آینده (عباس عبدی)
📈 Telegram kanali آینده (عباس عبدی) analitikasi
آینده (عباس عبدی) (@abdiabbas) Forsiy til segmentidagi kanali faol ishtirokchi. Hozirda hamjamiyat 30 479 obunachidan iborat bo'lib, Siyosat toifasida 1 966-o'rinni va Eron mintaqasida 11 417-o'rinni egallagan.
📊 Auditoriya ko‘rsatkichlari va dinamika
невідомо sanasidan buyon loyiha tez o‘sib, 30 479 obunachiga ega bo‘ldi.
02 Avgust, 2026 dagi oxirgi ma’lumotlarga ko‘ra kanal barqaror faollikka ega. Oxirgi 30 kunda obunachilar soni -90 ga, so‘nggi 24 soatda esa 4 ga o‘zgardi va umumiy qamrov yuqori darajada qolmoqda.
- Tasdiqlash holati: Tasdiqlanmagan
- Jalb etish (ER): Auditoriya o‘rtacha 24.09% darajada jalb etiladi. Nashrdan keyingi dastlabki 24 soatda kontent odatda umumiy obunachilar sonining N/A% ini tashkil etuvchi reaksiyalarni to‘playdi.
- Post qamrovi: Har bir post o‘rtacha 0 marta ko‘riladi; birinchi sutkada odatda 0 ta ko‘rish yig‘iladi.
- Reaksiyalar va o‘zaro ta’sir: Auditoriya faol: har bir postga o‘rtacha 0 ta reaksiya keladi.
- Tematik yo‘nalishlar: Kontent هممیهن, اعتراض, آقا, نهاد, ۱۴۰۴ kabi asosiy mavzularga jamlangan.
📝 Tavsif va kontent siyosati
Kanal uchun tavsif kiritilmagan.
Yuqori yangilanish chastotasi (oxirgi ma’lumot 03 Avgust, 2026 da olingan) sababli kanal doimo dolzarb va katta qamrovli bo‘lib qoladi. Analitika auditoriya kontent bilan faol hamkorlik qilishini, uni Siyosat toifasidagi muhim ta’sir nuqtasiga aylantirishini ko‘rsatadi.
Ma'lumot yuklanmoqda...
| Sana | Obunachilarni jalb qilish | Esdaliklar | Kanallar | |
| 02 Avgust | +6 | |||
| 01 Avgust | +1 |
| 2 | 🔴مهمترین زیرساخت کشور در جنگ
🔺اعتماد ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
✍️عباس عبدی
🔘آخرین یادداشت به نسبت بلندی که پیش از توقف نوشتن در ۲۲ دی ماه منتشر کردم، در باره آموزش و پرورش بود که عنوان "یتیم بودن آموزش" را برای آن برگزیدم. فکر نمیکردم به این زودی و بویژه پس از صد روز ننوشتن مجبور شوم دو باره به این مسأله مهم و تاثیرات جنگ بر آن بپردازم. من فرزند مدرسهای ندارم، لذا چندان درگیر مستقیم مسأله آموزش نیستم. ولی برخی از خوانندگان محترم لطف میکنند و بر حسب درگیری ذهنی و عملی خود موارد مهم را برای نوشتن یادداشت تذکر میدهند و بنده هم برحسب وظیفه با کارشناسان و افراد مطلع گفتگو میکنم و براساس چارچوب ذهنی و تحلیلی خود که بیان تبعات این جنگ است به موضوع میپردازم.
