ سربازان سرسی را — حتی پس از تسلیم شدن — قتل‌عام کرد، اما رینیرا به کسانی که شمشیرشان را زمین گذاشتند اطمینان داد که برای آسیب رساندن نیامده، بلکه برای اصلاح امور آمده است. دنریس با رضایت آرام به ویرانی حاصل از خشمش نگاه می‌کرد، اما رینیرا هنگام اعدام دشمنش، اتو هایتاور، اشک می‌ریزد. این اشک‌ها هنگام نشستن بر تخت آهنین نیز ادامه دارند؛ در حالی که دنریس در تالار ویران‌شدهٔ تخت تنها لبخند می‌زد و کاملاً به حقانیت خود ایمان داشت. خاندان اژدها پایان بازی تاج‌وتخت را به شکل معناداری بهتر می‌کند سریال با افزودن لایه‌های جدید، پایان بازی تاج‌وتخت را از زاویه‌ای تازه قابل‌درک‌تر می‌کند. این‌بار روشن می‌شود که «دیوانگی تارگرینی» یک افسانه است. دنریس شهر را نسوزاند چون خونش آلوده بود یا چون عزیزانش را از دست داده بود؛ زیرا ملکه‌ای دیگر از خاندان تارگرین در شرایطی کاملاً مشابه، انتخابی کاملاً متفاوت کرد. رینیرا پاداش مرگ پسرش را با اکراه و از سر وظیفه می‌پذیرد، اما دنریس با باور مسموم به قهرمان بودنِ پیش‌گویی‌شده، آنچه را «حق خود» می‌دانست با خشونت می‌گیرد. زیبایی ماجرا آن‌جاست که انگیزهٔ رینیرا برای تصرف تخت، به‌طرزی طعنه‌آمیز، خود دنریس است. پس از مرگ جیس، رینیرا دیگر میلی به ادامهٔ جنگ ندارد، اما دیمون رؤیای ایگان و تصویر «دختری تارگرین با اژدها بر سینه» را به او یادآوری می‌کند. او می‌گوید این همان «شاهزادهٔ موعود» است و تنها زمانی ظهور خواهد کرد که رینیرا جایگاهش را در کینگزلندینگ به دست آورد. این بخش‌ها در Fire & Blood وجود ندارند و ساختهٔ سریال‌اند، اما نتیجه حیرت‌انگیز است: رینیرا شهر را بی‌هیچ خون‌ریزی تصرف می‌کند تا روزی دنریس بتواند جهان را نجات دهد — و با این حال، حدود دویست سال بعد، همین ملکه کینگزلندینگ را به آتش می‌کشد. این شاید مطابق کتاب نباشد، اما شعر تلخ این سرنوشت‌ها کاملاً با روح A Song of Ice and Fire سازگار است. روایت درخشانی است؛ و با وجود پایان بحث‌برانگیز بازی تاج‌وتخت، این موازی‌سازی‌ها بدون «چرخش تاریک» دنریس هرگز ممکن نمی‌شد. 🔥⚔❄️ @winterfellir

#سریال #خاندان_اژدها ▫️لرد جاسپر وایلد، ارباب قانون، در میان مردم با لقب «میل‌آهنین» (Ironrod) شناخته می‌شد. ▪️سپتون یوستاس م
#سریال #خاندان_اژدها ▫️لرد جاسپر وایلد، ارباب قانون، در میان مردم با لقب «میل‌آهنین» (Ironrod) شناخته می‌شد. ▪️سپتون یوستاس می‌نویسد که این لقب به دلیل سخت‌گیری، سازش‌ناپذیری و پایبندی بی‌چون‌وچرای او به قانون به وی داده شده بود؛ زیرا جاسپر هرگز حاضر نبود برای خوشایند پادشاه یا منافع جناح‌های سیاسی، قانون را زیر پا بگذارد. ▫️اما ماشروم روایت کاملاً متفاوتی ارائه می‌کند. به گفته او، لقب میل‌آهنین نه به شخصیت حقوقی جاسپر، بلکه به توانایی جنسی و استواری آلت تناسلی او اشاره داشت؛ چرا که او از چهار همسر خود صاحب بیست‌ونه فرزند شد و آخرین همسرش نیز پس از سال‌ها بارداری و زایمان‌های پیاپی، سرانجام جان خود را از دست داد. 📖 نوشته‌های استاد گیلادین 🔥⚔❄️ @winterfellir

