میخواهم زنده بمانم
Kanalga Telegram’da o‘tish
روزمرگیهای یک جنگجوی تنها و مغلوب. 🦋🍂🪷🪴🐋🥑🪐🌙🌧🌂🌊🪶🎧📚 http://t.me/BluChtBot?start=63a7aa03badbaa8c8d41
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
552
Obunachilar
+124 soatlar
+107 kun
+8730 kun
Postlar arxiv
Repost from نیلسآ🪁
نیاز دارم یک ماه برم جایی که کسی اسمم رو ندونه. فقط بدونه چاییم رو کمرنگ میخورم، صبحها قبل از حرف زدن، چند دقیقه ساکتم، وقتی فکر میکنم به نقطهای خیره میشم، قبل از خوردنِ آخرین تیکهی کیک، چند ثانیه نگهش میدارم، پنجرهی بارونی رو بیشتر از تلویزیون دوست دارم، برگهای خشکِ قشنگ رو از روی زمین برمیدارم، صدای همزدنِ قاشق توی لیوانِ چایشیرین رو دوست دارم، پوستِ سیب رو قبل از دور انداختن چند لحظه بو میکنم و ... شاید آخرِ اون یک ماه، کسی اسمم رو بلد نباشه، اما میدونه یک آدمی اینجا زندگی میکرد که دلش هنوز با دنیا قهر نکرده بود.
من تا قبل از ۱۲ شب خوبم، دوام میآورم به خاطر زندگی. اما همین که ساعت از ۱۲ میگذرد، طناب داری ام به گردن خویش که تاول پاهایش چرک کرده است و خسته است. خیلی خسته.
[دستنویسهای من، روزی از ۱۴۰۴]
من تا قبل از ۱۲ شب خوبم، دوام میآورم به خاطر زندگی. اما همین که ساعت از ۱۲ میگذرد، طناب داری ام به گردن خویش که تاول پاهایش چکه کرده است و خسته است. خیلی خسته.
[دستنویسهای من، روزی از ۱۴۰۴]
کاش مغز آدم دکمهی روشن و خاموش داشت. ساعت ۱۲ شب خواموشش میکردی و بدون نشخوار تا خود صبح میخوابیدی.
ولی این قضیه که "وقتی جنازه از خودت نباشه، حلوا به دهنت شیرین میاد" رو هیچجوره نمیتونم هضمش کنم.
بهار همیشه منتظر میمونه،
منتظر اول برف،
منتظر آسمونِ پاییز،
منتظر هر لحظه است.
اما(بهار) همین الانه.
بهار، تابستون، پاییز و زمستون، همه همین الان هستن.
همین حالا که برگ ها توی باد حرکت میکنن
و با درخشش نور سفید توی آسمون میچرخن.
📽we are all trying here
Repost from مَطرود
♱ 〃فورواردکنید؛
علت مرگ تو زندگی قبلیتون رو حدس بزنم.
𝐒𝐭: 290 | برای چالش جوین نشید
Repost from •Callmeynt•
فور کن آدمبرفی جان؛ تا بگم چنلت توی کدوم شهرِ خیالی ساختهیِ ذهنِ یک نویسنده زندگی میکنه ...🪼
حتما اینجا جوین باش 🦢
بهار همیشه منتظر میمونه،
منتظر اول برف،
منتظر آسمونِ پاییز،
منتظر هر لحظه است.
اما(بهار) همین الانه.
بهار، تابستون، پاییز و زمستون، همه همین الان هستن.
همین حالا که برگ ها توی باد حرکت میکنن
و با درخشش نور سفید توی آسمون میچرخن.
📽we are all trying here
همهی داستانها، فقط فریادی هستن که ثابت کنن وجود داریم.
"به شکل دردناکی وجود دارم"
" به شکل بدی وجود دارم"
" به شکلی شاد وجود دارم"
"به شکل ترسناکی وجود دارم"
📽we are all trying here
Repost from مَرد سانفرانسیسکویی
دارم یککار رو انجام میدم ولی فشارش روی مغزم این شکلیه که انگار دارم هزارتا کار رو با هم انجام میدم. واقعا شبها یکوقتهایی از درد ناله میکنم، اینقدر که فشار زیادی رو در طول روز متحمل میشم.
زندگی بهم نشون داد، آدمها هر گزارهای که در تعریفِ خودشون به کار میبرن، به صورت کاملا عکس توی رفتارشون بهت نشون میدن و آدمهایی که ویترین زیبایی دارن، کاملا از درون خالی اند.
یه جاهایی یه سری حرفها، یه سری رفتارها باعث میشه موی همون زخمی پاره بشه که به جون کندن، بعد از بارها سرریز شدن باز گرهاش زدی.