🔘واقعیت این است که وضعیت آموزش کشور از یتیم بودن گذشته و مطابق نظر کارشناسان امر در وضعیت خطیری قرار دارد. بهتر است آخرین فراز یادداشت قبلی را اینجا تکرار کنم که در پاسخ به پرسش چه باید کرد بود؟ نوشتم: ▪️"طبعاً این را کارشناسان آموزش و پرورش باید نظر دهند ولی لازمه هر تحولی، تغییر نگرش ساختار رسمی نسبت به فلسفه آموزش و پرورش و پذیرش اولویت آن در هر گونه برنامهریزی آیندهنگرانه است. آموزش برای دستیابی به علم، مهارتهای زندگی، اجتماعی شدن و ایجاد انگیزه نشاط و پیشرفت در آیندهسازان کشور است."▪️
🔘آن یادداشت به نسبت تحقیقی و ۲۵۰۰ کلمهای بلند تر از یادداشتهای متعارف بود و بخشی از مهمترین مسایل آموزش عمومی کشور را در حد مختصر و براساس دادهها و یافتههای موجود تحلیل کرده بود. ولی از آن تاریخ تا کنون که نزدیک به ۴ ماه میگذرد بعید است که آموزش و پرورش حتی در حد چند روز برقرار بوده است. البته توجه داریم که جنگ مانع جدی ماجرا بود. ولی نه پیش از جنگ، بویژه از ابتدای سال و نه پس از آتشبس و نه تا پایان سال آموزشی ۱۴۰۵ هیچ چشمانداز روشنی از بهبود وضعیت آموزش عمومی و حتی عالی دیده نمیشود. در این یادداشت میکوشم که نگاهی اجمالی به وضعیت مذکور بیندازم. دادههای آن از گفتگو با کارشناسان مستقل آموزش عمومی و منابع رسمی گرفته شده است.
https://telegra.ph/مهم%E2%80%8Cترین-زیرساخت-کشور-در-جنگ-05-08 | 11 226 |
| 3 | 🔴تذکر
🔘یادداشت دیروز با این گزاره پایان یافت که: "بدتر این که اکثریت مردم هم با تصمیماتی که یک اقلیت رانتی از کف خیابان تحمیل کنند همدلی نخواهند داشت. مبادا هم چوب خورده شود و هم پیاز."
🔘برداشت خلافی از این شده، گویی آنان که در خیابان هستند همه اقلیت و رانتی هستند. در حالی که معنای متن خلاف این است و کلمه "یک" پیش از اقلیت بیانگر این معناست. آنان که شعارهای افراطی در این جمعیت میدهند یک اقلیت رانتی هستند و الا این جمعیت بسیار متنوع و حتی بسیاری از منتقدان ساختار هم در آن فراوان هستند. | 6 849 |
| 4 | 🔴نتیحه جعل و تبعیض رسانهای
🔺اعتماد ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
✍️عباس عبدی
🔘گل بود به سبزه آراسته شد؛ پیش از جنگ هم دسترسی به اطلاعات و اخبار معتبر سخت بود، اکنون با وجود وضع امنیتی کشور مرز اخبار واقعی از جعلی مخدوشتر شده است. در فضای ملتهب کنونی برخی افراد اخباری را میگویند که یا دروغ است یا مرجعی برای تأیید و رد آنها نیست و کسی هم جرأت تکذیب عمومی آنها را ندارد، و در این فضای ارتباطی تبعیضآمیز، این اخبار برای مخاطبانِ آن خط خبری، پذیرفته شده تلقی میشوند و بر همان اساس موضعگیری میکنند.
🔘این کار اغلب از طرف تندروهای مجلس است که تحت نام نمایندگی هر چه بخواهند میگویند، و کسی هم در مقام اصلاح آنها برنمیآید، بویژه که تأیید و رد اخبارشان معنادار و مهم است. البته انان مثل هر شهروندی حق ابراز نظر ولو بیربط را دارند. ولی از طرف حکومت حرف زدن امر دیگری است.
🔘در کنار اینها تعداد زیادی موضوع وجود دارد که با زندگی روزمره مردم در ارتباط است ولی نه اظهار میشود و نه به تناسب مورد بحث و گفتگوی عمومی قرار میگیرند. اخبار بیکاریها، از دست دادن کسب و کار و درآمد، تورم و قیمتها، مسایل اجتماعی، رشد اقتصادی، خسارات دیگری که در راه است و... همه اینها میتواند درک جامعه و مردم را از آنچه که میگذرد بهبود بخشد و به واقعیت نزدیک نماید.