#کتاب #ترجمه #آتش_و_خون 🔹پسران اژدها 🔸بخش پنجاه و سوم در جاهای دیگر مملکت، روزگار بر وفق مراد پادشاه نبود. رعایا و لردها از وی بابت اعمال ظالمانه بی‌شمارش نفرت داشتند، و بسیاری از آنها شروع به کمک کردن به دشمن‌هایش کرده بودند. سپتون ماه، سپتون اعظمی که توسط برادران گدا انتخاب شده بود در مقابل مردی که در اولد تاون به چاپلوس اعظم معروف شده بود، هروقت اراده می‌کرد در اقلیم سرزمین رودخانه و ریچ پرسه می‌زد، وقتی وی از جنگل خارج می‌شد تا بر علیه پادشاه موعظه کند جمعیت کثیری دورش جمع می‌شدند. بخش‌های کوهستانی شمال گولدن توث جولان‌گاه سگ سرخ، سِر جافری داجت، بود، وی خود را فرمانده پسران جنگجو می‌نامید. نه کسترلی راک و نه ریورران تمایلی به مقابله با وی نداشتند. دنیس چلاق و سیلاس خشن همچنان آزاد بودند، و به هر کجا که می‌رفتند. رعایا از آنان محافظت می‌کردند. معمولاً سربازان و شوالیه‌هایی که فرستاده می‌شدند تا آنها را دستگیر کنند ناپدید می‌شدند. در سال چهل و شش پس از فتح، پادشاه میگور با دو هزار جمجمه به قلعه سرخ بازگشت، حاصل یک سال نبرد. در همین حین که داشت آنها را زیر تخت آهنین می‌ریخت اعلام کرد که اینها سرهای برادران گدا و پسران جنگجو است...ولی واقعیت این بود که اکثر آن فتوحات وحشتناک متعلق به مزرعه‌داران، کارگران مزرعه و خوک‌چران‌هایی بود که جرم‌شان فقط پرستیدن خدایان هفت بود. سال جدید رسید و میگور هنوز پسری نداشت، نه حتی یک حرامزاده که بتواند مشروعش کند. ملکه تیانا نیز به نظر نمی‌رسید که بتواند به وی وارثی که آرزویش را دارد بدهد. درحالی‌که وی همچنان بعنوان ارباب زمزمه‌ها به وی خدمت می‌کرد، پادشاه دیگر علاقه‌ای به وی نشان نمی داد. مشاوران میگور روی این مسئله توافق داشتند که دیگر سنی از وی گذشته است و باید زنی اختیار کند...ولی بر سر اینکه آن شخص چه کسی باشد توافق نداشتند. استاد اعظم بنیفر وصلتی با بانوی دوست‌داشتنی و سرزنده استارفال، کلاریس دین، را پیشنهاد داد، به این امید که بتواند سرزمین‌هایشان را از اقلیم دورن جدا کند. آلتون باترول، ارباب سکه‌ها، خواهر بیوه‌شده‌اش را پیشنهاد داد، زنی قوی‌بنیه با هفت بچه. گفته بود، مسلماً زیبا نیست، با این وجود باروری‌اش اثبات‌شده است. دست پادشاه، لرد سلتیگار، دو دختر جوان داشت، که به ترتیب سیزده و دوازده ساله بودند. او به پادشاه اصرار داشت که یکی از آنها را انتخاب کند، یا اگر ترجیح می‌دهد با جفت‌شان ازدواج کند. ارباب دریفتمارک لرد ولاریون به میگور پیشنهاد داد برادرزاده‌اش رینا، بیوه اگان بی تاج، را فرابخواند. با ازدواج با وی آنها می‌توانند ادعاهایشان را یکی کنند، همچنین از صورت گرفتن هر شورشی توسط اشخاصی که احتمالاً دورش جمع می‌شوند جلوگیری کنند، و گروگانی در برابر توطئه‌هایی که مادرش، ملکه آلیسا، می‌تواند انجام دهد در دست داشته باشند. #rokh 🔥⚔❄️ @winterfellir

#سریال #خاندان_اژدها تصاویر بیشتر از قسمت سوم. 🔥⚔❄️ @winterfellir
+3
#سریال #خاندان_اژدها تصاویر بیشتر از قسمت سوم. 🔥⚔❄️ @winterfellir

#سریال #خاندان_اژدها تصاویر رسمی از قسمت سوم منتشر شد. 🔥⚔❄️ @winterfellir
+9
#سریال #خاندان_اژدها تصاویر رسمی از قسمت سوم منتشر شد. 🔥⚔❄️ @winterfellir

#سریال #خاندان_اژدها 📌پایان مغز متفکر سبزها یکی از مهم‌ترین رخدادهای قسمت دوم از فصل سوم، سقوط و سرنوشت تلخ سِر اوتو هایتاور بود. در کتاب آتش‌وخون و سریال خاندان اژدها، سرنوشت سر اوتو هایتاور در نهایت یکسان است و به جرم خیانت گردن زده می‌شود. اما نحوه رسیدن به این لحظه، در سریال به شکل قابل‌توجهی تغییر کرده است. در کتاب، اوتو پس از برکناری از مقام دست پادشاه همچنان در ردکیپ می‌ماند و پس از سقوط کینگزلندینگ، رینیرا دستور اعدام او را صادر می‌کند. تاریخ جزئیات زیادی ارائه نمی‌دهد و تنها می‌گوید اوتو هایتاور که به سه پادشاه خدمت کرده بود، اولین فردی بود که گردن زده شد. اما سریال مسیر کاملاً متفاوتی را انتخاب می‌کند. اوتو پس از برکناری، توسط لاریس استرانگ زندانی می‌شود و ماه‌ها در سیاه‌چال‌های ردکیپ می‌ماند. پس از فتح شهر، دیمون او را از زندان بیرون می‌آورد و به تالار تخت آهنین می‌برد. دیمون شمشیرش را به رینیرا می‌دهد تا خودش حکم مرگ بزرگ‌ترین دشمن سیاسی‌اش را اجرا کند. رینیرا که تجربه‌ای در قتل و کشتار ندارد، با دستانی لرزان ضربه اول را ناقص می‌زند و در نهایت با ضربه دوم سرِ اوتو را از تن جدا می‌کند. همین تغییر، مرگ اوتو را از یک اعدام رسمی و سیاسی به رویارویی‌ای شخصی و احساسی تبدیل می‌کند. در واقع، کتاب این صحنه را صرفاً بخشی از پاکسازی سیاسی پس از فتح پایتخت می‌داند، اما سریال آن را به نقطه عطفی در شخصیت رینیرا تبدیل می‌کند؛ لحظه‌ای که او برای اولین‌ بار، با دستان خودش بهای رسیدن به قدرت را می‌پردازد. 🔥⚔❄️ @winterfellir

#سریال #خاندان_اژدها #طنز 😂😂😂😂 🔥⚔❄️ @winterfellir
#سریال #خاندان_اژدها #طنز 😂😂😂😂 🔥⚔❄️ @winterfellir