🔘برای نمونه یک نماینده ۵ روز پس از محاصره دریایی آمریکاییها در توییتر نوشت: ▪️«نفت ایران با قیمت تقریبا دو برابر قبل از جنگ در حال فروش است... اخذ عوارض از کشتیها در تنگه هرمز برقرار است... کشور مشکل صادرات و واردات ندارد. ترسوها به سیل خروشان ملت بپیوندند ...».▪️
🔘این خبر پس از محاصره آمریکا خلاف واقع و گمراه کننده است. ایران باید بتواند نفت را استخراج و صادر کند تا خسارات بزرگ فنی برای چاهها پیش نیاید و به منابع نفتی کشور خسارت وارد نشود. اکنون و با محاصره مزبور این مشکل کمکم بوجود خواهد آمد. مسأله مهمتر حذف درآمدهای حاصل از این وضع است. همچنین واردات از همسایگان گرانتر و با ریسک بالاتر خواهد بود.
🔘ایرادی ندارد که بگوییم همه اینها را باید تحمل کرد و جنگید، ولی چرا باید واقعیت را نگفت؟ آیا همین جعل خبر به معنای آن نیست که فقط با تحریف واقعیات است که میتوانند دیگران را با اتهام ترسو بودن، دعوت به پیوستن به سیل خروشان ملت کنند؟ و الا معلوم نیست اگر واقعیت را بگویند آیا کسی اطراف آنها خواهد ماند؟ گرچه واقعیت دیر یا زود آشکار خواهد شد ولی آن زمان برای جبران تبعات این جعلیات خیلی دیر خواهد بود.
🔘یکی دیگر از کارهای تندروهای طرفدار جنگ بیپایان، ایفای نقش سخنگویی از طرف رهبری است. معلوم نیست، اینها چگونه چنین ارتباطی دارند که خبر را به نحوی میگویند که گویی در آنجا حاضر بودهاند. این نوع خبرسازیها به جریانسازی میانجامد و در ذهن و روان تندروها رسوب میکند و تبعات خود را به کشور بار خواهد کرد.
🔘دیگری میگوید: ▪️«وقتی مردم درخیابان از محتوای مذاکره اطلاعی ندارند، چطور با فریادهای خود روی آن تأثیر بگذارند؟! میز مذاکره اگر حمایت خیابان را میخواهد، باید با او صادقانه سخن بگوید و اجازه ندهد تا خیابان، اخبار مذاکره را از دشمن بشنود.»▪️ خوبه که طرفدار شفافیت شدهاند، ولی مگر میز مذاکره بدون اجازه مقامات ذیصلاح چیده شده؟ بعلاوه کافیه خیابان برای طرفداران هر خط مشی، متمایز شود تا وزن آنان معلوم گردد. به این هم نیاز نیست. ابتدا توافق کنند، سپس برای تایید نظر مردم به رفراندوم گذاشته شود هر چه مردم گفتند قبوله.
🔘آن دیگری برای نمایش خود همسایگان را با ادبیات ترامپی تهدید میکند در حالی که معلوم نیست چه کاره است؟ دیگری در روزنامه خود نوشته که تنگه را باید حداقل ۱۰ سال پیش میبستیم ولی غربزدهها نگذاشتند. نویسنده یک لحظه هم فکر نمیکند، مگر کسی میخواست ببندد که غربزدهها نگذاشتند؟ مگر این اقدام همچون این بار، جز در اختیار رهبری نظام بود؟ بعلاوه ۵ سال پیش که همه خودی و یکدست شدید چرا تنگه را نبستید؟
🔘متاسفانه جریان سیاسی طرفدار جنگ با هدف پایان یافتن زیست متعارف در ایران، آزاد است هر رفتار رسانهای داشته باشد. در مقابل، دستان جریان طرفدار کوشش برای رسیدن به توافقی پایدار و به سود ایران به نسبت بسته است و جریان سوم ضد ایرانی نیز آزادانه از رسانههای فرامرزی کار خود را میکند. نتیجه این وضعیت به زیان کشور است. آنان بدون اطلاع دقیق از میدان و وضع کشور در پی ادامه جنگ هستند و برای سیاستگذاران جریانسازی میکنند. قطعا چنین تصمیماتی موفق و به سود کشور نخواهد بود، ولی تندروها مسئولیت هر شکستی را متوجه مجریان سیاستهای کلان خواهند نمود.
🔘🔘بدتر این که اکثریت مردم هم با تصمیماتی که یک اقلیت رانتی از کف خیابان تحمیل کنند همدلی نخواهند داشت. مبادا هم چوب خورده شود و هم پیاز. | 8 858 |