دوستان گرامی پست های بعد از این حاوی اسپویل قسمت جدید خاندان اژدها خواهد بود

#کتاب #ترجمه #آتش_و_خون 🔹پسران اژدها 🔸بخش پنجاه و دوم به‌تازگی آخرین سنگ قلعه سرخ را گذاشته بودند که میگور دستور داد ویرانه‌های باقیمانده بهمراه خاکسترها و استخوان‌های پسران جنگجویی که در آنجا کشته شده بودند را از سپت یادبود از بالای تپه رینیس جمع کنند. او اعلام کرد، به جای آن یک "اصطبل بزرگ سنگی" برای اژدهایان بنا خواهد شد، محل استراحتی سزاوار بالریون، ویگار و تخم‌هایشان. به این ترتیب ساخت چاله اژدها آغاز شد. جای تعجب نداشت که یک مقدار پیدا کردن معمار و کارگر و سنگ‌تراش برای کار کردن روی پروژه سخت بود. بسیاری فرار کردند به همین دلیل نیز پادشاه زندانیان حاضر در سیاه‌چال‌های شهر را مجبور کرد آنجا کار کنند و از آنها بعنوان نیروی کار استفاده کرد، آنها زیر نظر معمارانی که از میر و ولانتیس آمده بودند شروع به کار کردند. اواخر سال چهل و پنج پس از فتح، پادشاه میگور دوباره وارد میدان نبرد شد تا جنگش را با یاغیان باقیمانده ارتش مذهب ادامه دهد، ملکه تیانا و دست جدیدش لرد اِدوِل سلتیگار در کنار هم بارانداز پادشاه را اداره می‌کردند. در جنگل بزرگ جنوب بلکواتر، نیروهای پادشاه تعدادی از اعضای برادران گدا که در آنجا پناه گرفته بودند را دستگیر کردند، تعداد زیادی را به دیوار فرستادند و آنانی که پوشیدن ردای سیاه را رد می‌کردند نیز حلق آویز کردند. رهبرشان، که به نام جین پور فقیر معروف بود، از دست پادشاه گریخت، البته در آخر سه تا از همراهانش به وی خیانت کردند، که بعنوان جایزه عفو و مقام شوالیه را به دست آوردند. سه سپتونی که همراه پادشاه بودند جین فقیر را یک ساحره خواندند، و میگور نیز دستور داد وی را زنده زنده در کنار وندواتر بسوزانند. وقتی روز مرگش فرا رسید، سیصد نفر از پیروانش که همه یا برادر گدا بودند یا رعیت برای نجاتش از لای درختان حمله‌ور شدند. پادشاه انتظار چنین حرکتی را داشت، و سربازانش آماده حمله بودند. همه منجیان محاصره شده و کشته شدند. رهبرشان جزو آخرین کشته‌شدگان بود، که مشخص شد سِر هوریس هیل است، شوالیه آواره حرامزاده‌ای که از قتل عام سه سال قبل جان سالم به در برده بود. این بار خیلی خوش شانس نبود. #rokh 🔥⚔❄️ @winterfellir

#سریال #خاندان_اژدها قسمت دوم از فصل سوم با نام Queen's landing تا کنون امتیاز 9.5 را از سوی کاربران سایت IMDb دریافت کرده اس
#سریال #خاندان_اژدها قسمت دوم از فصل سوم با نام Queen's landing تا کنون امتیاز 9.5 را از سوی کاربران سایت IMDb دریافت کرده است. @winterfellir

دوستان عزیز گروه تا فردا بسته میشه برای بحث و تبادل نظر درباره قسمت دوم به گروه king's landing مراجعه کنید

Repost from Winterfell _Hotd
#سریال #خاندان_اژدها زیرنویس فارسی ا قسمت دوم فصل سوم. 🔥⚔❄️ @winterfellir

#سریال #خاندان_اژدها تصاویر بیشتر از قسمت دوم. 🔥⚔❄️ @winterfellir
+5
#سریال #خاندان_اژدها تصاویر بیشتر از قسمت دوم. 🔥⚔❄️ @winterfellir